تبليغاتX
کربلایی110/علی اکبرمحمدزاده مازندرانی
 وبلاگ کربلایی 110 به زبان انگلیسی وعربی
 
  
 
مراقب افكارت  باش گفتارت مي شود
 مراقب گفتارت  باش رفتارت مي شود
مراقب رفتارت  باش عادت مي شود
مراقب عادتت  باش شخصيت مي شود
 مراقب شخصيتت  باش سرنوشت مي شود

  

|+| نوشته شده توسط كربلايي در یکشنبه 1389/12/01 و ساعت 4:0 
 اعمال و فضیلت روز دحوالارض

از حضرت علی(ع) روایت است که فرمود: «نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در روز بیست و پنجم ماه ذی‌القعده، روز دحوالارض بوده است. و هرکس این روز را روزه بدارد و شب آن را به عبادت بپردازد، به پاداش عبادت صد‌ساله رسیده است؛ عبادت صد ساله‌ای که روز‌های آن را به روزه و شب‌های آن را به عبادت گذرانیده است. و هر جماعتی که در این روز گِرد هم ایند و به ذکر پروردگار بپردازند، پراکنده نخواهند شد مگر آنکه خواسته‌های آنان برآورده خواهد شد و در این روز هزاران رحمت از سوی پروردگار نازل می‌شود که نودونه درصد آن از آنِ کسانی است که روزش را به روزه و ذکر مشغول باشند و شبش را به احیا و عبادت».

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1388/08/20 و ساعت 12:13  
 کم سخن و پُرعمل/غیبت نمودن

کم سخن و پُرعمل

قالَ رسولُ الله (صلی الله علیه وآله) :

إذا رَأيتمُ المُؤمنَ صَموتاً فَادنَوا منه فإنَّه يُلقّى الحكمة ؛ والمؤمنُ قليلُ الكلام   كثيرُ العَمَل ، والمنافِقُ كثيرُالكلام  قليلُ العَمَل .

رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) فرمودند :

هرگاه دیدید که انسان مؤمنی بسیار اهل صَمت وسکوت است ، به سراغ او بروید ؛ زیرا او حکمت را به شما إلقاء مینماید !

انسان مؤمن ، کم سخن وپرکار است ، ولی منافق ، پرسخن و  کم کار !

بحارالانوارج1/ كتاب العقل والعلم والجهل  ص157


 غیبت نمودن

قالَ رسولُ الله (صلی الله علیه وآله) :

مَن اغتابَ مُسلمًا اَو مُسلمةً لم یَقبَلِ اللهُ تعالی صلاتَهُ وَ لاصِیَامَهُ اربعینَ یومًا وَ لیلةً اِلا ان یَغفِرَ لَهُ صَاحِبُه .

رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند :

هر كه از مرد يا زن مسلمانى غيبت كند ، خداوند تعالى تا چهل شبانه روز نه نماز او را مى پذيرد ، و نه روزه اش را ؛ مگر اين كه غيبت شونده او را ببخشد .

میزان الحکمه ج7ص3114

|+| نوشته شده توسط كربلايي در سه شنبه 1388/08/05 و ساعت 12:44  
 حدیث سلسلة الذهب

[تصویر: f15qr.gif]

حدیث سلسلة الذهب یعنی حدیث راوی طلایی. سلسله یعنی رشته در نقل احادیث. راوی مثلا می گفت من روایت می کنم از احمد، احمد روایت می کرد از محمود، محمود روایت می کرد از خالد، او می گفت از زراره، او می گفت از محمد بن مسلم تا می رسید به امام. اینها را می گفتند " سلسله " یعنی سلسله راویان. این حدیثی که می خواهم نقل کنم بعدها علمای حدیث اسمش را گذاشتند " حدیث سلسلة الذهب " یعنی .........

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط كربلايي در یکشنبه 1388/08/03 و ساعت 11:43  
 صفات شيعه از نظر اهل بيت عليهم السلام3

 

[تصویر: f15qr.gif]

قال الصادق عليه السلام

يَا اْبنَ جُندَب إنَّما شِيعَتنا يُعرَفُونَ بِخِصالٍ شَتّي
بِالسِّخاءِ وَ اْلبَذلِ لِلاخْوانِ وَ بِأنْ يُصَلُّوا اْلخَمْسِين ليلاً وَنهاراً شِيعَتنا لا يهرُّون هرير اْلكَلب
وَ لايطمَعُون طَمعَ اْلغُراب وَ لايجاورون لنا عَدُوّاً وَ لايساَلُون لنا مُبغِضاً وَ لَو ماتُوا جوعاً
شِيعَتنا لايَأكُلُون اْلجَرِّيّ وَ لايَمسحُونَ عَلي اْلخُفّين وَ يُحافِظُون عَلَي الزَّوالِ وَ لايَشرِبُونَ مُسكِراً

[تصویر: f15qr.gif]

امام صادق عليه السلام فرمود

اي پسر جندب! همانا شيعيان ما به چند خصلت شناخته مي شوند به سخاوت و بخشش به برادران *
وبه پنجاه ركعت نمازدرشبانه روز(17ركعت واجب وبقيه نوافل *
شيعه ماچون سگ زوزه نكشند(عربده كشي به راه نمي اندازند *
و چون كلاغ طمع نورزند *
و بادشمن ما مجاورت نكنند ( با دشمنان اسلام همراهي نمي كنند *
و گدايي از دشمن ما نكنند اگر چه از گرسنگي بميرند *
شيعه ما مارماهي نخورند ( و هر نوع غذاي حرام نخورند *
و بر روي كفش مسح نكشند *
و نماز ظهررا دراول وقت بخوانند *
و شراب و هر نوع مست كننده اي ننوشند *

[تصویر: f15qr.gif]

تحف العقول ص 314

|+| نوشته شده توسط كربلايي در جمعه 1388/07/17 و ساعت 22:39  
 صفات شيعه از نظر اهل بيت عليهم السلام2

 

[تصویر: f15qr.gif]

قال الباقر عليه السلام

إنَّما شيعَةُ عليّ عليه السلام

المُتبَاذِلوُن فِي ولايَتنَا *

المُتحَابّوُن فِي مَوَدّتنَا *

المُتزاوِروُن لإحياءِ أمْرنَا *

الَّذين إذا غَضبوُا لَمْ يَظْلِموُا *

وَ إذا رَضوُا لَمْ يَسْرفوُا *

بَرَكَة علَي مَنْ جاوَروُا *

سلم لِمَنْ خالطوُا *

امام باقر عليه السلام فرمود

[تصویر: f15qr.gif]

همانا شيعه و پيرو اميرالمؤمنين علي (عليه السلام ) كساني هستند كه در راه ولايت و دوستي ما نسبت به هم سخاوت و بخشش دارند *

به دليل عشق و محبت به ما، نسبت به هم اظهار علاقه و دوستي مي كنند *

براي زنده نگه داشتن دستورات ما از هم ديدن مي كنند *

آنها كساني هستند كه به هنگام خشم و غضب بر كسي ظلم نمي كنند *

و به هنگام خوشي و شادي، اسراف نمي كنند *

براي همسايگان خود مايه بركت هستند *

و با مردم به خوبي معاشرت مي كنند

[تصویر: f15qr.gif]

تحف العقول ص 310

|+| نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1388/07/15 و ساعت 5:0  
 صفات شيعه از نظر اهل بيت عليهم السلام1

 

[تصویر: f15qr.gif]

قال الباقر عليه السلام

ما شيعَتنا إلاّ مَن اتَّقي اللهَ وَ أطاعَه *

وَ مَا كانوُا يُعْرفوُن إلاّ بالتَّواضُع وَ التَّخَشُّع *

وَ أداءِ اْلأمانَة *

وَ كَثْرَة ذِكْرالله *

وَالصَّوم وَالصَّلاة *

وَاْلبرّ باْلوالِدَيْن *

وَ تَعَهُدِ اْلجيران مِنَ اْلفُقَراءِ وَ ذَوِ اْلمَسْكنَةِ وَ اْلغارِمين وَ اْلأيتام *

وَ صِدْقِ اْلحَديث *

وَ تَلاوَةِ اْلقُرآن *

وَ كَفِّ اْلألْسُن عَن النّاس إلاّ مِنْ خَيْرٍ *

وَ كانوُا اُمَناءَ عَشائرهم فيِ اْلأشياء *

[تصویر: f15qr.gif]

امام باقر عليه السلام فرمود

شيعه مانيست مگرآن كس كه ازخداپرواداشته وتقوا پيشه كندوازاواطاعت نمايد *

شيعيان مافقط به اين صفات شناخته مي شوند

فروتن وافتاده هستند *

امانتها را به صاحبانش بر مي گردانند *

زياد به ياد خدا هستند *

نماز مي خوانند و روزه مي گيرند *

به پدر و مادر خود نيكي مي كنند *

به همسايگان فقير، مستمند، قرض دار و يتيم و بي سرپرست كمك مي كنند *

در سخن گفتن، راستگو هستند *

هميشه قرآن تلاوت مي كنند *

بدي هاي زبان خود را از مردم حفظ مي كنند *

در ميان مردم خود، امين هستند *

[تصویر: f15qr.gif]

تحف العقول ص 215  

|+| نوشته شده توسط كربلايي در سه شنبه 1388/07/14 و ساعت 13:43  
 دل کندن از خانۀ فریب ودل بستن به خانه جاودانگی

 

دل کندن از خان فریب  و

دل بستن به خانه جاودانگی

عن زیدبن علی قال‌: سمعت‌ أبي‌ علي‌ بن‌ الحسين‌ عليهما السّلام‌ ليلة‌ سبع‌ و عشرين‌ من‌ شهر رمضان‌ يقول‌ من‌ أوّل‌ الليلة‌ إلي‌ آخرها: اللّهم‌ ارزُقنا التَجَافيَ‌ عن‌ دَارِ الغُروُر وَ الإنابَةَ‌ إلي‌ دارِالخُلُودِ وَ الاِستِعدادَ لِلمَوتِ‌ قبلَ‌ حُلوُل‌ الفَوت‌ِ !

[تصویر: f15qr.gif]

سيّد بن‌ طاووس (قدّس سرّه)‌ از زید بن علی روایت نموده است که گفت : شنیدم پدرم حضرت علیّ بن الحسین علیه السلام در شب بیست وهفتم ماه رمضان از اوّل شب تا آخر آن میگفت :

اللّهم‌ ارزُقنا التَجَافيَ‌ عن‌ دَارِ الغُروُر وَ الإنابَةَ‌ إلي‌ دارِالخُلُودِ وَ الاِستِعدادَ لِلمَوتِ‌ قبلَ‌ حُلوُل‌ الفَوت‌ِ !

[تصویر: f15qr.gif]

(بارپروردگارا ! به ما روزی بفرما دل کندن و خارج شدن از خانه فریب را ؛ و میل و رجوع نمودن به خانه همیشگی و آماده شدن برای مرگ را قبل از تمام شدن فرصت !)

 

«اقبال» ص‌ 228

|+| نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1388/07/06 و ساعت 2:1  
 فرشتگان ، مشتاق او هستند

 

فرشتگان ، مشتاق او هستند

قالَ رسولُ الله (صلی الله علیه وآله) :

مَـن كـثُـرَ تـسـبـيـحُـه وتـمجيدُه ، وقلَّ طعامُهُ وشرابُه ومنامُه ، اشتاقَتهُ المَلائِكةُ .

[تصویر: f15qr.gif]

رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند :

هـر كـه زيـاد تـسبيح و تمجيد حقّ كند و كم خورد و كم نوشد و كم خوابد ، فرشتگان مشتاق او شوند .

میزان الحکمه ج1ص156

|+| نوشته شده توسط كربلايي در پنجشنبه 1388/07/02 و ساعت 3:31  
 تقرّب بسوى خداونددر ماه رمضان

تقرّب بسوى خداوند

 در ماه رمضان

(قسمتى از دعاى حضرت سجّادعليه السلام)

[تصویر: f15qr.gif]

وَ وَفّقْنَا فِيهِ لِأَنْ نَصِلَ أَرْحَامَنَا بِالْبِرّ وَ الصّلَةِ ، وَ أَنْ نَتَعَاهَدَ جِيرَانَنَا بِالْإِفْضَالِ وَ الْعَطِيّةِ ، وَ أَنْ نُخَلّصَ أَمْوَالَنَا مِنَ التّبِعَاتِ ، وَ أَنْ نُطَهّرَهَا بِإِخْرَاجِ الزّكَوَاتِ ، وَ أَنْ نُرَاجِعَ مَنْ هَاجَرَنَا ، وَ أَنْ نُنْصِفَ مَنْ ظَلَمَنَا  وَ أَنْ نُسَالِمَ مَنْ عَادَانَا حَاشَى مَنْ عُودِيَ فِيكَ وَ لَكَ ، فَإِنّهُ الْعَدُوّ الّذِي  لا نُوَالِيهِ ، وَ الْحِزْبُ الّذِي لا نُصَافِيهِ . وَ أَنْ نَتَقَرّبَ إِلَيْكَ فِيهِ مِنَ الْأَعْمَالِ الزّاكِيَةِ بِما تُطَهّرُنَا بِهِ مِنَ الذّنُوبِ ، وَ تَعْصِمُنَا فِيهِ مِمّا نَسْتَأْنِفُ :‏

[تصویر: f15qr.gif]

و ما را در اين ماه موفق دار كه بوسيله برّ و احسان ، به خويشان خود بپيونديم (صله ارحام نمائيم) ؛ و با انعام و بخشش ، به همسايگان خود رسيدگى نمائيم ؛ و اموالمان را از مظالم و حقوق بپيرائيم ؛ و با بيرون كردن زكات ، آن را پاك گردانيم ؛ و به آنكه از ما دورى كرده باز گرديم ؛ و با آنكه بما دشمنى كرده آشتى كنيم ، مگر آن كس كه براى تو با او دشمنى شده باشد ، زيرا او دشمنى است كه ما با او دوستى نمى‏كنيم ، و حزبى است كه با او صاف نمى‏شويم .

و ما را توفيق ده بر اينكه در اين ماه ، بتو تقرُّب جوئيم بوسيله اعمال شايسته‏اى كه ما را به آن از گناهان پاك گردانى ، و از تجديد عيوب در اين ماه باز گردانى !

[تصویر: f15qr.gif]

صحيفه سجّاديه/ دعاى44

|+| نوشته شده توسط كربلايي در سه شنبه 1388/06/17 و ساعت 7:47  
 حدیث زیبا و مشکل

حدیث زیبا و مشکل

قالَ رسولُ الله(ص)ـ لجابربن عبدالله:یاجابرُ!هذاشهرُ رمضان؛من صامَ نهارهُ وقام وِردًا من لیله،وعفَّ بطنه و فرجه،وکف لسانه،خرج من ذنوبه کخروجه من الشهر.فقال جابر:یارسولَ الله ماأحسن هذاالحدیث !فقال رسول الله (ص) : یاجابر ! و ما أشدَّ هذه الشروط  !

رسول اکرم(ص)به جابر بن عبداللّه فرمودند:

[تصویر: f15qr.gif]

اى جابر! در اين ماه رمضان هر كس روز آن را روزه بـدارد و جـزئى از شـبش را به عبادت پردازد  و شكم و شرمگاه خويش را پاك نگه دارد و زبانش را حفظ كند ، همان طور كه ازاين ماه خارج مى شود ، از گناهان خويش خارج شود .

جابرگفت : چه زيباست اين حديث ؟! رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود : اى جابر! و چه سخت است رعايت اين شروط ؟!

میزان الحکمه ج7ص3214

|+| نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1388/06/16 و ساعت 9:28  
 روزه جسم و روزه روح

روزه جسم و روزه روح

قال امیرُالمؤمنین (علیه السلام) :

صومُ الجَسد الإمساکُ عن الأغذیة بإرادةٍ واختیارٍ خوفاً من العِقاب ورغبةً فی الثواب والأجر . صومُ النَّفس إمساکُ الحَواسِّ الخَمس عن سائِر المأثم و خُلوُّ القلبِ عن جمیع اسباب الشرِّ .

حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) :

 [تصویر: f15qr.gif]

روزه تـن ، عـبـارت اسـت از خـوددارى با اراده و اختيار از خوردن غذاها ، به انگيزه ترس ازكيفر و رغـبـت بـه ثـواب .

و روزه نفس ، عبارت است از نگهداشتن حواسّ پنجگانه از ديگر گناهان ، و خالى كردن دل از همه عوامل بدى .

[تصویر: f15qr.gif]

میزان الحکمه ج7ص3212

|+| نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1388/06/16 و ساعت 3:21  
 دعاى بسيار با اهميّت

دعاى بسيار با اهميّت

[تصویر: f15qr.gif]

در «مفاتيح‌ الجنان‌» فصل‌ هفتم‌ از باب‌ اوّل‌ در ذكر بعض‌ آيات‌ و دعاهاي‌ نافعه‌ مختصره‌ ص‌ 113 و 114 گويد: شيخ‌ كفعمي‌ در «بلَدُ الامين‌» دعائي‌ از حضرت‌ إمام‌ زين‌ العابدين‌ عليه‌ السّلام‌ نقل‌ كرده‌ و فرموده‌ اين‌ دعا را مقاتل‌ بن‌ سليمان‌ از آنحضرت‌ روايت‌ كرده‌ و هم‌ گفته‌: هر كه‌ صد مرتبه‌ آنرا بخواند و دعايش‌ مستجاب‌ نگردد، لعنت‌ كند مقاتل‌ را:إلَهِي‌ كَيْفَ أَدْعُوكَ وَ أَنَا أَنَا؟! وَ كَيْفَ أَقْطَعُ رَجَآئِي‌ مِنْكَ وَ أَنْتَ أَنْتَ؟!  إلَهِي‌ إذَا لَمْ أَسْأَلْكَ فَتُعْطِيَنِي‌، فَمَنْ ذَا الَّذِي‌ أَسْأَلُهُ فَيُعْطِيَنِي‌؟!  إلَهِي‌ إذَا لَمْ أدْعُكَ فَتَسْتَجِيبَ لِي‌، فَمَنْ ذَا الَّذِي‌ أَدْعُوهُ فَيَسْتَجِيبَ لِي‌؟!  إلَهِي‌ إذَا لَمْ أَتَضَرَّعْ إلَيْكَ فَتَرْحَمَنِي‌، فَمَنْ ذَا الَّذِي‌ أَتَضَرَّعُ إلَيْهِ فَيَرْحَمَنِي‌؟!  إلَهِي‌ فَكَمَا فَلَقْتَ الْبَحْرَ لِمُوسَي‌ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ نَجَّيْتَهُ، أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَي‌ مُحَمَّدٍ وَ ءَالِ مُحَمَّدٍ، وَ أَنْ تُنَجِّيَنِي‌ مِمَّا أَنَا فِيهِ، وَ تُفَرِّجَ عَنِّي‌ فَرَجًا عَاجِلاً غَيْرَ ءَاجِلٍ؛ بِفَضْلِكَ وَ رَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .

[تصویر: f15qr.gif]

[ خدای من ! چگونه تو را بخوانم در حالی که من ، من هستم (بنده سراپا گناه و تقصیر) ؟!  و چگونه امیدم را از تو قطع کنم در حالی که تو، تو هستی (خدای بزرگ ومهربانترین مهربانان ) ؟! خدای من ! اگر از تو سؤال نکنم که به من عطا کنی ، پس از چه کسی سؤال کنم که عطا نماید ؟! خدای من ! اگر تو را نخوانم تا مرا اجابت کنی ، پس که را بخوانم که دعای مرا اجابت کند؟! خدای من ! اگر بسوی تو زاری نکنم تا مرا مورد ترحّم خویش قرار دهی ، پس به که زاری کنم تا مرا ترحّم نماید؟! خدایا ! همانطور که دریا را برای موسی علیه السلام شکافتی و او را نجات دادی از تو می خواهم که درود و رحمتت را بر محمد و خاندانش بفرستی و مرا ازآنچه در آن هستم نجات دهی ؛ و برای من فرج و گشایش سریعی (نه دور) حاصل فرمایی ؛ با فضل و رحمتت ای مهربانت ترین مهربانان ! ]

 [تصویر: f15qr.gif]

|+| نوشته شده توسط كربلايي در یکشنبه 1388/06/15 و ساعت 4:1  
 تارکِ نماز

 

تارکِ نماز

 

 قالَ رسولُ الله (ص) :

  الصَّلاةُ عِمَادُ الدِّینِ ؛ فمَن ترَکَ صَلاتَه مُتَعَمِّدًا فقد هدَمَ دینَه ؛ ومَن ترَک اوقاتَها یدخل الوَیلَ ،  والوَیلُ وادٍ فی جهنَّمَ کما قال الله تعالی :  « فوَیلٌ لِلمُصَلِّینَ الَّذینَ هُم عن صَلاتِهِم سَاهُونَ » .

 رسول اکرم (ص) فرمودند :

 نماز ، ستون دين است ؛ پس هر كه نماز خود را عمدا نخواند ، دين خود را ويران كرده  است ! وهر كه آن را در وقـتـش نـخواند ، به وَيل درآيد ، و ويل درّه اى است در دوزخ چنان كه خداى تعالى فرموده است : « ويل براى نمازگزاران ، همانان كه از نماز خود غافلند » .

میزان الحکمه ج7ص
|+| نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1388/06/09 و ساعت 3:50  
 سيرهء وروش حضرت مهدي (ع) در پوشيدن لباس
سيرهء وروش حضرت مهدي (ع) در پوشيدن لباس

متن حديث

1905 - ( الإمام الصادق عليه السلام ) " إن عليا عليه السلام كان عندكم فأتى بني ديوان ، واشترى ثلاثة أثواب بدينار ، القميص إلى فوق الكعب والإزار إلى نصف الساق ، والرداء من بين يديه إلى ثدييه ومن خلفه إلى إلييه ، ثم دفع يده إلى السماء ، فلم يزل يحمد الله على ما كساه حتى دخل منزله ثم قال : هذا اللباس الذي ينبغي للمسلمين أن يلبسوه ، قال أبو عبد الله عليه السلام : ولكن لا يقدرون أن يلبسوا هذا اليوم ولو فعلناه لقالوا مجنون ولقالوا : مراء ، والله تعالى يقول : " وثيابك فطهر قال : وثيابك ارفعها ولا تجرها ، وإذا قام قائمنا كان هذا اللباس "

* * *

* حديث شماره : 1905 *
* ابو خديجة ، از معلى بن خنيس از امام صادق عليه السلام روايت كرده است : همانا علي عليه السلام نزد شما بود ، نزد بنى ديوان رفت ، وسه عدد لباس را به يك دينار خريد ، پيراهنى كه بلندى آن تا قوزك پا ( فوق الكعب ) بود ، وتكه بالاى احرام ( إزار ) كه تا نصف ساق پا مى رسيد ، ورداء ( شبيه عبا ) كه از جلو قسمت بالاى بدن را ، واز پشت سر تا وسط را مى پوشاند ، آنگاه دستهاى خود را به آسمان بلند كرد وبر نعمت آن پوشش تا رسيدن به منزل ، خدا را حمد وسپاس مى گفت ، بعد فرمود : سزاوار است مسلمانها اينگونه لباس بپوشند . [ مطابق روايت ] امام صادق عليه السلام فرمود : ولى مسلمانها امروز نمى توانند اينگونه لباس بپوشند واگر ما اينگونه لباس بپوشيم مى گويند ديوانه است ، وگفتند : ريا كار است ، خداوند متعال مىفرمايد : ( وثيابك فطهر ) ( ولباسهاى خود را پاكيزه كن ) آنگاه فرمود : ولباسهايت را بالا بگير وآنها را به زمين نكش ، زمانى كه قائم ما قيام كند لباس اينگونه است .

منبع حديث

1905 - المصادر :
* : الكافي : ج 6 ص 455 ح 2 - الحسين بن محمد ، عن معلى بن محمد ، عن الحسن بن علي الوشاء ، عن أحمد بن عائذ ، عن أبي خديجة ، عن معلى بن خنيس ، عن أبي عبد الله عليه السلام قال : -
* : وسائل الشيعة : ج 3 ص 365 - 366 ح 7 - عن الكافي وفيه " تلبسوها " .
* : حلية الأبرار : ج 1 ص 341 ب 26 - كما في الكافي عن محمد بن يعقوب .
وفي : ج 2 ص 575 ب 17 - كما في الكافي عن محمد بن يعقوب .
* : البرهان : ج 4 ص 399 - 400 ح 2 - عن الكافي .
* : غاية المرام : ص 669 ب 130 ح 4 - كما في الكافي بتفاوت يسير عن ابن يعقوب .
* : البحار : ج 41 ص 159 ب 106 ح 52 - عن الكافي .
* : نور الثقلين : ج 5 ص 453 ح 6 - عن الكافي

|+| نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1388/05/14 و ساعت 11:38  
 هنگام ظهور بعضي از مدعيان ولايت آن حضرت از ولايتش خارج مي شوند
هنگام ظهور حضرت مهدي (ع)
بعضي از مدعيان ولايت آن حضرت از ولايتش خارج مي شوند

متن حديث

977 - " لينصرن الله هذا الامر بمن لا خلاف له ، ولو قد جاء أمرنا لقد خرج منه من هو اليوم مقيم على عبادة الأوثان "

* * *

* حديث شماره : 977 *
* مثنى ، از ابوبصير ، از امام صادق عليه السلام : روايت كرده است كه فرمود : خداوند اين امر ( قيام حضرت مهدى عليه السلام ) را بوسيلهء كسانى يارى مى نمايد كه هيج ارزش واعتبارى در دين ندارند ( يعنى دشمنان دوست مى شوند ودين را يارى مى نمايند ) اگر اين امر واقع شود كسانى از آن خارج خواهند شد كه امروز بت پرست مى باشند ( شايد مراد اينستكه كسانى كه امروز به ظاهر شيعه بوده ولى در واقع منافق وبت پرست مى باشند از قيام حضرت خارج خواهند شد )

منبع حديث

977 - المصادر :
* : الفضل بن شاذان : على ما في غيبة الطوسي .
* : غيبة الطوسي : ص 273 - عنه ( الفضل ) ، عن علي بن الحكم ، عن المثنى ، عن أبي بصير ( قال ) قال أبو عبد الله عليه السلام : -
* : البحار : ج 52 ص 329 ب 27 ح 49 - عن غيبة الطوسي .
* : بشارة الاسلام : ص 230 ب 3 - عن غيبة الطوسي .

|+| نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1388/05/14 و ساعت 11:35  
 صفات اصحاب خاص حضرت مهدي (ع)
صفات اصحاب خاص حضرت مهدي (ع) واينكه آنان بهترين امتند

متن حديث

1459 - ( الإمام الرضا عليه السلام ) " وذلك والله أن لو قد قام قائمنا يجمع الله إليه شيعتنا من جميع البلدان "

* * *

* حديث شماره : 1459 *
* اين روايت مرسلا از ابو سمينه ، از امام رضا عليه السلام دربارهء شأن نزول اين آيهء شريفه : ( ( اين ما تكونوا يأت بكم الله جميعا ) ) ( هرجا باشيد خداوند همه شما را حاضر مى كند ) نقل شده كه فرمود : به خداوند سوگند آنگاه كه قائم ما قيام نمايد خداوند شيعيان ما را از تمام نقاط گرد او جمع مى كند .

منبع حديث

1459 - المصادر :
* : العياشي : ج 1 ص 66 ح 117 - مرسلا عن أبي سمينة ، عن مولى لأبي الحسن قال سألت أبا الحسن عليه السلام عن قوله : أينما تكونوا يأت بكم الله جميعا ، قال : -
* : مجمع البيان : ج 1 ص 231 - كما في العياشي بتفاوت يسير ، وقال " وروي في أخبار أهل البيت عليهم السلام أن المراد به أصحاب المهدي في آخر الزمان قال الرضا عليه السلام " .
* : الصافي : ج 1 ص 201 - عن مجمع البيان ، والعياشي .
* : إثبات الهداة : ج 3 ص 524 ب 32 ف 21 ح 415 - عن مجمع البيان .
وفي : ص 548 ب 32 ف 28 ح 546 - عن العياشي .
* : البرهان : ج 1 ص 164 ح 11 - عن العياشي ، وفي سنده " لابن أبي الحسن " .
* : المحجة : ص 25 - عن العياشي .
* : البحار : ج 52 ص 291 ب 26 ح 37 - عن العياشي .
* : نور الثقلين : ج 1 ص 140 ح 428 - عن مجمع البيان .
* : منتخب الأثر : ص 477 ف 7 ب 5 ح 2 - عن غاية المرام والظاهر عن المحجة

|+| نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1388/05/14 و ساعت 11:32  
 احترام به مسلمانان ، لازمۀ ایمان

احترام به مسلمانان ، لازمۀ ایمان

الامـامُ الـصَّادق (علیه السلام) :

لا يُعظِّم حُرمة المُسلمين الا من عظَّم اللّه حُرمتَه على المسلمين . و مَن كان ابلغَ حرمةً للّهِ ورسولِه كان اشدَّ حرمة للمُسلِمين .

امـام صادق (عليه السلام) فرمودند :

حُرمت مسلمانان را ارج نمى نهد مگر آن كسى كه خداوند حُرمتش را در ميان مسلمانان زياد كرده است و هر كه خدا و پيامبر را بيشتر حُرمت نهد ، به مسلمانان بيشتر احترام گذارد .

میزان الحکمه ج1ص86

|+| نوشته شده توسط كربلايي در سه شنبه 1388/04/30 و ساعت 11:3  
 اصلى‏ترين شرط اجابت دعا

اصلى‏ترين شرط اجابت دعا

 

از وعده‏هاي خداوند متعال اجابت دعاى نيايشگران است، ليكن تحقق اين وعده منوط به تحقق حقيقت دعا از سوى داعى است و حقيقت دعا عبارت است از اين كه «انسان خود را در برابر خداوند متعال نيازمند مطلق ببيند و با پرستش او درصدد جلب عنايت و رحمت او برآيد».
شناخت و جزم قلبي به اين حقيقت امري ساده و تحقق آن امري آسان و سهل الوصول نيست، بلكه مقدماتي براي رسيدن به اين مقام لازم است. در روايات شريفه اهل بيت عليهم‏السلام مقدماتي براي تحقق حقيقت دعا ذكر شده است كه اشاره‏اي گذرا به آن سودمند است.
اين مقدمات عبارتند از:

1. شناخت
امام كاظم عليه‏السلام نقل ميكند عدّه‏اى به [امام] صادق عليه‏السلام گفتند: دعا مى‏كنيم؛ امّا دعايمان مستجاب نمى‏شود! ايشان فرمود: لِأَنَّكُم تَدعونَ مَن لا تَعرِفونَهُ؛(1)
چون شما كسى را مى‏خوانيد كه نمى‏شناسيدش.

2. اخلاص
امام على عليه‏السلام: عَلَيكَ بِإِخلاصِ الدُّعاءِ؛ فَإِنَّهُ أخلَقُ بِالإِجابَةِ؛(2)
بر تو باد اخلاص داشتن در دعا؛ زيرا چنين دعايى، به اجابت، سزاوارتر است.

3. عمل
امام على عليه‏السلام: مَن عَظَّمَ أوامِرَ اللّه‏ِ أجابَ سُؤالَهُ؛(3)
هر كس اوامر خداوند را بزرگ شمارد، خداوند درخواست او را جواب مى‏دهد.

4. پاك بودن درآمد و خوراك
امام صادق عليه‏السلام: إذا أرادَ أحَدُكُم أن يُستَجابَ لَهُ، فَليُطَيِّب كَسبَهُ، وَليَخرُج مِن مَظالِمِ النّاسِ، وإنَّ اللّه‏َ لا يُرفَعُ إلَيهِ دُعاءُ عَبدٍ وفي بَطنِهِ حَرامٌ، أو عِندَهُ مَظلِمَةٌ لِأَحَدٍ مِن خَلقِهِ؛(4)
هر گاه فردى از شما خواست دعايش مستجاب شود، درآمدش را پاك گرداند و از زير بار حقوق مردم بيرون برود. دعاى بنده‏اى كه در شكمش حرام باشد، يا حقّ يكى از خلق خدا به گردنش باشد، به درگاه خداوند بالا نمى‏رود.

5. حضور قلب
امام صادق عليه‏السلام: إنَّ اللّه‏َ عز و جل لا يَستَجيبُ دُعاءً بِظَهرِ قَلبٍ ساهٍ، فَإِذا دَعَوتَ فَأَقبِل بِقَلبِكَ، ثُمَّ استَيقِن بِالإِجابَةِ؛(5)
خداوند دعايى را كه از روى دلِ غافل باشد، نمى‏پذيرد. پس هر گاه دعا كردى، با دلت رو كن، آن گاه به اجابت، يقين داشته باش.

6. حالت انقطاع
مصباح الشريعة ـ در آنچه به امام صادق عليه‏السلام نسبت داده است ـ : سُئِلَ رَسولُ اللّه‏ِ صلى الله عليه و آله عَنِ اسمِ اللّه‏ِ الأَعظَمِ، قالَ: كُلُّ اسمٍ مِن أسماءِ اللّه‏ِ، فَفَرِّغ قَلبَكَ عَن كُلِّ ما سِواهُ، وَادعُهُ بِأَيِّ اسمٍ شِئتَ؛ فَلَيسَ فِي الحَقيقَةِ للّه‏ِِ اسمٌ دونَ اسمٍ، بَل هُوَ الواحِدُ القَهّارُ؛(6)
از پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله درباره اسم اعظم خدا سؤال شد. فرمود: همه نام‏هاى خدا اسم اعظم‏اند. پس، دلت را از هر آنچه جز اوست، خالى گردان و آن گاه او را با هر نامى كه خواستى، بخوان؛ زيرا در حقيقت براى خداوند، نام خاصّى نيست؛ بلكه او يكتاى قهّار است.

اصلى‏ترين و محوري‏ترين شرط اجابت دعا

بررسي متون ديني و تامل در آن، خصوصا روايات مرتبط با مساله اجابت دعا، ما را به اين نكته رهنمون ميسازد كه همه اين مقدمات و نكاتي كه درباره اجابت دعا مطرح شده است به يك نقطه اصلي و محوري منتهي ميشود و آن چيزي جز "حال انقطاع و تهى كردن دل از اميد به غير خداوند متعال" نيست كه هر چه اين حال در نيايشگر تقويت شود، دعاى او به اجابت، نزديك‏تر مى‏گردد.
كسى كه خود را نيازمند مطلق به بى‏نياز مطلق مى‏بيند، از غير او منقطع مى‏گردد و به او مى‏پيوندد.
به سخن ديگر خواندن خداوند متعال با خواندن غير او تفاوت جوهرى دارد و تا حال انقطاع به انسان دست ندهد در واقع خدا را نمى‏خواند. حال انقطاع همان حالى است كه از آن تعبير به خالى كردن دل از غير خدا شده است، چنان كه در حديث بالا گذشت وقتي از پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله درباره اسم اعظم سؤال كردند، ايشان به فراغت دل از غير خدا و توجه كامل به مقام ربوبي اشاره مي‏كنند.
هر چه اين حال در نيايشگر تقويت شود، دعاى او به اجابت نزديكتر مى‏گردد، تا انجا كه ممكن است بدون دعا نيز خواسته او تأمين گردد.


امام صادق عليه‏السلام: إنَّ العَبدَ لَيَكونُ لَهُ الحاجَةُ إلَى اللّه‏ِ عز و جل، فَيَبدَأُ بِالثَّناءِ عَلَى اللّه‏ِ وَالصَّلاةِ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، حَتّى يَنسى حاجَتَهُ، فَيَقضيهَا اللّه‏ُ لَهُ مِن غَيرِ أن يَسأَلَهُ إيّاها؛(7)
بنده به خداوند حاجتى دارد و شروع به ثناى خداوند و صلوات فرستادن بر محمّد و خاندان محمّد مى‏كند، تا جايى كه يادش مى‏رود حاجتى داشته است، پس خداوند حاجتش را، بى‏آن كه آن را از خداوند درخواست كند، برايش برآورده مى‏سازد.

به سخن ديگر، اجابت دعا، يك شرطْ بيشتر ندارد و آن، تحقّق حقيقت دعا از سوى دعاكننده است؛ اما تا حال انقطاع به انسانْ دست ندهد، حقيقت دعا تحقّق نمى‏يابد. از اين رو، هنگامى كه انسان در مورد نيازى از نيازهاى خود، بيچاره و مُضطر شود و پناهگاهى جز خداوند متعال نبيند، دعاى او مستجاب مى‏گردد.
علاّمه سيّد محمّدحسين طباطبايى ـ رضوان‏اللّه‏تعالى‏عليه ـ در تبيين آيه: «أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ...»(8) مى‏فرمايد:
«مراد از اجابت درمانده‏اى كه او را مى‏خوانَد، پاسخ مثبت دادن به درخواستِ دعاكنندگان و برطرف كردن نياز آنهاست. خداوند، صفت درماندگى را آورده تا به دعا كننده، حقيقت دعا و درخواست را يادآورى كند؛ زيرا مادام كه انسان در تنگناى درماندگى نيفتد و در رسيدن به خواستش آزادى عمل داشته باشد، درخواستش خالصانه نخواهد بود و اين، مطلب روشنى است.
اما اين كه اجابت دعا را به دعا كردن (درخواست كردن از خدا) مشروط كرده و فرموده است: «إِذَا دَعَاهُ؛ آن‏گاه كه او را بخوانَد»، براى اشاره به اين نكته است كه در دعا بايد تنها از خداوند پاك، طلب كرد و اين، زمانى عملى مى‏شود كه دعا كننده، از تمامى اسباب و علل ظاهرى دست بكشد و دلش را تنها به خداوند بپيوندد؛ اما كسى كه دلش را تنها به اسباب و علل ظاهرى و يا به آنها و به خداوند با هم پيوند دهد، پروردگارش را نخوانده؛ بلكه ديگرى را خوانده است.
پس هرگاه دعا كننده در دعا صادق باشد و تنها از خداوند بخواهد، خداوند والا، خواست او را اجابت مى‏كند و گرفتارى‏اى را كه او را به درخواست و دعا واداشته، برطرف مى‏سازد؛ همان گونه كه خداوند متعال فرموده است: «ادْعُونِى أَسْتَجِبْ لَكُمْ؛(9) مرا بخوانيد تا برايتان اجابت كنم». در اين‏جا شرط اجابت را تنها دعا كردن حَقيقى قرار داده است و اين كه درخواست، تنها بايد از خداوند صورت بگيرد».(10)
علامه طباطبايى، همچنين در تفسير جمله: «وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفَاءَ الاْءَرْضِ؛(11) و شما را خليفگان زمين قرار داد»فرموده است:
«آنچه از سياق كلام به دست مى‏آيد، اين است كه مراد از خلافت، خلافتى است كه خداوند در زمين براى انسان‏ها قرار داده تا با آن، هرگونه كه مى‏خواهند، در زمين، دخل و تصرف و ساخت و ساز كنند،
همان گونه كه خداوند متعال فرموده است: «وَ إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّى جَاعِلٌ فِى الاَرْضِ خَلِيفَةً؛(12) و به يادآر هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان فرمود: من در زمين خليفه‏اى قرار مى‏دهم» و اين، از آن روست كه دخل و تصرف انسان به وسيله مقام خلافت، در زمين و هر چه در آن است، مربوط به زندگى و معاش اوست. بنا بر اين، گرفتارى ـ كه انسان را به درماندگى مى‏افكند، تا آن جا كه از خداوند، برطرف شدنش را درخواست مى‏كند ـ، ناگزير، مربوط به چيزى است كه انسان از تصرّف در آن و يا بخشى از آن، ممنوع شده است و درهاى زندگى و ماندگارى و هر چه به زندگى مربوط است و يا پاره‏اى از درهاى زندگى را به روى او مى‏بندد، و برطرف شدن آن (گرفتارى) از انسان، موجب تماميت خلافتش مى‏گردد.
اگر دعا و درخواست را در عبارت قرآنى «إِذَا دَعَاهُ»، اعم از درخواست زبانى بدانيم، اين معنا، بيشتر و بيشتر روشن مى‏شود، همان طور كه از اين كلام خداوند، روشن است: «وَءَاتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَ إِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَا؛(13) و از هر چه شما مى‏خواستيد، به شما داد و اگر نعمت‏هاى خدا را بشماريد، نخواهيد توانست كه به تمامى بشماريد» و نيز: «يَسْاَلُهُ مَن فِى السَّمَاوَاتِ وَ الاَرْضِ؛(14) هر كس در آسمان‏ها و زمين است، از او درخواست مى‏كند». بنا بر اين، تمامى توانى كه براى دخل و تصرّف به انسان داده شده و روزى او شده است، خود، نوعى برطرف كردن گرفتارىِ درمانده نيازمند، در پى درخواست اوست. پس او را خليفه قرار داد و در پى اجابت درخواست او و برطرف ساختن گرفتارى‏اى برآمد كه وى در آن، در مانده است».(15)

 


منبع: كتاب «نهج الدعاء ج1»،
مولف: محمد محمدي ري شهري،
همكار: رسول افقي، احسان سرخه اي،
مترجم: حميدرضا شيخي،
تحقيق: مركز تحقيقات دارالحديث


پاورقي
1. التوحيد: ص 288 ح 7 عن يزيد بن الحسن الكحّال، إحقاق الحقّ: ج 12 ص 266 عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 93 ص 368 ح 4.
2. غرر الحكم: ح 6091، عيون الحكم والمواعظ: ص 335 ح 5717.
3. كنزالفوائد: ج 1 ص 278، بحار الأنوار: ج 78 ص 90 ح 95.
4. فلاح السائل: ص 101 ح 39، بحار الأنوار: ج 93 ص 321 ح 31.
5. الكافي: ج 2 ص 473 ح 1، عدّة الداعي: ص 126 كلاهما عن سليمان بن عمرو، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 11 ح 2002، بحار الأنوار: ج 93 ص 305 ح 1.
6. مصباح الشريعة: ص 129، بحار الأنوار: ج 93 ص 322 ح 36.
7. الكافي: ج 2 ص 501 ح 2، عدّة الداعي: ص 233 كلاهما عن هارون بن خارجة، الدعوات: ص 22 ح 25 وليس فيه «وآل محمّد»، بحار الأنوار: ج 93 ص 312 ح 17 و ص 342 ح 11.
8. نمل: آيه 62: «يا كيست كه درمانده را ـ آن گاه كه او را بخوانَد ـ اجابت مى‏كند و گرفتارى‏اش را برطرف مى‏سازد؟».
9. مؤمن: آيه 60.
10. الميزان في تفسير القرآن: ج 15 ص 381.
11. نمل: آيه 62.
12. بقره: آيه 30.
13. ابراهيم: آيه 34.
14. الرحمن: آيه 29.
15. الميزان في تفسير القرآن: ج 15 ص 383.

|+| نوشته شده توسط كربلايي در جمعه 1388/04/26 و ساعت 7:15  
 دوستان ودشمنان خدا

دوستان خدا :

گفته شد که حب فی الله محبت کسانی است که اهل طاعت و عبادت خدا باشند و بر این اساس به هر اندازه که آن افراد در پیشگاه خدا مقرب تر و از آلودگی ها پاکتر باشند باید محبت به آنها نیز بیشتر باشد. اکنون به ذکر کسانی می پردازیم که محبت آنان حب فی الله است .

الف(  محبت رسول خدا ص:

رسول اکرم ص کاملترین فرد عالم خلقت است و کسی است که تمام هستی به یمن وجود مبارکش آفریده شده و تداوم می یابد. و از آن جهت که آن حضرت مصداق کامل و لایق لقب شریف * حبیب الله *می باشد محبت آن بزرگوار به تمام معنی حب فی الله خواهد بود.

رسول خدا ص فرمود: احبوا الله لما یغذوکم به من نعمه و احبو نی لحب الله ایای ( محجه البیضاء ج ۸ ص ۵ ) خدا را دوست داشته باشید به خاطر نعمت هایی که از او به شما می رسد و مرا دوست بدارید چون خدا مرا دوست دارد.

ب) محبت اهل بیت ع :

یکی دیگر از جلوه های حب فی الله محبت حضرت علی ع و دیگر معصومین ع است . رسول خدا ص فرمود : الا و من مات علی حب آل محمد مات مومنا مستکمل الایمان (محجه البیضا ص ۲۰۱ ) آگاه باشید هر کسی با محبت آل محمد بمیرد در کمال ایمان مرده است .

و امیر مومنان ع نیز فرموده است :

اگر با این شمشیرم بینی مومن را بزنم تا با من دشمن شود چنین کاری نخواهد کرد و اگر همه دنیا را به منافق دهم تا مرا دوست بدارد دوست نخواهد داشت زیرا چنین شده و بر زبان پیامبر امی ص جاری شده که فرمود : ای علی نه مومن با تو دشمن می شود و نه منافق تو را دوست می دارد. ( نهج البلاغه فیض ص ۱۱۰۹ حکمت ۴۲ )

ج) محبت مومنین و صالحین :

یکی دیگر از جلوه های حب فی الله محبت نسبت به کلیه کسانی است که اهل اطاعت و بندگی خدا هستند از جهت تقرب و محبوبیتی که در پیشگاه خداوند دارند.

قران کریم گروهی را معرفی کرده است که محبوب خدا هستند . لذا محبت آنان می تواند حب فی الله باشد و آنان عبارتند از : ۱) نیکوکاران ۲) توبه کنندگان  ۳) متقیان  ۴) صابران  ۵) توکل کنندگان   ۶) پاکان  ۷ ) رزمندگان.

دشمنان خدا :

کسانی که دشمنی با آنان * بغض فی الله * می باشد و بدوری از آنان سفارش شده چند گروه می باشند که عبارتند از :

الف ) کفار و مشرکین :

روشن ترین نمونه دشمنان خدا کسانی هستند که ایمان به ذات ربوبی او پیدا نکرده و توحید حق تعالی را نپذیرفته اند. اینان کسانی هستند که خداوند از آنان اعلان برائت نموده و به مومنین نیز فرمان داده تا هیچ گونه پیوند محبتی با آنان نداشته و هر گونه رابطه دوستی با آنها را قطع نمایند . در قران کریم می خوانیم : ای کسانیکه ایمان آورده اید شما پدران و برادران خود را نباید ولی و سرپرست خود قرار دهید اگر آنها کفر را بر ایمان بر گزینند و کسی از شما ( با وجود کفر ) آنان را ولی خود قرار دهد بی شک ستمکار است . ( توبه : ۲۳ )

ب ) یهودی و نصاری :

نمونه دیگر دشمنان خدا یهود و نصاری هستند که به رسالت پیامبر اسلام ص ایمان نیاورده و با دین خدا به دشمنی بر خاسته اند . قران کریم از پیوند دوستی مومنین با این گروه نیز نهی کرده لذا دشمنی با آنان هم بغض فی الله می باشد.

ج) منافقین :

منافقین خطرناکترین گروه از دشمنان اسلام و مسلمین می باشند. زیرا دشمنی کفار علنی و آشکار است ولی اینان با نقاب ایمان تیشه به ریشه اسلام می زنند. لذا دشمنی با آنان که دشمنان خدا هستند مصداق بارز بغض فی الله می باشد. قران خطاب به پیامبر اکرم ص می فرماید: هم العدو فاحذرهم قاتلهم الله انی یوفکون ( منافقون : ۴ ) این منافقین به حقیقت دشمنان ( دین ) هستند از آنان دوری کن خدایشان بکشد چقدر از حق باز می گردند !

د) گناهکاران :

گناه موجب خشم و غضب الهی و دور شدن انسان از درگاه خداوند است. لذا مبارزه با گناه و گناهکاران به صورت یکی از واجبات دینی با عنوان * نهی از منکر * بیان شده است . امام صادق ع می فرماید : طلبت حب الله عز و جل فوجدته فی بغض اهل المعاصی ( مستدرک الوسائل ج ۲ ص ۳۵۷ چاپ قم ) محبت خدا را طلبیدم آن را در دشمنی اهل معصیت یافتم .

قران کریم کسانی را معرفی کرده است که خداوند نظر لطف و محبت به آنان ندارد. از جمله کافران- ظالمان- مفسدان- خائنان- مستکبران - متجاوزان - اسراف کنندگان. روشن است که دشمنی با این گروه ها نیز از مصداق های * بغض فی الله * می باشد.

 

 

|+| نوشته شده توسط كربلايي در شنبه 1388/03/30 و ساعت 9:26  
 احادیث نورانی
 
مسكين واقعي كيست؟

 
رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :


ليسَ المِسكينُ بالطَّوّافِ ، ولا بالذي تَرُدُّهُ الَّتمرَةُ والَّتمرَتانِ ، واللُّقمَةُ واللُّقمَتانِ ، ولكنَّ المِسكينَ المُتَعَفِّفُ الذي لا يَسألُ الناسَ شيئا ولا يُفطَنُ لَهُ فَيُتَصَدَّقُ علَيهِ . 

 پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم

مسكين نه آن گداى دوره‏گرد است و نه آن كسى كه يكى دو دانه خرما و يكى دو لقمه نان مى‏گيرد و مى‏رود ، بلكه مسكين آن نادارى است كه مناعت و عزّت نفْس دارد ، به طورى كه دست گدايى سوى مردم دراز نمى‏كند و كسى به تهيدستى او پى نمى‏برد ، تا به وى صدقه دهد .


كنز العمّال : 16552
منتخب ميزان الحكمة : 320



دشمن خرد كيست؟

امير المؤمنين عليٌّ عليه‏السلام :

الهَوى عَدُوُّ العَقلِ

امام على عليه‏السلام :

دشمن خرد ، هواى نفس است .


                                                                        مطالب السؤول : 56
                                                                    منتخب ميزان الحكمة : 394


بهترين توانگري چيست؟

رسول الله صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :

خَيرُ الغِنى غِنَى النفسِ .

پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :

بهترين توانگرى ، استغناى نفس است .


أمالي الصدوق : 394 / 1
منتخب ميزان الحكمة : 434

مدارا با نفس
 
علی عليه‏السلام :
 
خادِعْ نفسَكَ في العِبادَةِ ، وارفُقْ بها ولا تَقهَرْها ، وخُذْ عَفوَها ونَشاطَها ، إلاّ ما كانَ مَكتوبا علَيكَ مِن الفَريضَةِ ؛ فإنّهُ لا بُدَّ مِن قَضائها وتَعاهُدِها عِندَ مَحَلِّها .

امام على عليه‏السلام :

نفْسِ خود را با لطايف الحيل به عبادت وادار و با آن مدارا كن و به آن زور مگو و به هنگام آرامش و نشاطش به عبادت پرداز ، مگر در آن چيزهايى كه بر تو فرض و واجب شده‏است ، كه در اين موارد بايد آنها را به جاى آورى و به موقع ادا كنى .

نهج البلاغة : الكتاب 69
منتخب ميزان الحكمة : 444


چه كاري شرافت نفس مي آورد؟

علی عليه‏السلام :
 
عَوِّدْ نفسَكَ فِعلَ المَكارِمِ ، وتَحَمُّلَ أعباءِ المَغارِمِ ، تَشرُفْ نفسُكَ .

امام على عليه‏السلام :

خـودت را بـه انجام كارهاى نيك و به دوش كشيدن بارهاى ديون (مردم) عادت بده ، تا شرافت نفس يابى .

غرر الحكم : 6232
منتخب ميزان الحكمة : 490


 چیره گشتن بر هوس

علی عليه‏السلام :
 
غـالِبِ الـهَوى مُغالَبَةَ الخَصمِ خَـصمَهُ ، وحـارِبْهُ مُحارَبَةَ العَدُوِّ عَدُوَّهُ .

امام على عليه‏السلام :

بر هوس چنان چيره جويى كن ، كه خصم براى چيره آمدن بر خصمش مى‏كند و با آن چنان بجنگ ، كه دشمن با دشمن خود مى‏جنگد .

غرر الحكم : 6421
منتخب ميزان الحكمة : 586

|+| نوشته شده توسط كربلايي در جمعه 1388/03/29 و ساعت 4:0  
 معرفت خدا و معرفت امام

معرفت خدا و معرفت امام

الامـامُ الـحسين (عليه السلام) :

ايُّها النَّاس ! اِنَّ اللّهَ عزّوجلّ ذِكرُه مَاخلقَ العبادَ الا لِيَعرفُوه ؛ فاذا عرَفوه عبَدُوه ؛ فاذاعبدُوهُ استغنَوا بعبادتِه عن عبادةِ ماسِواه . فقال له رجل : يابنَ رسول اللّه ! بابي انت وامّي فمامعرفة اللّه ؟ قال : معرفةُ اهلِ كلِّ زمانٍ امامَهُم الذي يجبُ عليهم طاعتُه .

حضرت سید الشهداء (ع) فرمودند :

اى مردم ! خداى عزّوجلّ بندگان را نيافريد مگر تا او را بشناسند ؛ وچون او را شـنـاخـتـنـد ، پرستش وعبادت نمایند ؛ و چون اورا بپرستند ، از پرستش غير او بى نياز شوند ؛ مردى عرض كرد : ای فرزند پيامبر خدا ، پدر و مادرم فدايت باد ! شناخت خدا چيست ؟فرمود : شناخت خدا اين است كه مردم هر زمانى امام وپيشواى واجبّ الطاعۀ خود را بشناسند

میزان الحکمه ج1ص428

|+| نوشته شده توسط كربلايي در سه شنبه 1388/01/25 و ساعت 21:49  
 راه علاج مصيبت
 

راه علاج مصيبت هاي بزرگ چيست؟

عنه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :
 
مَن عَظُمَت عِندَهُ مُصيبَةٌ فَليَذكُرْ مُصيبَتَهُ بي ؛ فإنّها سَتَهُونُ علَيهِ .

پيامبر خدا ص:هـر كه بـرايش مصيبتى بـزرگ پيش آيـد ، مصيبتى را كه از رحلت من به او

مى‏رسد ياد كند ؛ در اين صورت مصيبتش بروى آسان خواهد شد .

بحار الأنوار : 82 / 84 / 26 منتخب ميزان الحكمة : 334

|+| نوشته شده توسط كربلايي در سه شنبه 1387/12/06 و ساعت 16:15  
 زيارت كربلا
 

 زيارت قبر امام حسين (ع)

 

امام صادق عليه السلام فرمودند:
حضرت فاطمه س به كسانى كه از شما به زيارت سيدالشهدا ع روند نظر فرموده و از خداوند منّان براى ايشان هر خير و خوبى را مسئلت مى‏نمايند، مبادا در رفتن به زيارت آن حضرت بى رغبت باشيد چرا كه خيرى كه در زيارت آن حضرت است بيشتر از آن است كه بتوان احصاء و شمارش نمود.
كامل الزيارات باب 27


امام باقر عليه السلام فرمودند:
امر كنيد شيعيان ما را به زيارت قبر حسين ابن على‏ع چه آنكه زيارت آن حضرت رزق و روزى را زياد و عمر را طولانى كرده و امورى كه بدى و شر را جلب كنند دفع مى‏نمايد.
كامل الزيارات باب 61


امام صادق عليه السلام فرمودند:
رسول اكرم صلى الله عليه وآله خطاب به زوّار امام حسين ع مى‏فرمايد:
اى مسافرين خدا بشارت باد شما را كه با من در بهشت همراه خواهيد بود.
كامل الزيارات باب 62


امام صادق عليه السلامفرمودند:
پدرم از جدّم نقل كردند كه فرمودند: كسى كه آن حضرت را صرفاً براى خدا و به قصد قربت زيارت كند خداوند متعال از گناهان رهايش نموده و او را همچون نوزادى كه مادر زاييده قرار مى‏دهد.
كامل الزيارات باب 62



امام صادق عليه السلامفرمودند:
زائر امام حسين ع در روز قيامت صد نفر كه همگى اهل دوزخ بوده و در دنيا از مسرفين بودند را شفاعت مى‏كند.
كامل الزيارات باب 68

|+| نوشته شده توسط كربلايي در شنبه 1387/10/28 و ساعت 16:26  
 عظمت ثواب و عقاب

 

عظمت ثواب و عقاب


 

امیرالمؤمنین علیه السلام :

 

فوَاللهِ لو حَنَنتم حنینَ الوُلَّهِ العِجال ودَعَوتُم بهَدیل الحَمام و جَأَرتُم جُؤارَمُتبتِّلِ

الرُّهبان وخَرَجتم الیَ اللهِ مَن الاموال و الاولاد التماسَ القربةِ الیه فی ارتفاعِ

دَرَجةٍعندَه او غفرانِ سیِّئَةٍ اَحصَتها کتُبُهُ و حَفِظها رُسُلُه ، لکان قلیلا فیما اَرجُو

لکم مِن ثوابه واَخافُ علیکم مِن عِقابه .

 

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام :

 

به خدا سوگند ، اگر مانند شتران فرزند مُرده که از سوز درون فریاد میکشند ،

فریاد زاری برآرید و همچون کبوتران محزون ناله و آواز برآرید ومانند رهبانان

صومعه ها از دنیا و اهل و مال گذشته به حال تضرّع و زاری بسوی خدا روی

آورید و از او درخواست تقرّب و نزدیکی نمائید ، تا مگر منزلتی در نزد خودش

برای شما بالا برد یا گناهی را که در کتب او ثبت وفرشتگانش آن را ضبط کرده

اند بیامُرزد ؛ همۀ اینها در برابر ثوابی که (در اثر فرمان برداری از او) برای شما

چشم دارم ونیز در برابر عقابی که (در اثر نافرمانی از او) برشما هراس دارم ،

اندک است !

نهج البلاغه /خطبۀ 52

 

|+| نوشته شده توسط كربلايي در یکشنبه 1387/09/24 و ساعت 23:8  
 زیبائی و آراستگی

 

خداوند ، زیبائی و آراستگی را دوست دارد

الامام الصادق علیه السلام :

 

اِنَّ اللهَ یُحِبُّ الجَمالَ و التّجمیلَ و یَکرَهُ البُؤسَ و التباؤسَ . فاِنَّ اللهَ عزّوجلّ اِذا

 

اَنعمَ علی عبدٍ نعمةً اَحَبَّ اَن یَریَ علیه اثرَها . قیل: و کیف ذلک ؟! قال : یُنظِّفُ

 

ثوبَه و یُطیِّب ریحَه و یُجَصِّصُ دارَه و یَکنِسُ افنیتَهُ حتی اِنَّ السِّراجَ قبلَ مَغیبِ

 

الشّمس یَنفِی الفقرَ و یَزیدُ فی الرِّزقِ .

 

امام جعفر صادق علیه السلام:

 

خداوند زیبائی و خود آرائی را دوست دارد ؛ و بینوائی و قیافۀ فقرآلود و

 

ژولیدگی را ناخوش می دارد . هرگاه خداوند به بنده ای نعمتی دهد ، دوست

 

دارد اثر آن را در او ببیند. عرض شد: چگونه؟! فرمود : لباس تمیز بپوشد ؛ خود

 

را خشبو کند ؛ خانه اش را گچ کاری کند ؛ جلوی در حیات خود را بروبد ؛ حتی

 

روشن کردن چراغ پیش از غروب خورشید ، فقر را می برد و روزی را زیاد

 

میکند !

میزان الحکمه/ج2ص772

|+| نوشته شده توسط كربلايي در شنبه 1387/09/23 و ساعت 4:57  
  صلوات

اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام :

هرکه یک بار بر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) صلوات فرستد ،

حق تعالی ده بار بر او صلوات و درود میفرستد و ده حسنه به او عطا فرماید

در مقابل هر صلواتی که بر آن حضرت فرستد . (بحار الانوارج94ص69)

ماه فـرو  مانــد  از جـمـال  محمّد     سـَـرو  نباشـد بـه اعتـدال محمّد

قــدر فلـک راکمال ومنزلتی نیست     در نـظــر قــدر با کـمـال محمّد

آدم ونـوح وخلیل ومـوسی وعیسی     آمـــده مـجـمـوع در ظِلال محمّد

عرصۀ گـیتی مجال هـمّت او نیست     روز قـیامــت  نگـر  مجـال محمّد

شمس و  قمـر در زمـین حشر نتابد     نـور نتابد   مگــر جـمـال   محمّد

چشم  مرا تا به  خواب دید جمالش     خواب نمی گـیرد از خیـال  محمّد

سعدی اگرعاشقـی کنی و   جوانی       عشـق محمّد بس است و آل محمّد

کلیات سعدی/قسمت مواعظ

|+| نوشته شده توسط كربلايي در شنبه 1387/08/11 و ساعت 3:9  
 نفس سرکش

على (ع ) مى فرماید:

المجاهد من جاهد نفسه :

''مجاهد حقیقى کسى است که با هوسهاى سرکش نفس بجنگد ''.

و از امام صادق (ع ) نقل شده :

 «من ملک نفسه اذا رغب ، و اذا رهب ، و اذا اشتهى ، و اذا غضب ،

 و اذا رضى ، حرم الله جسده على النار» :

 ''کسى که برخویشتن در چند حالت مسلط باشد بهنگام تمایل ،

 و به هنگام ترس و به هنگام شهوت و به هنگام غضب و به هنگام

رضایت و خشنودى از کسى ( آنچنان بر اراده خویش مسلط باشد که این امور ،

او را از فرمان خدا منحرف نسازد ) خداوند جسد او را بر آتش حرام مى کند . ''

|+| نوشته شده توسط كربلايي در پنجشنبه 1387/07/11 و ساعت 1:13  
 احاديثی پيرامون عيد سعيد فطر

 

احاديثی پيرامون عيد سعيد فطر

 

الإمامُ عليٌّ عليه السلام: لا كلامَ والإمامُ يَخطُبُ ولا التِفاتَ إلّا كما يَحِلُّ في الصَّلاةِ.
امام على عليه السلام: وقتى امام جمعه خطبه مى‏خواند، نه صحبت كردن جايز است

 نه رويگرداندن از قبله، مگر در همان حدّى كه در نماز جايز است.

 منتخب ميزان الحکمه
 --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
الإمامُ عليٌّ عليه السلام - قالَ في بَعضِ الأعيادِ - : إنَّما هُوَ عيدٌ لِمَن قَبِلَ اللَّهُ صِيامَهُ وشَكَرَ قِيامَهُ ،

 وكُلُّ يَومٍ لا يُعصَى اللَّهُ فيهِ فهُوَ عيدٌ.
امام على عليه السلام - در يكى از عيدها - : همانا اين عيد براى كسى عيد است،

كه خداوند روزه و نمازش را پذيرفته باشد و هر روزى كه در آن نافرمانى خدا نشود،

 آن روز عيد است.

منتخب ميزان الحکمه 
  ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

قال الصادق (عليه السلام): ان من تمام الصوم اعطاء الزكاة يعنى الفطرة كما ان الصلوة

على النبى (صلى الله عليه و آله) من تمام الصلوة.
امام صادق (عليه السلام) فرمود: تكميل روزه به پرداخت زكاة يعنى فطره است،

 همچنان كه صلوات بر پيامبر (صلى الله عليه و آله) كمال نماز است.

 وسائل الشيعه، ج 6 ص 221، ح 5
  -----------------------------------------------------------------------------------------------------
كنزالعمّال: كانَ صلى الله عليه وآله يَخرُجُ في العيدَينِ رافِعاً صَوتَهُ بِالتَّهليلِ والتَّكبيرِ.
كنز العمّال: رسول خدا صلى الله عليه وآله در روزهاى عيد فطر و قربان

 از خانه بيرون مى‏آمد و با صداى بلند «لا اله الا اللَّه» و «اللَّه اكبر» مى‏گفت.

 منتخب ميزان الحکمه
  --------------------------------------------------------------------------------------------------------
رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله: زَيِّنوا أعيادَكُم ‏بِالتَّكبير.
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله: عيدهاى خود را با (گفتن) اللَّه اكبر، آذين بنديد.

 منتخب ميزان الحکمه

|+| نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1387/07/10 و ساعت 5:22  
 دعای وداع ماه مبارک

بخشی از دعای وداع ماه مبارک رمضان

الامام زین العابدین (ع)ـ من دُعائه فی وداع شهرِ رَمضان ـ :

ثمّ آثرتَنا به علی سائر الاُمم ، واصطفیتَنابفَضله دونَ اهل المِلَل ،

 فصُمنا بأمرک نَهارَه ، و قمنا بِعَونک لیلهُ .

امـام سـجـاد (ع ) ـ درضمن دعـاى وداع بـا ماه رمضان ـ عرض مى كند :

سپس به وسيلۀ اين ماه ، ما را بـر ساير امّتها ترجيح دادى ؛

و با فضيلت آن ، ما ـ و نه پيروان ديگر آيينها ـ را برگزيدى ؛

 پس به فرمان تو ، روز آن را روزه گرفتيم ؛

و به يارى تو ، شبش را به عبادت گذرانيديم .

صحیفۀ سجّادیّه دعای45

|+| نوشته شده توسط كربلايي در سه شنبه 1387/07/09 و ساعت 3:1  
 آزمودن با دو خصلت

آنان را به دو خصلت بيازماييد

 الامامُ الصَّادقُ (ع ) :

 اِختبرُوا اِخوانَكم بخَصلتين ،

 فان كانتا فيهم والا فاعزُب ثمَّ اعزُب ثمَّ اعزُب :

 محافظة على الصَّلوات في مواقيتها ،

 والبِّربالاِخوان في العُسر واليُسر .

امـام صـادق (ع) :

برادران خود را به دو خصلت بيازماييد !

 اگر آن دو خصلت را داشتند ، با آنـهـا دوسـتـى كن ؛

 و گرنه از ايشان دورى كن ! دورى كن ! دورى كن !

آن دو خصلت اينهاست:

پايبندى به خواندن نماز در وقت خود ، و نيكى

 كردن به برادران درروزگار سختى و آسايش .

  میزان الحکمه ج1ص84

|+| نوشته شده توسط كربلايي در سه شنبه 1387/07/09 و ساعت 3:0  
 نفس خائن

حضرت علی (ع)می فرماید:

 ''مؤمن باید همیشه به نفس خودش به چشم یک خائن و کسی که

 نمی شود به او اعتماد کرد و مورد بدگمانی و بدبینی است نگاه کند''.

 در حدیث دیگرنفس را به این شکل معرفی کرده‏اند که‏ :

«واجعل نفسک عدوا تجاهده »(وسائل . 123 / 11 ) .

''به نفست به چشم یک دشمن‏ نگاه کن که با او مبارزه می‏کنی ،

 همیشه به او بدبین باش ''.

 پیغمبر اکرم (ص)فرمود:

 « اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک‏»( محجةالبیضاء . 6/5)

 ''نفس تو دشمن‏ترین دشمنان توست ''

|+| نوشته شده توسط كربلايي در جمعه 1387/07/05 و ساعت 2:10  
 بدگمانی به نفس

حضرت علی (ع)در نهج البلاغه می فرماید:

« اَلمُؤمِنُ لایُمسی وَ لا یُصبِحُ اِلا وَنَفسُهُ ظَنُونٌ عِندَه »

مُؤمن خصلتش این است: صبحی را به شام نمی برد و شبی

را به صبح نمی آورد مگر اینکه نفسش مورد بدگمانی اوست,

همیشه با یک نوع بدگمانی به نفس خود نگاه می کند,

 مثل آدمی که همسایة خائنی داشته باشد که به او اعتماد ندارد

 و دائماً در فکر این است که این همسایه خیانتی نکند. ''

(نهج البلاغه فیض, خطبه 175, ص 556) ''

|+| نوشته شده توسط كربلايي در پنجشنبه 1387/07/04 و ساعت 9:7 
 مخلوقات گرامي خداوند

اوّلين مخلوقات گرامي خداوند

عن الامام الباقر عليه السلام : ياجابر اِنَّ اللهَ اوّلُ ما خَلق،

خَلقَ محمّداً -صلي الله عليه وآله- و عترتَه الهداةَ المُهتدين فكانُوا اشباحَ نُورٍ

بينَ يدي اللهِ . قلتُ: وما الاشباح ؟ قال: ظلُّ النُور،

 اَبدانٌ نُورانيّة بلا اَرواحٍ و كان مؤيّداً برُوحٍ واحدةٍ و هي رُوحُ القدُس

 فبِهِ كانَ يَعبُدُ اللهَ وعِترَتُهُ، و لذلك خلقهم حلماءَعلماءَ بررَةً اصفياءَ يَعبُدون اللهَ

 بالصَّلوة و الصَّوم و السُّجود و التَّسبيح و التهليل و يُصَلُّون الصَّلوات و يحجُّون و يصُومون .

جابر بن يزيد از حضرت باقر عليه السلام نقل ميكند كه فرمود: اى جابر !

خداوند اوّلين مخلوقى را كه آفريد ، حضرت محمّد (ص) و عترتش بود كه جميع

 آنان هدايت كننده و هدايت شده مى باشند . وآنها در حضور خداوند اشباح نور بودند.

 من گفتم: مراد از اشباح نور چه ميباشد ؟ فرمود: سايه نور،

بدنهاى نورانى بدون ارواح . آنها تأييد ميشدند به يك روح كه روحُ القدُس مى باشد .

 پس  پيامبر و عترتش در آن عالم بوسيله آن ، خدا را عبادت مى كردند

 و به اين جهت است كه ايشان را بُردبار و دانشمند و پاكيزه و برگزيده آفريده است .

 آنان پيوسته با نماز وروزه و سجده و تسبيح و تهليل ، خدا را عبادت مى كنند ،

 نماز مى خوانند ، حجّ انجام مى دهند ، و روزه مى گيرند .

 اصول كافي ج 1/ص442/حديث دهم

|+| نوشته شده توسط كربلايي در جمعه 1387/06/29 و ساعت 7:51  
 اشك

 

اثر اشك خالصانه

 الامام الصادق عليه السلام :

ما مِن شيءٍ اِلا ولَهُ كيلٌ او وَزن اِلا الدُّموع فانَّ القطرةَ منها تُطفي بحاراً

 مِن نار واِذا اغْرَورَقت العينُ بمائِها لم يَرهَق وَجهَه قترٌ و لا ذِلَّة فاذا

 فاضَت حرَّمَه اللهُ علي النار. ولو انَّ باكياً في امّة لرحموا .

 حضرت امام جعفر صادق عليه السلام :

 هر چيزى پيمانه يا وزنى دارد مگر اشك ها ؛

زيرا هرقطره از آن درياهائى از آتش را فرو مى نشاند .

هرگاه چشم غرق در اشك خود شود ،

گَرد هيچ فقر و ذلّتى بر چهره اش ننشيند.

و هرگاه اشك سرازير شود ، خداوند آن چهره را بر آتش حرام گرداند .

 و اگر گريه كننده اى در ميان گروهى گريه كند ،

همه آنها مشمول رحمت شوند !

ميزان الحكمه ج2ص538

|+| نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1387/06/25 و ساعت 12:37  
 علم حقيقى

 

علم حقيقى ، نور الهى است

الامام الصادق عليه السلام: ليس العلم بالتعلم انما هو نورٌ يقعُ في

 قلب من يُريدُ اللهُ تبارك و تعالي ان يَهديه . فان اردتَ العلمَ فاطلُب

اوّلاً في نفسك حقيقة العبودية ، واطلب العلم باستعماله ، واستفهم اللهَ يُفهمك .

حضرت امام جعفر صادق عليه السلام :

بدست آوردن علم به آموختن نيست ؛ بلكه آن نورى است كه خداوند – تبارك و تعالى-

در دل كسى كه بخواهد او را هدايت كند قرار مى دهد. پس اگر دنبال علم و دانش هستى ،

 نخست حقيقت عبوديّت و بندگى را در جان خود طلب كن ؛

و دانش را از طريق بكار بستن آن  جويا شو ؛

 و از خداوند فهم و دانائى را بخواه ، او به تو مى فهماند .

بحار ج 1 ص225

|+| نوشته شده توسط كربلايي در شنبه 1387/06/23 و ساعت 9:22 
 انوار آفرينش

 

نخستين انوار آفرينش

عن الامام الصّادق عليه السلام : انَّ اللهَ كانَ اذ لاكان فخلقَ الكان و المَكان،

 و خلقَ نورَ الانوار الذى نُوِّرت منه الانوار واَجرى فيه مِن نُوره الذي

 نُوِّرَت مِنهُ الانوار و هوَ النُّور الذى خلقَ منه محمّّداً و عليّاً،

 فلم يَزالا نُورَين اَوَّلين اذ لاشيءَ كُوِّن قبلهما .

 فلم يَزالا يَجريان طاهرَين مطهّرَين في الاصلاب الطاهرة

 حتي افترقا في اطهر طاهرَين: في عبد الله و ابي طالبٍ عليهم السلام.

حضرت امام جعفر صادق عليه السلام:

 تحقيقاً خداوند بود آنگاه كه هيچ چيزى نبود ؛ پس عالم كون ومكان را آفريد ،

 و نورالانوار(روشنى بخش نورها) را - كه از آن ، ساير نورها نشأت گرفته- آفريد ؛

 و در آن به جريان انداخت نور خودش را كه همه نورها از آن پديدار مى شوند .

 و آن نورى بود كه از آن محمّد و على را آفريد . محمّد و على پيوسته

 دو نور نخستين بودند زيرا هيچ موجودى پيش از آنان ايجاد نشد.

 اين دو نور هميشه در صُلب هاى پاك با حفظ طهارت و پاكيزگى باقى بودند

 تا در ميان دو تن از طاهرترين و پاكيزه ترين مردمان:

عبد الله و ابو طالب عليهم السلام از همديگر جدا شدند .

اصول كافي/ج1ص 441

|+| نوشته شده توسط كربلايي در شنبه 1387/06/23 و ساعت 7:58  
 عبوديّت و بندگى

حقيقت عبوديّت و بندگى

 [عنوان البصري :] قلت : يااباعبد الله ، ما حقيقة العبوديّة ؟ قال: ثلاثة اشياء : ان لايرى العبد لنفسه في ما خوّله الله مِلكاً لانَّ العبيد لايكون لهم ملكاً يرونَ المال مالَ الله يضعُونه حيث امرهم الله به ؛ ولا يدبّر العبدُ لنفسه تدبيراً  ؛ وجملة اشتغاله فيما امره الله به ونهاه عنه . فاذا لم يرالعبدُ لنفسه فيما خوّله الله تعالى ملكاً ، هان عليه الانفاق فيما امره اللهُ تعالى ان ينفقَ َفيه .

واذا فوّض العبدُ تدبيرَ نفسه على مدبّّره ، هانَ عليه مصائبُ الدنيا ؛ واذا اشتغلَ العبدُ بما امرهُ الله تعالى و نهاهُ لا يتفرّغ منهما الى المِراءِ والمباهاتِ مع الناس . فاذا اكرمَ الله العبدَ بهذه الثلاثة هانت عليه الدنيا وابليس والخلق ، و لايطلبُ الدنيا تكاثراً و تفاخراً ، ولايطلبُ ماعند الناس عزّاً و علوّاً ، و لايدعُ ايّامه باطلاً .

 عنوان بصرى ميگويد : به امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم :

 يااباعبد الله ! حقيقت عبوديّت و بندگى چيست ؟!

 فرمود: سه چيز است : (يكى) اينكه بنده براى خودش در آنچه خداوند به او عطا فرموده  مالكيّتى نبيند ؛

زيرا براى بندگان هيچگونه مالكيتى نيست ، مال را مال خدا ديده ،

در جائى كه خدا امر فرموده قرار مي دهند . و(ديگر اينكه) بنده براى خود (استقلالاً)

هيچ تدبيرى نمى نمايد ؛ و(ديگر اينكه)همه اشتغال او منحصر است به آنچه خدا امر

فرموده و از آن نهى نموده است .پس هنگامى كه بنده براى خود در آنچه خداوند به او عطا فرموده ،

 مالكيّتى نبيند ، انفاق كردن در مواردى كه خدا امر فرموده برايش آسان مى شود !

و هرگاه بنده تدبير خودش را به مدبّرش بسپارد ، مصيبت هاى دنيا بر او آسان ميشود !

 و زمانى كه بنده اشتغالش منحصر گشت در اوامر و نواهى خداوند ،

 ديگر فراغتى از آنها پيدا نميكند تا به جدال و فخر فروشى با مردم بپردازد !

 هرگاه خداوند به بنده اين سه چيز را كرامت بفرمايد ، دنيا و ابليس و خلق برايش سهل و

 آسان گشته و در طلب دنيا به جهت زياده خواهى و فخرفروشى  نخواهد بود ؛

و براى بلند پايگى و بزرگى طلبى در جستجوى آنچه در نزد مردم است نبوده ؛

 و ايّام عمر خويش را به باطل نمى گذراند .

 

جواهرالبحار:حاج شيخ حبيب كاظمي ج1 ص43

|+| نوشته شده توسط كربلايي در جمعه 1387/06/22 و ساعت 3:33 
 خوشحالی انسان مؤمن

 

خوشحالی انسان مؤمن

قالَ رسولُ الله (صلی الله علیه وآله) :

یا علی ! ثلاثُ فرحات للمؤمن : لقی الاخوان ،

والافطارُ من الصِّیام ، و التَّهجُّد من آخراللیل .

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به على علیه السلام فرمودند :

اى على ! مؤمن از سه چيز شاد مى شود: ديدار برادران ،

 افطار كردن از روزه ، وعبادت آخر شب .

میزان الحکمه ج7ص3146

|+| نوشته شده توسط كربلايي در جمعه 1387/06/22 و ساعت 2:47  
 روزه از آن خداست

 

 

روزه از آن خداست

 

قال رسول الله (صلی الله علیه وآله) :

قالَ الله تبارکَ وتعالی: کلُّ عمَل ابن آدَم هُوَ لهُ 

غَیر الصّیام هوَ لی وانَا أجزی بِهِ .

رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند :

خداى تبارك و تعالى فرمود : هر كارى كه فرزند آدم مى كند ،

 از آن اوست مگر روزه  كه از من است ، و پاداش آن را من مى دهم .

میزان الحکمه ج7ص3206

|+| نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1387/06/11 و ساعت 0:55  
 خوشنودی خداوند

 

 

 

(قسمتی ازحدیث معراج)

 

آثار خوشنودی خداوند

 

 

فَمَنْ عَمِلَ بِرِضائِي أُلْزِمُهُ ثَلاثَ خِصال : أُعَرِّفُهُ شُكْراً لا يُخالِطُهُ الْجَهْلُ ،

وَذِكْراً لا يُخالِطُهُ النِّسْيانُ ، وَمَحَبَّةً لا يُؤْثِرُ عَلى مَحَبَّتِي مَحَبَّةَ الَْمخْلُوقِينَ . فَإذا

أحَبَّنِي أحْبَبْتُهُ ،  وَأفْتَحُ عَيْنَ قَلْبِهِ إلى جَلالِي . فَلا أُخْفِي عَلَيْهِ علم خاصَّةَ

خَلْقِي . فَأُناجِيهِ فِي ظُلَمِ اللَّيْلِ وَنُورِ النَّهارِ حَتّى يَنْقَطِعَ حَدِيثُهُ مِنَ الَْمخْلُوقِينَ

وَمُجالَسَتُهُ مَعَهُمْ ؛ وَأُسْمِعُهُ كَلامِي وَكَلامَ مَلائِكَتِي ؛ وَأُعَرِّفُهُ السِّرَّ الَّذِي سَتَرْتُهُ

عَنْ خَلْقِي ؛ وَأَلْبَسْتُهُ الْحَياءَ حَتّى يَسْتَحْيِيَ مِنْهُ الْخَلْقُ كُلُّهُمْ ، وَيَمْشِي عَلى أَرْض

مَغْفُوراً لَهُ .

 

 

هركس كه عمل به رضاى من كند ، سه خصلت به او می بخشم كه همواره با آنها به سر میبرد :

 به او نحوۀ شكر گزارى را می آموزم كه هرگز آميخته با جهل و نادانى نباشد.

  و به او ذكر و ياد خودم را به گونه اى می آموزم كه هيچ گاه فراموشى از ياد من براى او

 حاصل نشود.

  و به او عشقى می دهم كه هرگز محبّت ديگران را بر محبّت من مقدّم ندارد !

 پس وقتى كه به من عشق ورزيد ، من نيز به او عشق می ورزم ؛ و چشم دل او را به جلال

 خويش می گشايم .

 پس دوستان خاص خود را از او مخفى نمی كنم ؛ و در شب تار و روز روشن با او به مناجات

 می پردازم ، تا حدّى كه از گفتگو و همنشينى با ديگران خوددارى نمايد . و سخن خودم و

 فرشتگانم را به گوش او می رسانم ؛ و او را بر اسرارى كه ديگران را از آن محروم كرده ام ،

 آگاه می گردانم  و به او جامۀ حيا می پوشانم به گونه اى كه همه از او شرم و حيا داشته باشند .

بر روى زمين راه می رود در حالى كه گناهش آمرزيده است .

 

ارشاد القلوب ديلمى، باب 54

|+| نوشته شده توسط كربلايي در یکشنبه 1387/05/20 و ساعت 7:6  
 دروغ بستن به حضرت زهرا
 

        

      دروغ بستن به حضرت زهرا عليها السلام


اگر روزه دار با گفتن، نوشتن، اشاره و مانند اينها به خدا و پيامبر

صلى الله عليه و آله و جانشينان آن حضرت عمدا نسبت دروغ بدهد

روزه اش باطل مى شود و احتياط واجب آن است كه نام حضرت

زهرا عليها السلام و ساير پيامبران عليهم السلام و جانشينان آنان

هم در اين حكم فرقى ندارد .

 


                         صلوات بر فاطمه عليها السلام

 

يكى از عبادتهاى دينى درود و صلوات فرستادن بر حضرت ختمى

مرتبت و اهل بيت معصوم آن حضرت است . اين عبادت ريشه

قرآنى دارد و خداوند متعال در قرآن به آن دستور داده است . «ان

الله و ملائكته يصلون على النبى يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و

سلموا تسليما» ترجمه:خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مى فرستد

اى كسانى كه ايمان آورده ايد، بر او درود فرستيد و سلام گوييد و

كاملًا تسليم (فرمان او) باشيد. (احزاب/56) در روايتى از پيامبر

صلى الله عليه و آله آمده است كه درود فرستادن بر فاطمه زهرا

عليها السلام آثار معنوى بالايى دارد و در قيامت شايستگى الحاق

به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را براى انسان فراهم مى كند .

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: «يا فاطمة من صلى عليك

غفر الله له، و الحقه بى حيث كنت من الجنة; اى فاطمه! هر كس بر

تو صلوات بفرستد خداوند او را مى آمرزد و در هر جاى بهشت كه

باشم وى را به من ملحق سازد .» كيفيت صلوات بر حضرت زهرا

عليها السلام چنين است: «اللهم صل على فاطمة و ابيها و بعلها و

بنيها والسر المستودع فيها بعدد ما احاط به علمك .»

 

|+| نوشته شده توسط كربلايي در یکشنبه 1387/04/02 و ساعت 12:52  
 احترام نام فاطمه
 

              احترام نام فاطمه عليها السلام


 

احترام حضرت فاطمه عليها السلام و قداست آن بانوى بزرگوار، براى همه مسلمانان بديهى و

مسلم است . سكونى مى گويد: خدمت امام صادق (ع) رسيدم، در حالى كه غمگين بودم . آن

حضرت به من فرمودند: اى سكونى! چرا غمگين هستى؟ عرض كردم: خداوند به من دخترى

داده است . فرمودند: اى سكونى! سنگينى آن دختر بر زمين است و روزى اش با خدا و عمرش

جداگانه . سپس فرمودند: چه نامى براى او انتخاب كرده اى؟ عرض كردم: فاطمه . فرمودند: آه،

آه، آه . و دست خود را بر پيشانى نهادند و آنگاه فرمودند: «اذا سميتها فاطمة فلا تسبها و لاتلعنها

 ولا تضربها (وسائل الشيعه، ج 15، ص 200) ; اگر نام او را فاطمه نهادى، به او بد مگو و

لعن مكن و او را مزن .»

 

|+| نوشته شده توسط كربلايي در شنبه 1387/03/18 و ساعت 4:25  
 حسن مصاحبت
                               ((حسن مصاحبت در سیره امام علی (ع) ))

حدیث عجیبی است که در داستان راستان نیز نقل شده است و آن این است که روزی امیر المومنین علی(ع)در زمان خلافتشان از شهر کوفه خارج شدند. ایشان دأبشان این نبود که وقتی به جایی می روند به عنوان اینکه خلیفه و امیرالمؤمنین هستند با اسکورت بروند، ساده می رفتند و ساده هم می آمدند. نه افرادی پشت سرشان حرکت می کردند که از جاه و جلال شناخته شوند و نه لباس خاصی داشتند (لباسشان هم در حد ساده ترین لباسها بود) و نه مرکبشان یک وضع خاصی داشت، به شکل یک آدم عادی می رفتند.

در برگشتن با یک نفر کتابی برخورد کردند. (اینجا ببینید یک دقایقی هست که فقط زیر ذره بین می شود پیدا کرد) و با یکدیگر مصاحب و همراه شدند. قهرا دو مصاحب راه یکدیگر را می پرسند. حضرت فرمودند من می روم کوفه، تو کجا می روی؟ جای دیگری را گفت که یک مقدار از راه را با یکدیگر مشترک بودند و نزدیک کوفه او راهش جدا می شد. گفتند خوب، پس با همدیگر باشیم. آن شخص می دانست که رفیقش مسلمان است. حضرت هم که می دانستند او اهل کتاب است. با همدیگر صحبت کنان آمدند تا به سر دو راهی شاهراه کوفه و راه فرعی رسیدند. او قهرا راه فرعی را گرفت. حضرت هم شاهراه را رها کردند و دنبال او آمدند. آن شخص گفت: شما که گفتی من به کوفه می روم. فرمود بله به کوفه می روم. پرسید: پس چرا از این طرف می آیی؟ فرمود برای اینکه ما با یکدیگر چند ساعت مصاحبت کردیم و مصاحبت حق ایجاد می کند و تو به گردن من حق پیدا کردی (اینکه می گویند حقوق بشر، اعلامیه حقوق بشر، شما در همه حقوقهایی که امروز در دنیا هست نمی توانید حقوقی به این ریزی که انسان فقط زیر ذره بین می تواند ببیند پیدا کنید). به دلیل اینکه تو بر من ذی حق هستی من می خواهم تو را چند قدم بدرقه کنم.

نوشته اند همان جا فکری کرد و گفت: پیغمبر شما به دلیل این اخلاق حسنه ای که دستور داد، به این سرعت دینش دنیا را گرفت و بعد خداحافظی کردند و او حضرت علی (ع)را نشناخت ولی این خاطره به شکل عجیبی در ذهنش بود تا یک وقتی به کوفه آمد و قهرا در جستجوی همان رفیقش بود. روزی آمد خلیفه را دید و فهمید رفیق بین راه، خود خلیفه است. آنجا بود که شهادتین را گفت و مسلمان شد و یکی از اصحاب خاص امیرالمؤمنین (ع)گردید. این حدیث را کافی نقل کرده و اصلا از همین جا عنوانش را انتخاب کرده است: «باب حسن الصحابة و حق الصاحب فی السفر».

آشنایی با قرآن 5، صفحه 29-27

|+| نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1386/12/15 و ساعت 10:13  
 مواعظ‌ حضرت‌ سيّد الشّهداء

مواعظ‌ حضرت‌ سيّد الشّهداء

در تحريض‌ و تشويق‌ بر كارهای‌ پسنديده‌

 

خَطَبَ الْحُسَيْنُ عليه‌السلام ، فَقَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ ! نَافِسُوا فِي‌ الْمَكَارِمِ ، وَسَارِعُوا فِي‌ الْمَغَانِمِ ، وَلاَتَحْتَسِبُوا بِمَعْرُوفٍ لَمْ تَعْجَلُوا. وَاكْسِبُوا الْحَمْدَ بِالنُّجْحِ ، وَلاَ تَكْتَسِبُوا بِالْمَطَلِ ذَمًّا ! فَمَهْمَا يَكُنْ لاِحَدٍ عِنْدَ أَحَدٍ صَنِيعَة لَهُ رَأَي‌ أَنَّهُ لاَ يَقُومُ بِشُكْرِهَا ، فَاللَهُ لَهُ بِمُكَافَأَتِهِ ؛ فَإنَّهُ أَجْزَلُ عَطَآءً وَأَعْظَمُ أَجْرًا.

 ای‌ مردم‌ ! در صفات‌ حميده‌ بر يكديگر افتخار كنيد! و بر مكارم‌ اخلاق‌ مباهات‌ نمائيد! و در فراگيری‌ از ثمرات‌ با ارزش‌ روحی‌ و معنوی‌ شتاب‌ ورزيد !

كار نيكی‌ را كه‌ در آن‌ سرعت‌ نداريد ، به‌ حساب‌ نياوريد !

با ظفر و پيروزی‌ در به‌ پايان‌ رساندن‌ كار، ستايش‌ و تمجيد برای‌ خود بيافرينيد !

و با سستی‌ و كندی‌ ، كسب‌ سرزنش‌ و مذمّت‌ نكنيد !

و بدانيد كه‌ : در هر شرائط‌ و موقعيّتی‌ كه‌ كسی‌ به‌ ديگری‌ احسان‌ نموده‌ و چنين‌ می ‌پندارد كه‌ او به‌ شكرش‌ قيام‌ نكرده‌ و به‌ سپاس‌ برنخاسته‌ است ‌، خداوند خودش‌ برای‌ او جزا و پاداش‌ است‌ ؛ چون‌ بخشش‌ خداوند فراوان ‌تر و سرشارتر، پاداشش ‌ بزرگتر است‌.

 (لمعات الحسین علیه السلام) تالیف : علامه حسینی طهرانی

 

|+| نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1386/10/19 و ساعت 15:40  
 ارزش و اثر تقوا در کلام علی علیه السلام

 

 

 

 

 

 

ارزش و اثر تقوا در کلام علی علیه السلام  

  

  گذشته از آثار مسلمی كه تقوا در زندگی اخروی بشر دارد و یگانه راه نجات از شقاوت ابدی است، در زندگی‏ دنیوی انسان هم ارزش و آثار زیادی دارد. علی (ع)كه‏ بیش از هر كس دیگر در تعلیمات خود روی معنای تقوا تكیه كرده و به آن‏ ترغیب فرموده آثار زیادی برای آن ذكر می‏كند و گاهی یك عمومیت عجیبی به‏ فوائد تقوا می‏دهد، مثل اینكه می‏فرماید: «عتق من كل ملكة ، نجاه من كل‏ هلكة؛ یعنی آزادی است از هر رقیتی و نجات است از هرگونه بدبختی» (نهج البلاغه خطبه 230). یا اینكه می‏فرماید: «دواء داء قلوبكم ، و شفاء مرض اجسادكم ، و صلاح فساد صدوركم ، و طهور دنس انفسكم؛ تقوا دوای بیماری دلهای شما و شفای‏ مرض بدنهای شما، درستی خرابی سینه‏های شما و مایه پاك شدن نفوس شما است» (نهج البلاغه /خطبه 198). علی ( ع ) همه دردها و ابتلائات بشر را یك كاسه می‏كند و تقوا را برای‏ همه آنها مفید می‏داند.

حقا هم اگر به تقوا صرفا جنبه منفی و اجتناب و پهلو تهی كردن ندهیم و آنطور بشناسیم كه علی شناخته باید اعتراف كنیم كه‏ یكی از اركان زندگی بشر است چه در زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی، اگر نباشد اساس زندگی متزلزل است.

 

تقوا و بهداشت

 

امیرالمؤمنین درباره تقوا فرمود: «شفاء مرض اجسادكم»، بهبود بیماری تن شما است. و شاید پرسیده شود چه رابطه ای است بین تقوا كه‏ امری روحی و معنوی است با سلامت بدن؟ البته تقوا گرد یا آمپول‏ نیست، اما اگر تقوا نباشد بیمارستان خوب نیست، طبیب خوب نیست، پرستار خوب نیست، دوای خوب نیست. اگر تقوا نباشد آدمی حتی تن خود و سلامت تن خود را قادر نیست حفظ كند. آدم متقی كه به حد خود و حق خود قانع و راضی است روحی مطمئن‏تر و اعصابی آرامتر و قلبی سالمتر دارد، دائما در فكر نیست كجا را ببرد و كجا را بخورد و كجا را ببلعد، ناراحتیهای عصبی او را به زخم روده و زخم معده مبتلا نمی‏سازد، افراط در شهوت او را ضعیف و ناتوان نمی‏كند، عمرش طولانی‏تر می‏شود. سلامت تن و سلامت روح و سلامت اجتماع همگی بستگی دارد به تقوا.

                                                      تقوا در نهج البلاغه  

 

این خطبه می‏گوید: لازمه بی‏تقوائی و مطیع هوای نفس بودن ضعف و زبونی و بی‏شخصیت بودن در برابر محركات‏ شهوانی و هواهای نفسانی است. انسان در آن حالت مانند سوار زبونی است كه از خود اراده و اختیاری‏ ندارد و این مركب است كه به هر جا كه دلخواهش هست می‏رود. لازمه تقوا قدرت و اراده و شخصیت معنوی داشتن و مالك حوزه وجود خود بودن است، مانند سوار ماهری كه بر اسب تربیت شده‏ای سوار است و با قدرت و تسلط كامل، آن اسب را در جهتی كه خود انتخاب كرده می‏راند و اسب در كمال‏ سهولت اطاعت می‏كند. «ان تقوی الله حمت اولیاء الله محارمه، و الزمت قلوبهم مخافته، حتی‏ اسهرت لیالیهم، و اظمات هواجرهم؛ تقوای الهی اولیاء خدا را در حمایت خود قرار داده آنان را از تجاوز به‏ حریم منهیات الهی بازداشته است و ترس از خدا را ملازم دلهای آنان قرار داده است، تا آنجا كه شبهایشان را بیخواب ( به سبب عبادت ) و روزهایشان را بی آب ( به سبب روزه ) گردانیده است» (نهج البلاغه خطبه 114).

 

در اینجا علی ( ع ) تصریح می‏كند كه تقوا چیزی است كه پرهیز از محرمات‏ الهی و هم چنین ترس از خدا، از لوازم و آثار آن است. پس در این منطق‏ تقوا نه عین پرهیز است و نه عین ترس از خدا بلكه نیروئی است روحی و مقدس كه این امور را به دنبال خود دارد. «فان التقوی: فی الیوم الحرز و الجنه و فی غد الطریق الی الجنه؛ همانا تقوا در امروز دنیا برای انسان به منزله یك حصار و به منزله یك‏ سپر است، و در فردای آخرت راه به سوی بهشت است» ( نهج البلاغه خطبه 191). در خطبه 157 تقوا را به پناهگاهی بلند و مستحكم تشبیه فرموده كه دشمن‏ قادر نیست در آن نفوذ كند. در همه اینها توجه امام معطوف است به جنبه روانی و معنوی تقوی و آثاری كه بر روح می‏گذارد، بطوری كه احساس میل به پاكی و نیكوكاری و احساس تنفر از گناه و پلیدی در فرد بوجود می‏آورد.

تقوا مصونیت است نه محدودیت


 

از نظر علی (ع)، تقوا نیروئی است روحی، نیروئی‏ مقدس و متعالی كه منشاء كششها و گریزهائی می‏گردد، كشش به سوی ارزشهای‏ معنوی و فوق حیوانی و گریز از پستیها و آلودگیهای مادی. از نظر نهج‏ البلاغه تقوا حالتی است كه به روح انسان شخصیت و قدرت می‏دهد و آدمی را مسلط بر خویشتن و مالك " خود " می‏نماید. در نهج البلاغه بر این معنی تاكید شده كه تقوا حفاظ و پناهگاه است نه‏ زنجیر و زندان و محدودیت. بسیارند كسانی كه میان " مصونیت " و " محدودیت " فرق نمی‏نهند و با نام آزادی و رهائی از قید و بند به خرابی‏ حصار تقوا فتوا می‏دهند. قدر مشترك پناهگاه و زندان " مانعیت " است اما پناهگاه مانع خطرها است، و زندان مانع بهره برداری از موهبتها و استعدادها. این است كه علی ( ع ) می‏فرماید: «اعلموا ، عبادالله ، ان التقوی دار حصن عزیز ، و الفجور دار حصن‏ ذلیل ، لا یمنع اهله ، و لا یحرز من لجا الیه . الا و بالتقوی تقطع حمه‏ الخطایا؛ بندگان خدا بدانید كه تقوا حصار و باروئی بلند و غیر قابل تسلط است و بی‏تقوائی و هرزگی حصار و باروئی پست است كه مانع و حافظ ساكنان خود نیست و آنكس را كه به آن پناه ببرد حفظ نمی‏كند، همانا با نیروی تقوا نیش گزنده خطاكاری‏ها بریده می‏شود» (نهج البلاغه خطبه 157).

 

علی ( ع ) در این بیان عالی خود گناه و لغزش را كه به جان آدمی آسیب‏ می‏زند به گزنده‏ای از قبیل مار و عقرب تشبیه می‏كند، می‏فرماید نیروی تقوا نیش این گزندگان را قطع می‏كند. علی ( ع ) در برخی از كلمات تصریح می‏كند كه تقوا مایه اصلی آزادیها است، یعنی نه تنها خود قید و بند و مانع آزادی نیست، بلكه منبع و منشا همه آزادیها است. در خطبه 230 می‏فرماید: «فان تقوی الله مفتاح سداد و ذخیره معاد و عتق من كل ملكه و نجاه‏ من كل هلكه؛ همانا تقوا كلید درستی و توشه قیامت و آزادی از هر بندگی و نجات‏ از هر تباهی است». تقوا به انسان آزادی معنوی می‏دهد، یعنی او را از اسارت و بندگی هوا و هوس آزاد می‏كند، رشته آز و طمع و حسد و شهوت و خشم را از گردنش بر می‏دارد و باین ترتیب ریشه رقیتها و بردگیهای اجتماعی را از بین می‏برد، مردمی كه بنده و برده پول و مقام و راحت طلبی نباشند، هرگز زیر بار اسارتها و رقیتهای اجتماعی نمی‏روند.

 

تعهد متقابل


 

در نهج البلاغه با اینكه اصرار شده كه تقوا نوعی ضامن و وثیقه است در برابر گناه و لغزش، باین نكته توجه داده می‏شود كه در عین حال انسان از حراست و نگهبانی تقوا نباید آنی‏ غفلت ورزد. تقوا نگهبان انسان است و انسان نگهبان تقوا و این دور محال‏ نیست، بلكه دور جایز است. این نگهبانی متقابل از نوع نگهبانی انسان و جامه است كه انسان نگهبان‏ جامه از دزدیدن و پاره شدن است و جامه نگهبان انسان از سرما و گرما است، و چنانكه می‏دانیم قرآن كریم از تقوا به جامه تعبیر كرده است: «و لباس التقوی ذلك خیر؛ ولی جامه تقوا همان بهتر است» ( اعراف/ 26).

علی علیه السلام درباره نگهبانی متقابل‏ انسان و تقوا در خطبه 191 می‏فرماید: «ایقظوا بها نومكم و اقطعوا بها یومكم و اشعروها قلوبكم و ارحضوا بها ذنوبكم . . . الا فصونوها و تصونوا بها؛ خواب خویش را بوسیله تقوا تبدیل به بیداری كنید و وقت خود را با آن‏ به پایان رسانید و احساس آنرا در دل خود زنده نمائید و گناهان خود را با آن بشوئید . . . همانا تقوا را صیانت كنید و خود را در صیانت تقوا قرار دهید» و هم می‏فرماید: «اوصیكم عباد الله یتقوی الله فانها حق الله علیكم و الموجبه علی‏ الله حقكم و ان تستعینوا علیها بالله و تستعینوا بها علی الله؛ بندگان خدا، شما را سفارش می‏كنم به تقوا، همانا تقوی حق الهی است‏ بر عهده شما و پدید آورنده حقی است از شما بر خداوند، سفارش می‏كنم كه‏ با مدد از خدا به تقوا نائل گردید و با مدد تقوا به خدا برسید.

نهج البلاغه تقوا را به عنوان یك نیروی معنوی و روحی كه بر اثر ممارست‏ و تمرین پدید می‏آید و به نوبه خود آثار و لوازم و نتائجی دارد و از آنجمله پرهیز از گناه را سهل و آسان می‏نماید، طرح و عنوان كرده است. «ذمتی بما اقول رهینه. و انا به زعیم . ان من صرحت له العبر عما بین یدیه من المثلات، حجزه التقوا عن التقحم فی الشبهات» همانا درستی گفتار خویش را ضمانت می‏كنم و عهده خود را در گرو گفتار خویش قرار می‏دهم. اگر عبرتهای گذشته برای یك شخص آینه قرار گیرد، تقوا جلو او را از فرو رفتن در كارهای شبهه‏ناك می‏گیرد. تا آنجا كه می‏فرماید: «الا وان الخطایا خیل شمس ، حمل علیها راكبها و خلعت لجمها فتقحمت بهم فی النار الا و ان التقوا مطایا ذلل حمل علیها راكبها و اعطوا ازمتها فاوردتهم الجنه» (نهج البلاغه، خطبه 16 ). همانا خطاها و گناهان و زمامرا در اختیار هوای نفس دادن، مانند اسبهای سركش و چموشی است كه لجام از سر آنها بیرون آورده شده و اختیار از كف سوار بیرون رفته باشد و عاقبت اسبها سوارهای خود را در آتش‏ افكنند. و مثل تقوا مثل مركبهای رهوار و مطیع و رام است كه مهارشان در دست سوار است و آن مركبها با آرامش سوارهای خود را به سوی بهشت‏ می‏برند». در این خطبه تقوا به عنوان یك حالت روحی و معنوی كه اثرش ضبط و مالكیت نفس است ذكر شده است.

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط كربلايي در جمعه 1386/08/25 و ساعت 8:30  
 امام صادق عليه السلام :

امام صادق عليه السلام :

صَلاةُ اللَّيْلِ تُحَسِّنُ الْوَجْهَ وَ تُحَسِّنُ الْخُلْقَ وَ تُطَيِّبُ الرّيحَ وَ تَدُرُّ الرِّزْقَ وَ تَقْضِى الدَّيْنَ وَ تَذْهَبُ بِالْهَمِّ وَ تَجْلُو الْبَصَرَ؛

 

نماز شب، انسان را خوش سيما، خوش اخلاق و خوشبو و روزى را زياد مى‏كند؛ [و زمينه ]پرداخت بدهى را فراهم مى‏نمايد؛ غم و اندوه را از بين مى‏برد و چشم را نورانى مى‏كند.

|+| نوشته شده توسط كربلايي در جمعه 1386/08/11 و ساعت 15:11  
 اخلاق پسندیده

اخلاق پسندیده

پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : ثَلاثٌ مَنْ لَمْ تَكُنْ فيهِ فَلَيْسَ مِنّى وَ لا مِنَ اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ. قيلَ: يا رَسولَ اللّه‏ِ،

وَ ما هُنَّ؟ قالَ: حِلْمٌ يَرُدُّ بِهِ جَهْلَ الْجاهِلِ وَ حُسْنُ خُلْقٍ يَعيشُ بِهِ فِى النّاسِ وَ وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعاصِى اللّه‏ِ

عَزَّوَجَلَّ؛(خصال، ص 145، ح 172. )


سه چيز است كه هر كس نداشته باشد نه از من است و نه از خداى عزّوجلّ. عرض شد: اى رسول خدا! آنها كدامند؟ فرمودند:۱- بردبارى كه به وسيله آن جهالت نادان را دفع كند۲-اخلاق خوش كه با آن در ميان مردم زندگى كند ۳- پارسايى كه او را از نافرمانى خدا باز دارد.

|+| نوشته شده توسط كربلايي در پنجشنبه 1386/08/10 و ساعت 14:33  
 تقوا

 قرآن كريم‏
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ؛
در حقيقت گرامى‏ترين شما نزد خدا با تقواترين شماست                                                         سوره حجرات، آيه 13

|+| نوشته شده توسط كربلايي در یکشنبه 1386/08/06 و ساعت 1:35  
 زبان، كليد خوبى‏ها و بدى‏ها

امام على عليه‏السلام :

أيُّهَا النّاسُ فِى الاِْنْسانِ عَشْرَ خِصالٍ يُظْهِرُها لِسانُهُ: شاهِدٌ يُخْبِرُ عَنِ الضَّميرِ وَ حاكِمٌ يَفْصِلُ بَيْنَ الْخِطابِ وَ ناطِقٌ يُرَدُّ بِهِ الْجَوابُ وَ شافِعٌ يُدْرَكُ بِهِ الْحاجَةُ وَ واصِفٌ يُعْرَفُ بِهِ الاَْشْياءُ وَ أَميرٌ يَأْمُرُ بِالْحَسَنِ وَ واعِظٌ يَنْهى عَنِ الْقَبيحِ وَ مُعِزٌّ تُسَكَّنُ بِهِ الاَْحْزانُ وَحاضِرٌ تُجْلى بِهِ الضَّغائِنُ وَ مونِقٌ تَلْتَذُّ بِهِ الاَْسْماعُ؛                      

اى مردم! انسان ده خصلت دارد كه زبان او آنها را آشكار مى‏سازد: زبان، گواهى است كه از درون خبر مى‏دهد. داورى است، كه به دعواها خاتمه مى‏دهد. گويايى است كه به‏وسيله آن به پرسش‏ها پاسخ داده مى‏شود. واسطه‏اى است كه با آن حاجت برآورده مى‏شود. وصف كننده‏اى است كه با آن اشياء شناخته مى‏شود. فرماندهى است كه به نيكى فرمان مى‏دهد.

پند دهنده‏اى است كه از زشتى باز مى‏دارد. تسليت دهنده‏اى است كه غم‏ها با آن آرامش مى‏يابد. حاضرى است كه با آن كينه‏ها برطرف مى‏شود و دلربايى است كه گوش‏ها با آن از لذّت برخوردار مى‏شوند.

|+| نوشته شده توسط كربلايي در شنبه 1386/08/05 و ساعت 23:37