تبليغاتX

اين صفحه را صفحه ي خانگي خود کنيد

JavaScript Codes
کربلایی110 : علی اکبر محمدزاده - درختان و میوه های بهشتی

درباره وبلاگ

هر شهید کربلایی دارد که خاک آن کربلا تشنه خون اوست ،
و زمان انتظار می کشد تا پای آن شهید بدان کربلا رسد
و آنگاه خون شهید جاذبه ی خاک را خواهد شکست
و ظلمت را خواهد درید و معبری از نور خواهد گشود و روحش را از آن ،
به سفری خواهد برد که برای پیمودن آن
هیچ راهی جز شهادت وجود ندارد...



WebDarWeb

FREES.COO.IR

درختان و میوه های بهشتی
 

 

                                                  

 

 وصف درختان و میوه های بهشتی

 


«وَ أَصْحَـبُ الْیَمِینِ مَآ أَصْحَـبُ الْیَمِینِ * فِی سِدْرٍ مَخْضُودٍ* وَ طَلْحٍ مَنضُودٍ * وَ

ظِلٍّ مَمْدُودٍ * وَ مَآءٍ مَسْكُوبٍ * وَ فَـكِهَةٍ كَثِیرَةٍ * لاَ مَقْطُوعَةٍ وَ لاَ مَمْنُوعَة؛ و

اصحاب یمین و اهل سعادت؛ نمیدانی چه مقام و درجه ای دارند اصحاب یمین! در

درخت سدری كه خارهایش گرفته شده است، و درخت موزی كه میوه اش از پائین تا

بالا چیده شده است، و سایه كشیده و گسترده ای كه هیچوقت كم و كوتاه و زائل

نگردد، و آبی كه پیوسته بدون انقطاع جاری شود و ریخته گردد، و میوه های بسیاری

كه هیچگاه (بواسطه زمستان و امثال آن ) مقطوع نشود، و انسان (به واسطه سیری

و یا دوری و یا خاری و یا مرضی ) از خوردن آن ممنوع نگردد» (واقعه/27 تا 33). سِدْر

درخت معروفی است. و خَضَدَ یَخْضِدُ خَضْدًا فعل متعدّی و به معنای قطع كردن و از

بین بردن خارهای درخت است. و مَخْضود یعنی سِدری كه خارهایش گرفته شده

است؛ چون درخت سِدر خار دارد.

 

 
 


در تفسیر «الدّرّ المنثور» حاكم تخریج و تصحیح كرده، و بیهقی در بحث «بعث » از

أبوأمامه روایت كرده است كه اصحاب پیامبر(ص)می گفتند: ما از عَرب های بدوی و

سؤالاتشان استفاده می بریم. یك روز یك مرد أعرابی پیش آمد و به رسول خدا گفت:

یارَسولَ الله! در قرآن نام درختی برده شده است كه اذیّت میرساند؛ و من چنین نمی

بینم كه در بهشت درختی باشد كه صاحبش را آزار برساند! رسول خدا صلّی الله علیه

وآله وسلّم گفتند: آن درخت كدام است؟ اعرابی گفت: درخت سدر، چون خار دارد!

رسول الله گفتند: مگر خدا نمی فرماید: «فِی سِدْرٍ مَخْضُودٍ؛ سدری كه خارش

گرفته شده است »؟! خداوند آن را از هر خاری كه دارد پاك میكند و بجای محلّ هر

خار یك میوه ای قرار میدهد كه از آن میوه، میوه هائی روئیده می شود، و هر یك از

آن میوه ها شكافته می شود و هفتاد و دو رنگ از طعام پدید می آید كه هیچیك از

طعامها مشابه دیگری نیست! و طَلْح درخت موز است. و گفته شده است كه موز

نیست بلكه درختی است كه سایه خنك و تازه ای دارد. و نَضَدَ یَنْضِدُ نَضْدًا فعل

متعدّی است، یعنی متاع را بهم متّصل كرد و بعضی را به بعضی چسبانید و یا روی

هم ریخت. یعنی درخت موزی كه ثمرش از پائین تا بالا روی هم چیده شده است.

و در «مجمع البیان » وارد است كه عامّه از امیرالمومنین علی (ع) روایت كرده اند كه:

مردی در نزد آنحضرت «وَ طَلْحٍ مَنضُودٍ» قرائت كرد. حضرت گفتند: «مَاشَأْنُ الطَّلْحِ؟

إنَّمَا هُوَ «وَطَلْعٍ» كَقَوْلِهِ: وَ نَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِیمٌ؛ طَلْح چه معنی دارد؟! «طَلْع »

است؛ مثل گفتار خداوند: وَ نَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِیمٌ، یعنی درخت خرمائی كه غلاف میوه

اش شكسته شده و خرماها در درون آن، رو به رشد كردن آورده است». به حضرت

گفته شد: آیا تغییر نمیدهید این كلمه را؟ حضرت فرمود: «إِنَّ الْقُرْءَانَ لاَ یُهَاجُ الْیَوْمَ وَ

لاَ یُحَرَّكُ؛ در امروز قرآن، تحرّك پیدا نمی كند و جابجا نمی شود و دگرگونی پیدا نمی

كند». و این روایت را از آنحضرت، فرزندش حسن علیه السّلام و قَیس بن سَعد روایت

كرده اند.

«وَ فُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ * إِنَّآ أَنشَأْنَـهُنَّ إِنشَآءً * فَجَعَلْنَـهُنَّ أَبْكَارًا * عُرُبًا أَتْرَابًا؛ و فرش

های عالی! ما آن حوریّه ها را البتّه آفریدیم، و آنان را باكره قرار دادیم! و دارای غَنج و

ناز، و عاشق و مایل به شوهران خود نمودیم. و همگی همانند هم در سنّ و جوانی و

شادابی هستند» (آیات 34 تا 37 سوره واقعه). فُرُش جمع فِراش است به معنای

فرشی كه می گسترند و برروی آن می نشینند، ولیكن ممكن است در اینجا مراد از

فُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ زنان عالیقدر باشند كه در عقول و جمال و كمالشان رفیع القدر بوده

باشند؛ و شاهد آنكه زن را فِراش میگویند، و مناسب این معنی است كه بلافاصله

می فرماید: «إِنَّآ أَنشَأْنَـهُنَّ إِنشَآءً؛ ما آن زنان را خود آفریدیم و باكره قرار دادیم». و

عُرُب جمع عَروب است، و عَروب به زنی گویند كه به شوهرش پر مهر و محبّت و پر

عاطفه باشد، و یا دارای ناز و كرشمه باشد. و أتراب جمع تِرْب ـ با كسر و سكون ـ به

معنای مثل و شبیه است.

«لاِصْحَـبِ الْیَمِینِ * ثُلَّةٌ مِنَ الاْوَّلِینَ * وَ ثُلَّةٌ مِنَ ا لاْ خِرِینَ؛ آنچه گفته شد، برای

اصحاب یمین و اهل سعادت است كه جماعت كثیری از آنها از پیشینیان بوده اند، و

جماعت كثیری از پسینیان» (آیات 38 تا 40 سوره واقعه). باید دانست كه آنچه از

گفتار خدا: فِی سِدرٍ مَخْضُودٍ * وَ طَلْحٍ مَنضُودٍ * وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ تا اینجا كه

میرسد: فَجَعَلْنَـهُنَّ أَبْكَارًا، عُرُبًا أَتْرَابًا بیان شده است، همه متعلّق به خوبان و

اصحاب یمین است؛ و آنچه سابقاً بیان شد از گفتار خدا كه می فرماید: فِی جَنَّـتِ

النَّعِیمِ تا گفتارش كه: إِلاَّ قِیلاً سَلَـمًا سَلَـمًا، همه آنها متعلّق به سابقون و مقرّبون

است. و با دقّت در خصوصیّات آن مزایا، و خصوصیّات آنچه را كه برای اصحاب یمین بیان

فرموده است، أشرفیّت و أفضلیّت سابقین از اصحاب یمین مشهود میگردد.

معاد شناسی 10 صفحه 186 تا 196

+ نوشته شده در جمعه 1387/03/10ساعت 12:11 بعد از ظهر توسط كربلايي |