تصاوير جالبی از دو پرستو در آشيانه...
احمد 26 ساله و همسرش فاطمه 25 ساله، از زوجهاي معلولي هستند که مدت يک سال است با يکديگر ازدواج کرده و درخانههاي مخصوص زوجها در آسايشگاه کهريزک زندگي ميکنند. احمد دچار معلوليت از هر دو دست و فاطمه از هر دو پا است. اين زوج معلول، اما توانمند در زمينه کارهاي هنري فعاليت هايي دارند.


فاطمه در حال شستن ظروف در آشپزخانه منزل
بقیه تصاویر را در ادامه مطلب ببینید
نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1388/07/29 ساعت 1:1 موضوع ازدواج و زنان واجتماع: | لينک ثابت

***پاسخ به سوالاتی در باب احکام طلاق***
((مدت عده برای زنان ))
در قرآن کریم می خوانیم: «و اللائی یئسن من المحیض من نسائکم ان ارتبتم فعدتهن ثلاثه اشهر و اللائی لم یحضن»؛ و از زنان شما آنهایی که از عادت ماهانه مأیوس شده اند، اگر در وضع آنها (از نظر بارداری و عوارض دیگر) شک دارید، عده آنها سه ماه است و زنانی که عادت ماهانه ندیده اند (نیز عده شان سه ماه است) (طلاق/4). در آیه 228 سوره بقره راجع به مدت عده زن آمده است: «و المطلقات یتربصن بانفسهن ثلاثه قروء»؛ و زنان طلاق داده شده تا سه پاکی منتظر بمانند." زنهای مطلقه سه "قرء" که درباره سه قرء، بعضی گفته اند سه " طهر " یا سه عادت تربص می کنند، یعنی باید سه عادت بعد از طلاق برای اینها پیدا بشود تا عده شان تمام شود.
ممکن است زنی باشد که از سن حیض گذشته باشد، اصطلاحا به او " یائسه " می گویند. ممکن است زنی باشد که از سن حیض نگذشته است ولی حائض نمی شود.
این هم باز دو جور است، گاهی محل شک است، معلوم نیست که علت حائض نشدنش سن است یا یک بیماری، و گاهی محل شک نیست. زنهایی که حائض نمی شوند ولی.......
بقیه در ادامه مطلب
نوشته شده توسط كربلايي در شنبه 1388/07/18 ساعت 17:26 موضوع ازدواج و زنان واجتماع: | لينک ثابت

***پاسخ به سوالاتی در باب احکام طلاق***
فلسفه عده نگه داشتن برای زن مطلقه
از جمله تدابیری که برای منفسخ نشدن پیمان ازدواج به کار برده شده است ، تدابیری است که برای زمان طلاق و بعد از طلاق اتخاذ شده است. ( برخی تدابیر، تدابیر ابتدایی است که می خواهد «کار» منجر به طلاق نشود، و تدابیر دیگری اخذ شده است برای اینکه اگر طلاق صورت گرفت مهلت و فرجه و فرصتی باشد که این قضیه عود کند و به حال اول برگردد.) اسلام برای زن مطلقه، الا موارد استثنائی، عده قائل شده است. البته ما دو جور طلاق داریم: طلاق بائن و طلاق رجعی. طلاق بائن طلاقی است که به صرف طلاق کار تمام است یعنی عده ای در کار نیست، مثل طلاقهایی که به صورت خلع صورت می گیرد. طلاق خلع آن جایی است که کراهت از ناحیه زوجه شروع می شود نه از ناحیه زوج، و زوجه برای اینکه مرد را به طلاق راضی کند یک چیزی به او می دهد، مثلا مهرش را می بخشد، یا حق دیگری دارد آن را می بخشد، یا پول دستی به او می دهد و مرد طلاق می دهد. در اینجا دیگر حق رجوع سلب شده است. یا زنی که به اصطلاح غیرمدخوله باشد، یعنی ازدواجی که به زفاف منتهی نشده باشد، آن هم عده ندارد. و یا زنی که به حد یاس رسیده باشد ( یائسه شده باشد ) که دیگر زاینده و بچه زا نیست، او هم عده ندارد. اینها را " طلاق بائن " می گویند. غیر این را " طلاق رجعی " یا " طلاق عدی " می گویند، یعنی طلاقهایی که عده دارد و حق رجوع هم در آنها باقی است. یک فلسفه عده همین است که مهلت و فرصتی باشد. اغلب، طلاقها در اثر یک عصبانیت یا ناراحتی پیش می آید، فورا می گویند برویم طلاق بدهیم و زود طلاق می دهند. این عصبانیتها و ناراحتیها چند روز هست، بعد تدریجا فرو می نشیند و پشیمانی رخ می دهد. اگر عده در کار نباشد، گرماگرم کار از این طرف این طلاق می دهد، از آن طرف او می رود ازدواج می کند، بعد که پشیمان شد دیگر راه رجوعی نیست. این است که این مهلت را برقرار کرده اند برای اینکه فرصتی برای بازگشت باشد.
آشنایی با قرآن 8 صفحه 19 و 20
نوشته شده توسط كربلايي در شنبه 1388/07/18 ساعت 17:24 موضوع ازدواج و زنان واجتماع: | لينک ثابت
**لطفا نظرتان را در مورد تصاویر زیر بیان فرمایید**
شماره ۱
حجاب اسلامي ،
نقش اساسي درحفظ نسل وتأمين پاکي خلقت نسلهاي آينده دارد

شماره ۲۱
پیدایش فحشا و فرزندان نامشروع، افزایش طلاق و از هم گسیختگى زندگى زناشویى و نا آرامى درونى و هیجان جنسى مستمر برخاسته از برهنگى و عشوه گرى زنان،

بقیه تصاویر در ادامه مطلب
نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1388/07/15 ساعت 8:12 موضوع ازدواج و زنان واجتماع: | لينک ثابت
این پست تقدیم به دوستانی که درباب ازدواج موقت سوال داشتند
![[تصویر: f15qr.gif]](http://i25.tinypic.com/f15qr.gif)
احکام ازدواج موقت در قانون مدنی
در قانون مدنی، فصل ششم از کتاب نکاح، مخصوص نکاح منقطع است و سه جمله ساده هم بیش نیست. اول اینکه نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد. دوم اینکه مدت نکاح منقطع باید کاملا معین شود، سوم اینکه احکام مربوط به مهر و ارث در نکاح منقطع همان است که در فصلهای مربوط به مهر و ارث گفته شده است. تمام مواد آن پنج فصل جز آنجا که تصریح شده است مانند ماده 1069 و یا آنچه مربوط به طلاق است، مشترک است میان نکاح دائم و منقطع مثلا ماده 1062 که میگوید: " نکاح واقع میشود به ایجاب و قبول به الفاظی که صریحا دلالت بر قصد ازدواج نماید " مخصوص نکاح دائم نیست، به هر دو نکاح مربوط است. شرائطی که برای عاقد یا عقد یا زوجین ذکر کرده است نیز مربوط به هر دو نکاح است.
بقیه در ادامه مطلب
نوشته شده توسط كربلايي در سه شنبه 1388/07/14 ساعت 13:0 موضوع ازدواج و زنان واجتماع: | لينک ثابت

همانندی پاره ای از احکام ازدواج موقت با ازدواج دائم
ازدواج موقت و دائم در پاره ای از آثار با هم یکی هستند و در قسمتی اختلاف دارند. آنچه در درجه اول، این دو را از هم متمایز میکند یکی اینست که زن و مرد تصمیم میگیرند بطور موقت با هم ازدواج کنند و پس از پایان مدت، اگر مایل بودند تمدید کنند تمدید میکنند و اگر مایل نبودند از هم جدا میشوند. دیگر اینکه از لحاظ شرایط، آزادی بیشتری دارند که بطور دلخواه بهر نحو که بخواهند پیمان می بندند. مثلا در ازدواج دائم خواه ناخواه مرد باید عهده دار مخارج روزانه و لباس و مسکن و احتیاجات دیگر زن از قبیل دارو و طبیب بشود، ولی در ازدواج موقت .......
بقیه در ادامه مطلب
نوشته شده توسط كربلايي در یکشنبه 1388/07/12 ساعت 11:40 موضوع ازدواج و زنان واجتماع: | لينک ثابت
ازدواج باعث ازدیاد روزی
ازدواج موجب جلب خير وبركت در روزى است، چنانكه خداوندمى فرمايد: «إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ."اگر بينوا باشند خدا به كرم ولطف خود توانگرشان خواهد ساخت كه خدا رحمتش وسيع ونامتناهى وبه احوال بندگان آگاه است."ونيز اسحاق بن عمار از امام صادق عليه السلام در حديثى نقل مى كند كه به حضرت عرض كردم آيا درست است كه مردم مى گويند فردى نزدپيامبر آمد ونزد ايشان از تنگدستى وفقر شكايت كرد، وحضرت سه بار به او دستور ازدواج داد؟حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: "آرى.. درست است" سپس امام فرمود: "روزى به همراه زن وخانواده است.آرى! آيا روزى از نزد خدا نيست، وآيا زن وفرزندان نزد خدايى كه براى هر چيز روزى قرار داده روزى ندارند؟ مرد با يافتن احساس مسؤوليت نسبت به خانواده فعاليتش را فزونى مى دهد، وبدين ترتيب انرژى ونيروى كار او صد چندان مى شود ودر پرتو آن امكانات اقتصادى را در محيط زندگى خود متحول مى كند.
به این ترتیب متون اسلامى ازدواج را مورد تشويق قرار مى دهندومردم را از عاقبت روى برتافتن از ازدواج بر اساس ترس از تهيدستى باز مى دارند. نگراني از تنگ دستي، يكي از بهانه هايي است كه براي گريز از ازدواج، مطرح مي شود. قرآن، اين گونه به انسان اميدواري مي دهد: از فقر و تنگ دستي جوانان و مجردان نگران نباشيد و در ازدواج آن ها بكوشيد؛ «چرا كه اگر فقير باشند، خداوند از فضل خويش، آنان را بي نياز مي سازد». (نور/32) برخي گفته اند: مفاد اين آيه، وعده خداوند به غنا و بي نيازي است براي كساني كه تشكيل خانواده دهند.( روح المعاني، ج10، ص218) رواياتي نيز اين معنا را تأييد مي كند. در حديثي، امام صادق(ع) ترك ازدواج به سبب ترس از گرسنگي را سوءظن به پروردگار دانسته است؛ (الكافي، ج5، ص330) زيرا پس از وعده قرآن به توسعه رزق، نگراني در اين زمينه، جز بدگماني به خدانيست.
نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1388/06/09 ساعت 0:56 موضوع ازدواج و زنان واجتماع: | لينک ثابت
ازدواج باعث حفظ انساب
ازدواج و رعايت مقررات آن، نسب راحفظ مي كند. در اسلام، حفظ نسب، پايه احكام و حقوق فراواني است. بعضي از احكام فقهي، بر شناخت رابطه فرزند با پدر و مادر يا بر شناخت نسبت هاي فاميلي ديگر، مبتني است. تبعيت فرزند از پدر و مادر در كفر و اسلام، در طهارت و نجاست، در بردگي و حريت، قصاص نشدن پدر به قتل فرزند، مقبول نبودن شهادت پسر بر ضد پدر، وجوب قضاي نمازهاي ميت توسط پسر بزرگ تر، مسائل ارث، ولايت پدر و جد، حقوق طرفيني مانند حق حضانت و نفقات، عقوق والدين و اطاعت از آن ها و مسائل اخلاقي مانند صله رحم، هبه به اقارب، عقيقه فرزند و مسائل فراوان ديگري، بر حفظ انساب متوقف است.( النسب و فروعه الفقهيه) و از اين جا به اهميت ازدواج و مراعات حدود آن نيز پي مي بريم. حفظ نسب، حكمت عده زن بين دو ازدواج شمرده شده است.(تبصره الفقهاء، ج2، ص190) انتظار زن براي ازدواج دوباره پس از وفات شوهر به مدت چهار ماه و ده روز (بقره/234)، عده زن به مدت سه دوره پاكي پس از طلاق (بقره/ 228) و انتظار زن باردار براي ازدواج مجدد تا هنگام وضع حمل (طلاق/4) همه اين مقررات گوياي اهميت حفظ نسب است. حرمت ازدواج با زن شوهردار (نساء/ 24)، و حرمت زنا (اسراء /32) نيز برپايه حكمت حفظ نسب قرار داده شده است (مواهب الرحمن، ج8، ص21).
نوشته شده توسط كربلايي در یکشنبه 1388/06/08 ساعت 13:27 موضوع ازدواج و زنان واجتماع: | لينک ثابت
ازدواج باعث برخورداري از سكون و آرامش
نياز روح به كانون آرامش، با اهميت تر از نياز جنسي است. همسر شايسته در پيش آمدهاي زندگي، راه وصول به آرامش و سعادت را نزديك مي كند. قرآن كريم به اين اثر مهم اشاره دارد: «و از نشانه هاي او اينكه از (نوع) خودتان همسراني براي شما آفريد تا به وسيله آنها آرام گيريد و ميانتان دوستي و رحمت نهاد.»« وَ مِنْ ءَايَتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَجاً لِّتَسكُنُوا إِلَيْهَا وَ جَعَلَ بَيْنَكم مَّوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فى ذَلِك لاَيَت لِّقَوْم يَتَفَكَّرُونَ (روم / 21)». قرآن در اين آيه هدف ازدواج را سكونت و آرامش قرار داده است ، و با تعبير پر معنى لتسكنوا مسائل بسيارى را بيان كرده و نظير اين تعبير در آيه 189 سوره اعراف نيز آمده است . به راستى وجود همسران با اين ويژگيها براى انسانها كه مايه آرامش زندگى آنها است يكى از مواهب بزرگ الهى محسوب مى شود .اين آرامش از اينجا ناشى مى شود كه اين دو جنس مكمل يكديگر و مايه شكوفائى و نشاط و پرورش يكديگر مى باشند بطورى كه هر يك بدون ديگرى ناقص است ، و طبيعى است كه ميان يك موجود و مكمل وجود او چنين جاذبه نيرومندى وجود داشته باشد .
و از اينجا مى توان نتيجه گرفت آنها كه پشت پا به اين سنت الهى مى زنند وجود ناقصى دارند ، چرا كه يك مرحله تكاملى آنها متوقف شده ( مگر آنكه به راستى شرائط خاص و ضرورتى ايجاب تجرد كند ) . به هر حال اين آرامش و سكونت هم از نظر جسمى است ، و هم از نظر روحى هم از جنبه فردى و هم اجتماعى . بيماريهائى كه به خاطر ترك ازدواج براى جسم انسان پيش مى آيد قابل انكار نيست .همچنين عدم تعادل روحى و ناآراميهاى روانى كه افراد مجرد با آن دست به گريبانند كم و بيش بر همه روشن است . از نظر اجتماعى افراد مجرد كمتر احساس مسئوليت مى كنند و به همين جهت انتحار و خودكشى در ميان مجردان بيشتر ديده مى شود ، و جنايات هولناك نيز از آنها بيشتر سرمى زند .هنگامى كه انسان از مرحله تجرد گام به مرحله زندگى خانوادگى مى گذارد شخصيت تازه اى در خود مى يابد ، و احساس مسئوليت بيشترى مى كند و اين است معنى احساس آرامش در سايه ازدواج . برخي مفسران، مقصود از لباس را در آيه (187 بقره، سكون و آرامش دانسته اند؛ همانگونه كه خدا شب را لباس (مايه آرامش و سكون) دانسته است.
نوشته شده توسط كربلايي در شنبه 1388/06/07 ساعت 1:38 موضوع ازدواج و زنان واجتماع: | لينک ثابت
ازدواج باعث حفظ نوع بشر
طبق بيان قرآن، ازدواج وسيله اي براي توليد و بقاي نسل در انسان و حيوان است: «از خودتان براي شما جفت هايي قرار داد و از چارپايان (نيز) نر و ماده، بدين وسيله شما را بسيار مي گرداند.»(شوري/ 11) در جاي ديگري مي فرمايد: «پروردگار، شما را از «نفس واحدي» آفريدو جفتش را نيز از او خلق كرد، و از آن دو، مردان و زنان بسياري را پراكنده ساخت». (نساء/ 1) در آيه 72 نحل مي فرمايد: «از همسرانتان براي شما فرزندان و نوه ها قرار داد.» قرآن، بقاي نسل انسان و اجتماع مدني را به ازدواج منوط مي داند و روي آوردن به زنا و لواط را نابود كننده راه بقاي نسل مي شمارد و مي فرمايد: «به زنا نزديك نشويد چرا كه آن همواره زشت و بدراهي است.» (اسراء / 32)، و در جاي ديگر خطاب به قوم لوط مي فرمايد كه: «آيا شما با مردها درمي آميزيد و راه (توالد و تناسل) را قطع مي كنيد.»(عنكبوت / 29) زيرا با رواج راه هاي نامشروع، رغبت به نكاح كم مي شود؛ جاذبه اش از بين رفته، فقط بار تأمين مسكن و نفقه و به دنيا آوردن اولاد و تربيت آنان، باقي مي ماند؛ درنتيجه، آسان ترين راه هاي اشباع غرايز كه نامشروع است، رايج مي شود و هدف بقاي نسل، رنگ مي بازد.
نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1388/06/02 ساعت 1:48 موضوع ازدواج و زنان واجتماع: | لينک ثابت
ازدواج باعث فرزندان صالح
يكي از خواسته هاي غريزي انسان، نياز فطري به پدر و مادر شدن است كه پاسخ به اين خواسته با ازدواج و داشتن فرزند تأمين مي شود؛ زيرا اصل توليد و تكثير، از راه هاي غيرمشروع نيز ممكن است؛ ولي در سايه ازدواج، نسلي داراي اصل و نسب پديد مي آيد. قرآن در آياتي، فرزند را زينت زندگي دنيا شمرده كه بيان گر رغبت انسان به داشتن فرزند و برقرارشدن رابطه پدر يا مادر و فرزند است: «مال وفرزندان زيور زندگي دنيايند.» (كهف/46) داشتن فرزند به صورت ثمره ازدواج، با تعبيرهاي گوناگون در قرآن آمده است. در آيه 223بقره بعد از اين كه مي گويد: «زنان شما كشتزار شما هستند پس از هر جا (و هر گونه) كه خواهيد به كشتزار خود درآييد»، يادآور مي شود كه بكوشيد از اين فرصت بهره گيريد و با پرورش فرزندان صالح و شايسته كه به حال دين و دنياي شما مفيد باشد، اثر نيكي براي خود از پيش بفرستيد. در آيه 187 بقره پس از آن كه از آميزش با همسر سخن به ميان آمده است، مي فرمايد: «و آن چه را خدا براي شما مقرر داشته طلب كنيد» كه به نظر بسياري مقصود، طلب فرزند است (مجمع البيان، ج2، ص504) در موارد متعددي از قرآن، خداوند براي داشتن فرزند صالح، خوانده شده است.
در آيه 189 اعراف از قول پدر و مادر نقل مي كند كه عرضه مي دارند: (پروردگارا) اگر به ما (فرزندي) شايسته عطاكني قطعاً از سپاسگزاران خواهيم بود.»در چند جا، درخواست حضرت زكريا(ع) مطرح شده است كه از خداوند فرزندي كه لياقت جانشيني او را داشته باشد خواسته است: «از جانب خود ولي (و جانشيني) به من ببخش»، و «مورد رضايت پروردگار باشد» (مريم/5) در سوره آل عمران، پس از مشاهده شايستگي هاي مريم(ع) پروردگارش را مي خواند: «خداوندا! از طرف خود، فرزند پاكيزه اي نيز به من عطا فرما». (آل عمران/38).
نوشته شده توسط كربلايي در یکشنبه 1388/05/25 ساعت 17:56 موضوع ازدواج و زنان واجتماع: | لينک ثابت
ازدواج باعث ارضاي غريزه جنسي
غريزه جنسي، نيرويي است كه در زن و مرد قرارداده شده و ازدواج، وسيله اي مجاز براي اطفاي نيروي شهوت و پاسخي به اين غريزه خدادادي است: «و كساني كه پا كدامنند، مگر در مورد همسرانشان يا كنيزاني كه به دست آورده اند، كه در اين صورت بر آنان نكوهشي نيست.» (مؤمنون/6) در حديث آمده است: ميان لذت هاي مادي و جسماني در دنيا و آخرت، هيچ كدام به پايه لذت زناشويي نمي رسد؛ سپس امام به آيه14 آل عمران استشهاد مي كند كه در ميان شهوات گوناگون، علاقه به زن را مقدم داشته است: «محبت امور مادي از زنان و پسران و اموال فراوان... براي مردم آراسته شده». در آيه187 بقره مي فرمايد: «خداوند مي دانست كه شما به خود خيانت مي كرديد و آميزش با همسر را كه ممنوع شده بود، انجام مي داديد؛ بدين سبب، ممنوعيت برداشته شد». اين آيه، به نياز غريزي جنسي اشاره دارد كه به رغم ممنوعيت شرعي، مردم به سوي آن كشيده مي شوند؛ البته اين امر نمي تواند انگيزه اصلي و هدف نهايي ازدواج باشد؛ زيرا غريزه جنسي در زن و مرد، دوره محدودي دارد و اگر غرض از ازدواج، فقط اين جهت باشد، بايد زوجين هنگام ناتواني جنسي، يكديگر را رها كنند يا زن و مردي كه توانايي جنسي خويش را از دست داده اند، هيچ گاه پيمان زناشويي نبندند.
نوشته شده توسط كربلايي در شنبه 1388/05/24 ساعت 20:39 موضوع ازدواج و زنان واجتماع: | لينک ثابت
ازدواج عامل بازدارنده از گناه
يكي از آثار ازدواج براي زن و مرد، ايجاد زمينه تقوا و دوري از گناهان است. با اشباع غريزه جنسي در زن و مرد، زمينه گناهان شهوت انگيز از ميان مي رود. اين كه در قرآن از كسي كه ازدواج كرده، به «محصن و محصنه» تعبير شده (نساء/25) به جهت اين است كه زن و مرد، با ازدواج در حصن و سنگر مستحكمي قرارمي گيرند و خود را حفظ مي كنند تا وسوسه هاي شهواني در آنان اثر نگذارد؛ بلكه ازدواج، زمينه گناهان ديگر را نيز از بين مي برد؛ زيرا پذيرفتن مسئوليت تأمين و تربيت اولاد، انسان را با استفاده بهينه از عمر وامي دارد و براي گناه و معاشرت هاي گمراه كننده جايي باقي نمي ماند. پيامبر اكرم(ص) فرمود: «من تزوج فقدا حرز نصف دينه»(سفينه البحار، ج2، ص480) با ازدواج، نيمي از دين صيانت مي شود. در روايتي ديگر آمده است: بدترين مردم كساني اند كه در تجرد به سرمي برند.(مجمع البيان، ج7، ص220) در تفسير آيه187 بقره كه مي فرمايد: «زنان لباس براي شما و شما لباس براي آنان هستيد».

برخي گفته اند: آن گونه انسان، با لباس از سرما و گرما و حشرات و آسيب هاي جلدي، محافظت مي شود، زن و مرد، با ازدواج، يكديگر را از گناه حفظ مي كنند.(التفسير الكبير، ج5، ص116) در آيه 28 نساء حكمت تشريع ازدواج اين گونه بيان شده است: «خداوند مي خواهد تا بارتان را سبك گرداند»؛ زيرا پيروي از شهوات و در دام گناه افتادن، براي انسان، وزر و سنگيني مي آورد و تشريع ازدواج از فساد و گناه جلوگيري مي كند و انسان از عواقب آن درامان مي ماند و اين نوعي توسعه براي انسان شمرده مي شود.البته آثار ديگري نيز بر ازدواج مترتب است؛ مانند حرمت برخي از زنان از جمله مادر زن و خواهر زن و نيز ايجاد حقوق زوجيت است .و ...
نوشته شده توسط كربلايي در جمعه 1388/05/23 ساعت 19:9 موضوع ازدواج و زنان واجتماع: | لينک ثابت
جایگاه ازدواج در اسلام
اسلام با در نظر گرفتن نیازهاى واقعى و طبیعى انسان از یک سو و با عنایت به مصالح فرد و اجتماع از دیگر سو، ازدواج را به عنوان بهترین راه و مناسب ترین شیوه برگزید. اسلام، آدمى را از تنهایى و تجرد نهى مى کند و براى تأمین و ارضاى غریزه جنسى او، ازدواج را راهکار عملى مى داند و حتى در مواردى که خطر انحراف و فساد وجود دارد، ازدواج را بر او واجب و ضرورى مى داند. در اهمیت ازدواج که پیامبر اسلام (ص) فرمود: «من تزوج احرز نصف دینه» (اصول کافى، ج5، ص328، حدیث2)؛ کسى که ازدواج کند نیمى از دین خود را حفظ کرده است و نیز فرمود: «النکاح سنتى فمن رغب عن سنتى فلیس منى» (بحارالانوار، ج10، ص220)؛ ازدواج سنت من است، پس هر کس از سنت من روى گردان شود از من نیست. وقتى که غریزه جنسى از راه صحیح و شرعى ارضا شود و روح پر اضطراب انسان اعتدال و آرامش یابد، حقایق زندگى را بهتر درک مى کند و به سوى دین و سعادت خود، گام هاى بزرگ ترى برمى دارد.
حتما به ادامه مطلب برويد
نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1388/05/21 ساعت 15:40 موضوع ازدواج و زنان واجتماع: | لينک ثابت
فلسفه ازدواج
شايد بعضى افراد هنگام ازدواج اين سؤال در ذهنشان نقش ببندد كه چرا انسان ازدواج مى كند و به عبارت ديگر, فلسفه ازدواج چيست؟خداوند سبحان در قرآن مجيد فلسفه ازدواج را آرامش روح و روان و ايجاد پيوند دوستى و محبت بيان مى كند و اين را از نشانه هاى خود مى خواند: «ومن آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها وجعل بينكم مودة ورحمة، روم آيه 21» از نشانه هاى او اين است كه براى شما همسر آفريد تا با او آرام بگيريد و ميان شما مهر و محبت قرار داد. در هر آييني، ازدواج با قوانين و مقررات ويژه اي صورت مي گيرد و اسلام به آداب و رسوم ديگر اقوام احترام گذاشته است: «لكل قوم نكاح»( تهذيب الاحكام، ج8، ص29) از پيمان زناشويي در قرآن به «نكاح» نيز تعبير شده، و به دو معنا به كار رفته است: آميزش جنسي (بقره/ 230؛ نساء/ 6) و عقد ازدواج (نور/32).
نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1388/05/21 ساعت 15:21 موضوع ازدواج و زنان واجتماع: | لينک ثابت
مرحوم آیت الله سعادت پرور (پهلوانی تهرانی ) از جمله ستارگان آسمان علم و اخلاق بودند که با درک فیض محضر بزرگانی چون علامه طباطبایی موفق به کسب بسیاری از درجات بالای معارف و اخلاق اسلامی شده بودند که به قلم و زبان در نمی آید .

استاد حاج آقا پهلوانی نسبت به احترام و قدردانی از زحمات همسر می فرمودند: از آنها تشکر کنید هر چند غذایی که پخته اند شور یا بد شده است.
وقتی از غذا ابراز رضایت می کنید همسرتان خوشحال می شود و این باعث رشد و پیشرفت معنوی شما می شود.
پس از این نکته فرمودند: یک بار من در جوانی در خانه با خانواده بد اخلاقی کردم در عالم معنا به من گفتند: بیست سال ناله های تو بی اثر شد.
در مکرر جلسات می فرمودند: در مسائل مختلف معنوی و اجتماعی به خودتان سخت گیری کنید ولی به خانواده های خود کاری نداشته باشید و عقاید خود را به همسرتان تحمیل نکنید. مثلاً اگر خواستند تلویزیون ببینند مانع نشوید ولی اگر خودتان تشخیص دادید نگاه نکنید.
نوشته شده توسط كربلايي در سه شنبه 1388/05/20 ساعت 13:10 موضوع ازدواج و زنان واجتماع: | لينک ثابت
چگونگی رفع اختلافات خانوادگی با توجه به آیات قرآن
نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1388/05/19 ساعت 16:30 موضوع ازدواج و زنان واجتماع: | لينک ثابت
صداي آهنگهاي پاپ و . . .آن قدر بلند است
كه فرياده هاي «حاج همت» لاي نيزارهاي اروند جا مي ماند و به گوش نمي رسد.

صداي قهقهه « شبهای برره » و « زير آسمان شهر » و «پاورچین »
ناله ي ها« روايت فتح» را خفه مي كند.
بر ديوارها ، روي پوستر شهيد ، عكس مرده هفتاد ساله مي چسبانند

و نام شهيدرا بخاطر اينكه بچه هايمان خشونت طلب و جنگ طلب بار نيايند
از كوچه هابرداشته و نام سوسن وزنبق مي گذارند.

غيرت ، يك شب بي هوا از جيب مردها توي لجنزار غفلت مي افتد و . . . . گم مي شود. مردها توي چراگاههاي خيابان راه مي افتند و گناه مي چرند .

زنها مثل دستفروشيها ، كنار خيابان مي ايستند و جواهرات بدلي عرضه مي كنند و پوست گوزن مي پوشند و از زير روسريهاي نازك و . . . . رشته هاي جهنم

شعله مي كشد. آنها افتخار مي كنند كه بچه شان « همبرگر» را درست تلفظ ميكند
و به « پيتزا » علاقه پيدا كرده است. شكلاتهاي نارگيلي ، كار دستِ ماميدهد
وبعضيها به اسم تمدن ، به گردنشان زنگوله مي اندازند

و وقتشان را باآدامس بادكنكي و جدول مي گذرانند.

آنها كه مي نشستند « مسافري از هند » و « بوي غريب پائيز » را با كيف تماشا مي كردند
وبراي سيلي خوردن پسر دزد سريال « آپارتمان » گريه مي كردند وقربون صدقه
فلان قاچاقچي« آئينه عبرت » مي رفتند ديگر وقت ندارشتند كه به سيلي خوردن
حضرت زهرا (سلام الله عليها) فكر كنند و خون دل خوردنهاي امام امت را بشناسند

و كتابهاي شهيد مطهري را بخوانند و هشدارهاي رهبري را جدي بگيرند.

آنها مي خواهند خوش باشند و زندگي خودشان را بكنند. كاري هم به كار كسي نداشته باشند.اگر چنين نكنند ، چه كسي دنبال بهترين آنتن ماهواره بگردد.؟


چه كسي فيلمهاي سرخ پوستي ببيند و عشق را از فيلمهاي هندي ياد بگيرد؟
كاش مردهايي كه غيرتشان را گم كرده اند ،

به اندازه دفترچه بيمه شان به اندازه كوپن قند و شكرشان
براي پيدا كردنش به دست و پا مي افتادند.
مردم به استراحت پس از جنگ پرداخته اند .
انصافها چرت مي زند و وجدانها آنفلانزاگرفته و تابوت عاطفه برزمين مانده است.

كاش قحطي عفت تمام مي شد!





كاش عمليات چريكي چمران فراموش نمي شد!

كاش« باكري »ها و« زين الدين »ها و«حاج بصير»ها و«محمدزاده »ها از ياد نمي رفتند!


كاش طنين صداي شهيد آويني را با صداي نكره « مايكل جكسون » عوض نمي كرديم .



كاش از بوي گلاب بيشتراز ادكلن شبهاي پاريس و . . . . خوشمان مي آمد چه خوب گفت آنكه گفت :

« گل محمدي باش ، تا محتاج ادكلن فرانسوي نشوي »
نوشته شده توسط كربلايي در شنبه 1388/03/02 ساعت 2:26 موضوع واقعی ولی دردناک: | لينک ثابت
قسمت پایانی
عفت و پاکدامنی، با آفرینش و فطرت زن به هم آمیخته است، و در آفرینش او، جایگاه عظیم و بلندی دارد که هم خود زنان خواهان عفت و پاکدامنی هستند و هم دیگران زن را با این ویژگی میخواهند. اسلام نیز آفرینش زن و صلاح و خیر جامعه را در نظر گرفته، و حجاب را لازم شمرده تا عفت برونی زن، با عفت درونی او هماهنگ و بنیان خانواده مستحکم گردد و زن همچون کالای ناچیزی در معرض همگان قرار نگیرد.
قرآن مسأله حجاب را در چند آیه، یادآوری و در بعضی از آنها به حکمت و فلسفه آن هم اشاره کرده است که برخی از آنها عبارتند از:
1. پاکی دلهای مردان و زنان و آلوده نشدن آنها: در مکتب قرآن، علاوه بر بهداشت جسمی (که در دنیا مطرح است) یک نوع بهداشت روحی و روانی هم وجود دارد که چنانچه مراعات نشود، روح مسموم میشود، و آثار خطرناکی را در پی دارد که از مسمومیت جسمی به مراتب خطرناکتر است. در برخی آیات، به رعایت این نوع از بهداشت توصیه شده است.
قرآن، در آیة 53 سوره احزاب در مورد روبرو شدن و صحبت کردن با زنان پیامبر میفرماید:
"...وَ إِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَـَعًا فَسْ ?‹َلُوهُنَّ مِن وَرَآءِ حِجَابٍ ذَ َلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ...; و هنگامیکه چیزی ]از وسایل زندگی را به عنوان عاریت[ از آنان ]=همسران پیامبر[ میخواهید، از پشت پرده بخواهید. این کار، برای پاکی دلهای شما و آنها بهتر است."
2. در امان ماندن از اذیت افراد سبکسر: خداوند در آیة 59 سوره احزاب میفرماید: "یَـََّأَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لاِ ّ ?َزْوَ َجِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِسَآءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَـَبِیبِهِنَّ ذَ َلِکَ أَدْنَیََّ أَن یُعْرَفْنَ فَلاَ یُؤْذَیْنَ وَ کَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا; یعنی: ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: روسریهای بلند خود را بر خویش فرو افکنند ]طوری که زیر گلو و سینههایشان پیدا نباشد[ این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد اذیت ]اهل فسق و فجور[ قرار نگیرند، بهتر است، (و اگر تاکنون خطا و کوتاهی از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده و رحیم است."
3. به طمع نیفتادن افراد سبکسر و بیماردل: در آیه 32 سوره احزاب خطاب به زنان پیامبر ـ که در واقع خطاب به همه زنهاست ـ آمده است: "...به شکل هوسانگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید" و در آیه 30 و 31 سوره نور خطاب به پیامبراکرممیفرماید: "قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَـَرِهِمْ وَ یَحْفَظُواْ فُرُوجَهُمْ ذَ َلِکَ أَزْکَیَ لَهُم...; به مؤمنان بگو چشمهای خود را ]از نگاه به نامحرمان[ فرو گیرند، عفت خود را حفظ کنند. این، برای آنان پاکیزهتر است... و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را ]از نگاه هوسآلود[ فرو گیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را ـ جز آن مقدار که نمایان است ـ آشکار نکنند، و ]اطراف[ روسریهای خود را بر سینه خود افکنند ]تا گردن و سینه با آن پوشانده شود[، و زینت خود را آشکار نسازند; مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان همکیششان، یا بردهگانشان ]کنیزانشان[، یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند، یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند، و هنگام راه رفتن، پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود ]و صدای خلخال که بر پادارند به گوش رسد[. ای مؤمنان همگی به سوی خدا باز گردید تا رستگار شوید!"
علاوه بر آنچه بیان شد، استواری اجتماع و استحکام پیوند خانوادگی، جلوگیری از چشم چرانیها، حفظ ارزشها، احترامِ زن ـ که هر اندازه متینتر و باوقارتر و عفیفتر حرکت کند و خود را در معرض نمایش مرد نامحرم نگذارد به احترامش افزوده میشود ـ از دیگر علتها و فلسفههای حجاب است که از آیات و روایات استفاده میشود.(جهت آگاهی بیشتر ر.ک: مسأله حجاب، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا / فلسفة حجاب، علی محمدی، انتشارات ارم.)
بدون شک، زن، زیباتر از مرد است; و سیستم وجودی او به گونهای است که مطلوب است. اما آیا لازمة زیبائی و جذاب بودن گناه است؟! و آیا لازمة زیبائی آن است که صرفاً با دید جنسی به او نگاه شود؟ اگر چنین باشد، پس نباید خدائی که خود جمیل است جمال آفرین باشد. اصولاً، تمام عالم خلقت زیبا است; آیا شایسته است بگوییم پس سبب گناه است؟!
بدیهی است، از هر زیبائی در مسیر مشروع خود باید استفاده کرد. زن، نیز زیباست، اما از همة خوبیهای او و از طریق مشروع، با حفظ همة حریمها، شایسته است در مسیر کمال خواهی استفاده کرد; همان گونه که زنها نسبت به همسران خود این چنین اند، و هر دو در مسیر کمال مکمل یک دیگرند. "هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ;(بقره،187)، آنها لباس شما هستند; و شما لباس آنها هر دو زینت هم و سبب حفظ یک دیگرید."
دعوت به پوشش، نه تنها توهین نیست، بلکه احترام است. اتفاقاً، از دیدگاه قرآن ]همان طور که قبلاً اشاره شد[ حجاب، عبارت است از یک نحوه احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی و جنسی ننگرند.
در اسلام، عصمت و عفت زن "حق الله" است. یعنی حتی اگر خود زن یا شوهر رضایت به بیعفتی و بیحجابی زن بدهند، کار تمام نیست; زیرا زن، ناموس خدا است، و با رضایت مشروع نمیشود. فرق کشورهای غربی با اسلام این است که در غرب اگر زنی بیعفتی کرد، خود او یا پدر و مادر و شوهر او رضایت دادند مشکل حل است، امّا در اسلام، با رضایت کار تمام نمیشود; بلکه، حکم خدا باید جاری شود. این نشانگر آن است که عفت زن از آنِ خدا است و باید محفوظ بماند.
همة این حرفها، حاکی از عظمت زن است که خداوند میخواهد حرمت او حفظ شود; و مردان صرف زیبا بودن و جذاب بودن زن، فقط با دید جنسی و شهوانی نگاه نکنند.(ر.ک: زن در آئینة جلال و جمال، آیت الله جوادی آملی، ص 426ـ427، مرکز نشر فرهنگی رجأ.)
نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1386/10/05 ساعت 16:30 موضوع ازدواج و زنان واجتماع: | لينک ثابت
قسمت ششم مسأله ابتذال زن و سقوط شخصیت او در این میان نیز حائز اهمیت فراوان است که نیازى به ارقام و آمار ندارد، هنگامى که جامعه زن را با اندام برهنه بخواهد، طبیعى است روز به روز تقاضاى آرایش بیشتر و خودنمائى افزونتر از او دارد، و هنگامى که زن را از طریق جاذبه جنسیش وسیله تبلیغ کالاها و دکور اطاقهاى انتظار، و عاملى براى جلب جهانگردان و سیاحان و مانند اینها قرار بدهند، در چنین جامعه اى شخصیت زن تا سرحد یک عروسک، یا یک کالاى بى ارزش سقوط مى کند، و ارزشهاى والاى انسانى او به کلى به دست فراموشى سپرده مى شود، و تنها افتخار او جوانى و زیبائى و خودنمائیش مى شود. و به این ترتیب مبدل به وسیله اى خواهد شد براى اشباع هوسهاى سرکش یک مشت آلوده فریبکار و انسان نماهاى دیو صفت!
ابتذال زن و سقوط شخصیت او
در چنین جامعه اى چگونه یک زن مى تواند با ویژگیهاى اخلاقیش، علم و آگاهى و دانائیش جلوه کند، و حائز مقام والائى گردد؟! براستى درد آور است که در کشورهاى غربى، و غرب زده، و در کشور ما قبل از انقلاب اسلامى، بیشترین اسم و شهرت و آوازه و پول و درآمد و موقعیت براى زنان آلوده و بى بند و بارى بود که به نام هنرمند و هنرپیشه، معروف شده بودند، و هر جا قدم مى نهادند گردانندگان این محیط آلوده براى آنها سر و دست مى شکستند و قدمشان را خیر مقدم مى دانستند! شکر خدا را که آن بساط برچیده شد، و زن از صورت ابتذال سابق و موقعیت یک عروسک فرنگى و کالاى بى ارزش در آمد و شخصیت خود را باز یافت، حجاب بر خود پوشید اما بى آنکه منزوى شود و در تمام صحنه هاى مفید و سازنده اجتماعى حتى در صحنه جنگ با همان حجاب اسلامیش ظاهر شد.
ادامه دارد......
نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1386/10/03 ساعت 17:30 موضوع ازدواج و زنان واجتماع: | لينک ثابت
قسمت پنجم کشانیدن تمتعات جنسی از محیط خانه به اجتماع، نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف میکند. برعکس آنچه که مخالفین حجاب خرده گیری کردهاند و گفتهاند: " حجاب موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است " بی حجابی و ترویج روابط آزاد جنسی موجب فلج کردن نیروی اجتماع است. حقیقت اینست که این وضع بی حجابی رسوا که در میان ما است و از اروپا و آمریکا هم داریم جلو میافتیم از مختصات جامعههای پلید سرمایهداری غربی است و یکی از نتائج سوء پول پرستیها و شهوت رانیهای سرمایهداران غرب است، بلکه یکی از طرق و وسائلی است که آنها برای تخدیر و بی حس کردن اجتماعات انسانی و در آوردن آنها به صورت مصرف کننده اجباری کالاهای خودشان به کار میبرند.
ترویج روابط آزاد جنسی = فلج شدن نیروی کار
آیا اگر زن ساده و سنگین به دنبال کار خود برود برای اجتماع بهتر است یا آنکه برای بیرون رفتن چند
ساعت پای آئینه و میزتوالت وقت خود را تلف کند و زمانی هم که بیرون رفت تمام سعیش این باشد که افکار
مردان را متوجه خود سازد و جوانان را که باید مظهر اراده و فعالیت و تصمیم اجتماع باشند به موجوداتی
هوسباز و چشم چران و بی اراده تبدیل کند؟ عجبا! به بهانه اینکه حجاب، نیمی از افراد اجتماع را فلج کرده
است، با بی حجابی و بیبند و باری نیروی تمام افراد زن و مرد را فلج کردهاند.
متاسفانه شاهدیم در بعضی مواقع کار زن پرداختن به خودآرایی و صرف وقت در پای میز آرايش برای
بیرون رفتن، و کار مرد چشم چرانی و شکارچیگری شده است.
ادامه دارد......
نوشته شده توسط كربلايي در شنبه 1386/10/01 ساعت 18:5 موضوع ازدواج و زنان واجتماع: | لينک ثابت
قسمت چهارم گسترش دامنه فحشاء، و افزایش فرزندان نامشروع، از دردناکترین پیامدهاى بى حجابى است که فکر مى کنیم نیازى به ارقام و آمار ندارد و دلائل آن مخصوصاً در جوامع غربى کاملاً نمایان است، آنقدر عیان است که حاجتى به بیان ندارد. نمى گوئیم عامل اصلى فحشاء و فرزندان نامشروع منحصراً بى حجابى است، نمى گوئیم استعمار ننگین و مسائل سیاسى مخرب در آن مؤثر نیست، بلکه مى گوئیم یکى از عوامل مؤثر آن مسأله برهنگى و بى حجابى محسوب مى شود و با توجه به اینکه فحشاء و از آن بدتر فرزندان نامشروع سرچشمه انواع جنایتها در جوامع انسانى بوده و هستند، ابعاد خطرناک این مسأله روشن تر مى شود.
گسترش دامنه فحشاء، و افزایش فرزندان نامشروع
ادامه دارد......
نوشته شده توسط كربلايي در پنجشنبه 1386/09/29 ساعت 14:0 موضوع ازدواج و زنان واجتماع: | لينک ثابت
افزایش طلاق یکی از نتایج بی حجابی و بی عفتی
قسمت سوم
علت اینکه جوانان امروز از ازدواج گریزانند و هر وقت به آنان پیشنهاد میشود، جواب میدهند که حالا زود است، ما هنوز بچهایم و یا به عناوین مختلف از زیر بار آن شانه خالی میکنند همین است. معاشرتهای آزاد و بیبند و بار پسران و دختران، ازدواج را به صورت یک وظیفه و تکلیف و محدودیت در آورده است که باید آن را با توصیههای اخلاقی و یا احیاناً - چنانکه برخی از جرائد پیشنهاد میکنند - با اعمال زور بر جوانان تحمیل کرد. آمارهاى قطعى و مستند نشان مى دهد که با افزایش برهنگى در جهان طلاق و از هم گسیختگى زندگى زناشوئى در دنیا به طور مداوم بالا رفته است، چرا که هر چه دیده بیند دل کند یاد و هر چه دل در اینجا یعنى هوسهاى سرکش بخواهد به هر قیمتى باشد به دنبال آن مى رود، و به این ترتیب هر روز دل به دلبرى مى بندد و با دیگرى وداع مى گوید. در محیطى که حجاب است (و شرائط دیگر اسلامى رعایت مى شود) دو همسر تعلق به یکدیگر دارند، و احساساتشان و عشق و عواطفشان مخصوص یکدیگر است. ولى در بازار آزاد برهنگى که عملاً زنان به صورت کالاى مشترکى (لااقل در مرحله غیر آمیزش جنسى) در آمده اند دیگر قداست پیمان زناشوئى مفهومى نمى تواند داشته باشد و خانواده ها به سرعت متلاشى مى شوند و کودکان بى سرپرست مى مانند.
ادامه دارد........
نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1386/09/26 ساعت 0:10 موضوع ازدواج و زنان واجتماع: | لينک ثابت
|
|
|
بی حجابی سبب بیماریهای روانی
قسمت اول
نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرتهای بی بندوبار، هیجان ها و التهاب های جنسی را فزون میبخشد و تقاضای سکس را به صورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی در میآورد. غریزه جنسی، غریزهای نیرومند، عمیق و " دریا صفت " است، هر چه بیشتر اطاعت شود سرکش تر میگردد، همچون آتش که هر چه به آن بیشتر خوراک بدهند، شعله ورتر میشود. اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه کامل کرده است. روایات زیادی درباره خطرناک بودن غریزهای که مرد و زن را به یکدیگر پیوند میدهد وارد شده است. روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است. اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیری روح بشر محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام میگیرد. همانطور که بشر - اعم از مرد و زن - در ناحیه ثروت و مقام از تصاحب ثروت و از تملک جاه و مقام سیر نمیشود و اشباع نمیگردد، در ناحیه جنسی نیز چنین است.
هیچ مردی از تصاحب زیبا رویان و هیچ زنی از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و هیچ دلی از هوس سیر نمیشود. و از طرفی تقاضای نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدنی است و همیشه مقرون است به نوعی احساس محرومیت. دست نیافتن به آرزوها به نوبه خود منجر به اختلالات روحی و بیماریهای روانی میگردد تحریک و تهییج بی حساب غریزه جنسی عوارض وخیم دیگری نظیر بلوغهای زودرس و پیری و فرسودگی نیز دارد. چرا در دنیای غرب این همه بیماری روانی زیاد شده است؟ علتش آزادی اخلاقی و جنسی و تحریکات فراوان سکسی است که به وسیله جرائد و مجلات و سینماها و تئاترها و محافل و مجالس رسمی و غیر رسمی و حتی خیابانها و کوچهها انجام میشود.
در سیستم آزادی کامیابی، همسر قانونی از لحاظ روانی یک نفر رقیب و مزاحم و زندانبان به شمار میرود و در نتیجه کانون خانوادگی براساس دشمنی و نفرت پایهگذاری میشود. برهنگى زنان که طبعاً پیامدهائى همچون آرایش و عشوه گرى و امثال آن به همراه دارد مردان مخصوصاً جوانان را در یک حال تحریک دائم قرار مى دهد تحریکى که سبب کوبیدن اعصاب آنها و ایجاد هیجانهاى بیمارگونه عصبى و گاه سرچشمه امراض روانى مى گردد، مگر اعصاب انسان چقدر مى تواند بار هیجان را بر خود حمل کند؟ مگر همه پزشکان روانى نمى گویند هیجان مستمر عامل بیمارى است؟ مخصوصاً توجه به این نکته که غریزه جنسى نیرومندترین و ریشه دارترین غریزه آدمى است و در طول تاریخ سرچشمه حوادث مرگبار و جنایات هولناکى شده، تا آنجا که گفته اند هیچ حادثه مهمى را پیدا نمى کنید مگر اینکه پاى زنى در میان است! آیا دامن زدن مستمر از طریق برهنگى به این غریزه و شعله ور ساختن آن بازى با آتش نیست؟ آیا این کار عاقلانه اى است؟ اسلام مى خواهد مردان و زنان مسلمان روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاک داشته باشند.
نوشته شده توسط كربلايي در سه شنبه 1386/09/20 ساعت 17:39 موضوع ازدواج و زنان واجتماع: | لينک ثابت
آخرين نوشته ها
وبلاگ کربلایی۱۱۰ به زبان انگلیسی و عربی
مراقب باش
5 ماده غذايي براي مقابله با آنفلوآنزاي A
دانلود صحیفه را دوباره بخوانیم-دکترحسن رحیم پور ازغدی
مقصود از تسامح و تساهل در دین چیست ؟
معاینه جانبازان توسط پورفسور سمیعی
هزينه مراسمهاي عروسي لوكس + تصاویر
تفاوتهای اصلی حکومت اسلامی با حکومتهای دمکراتیک
حكم رييس جمهور به سيد محمد كريمي
گفت و شنود کیهان: زورم میاد برم!
درباره وبلاگ

قربون لطف وصفاتون شهدا
دل ماتنگ براتون شهدا
قربون عهدووفاتون شهدا
سروجون ما فداتون شهدا
چقدر شلمچتون صفا داره
بوي عطر خاك كربلا داره
هردلي كه عشق كربلا داره
آرزوي ديدن شما داره
-------------------------------------------------
حب الحسين رشته تحصيلي شماست
دانش سراي عشق و جنون شهر كربلاست
در مبحث حسين شناسي موفقيد
موضوع بحث سينه زدن پاي روضه هاست
تا روز محشر مدركتان را نميدهند
برگ قبولي همه در پوشه خداست
پايين كارنامه هر شخص نوشته اند
اين مهر سرخ مهر شهنشاه كربلاست
محشر كنار درب جنان داد ميزنيد
مردم نديده ايد كه آقاي ما كجاست؟
تنها به عشق اوست كه به اينجا رسيده ايم
جنت بدون حضرت ارباب بي صفاست
ناگاه جبرئيل امين ناله ميزند
آقايتان حسين همان مرد سر جداست
محشر دوباره از غم او سينه ميزنيد
آنجا خدا به خير كند محشري به پاست
-------------------------------------------
باز امشب يادياران است و من
خاطرات اين شهيدان است و من
من كيم ،جامانده از يك كاروان
من كيم، شمشير تهمت را نشان
من كيم، افتاده درد فراق
دردمــــندم،دردمـــند اشتياق
من كيم، مولود آهي بوده ام
غرق دنياي گناهي بوده ام
نيك ميدانم،كدامم كيستم
اندرين دريا نمي هم نيستم!
ايدل غافل خموشي تا به كي؟
درد دل را پرده پوشي تا به كي؟
گرچه من از قافله جامانده ام
مانده ام تنها ،ز هرجا رانده ام
ليك عمري با شهيدان مانده ام
اندكي اين راه را پيموده ام
آري آري بـا تــمام لاله ها
آشــــــنايم، آشــــنايم،آشنا
--------------------------------
آيا وصيت شهدا را شنيده ايد
آواز عاشقان خدا را شنيده ايد
گلپاره هاي سوخته بر دوشتان نبود
تنهاي زخم خورده در آغوشتان نبود
حق با شماست اينکه زمين سر به سر رياست
حق با من است اينکه زمين خاک کربلاست
----------------------------------------------------
شقایق و شفاعت زلال بارانش
شقایق ورایحه خوش بهاران در بهارانش
شقایق وشرافت چه بیکرانش
شقایق طلایه داری روی شهیدانش
شقایق و مائده سماواتی گلگونش
شقایق و هزارهزارطنازی جانانش
مرا افسون میدارد مرا مبهوت میدارد
مراشیدای سبزوعاشقی بیدارمیدارد
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
هر شهید کربلایی دارد که خاک آن کربلا تشنه خون اوست ، و زمان انتظار می کشد تا پای آن شهید بدان کربلا رسد و آنگاه خون شهید جاذبه ی خاک را خواهد شکست و ظلمت را خواهد درید و معبری از نور خواهد گشود و روحش را از آن ، به سفری خواهد برد که برای پیمودن آن هیچ راهی جز شهادت وجود ندارد...
فهرست اصلي
نويسندگان
آرشيو موضوعي
ورزشی
ازدواج و زنان واجتماع:
با شهدا:
معارف اسلامی:
احادیث نور:
از سیاست چه خبر؟:
عارفانه های کربلایی 110:
با جانبازان معرکه عشق:
واگویه های اجتماعی:
پاسخ به سوالات شرعی:
شعر وشاعری:
عاشقانه ها:
مناجات باخدا ونافله نمازها:
زندگی نامه بزرگان علم وسیاست:
مرگ از دیدگاه اسلام:
هشت سال دفاع مقدس:
خاطرات زیبا از کربلای ایران:
مطالب جالب+آیا میدانیدکه؟:
واقعی ولی دردناک:
بفرمایید با هم عکس ببینیم:
چهارده معصوم علیهم السلام:
گزارشات تصویری:
مداحی مداحی :
بوی حسین فاطمی میاید:
عید بر عاشقان مبارک باد:
داستانهای زیبای مذهبی:
در محضر عرفا:
حضرت معصومه س:
پیرامون احکام:
مولایم امام حسن مجتبی ((ع)):
قیامت وحقائق مربوط به آن:
بهشت وبهشتیان :
جهنم وجهنمیان :
ادعیه:
اللهم عجل لولیک الفرج:
مباحث اخلاص:
کربلای حسینی:
دوستان
پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
ساير امکانات

POWERED BY
