|
مرد سالار است یا زن؟؟؟
مرد سالار است یا زن؟؟ آنچه که بعضاً در خانواده ها باعث افتراء و اختلاف می شود و جوان ها هم نمی توانند این مسئله را حل کنند، این است که نمی دانند الآن همسری دارند و مادری. بین این دو را نمی توانند جمع کنند؛ و گاهی از اوقات به خاطر مادرشان، همسرشان را اذیت می کنند و گاهی هم به خاطر همسرشان، مادرشان را اذیت می کنند. بالاخره خودشان را جهنمی می کنند. بدهکار و یا مدیون هر دوی این ها می شوند و این بسیار بد است. واجب است که او را اطاعت کنم البته همه ی مادرها یکسان نیستند. برخی از مادرها قبل از ازدواج پسرشان خیلی دستور می دادند. بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب تصاوير جالبی از دو پرستو در آشيانه...
تصاوير جالبی از دو پرستو در آشيانه... احمد 26 ساله و همسرش فاطمه 25 ساله، از زوجهاي معلولي هستند که مدت يک سال است با يکديگر ازدواج کرده و درخانههاي مخصوص زوجها در آسايشگاه کهريزک زندگي ميکنند. احمد دچار معلوليت از هر دو دست و فاطمه از هر دو پا است. اين زوج معلول، اما توانمند در زمينه کارهاي هنري فعاليت هايي دارند.
فاطمه در حال شستن ظروف در آشپزخانه منزل بقیه تصاویر را در ادامه مطلب ببینید ادامه مطلب مدت عده برای زنان
***پاسخ به سوالاتی در باب احکام طلاق*** ((مدت عده برای زنان )) در قرآن کریم می خوانیم: «و اللائی یئسن من المحیض من نسائکم ان ارتبتم فعدتهن ثلاثه اشهر و اللائی لم یحضن»؛ و از زنان شما آنهایی که از عادت ماهانه مأیوس شده اند، اگر در وضع آنها (از نظر بارداری و عوارض دیگر) شک دارید، عده آنها سه ماه است و زنانی که عادت ماهانه ندیده اند (نیز عده شان سه ماه است) (طلاق/4). در آیه 228 سوره بقره راجع به مدت عده زن آمده است: «و المطلقات یتربصن بانفسهن ثلاثه قروء»؛ و زنان طلاق داده شده تا سه پاکی منتظر بمانند." زنهای مطلقه سه "قرء" که درباره سه قرء، بعضی گفته اند سه " طهر " یا سه عادت تربص می کنند، یعنی باید سه عادت بعد از طلاق برای اینها پیدا بشود تا عده شان تمام شود. بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب فلسفه عده نگه داشتن برای زن مطلقه
***پاسخ به سوالاتی در باب احکام طلاق*** فلسفه عده نگه داشتن برای زن مطلقه از جمله تدابیری که برای منفسخ نشدن پیمان ازدواج به کار برده شده است ، تدابیری است که برای زمان طلاق و بعد از طلاق اتخاذ شده است. ( برخی تدابیر، تدابیر ابتدایی است که می خواهد «کار» منجر به طلاق نشود، و تدابیر دیگری اخذ شده است برای اینکه اگر طلاق صورت گرفت مهلت و فرجه و فرصتی باشد که این قضیه عود کند و به حال اول برگردد.) اسلام برای زن مطلقه، الا موارد استثنائی، عده قائل شده است. البته ما دو جور طلاق داریم: طلاق بائن و طلاق رجعی. طلاق بائن طلاقی است که به صرف طلاق کار تمام است یعنی عده ای در کار نیست، مثل طلاقهایی که به صورت خلع صورت می گیرد. طلاق خلع آن جایی است که کراهت از ناحیه زوجه شروع می شود نه از ناحیه زوج، و زوجه برای اینکه مرد را به طلاق راضی کند یک چیزی به او می دهد، مثلا مهرش را می بخشد، یا حق دیگری دارد آن را می بخشد، یا پول دستی به او می دهد و مرد طلاق می دهد. در اینجا دیگر حق رجوع سلب شده است. یا زنی که به اصطلاح غیرمدخوله باشد، یعنی ازدواجی که به زفاف منتهی نشده باشد، آن هم عده ندارد. و یا زنی که به حد یاس رسیده باشد ( یائسه شده باشد ) که دیگر زاینده و بچه زا نیست، او هم عده ندارد. اینها را " طلاق بائن " می گویند. غیر این را " طلاق رجعی " یا " طلاق عدی " می گویند، یعنی طلاقهایی که عده دارد و حق رجوع هم در آنها باقی است. یک فلسفه عده همین است که مهلت و فرصتی باشد. اغلب، طلاقها در اثر یک عصبانیت یا ناراحتی پیش می آید، فورا می گویند برویم طلاق بدهیم و زود طلاق می دهند. این عصبانیتها و ناراحتیها چند روز هست، بعد تدریجا فرو می نشیند و پشیمانی رخ می دهد. اگر عده در کار نباشد، گرماگرم کار از این طرف این طلاق می دهد، از آن طرف او می رود ازدواج می کند، بعد که پشیمان شد دیگر راه رجوعی نیست. این است که این مهلت را برقرار کرده اند برای اینکه فرصتی برای بازگشت باشد. آشنایی با قرآن 8 صفحه 19 و 20 تصاویر+با حجاب و بی حجاب
**لطفا نظرتان را در مورد تصاویر زیر بیان فرمایید** شماره ۱ حجاب اسلامي ، نقش اساسي درحفظ نسل وتأمين پاکي خلقت نسلهاي آينده دارد
شماره ۲۱ پیدایش فحشا و فرزندان نامشروع، افزایش طلاق و از هم گسیختگى زندگى زناشویى و نا آرامى درونى و هیجان جنسى مستمر برخاسته از برهنگى و عشوه گرى زنان،
بقیه تصاویر در ادامه مطلب ادامه مطلب احکام ازدواج موقت در قانون مدنی
این پست تقدیم به دوستانی که درباب ازدواج موقت سوال داشتند
احکام ازدواج موقت در قانون مدنی در قانون مدنی، فصل ششم از کتاب نکاح، مخصوص نکاح منقطع است و سه جمله ساده هم بیش نیست. اول اینکه نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد. دوم اینکه مدت نکاح منقطع باید کاملا معین شود، سوم اینکه احکام مربوط به مهر و ارث در نکاح منقطع همان است که در فصلهای مربوط به مهر و ارث گفته شده است. تمام مواد آن پنج فصل جز آنجا که تصریح شده است مانند ماده 1069 و یا آنچه مربوط به طلاق است، مشترک است میان نکاح دائم و منقطع مثلا ماده 1062 که میگوید: " نکاح واقع میشود به ایجاب و قبول به الفاظی که صریحا دلالت بر قصد ازدواج نماید " مخصوص نکاح دائم نیست، به هر دو نکاح مربوط است. شرائطی که برای عاقد یا عقد یا زوجین ذکر کرده است نیز مربوط به هر دو نکاح است. بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب ازدواج موقت و ازدواج دائم
همانندی پاره ای از احکام ازدواج موقت با ازدواج دائم ازدواج موقت و دائم در پاره ای از آثار با هم یکی هستند و در قسمتی اختلاف دارند. آنچه در درجه اول، این دو را از هم متمایز میکند یکی اینست که زن و مرد تصمیم میگیرند بطور موقت با هم ازدواج کنند و پس از پایان مدت، اگر مایل بودند تمدید کنند تمدید میکنند و اگر مایل نبودند از هم جدا میشوند. دیگر اینکه از لحاظ شرایط، آزادی بیشتری دارند که بطور دلخواه بهر نحو که بخواهند پیمان می بندند. مثلا در ازدواج دائم خواه ناخواه مرد باید عهده دار مخارج روزانه و لباس و مسکن و احتیاجات دیگر زن از قبیل دارو و طبیب بشود، ولی در ازدواج موقت ....... بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب ازدواج باعث ازدیاد روزی
ازدواج باعث ازدیاد روزی
به این ترتیب متون اسلامى ازدواج را مورد تشويق قرار مى دهندومردم را از عاقبت روى برتافتن از ازدواج بر اساس ترس از تهيدستى باز مى دارند. نگراني از تنگ دستي، يكي از بهانه هايي است كه براي گريز از ازدواج، مطرح مي شود. قرآن، اين گونه به انسان اميدواري مي دهد: از فقر و تنگ دستي جوانان و مجردان نگران نباشيد و در ازدواج آن ها بكوشيد؛ «چرا كه اگر فقير باشند، خداوند از فضل خويش، آنان را بي نياز مي سازد». (نور/32) برخي گفته اند: مفاد اين آيه، وعده خداوند به غنا و بي نيازي است براي كساني كه تشكيل خانواده دهند.( روح المعاني، ج10، ص218) رواياتي نيز اين معنا را تأييد مي كند. در حديثي، امام صادق(ع) ترك ازدواج به سبب ترس از گرسنگي را سوءظن به پروردگار دانسته است؛ (الكافي، ج5، ص330) زيرا پس از وعده قرآن به توسعه رزق، نگراني در اين زمينه، جز بدگماني به خدانيست. ازدواج باعث حفظ انساب
ازدواج باعث حفظ انساب
ازدواج باعث برخورداري از سكون و آرامش
ازدواج باعث برخورداري از سكون و آرامش
ازدواج باعث حفظ نوع بشر
ازدواج باعث حفظ نوع بشر طبق بيان قرآن، ازدواج وسيله اي براي توليد و بقاي نسل در انسان و حيوان است: «از خودتان براي شما جفت هايي قرار داد و از چارپايان (نيز) نر و ماده، بدين وسيله شما را بسيار مي گرداند.»(شوري/ 11) در جاي ديگري مي فرمايد: «پروردگار، شما را از «نفس واحدي» آفريدو جفتش را نيز از او خلق كرد، و از آن دو، مردان و زنان بسياري را پراكنده ساخت». (نساء/ 1) در آيه 72 نحل مي فرمايد: «از همسرانتان براي شما فرزندان و نوه ها قرار داد.» قرآن، بقاي نسل انسان و اجتماع مدني را به ازدواج منوط مي داند و روي آوردن به زنا و لواط را نابود كننده راه بقاي نسل مي شمارد و مي فرمايد: «به زنا نزديك نشويد چرا كه آن همواره زشت و بدراهي است.» (اسراء / 32)، و در جاي ديگر خطاب به قوم لوط مي فرمايد كه: «آيا شما با مردها درمي آميزيد و راه (توالد و تناسل) را قطع مي كنيد.»(عنكبوت / 29) زيرا با رواج راه هاي نامشروع، رغبت به نكاح كم مي شود؛ جاذبه اش از بين رفته، فقط بار تأمين مسكن و نفقه و به دنيا آوردن اولاد و تربيت آنان، باقي مي ماند؛ درنتيجه، آسان ترين راه هاي اشباع غرايز كه نامشروع است، رايج مي شود و هدف بقاي نسل، رنگ مي بازد. ازدواج و فرزندان صالح
ازدواج باعث فرزندان صالح
در آيه 189 اعراف از قول پدر و مادر نقل مي كند كه عرضه مي دارند: (پروردگارا) اگر به ما (فرزندي) شايسته عطاكني قطعاً از سپاسگزاران خواهيم بود.»در چند جا، درخواست حضرت زكريا(ع) مطرح شده است كه از خداوند فرزندي كه لياقت جانشيني او را داشته باشد خواسته است: «از جانب خود ولي (و جانشيني) به من ببخش»، و «مورد رضايت پروردگار باشد» (مريم/5) در سوره آل عمران، پس از مشاهده شايستگي هاي مريم(ع) پروردگارش را مي خواند: «خداوندا! از طرف خود، فرزند پاكيزه اي نيز به من عطا فرما». (آل عمران/38). ازدواج و ارضاي غريزه جنسي
ازدواج باعث ارضاي غريزه جنسي غريزه جنسي، نيرويي است كه در زن و مرد قرارداده شده و ازدواج، وسيله اي مجاز براي اطفاي نيروي شهوت و پاسخي به اين غريزه خدادادي است: «و كساني كه پا كدامنند، مگر در مورد همسرانشان يا كنيزاني كه به دست آورده اند، كه در اين صورت بر آنان نكوهشي نيست.» (مؤمنون/6) در حديث آمده است: ميان لذت هاي مادي و جسماني در دنيا و آخرت، هيچ كدام به پايه لذت زناشويي نمي رسد؛ سپس امام به آيه14 آل عمران استشهاد مي كند كه در ميان شهوات گوناگون، علاقه به زن را مقدم داشته است: «محبت امور مادي از زنان و پسران و اموال فراوان... براي مردم آراسته شده». در آيه187 بقره مي فرمايد: «خداوند مي دانست كه شما به خود خيانت مي كرديد و آميزش با همسر را كه ممنوع شده بود، انجام مي داديد؛ بدين سبب، ممنوعيت برداشته شد». اين آيه، به نياز غريزي جنسي اشاره دارد كه به رغم ممنوعيت شرعي، مردم به سوي آن كشيده مي شوند؛ البته اين امر نمي تواند انگيزه اصلي و هدف نهايي ازدواج باشد؛ زيرا غريزه جنسي در زن و مرد، دوره محدودي دارد و اگر غرض از ازدواج، فقط اين جهت باشد، بايد زوجين هنگام ناتواني جنسي، يكديگر را رها كنند يا زن و مردي كه توانايي جنسي خويش را از دست داده اند، هيچ گاه پيمان زناشويي نبندند. ازدواج عامل بازدارنده از گناه
ازدواج عامل بازدارنده از گناه
برخي گفته اند: آن گونه انسان، با لباس از سرما و گرما و حشرات و آسيب هاي جلدي، محافظت مي شود، زن و مرد، با ازدواج، يكديگر را از گناه حفظ مي كنند.(التفسير الكبير، ج5، ص116) در آيه 28 نساء حكمت تشريع ازدواج اين گونه بيان شده است: «خداوند مي خواهد تا بارتان را سبك گرداند»؛ زيرا پيروي از شهوات و در دام گناه افتادن، براي انسان، وزر و سنگيني مي آورد و تشريع ازدواج از فساد و گناه جلوگيري مي كند و انسان از عواقب آن درامان مي ماند و اين نوعي توسعه براي انسان شمرده مي شود.البته آثار ديگري نيز بر ازدواج مترتب است؛ مانند حرمت برخي از زنان از جمله مادر زن و خواهر زن و نيز ايجاد حقوق زوجيت است .و ... جایگاه ازدواج در اسلام
جایگاه ازدواج در اسلام اسلام با در نظر گرفتن نیازهاى واقعى و طبیعى انسان از یک سو و با عنایت به مصالح فرد و اجتماع از دیگر سو، ازدواج را به عنوان بهترین راه و مناسب ترین شیوه برگزید. اسلام، آدمى را از تنهایى و تجرد نهى مى کند و براى تأمین و ارضاى غریزه جنسى او، ازدواج را راهکار عملى مى داند و حتى در مواردى که خطر انحراف و فساد وجود دارد، ازدواج را بر او واجب و ضرورى مى داند. در اهمیت ازدواج که پیامبر اسلام (ص) فرمود: «من تزوج احرز نصف دینه» (اصول کافى، ج5، ص328، حدیث2)؛ کسى که ازدواج کند نیمى از دین خود را حفظ کرده است و نیز فرمود: «النکاح سنتى فمن رغب عن سنتى فلیس منى» (بحارالانوار، ج10، ص220)؛ ازدواج سنت من است، پس هر کس از سنت من روى گردان شود از من نیست. وقتى که غریزه جنسى از راه صحیح و شرعى ارضا شود و روح پر اضطراب انسان اعتدال و آرامش یابد، حقایق زندگى را بهتر درک مى کند و به سوى دین و سعادت خود، گام هاى بزرگ ترى برمى دارد. حتما به ادامه مطلب برويد ادامه مطلب فلسفه و آثار ازدواج در آئین اسلام
فلسفه ازدواج
ادامه مطلب از همسرتان تشكر كنيد
مرحوم آیت الله سعادت پرور (پهلوانی تهرانی ) از جمله ستارگان آسمان علم و اخلاق بودند که با درک فیض محضر بزرگانی چون علامه طباطبایی موفق به کسب بسیاری از درجات بالای معارف و اخلاق اسلامی شده بودند که به قلم و زبان در نمی آید .
استاد حاج آقا پهلوانی نسبت به احترام و قدردانی از زحمات همسر می فرمودند: از آنها تشکر کنید هر چند غذایی که پخته اند شور یا بد شده است. وقتی از غذا ابراز رضایت می کنید همسرتان خوشحال می شود و این باعث رشد و پیشرفت معنوی شما می شود. پس از این نکته فرمودند: یک بار من در جوانی در خانه با خانواده بد اخلاقی کردم در عالم معنا به من گفتند: بیست سال ناله های تو بی اثر شد. در مکرر جلسات می فرمودند: در مسائل مختلف معنوی و اجتماعی به خودتان سخت گیری کنید ولی به خانواده های خود کاری نداشته باشید و عقاید خود را به همسرتان تحمیل نکنید. مثلاً اگر خواستند تلویزیون ببینند مانع نشوید ولی اگر خودتان تشخیص دادید نگاه نکنید. حالت (نشوز) زنان در زندگی
چگونگی رفع اختلافات خانوادگی با توجه به آیات قرآن اختلافات و مشاجرات و دعواهای متداوم، برای پیكر خانواده، بیماری است. توجه به وظایف و مسؤولیت های خود و طرف مقابل و محدود كردن توقعات به آنچه وظیفه دیگری است، نه تنها عامل جلوگیری از بروز اختلاف، بلكه عامل رفع اختلاف نیز هست. مبارزه با هوای نفس و خودخواهی و غرور و خودپسندى، نه تنها جلو بروز اختلاف را می گیرد، بلكه می تواند اختلافات موجود را هم به صلح و آشتی و تفاهم تبدیل كند. گاهی چنین است كه هر یك از طرفین، از دیگری انتقاداتی دارد و هیچ یك نیز حاضر به پذیرفتن انتقادات دیگری و برداشتن گامی در جهت تفاهم و توافق نیست. گاهی چنین است كه یكی از زن و شوهر، از انجام وظیفه خود تخلف می ورزد، یا زن از اطاعت همسر در محدوده امور زناشویی سرباز می زند و حاضر نیست طبق گفته قرآن در برابر همسر خویش (قانت) باشد و یا در غیاب او حافظ مال و ناموسش باشد.
ادامه مطلب قحطي عفت
صداي آهنگهاي پاپ و . . .آن قدر بلند است كه فرياده هاي «حاج همت» لاي نيزارهاي اروند جا مي ماند و به گوش نمي رسد. ![]()
صداي قهقهه « شبهای برره » و « زير آسمان شهر » و «پاورچین » ناله ي ها« روايت فتح» را خفه مي كند.
بر ديوارها ، روي پوستر شهيد ، عكس مرده هفتاد ساله مي چسبانند ![]() و نام شهيدرا بخاطر اينكه بچه هايمان خشونت طلب و جنگ طلب بار نيايند از كوچه هابرداشته و نام سوسن وزنبق مي گذارند. ![]()
غيرت ، يك شب بي هوا از جيب مردها توي لجنزار غفلت مي افتد و . . . . گم مي شود. مردها توي چراگاههاي خيابان راه مي افتند و گناه مي چرند . ![]()
زنها مثل دستفروشيها ، كنار خيابان مي ايستند و جواهرات بدلي عرضه مي كنند و پوست گوزن مي پوشند و از زير روسريهاي نازك و . . . . رشته هاي جهنم ![]()
شعله مي كشد. آنها افتخار مي كنند كه بچه شان « همبرگر» را درست تلفظ ميكند و به « پيتزا » علاقه پيدا كرده است. شكلاتهاي نارگيلي ، كار دستِ ماميدهد وبعضيها به اسم تمدن ، به گردنشان زنگوله مي اندازند ![]() و وقتشان را باآدامس بادكنكي و جدول مي گذرانند.
![]()
آنها كه مي نشستند « مسافري از هند » و « بوي غريب پائيز » را با كيف تماشا مي كردند وبراي سيلي خوردن پسر دزد سريال « آپارتمان » گريه مي كردند وقربون صدقه فلان قاچاقچي« آئينه عبرت » مي رفتند ديگر وقت ندارشتند كه به سيلي خوردن حضرت زهرا (سلام الله عليها) فكر كنند و خون دل خوردنهاي امام امت را بشناسند ![]() و كتابهاي شهيد مطهري را بخوانند و هشدارهاي رهبري را جدي بگيرند. ![]()
آنها مي خواهند خوش باشند و زندگي خودشان را بكنند. كاري هم به كار كسي نداشته باشند.اگر چنين نكنند ، چه كسي دنبال بهترين آنتن ماهواره بگردد.؟
چه كسي فيلمهاي سرخ پوستي ببيند و عشق را از فيلمهاي هندي ياد بگيرد؟
كاش مردهايي كه غيرتشان را گم كرده اند ،
به اندازه دفترچه بيمه شان به اندازه كوپن قند و شكرشان براي پيدا كردنش به دست و پا مي افتادند.
مردم به استراحت پس از جنگ پرداخته اند . انصافها چرت مي زند و وجدانها آنفلانزاگرفته و تابوت عاطفه برزمين مانده است. ![]()
كاش قحطي عفت تمام مي شد!
كاش عمليات چريكي چمران فراموش نمي شد! ![]()
كاش« باكري »ها و« زين الدين »ها و«حاج بصير»ها و«محمدزاده »ها از ياد نمي رفتند!
كاش طنين صداي شهيد آويني را با صداي نكره « مايكل جكسون » عوض نمي كرديم . ![]() ![]() ![]()
كاش از بوي گلاب بيشتراز ادكلن شبهاي پاريس و . . . . خوشمان مي آمد چه خوب گفت آنكه گفت : ![]()
« گل محمدي باش ، تا محتاج ادكلن فرانسوي نشوي » فلسفة حجاب برای خانمها چیست؟
فلسفة حجاب برای خانمها چیست؟ این که میگویند: زن موجود جذابی است و باید با پوشش، دیگران و خود را به گناه نیاندازد، آیا توهینی است به این قشر؟قسمت پایانی عفت و پاکدامنی، با آفرینش و فطرت زن به هم آمیخته است، و در آفرینش او، جایگاه عظیم و بلندی دارد که هم خود زنان خواهان عفت و پاکدامنی هستند و هم دیگران زن را با این ویژگی میخواهند. اسلام نیز آفرینش زن و صلاح و خیر جامعه را در نظر گرفته، و حجاب را لازم شمرده تا عفت برونی زن، با عفت درونی او هماهنگ و بنیان خانواده مستحکم گردد و زن همچون کالای ناچیزی در معرض همگان قرار نگیرد. ابتذال زن و سقوط شخصیت او
قسمت ششم
مسأله ابتذال زن و سقوط شخصیت او در این میان نیز حائز اهمیت فراوان است که نیازى به ارقام و آمار ندارد، هنگامى که جامعه زن را با اندام برهنه بخواهد، طبیعى است روز به روز تقاضاى آرایش بیشتر و خودنمائى افزونتر از او دارد، و هنگامى که زن را از طریق جاذبه جنسیش وسیله تبلیغ کالاها و دکور اطاقهاى انتظار، و عاملى براى جلب جهانگردان و سیاحان و مانند اینها قرار بدهند، در چنین جامعه اى شخصیت زن تا سرحد یک عروسک، یا یک کالاى بى ارزش سقوط مى کند، و ارزشهاى والاى انسانى او به کلى به دست فراموشى سپرده مى شود، و تنها افتخار او جوانى و زیبائى و خودنمائیش مى شود. و به این ترتیب مبدل به وسیله اى خواهد شد براى اشباع هوسهاى سرکش یک مشت آلوده فریبکار و انسان نماهاى دیو صفت! در چنین جامعه اى چگونه یک زن مى تواند با ویژگیهاى اخلاقیش، علم و آگاهى و دانائیش جلوه کند، و حائز مقام والائى گردد؟! براستى درد آور است که در کشورهاى غربى، و غرب زده، و در کشور ما قبل از انقلاب اسلامى، بیشترین اسم و شهرت و آوازه و پول و درآمد و موقعیت براى زنان آلوده و بى بند و بارى بود که به نام هنرمند و هنرپیشه، معروف شده بودند، و هر جا قدم مى نهادند گردانندگان این محیط آلوده براى آنها سر و دست مى شکستند و قدمشان را خیر مقدم مى دانستند! شکر خدا را که آن بساط برچیده شد، و زن از صورت ابتذال سابق و موقعیت یک عروسک فرنگى و کالاى بى ارزش در آمد و شخصیت خود را باز یافت، حجاب بر خود پوشید اما بى آنکه منزوى شود و در تمام صحنه هاى مفید و سازنده اجتماعى حتى در صحنه جنگ با همان حجاب اسلامیش ظاهر شد. ادامه دارد......
فلج شدن نیروی کار
قسمت پنجم
کشانیدن تمتعات جنسی از محیط خانه به اجتماع، نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف میکند. برعکس
آنچه که مخالفین حجاب خرده گیری کردهاند و گفتهاند: " حجاب موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد
اجتماع است " بی حجابی و ترویج روابط آزاد جنسی موجب فلج کردن نیروی اجتماع است. حقیقت اینست
که این وضع بی حجابی رسوا که در میان ما است و از اروپا و آمریکا هم داریم جلو میافتیم از مختصات
جامعههای پلید سرمایهداری غربی است و یکی از نتائج سوء پول پرستیها و شهوت رانیهای سرمایهداران
غرب است، بلکه یکی از طرق و وسائلی است که آنها برای تخدیر و بی حس کردن اجتماعات انسانی و در
آوردن آنها به صورت مصرف کننده اجباری کالاهای خودشان به کار میبرند. آیا اگر زن ساده و سنگین به دنبال کار خود برود برای اجتماع بهتر است یا آنکه برای بیرون رفتن چند
ساعت پای آئینه و میزتوالت وقت خود را تلف کند و زمانی هم که بیرون رفت تمام سعیش این باشد که افکار
مردان را متوجه خود سازد و جوانان را که باید مظهر اراده و فعالیت و تصمیم اجتماع باشند به موجوداتی
هوسباز و چشم چران و بی اراده تبدیل کند؟ عجبا! به بهانه اینکه حجاب، نیمی از افراد اجتماع را فلج کرده
است، با بی حجابی و بیبند و باری نیروی تمام افراد زن و مرد را فلج کردهاند.
متاسفانه شاهدیم در بعضی مواقع کار زن پرداختن به خودآرایی و صرف وقت در پای میز آرايش برای
بیرون رفتن، و کار مرد چشم چرانی و شکارچیگری شده است. ادامه دارد...... گسترش دامنه فحشاء، و افزایش فرزندان نامشروع
قسمت چهارم
گسترش دامنه فحشاء، و افزایش فرزندان نامشروع، از دردناکترین پیامدهاى بى حجابى است که فکر مى کنیم نیازى به ارقام و آمار ندارد و دلائل آن مخصوصاً در جوامع غربى کاملاً نمایان است، آنقدر عیان است که حاجتى به بیان ندارد. نمى گوئیم عامل اصلى فحشاء و فرزندان نامشروع منحصراً بى حجابى است، نمى گوئیم استعمار ننگین و مسائل سیاسى مخرب در آن مؤثر نیست، بلکه مى گوئیم یکى از عوامل مؤثر آن مسأله برهنگى و بى حجابى محسوب مى شود و با توجه به اینکه فحشاء و از آن بدتر فرزندان نامشروع سرچشمه انواع جنایتها در جوامع انسانى بوده و هستند، ابعاد خطرناک این مسأله روشن تر مى شود. هنگامى که مى شنویم در انگلستان، در هر سال - طبق آمار - پانصد هزار نوزاد نامشروع به دنیا مى آید، و هنگامى که مى شنویم جمعى از دانشمندان انگلیس در این رابطه به مقامات آن کشور اعلام خطر کرده اند - نه به خاطر مسائل اخلاقى و مذهبى - بلکه به خاطر خطراتى که فرزندان نامشروع براى امنیت جامعه به وجود آورده اند، به گونه اى که در بسیارى از پرونده هاى جنائى پاى آنها در میان است، به اهمیت این مسأله کاملاً پى مى بریم، و مى دانیم که مسأله گسترش فحشاء حتى براى آنها که هیچ اهمیتى براى مذهب و برنامه هاى اخلاقى قائل نیستند فاجعه آفرین است، بنابر این هر چیز که دامنه فساد جنسى را در جوامع انسانى گسترده تر سازد تهدیدى براى امنیت جامعه ها محسوب مى شود، و پى آمدهاى آن هر گونه حساب کنیم به زیان آن جامعه است. مطالعات دانشمندان تربیتى نیز نشان داده، مدارسى که در آن دختر و پسر با هم درس مى خوانند، و مراکزى که مرد و زن در آن کار مى کنند و بى بند و بارى در آمیزش آنها حکم فرما است، کم کارى، عقب افتادگى، و عدم مسئولیت به خوبى مشاهده شده استادامه دارد...... افزایش طلاق یکی از نتایج بی حجابی و بی عفتی
افزایش طلاق یکی از نتایج بی حجابی و بی عفتی قسمت سوم علت اینکه جوانان امروز از ازدواج گریزانند و هر وقت به آنان پیشنهاد میشود، جواب میدهند که حالا زود است، ما هنوز بچهایم و یا به عناوین مختلف از زیر بار آن شانه خالی میکنند همین است. معاشرتهای آزاد و بیبند و بار پسران و دختران، ازدواج را به صورت یک وظیفه و تکلیف و محدودیت در آورده است که باید آن را با توصیههای اخلاقی و یا احیاناً - چنانکه برخی از جرائد پیشنهاد میکنند - با اعمال زور بر جوانان تحمیل کرد. آمارهاى قطعى و مستند نشان مى دهد که با افزایش برهنگى در جهان طلاق و از هم گسیختگى زندگى زناشوئى در دنیا به طور مداوم بالا رفته است، چرا که هر چه دیده بیند دل کند یاد و هر چه دل در اینجا یعنى هوسهاى سرکش بخواهد به هر قیمتى باشد به دنبال آن مى رود، و به این ترتیب هر روز دل به دلبرى مى بندد و با دیگرى وداع مى گوید. در محیطى که حجاب است (و شرائط دیگر اسلامى رعایت مى شود) دو همسر تعلق به یکدیگر دارند، و احساساتشان و عشق و عواطفشان مخصوص یکدیگر است. ولى در بازار آزاد برهنگى که عملاً زنان به صورت کالاى مشترکى (لااقل در مرحله غیر آمیزش جنسى) در آمده اند دیگر قداست پیمان زناشوئى مفهومى نمى تواند داشته باشد و خانواده ها به سرعت متلاشى مى شوند و کودکان بى سرپرست مى مانند. ادامه دارد........ بی حجابی سبب بیماریهای روانی
بی حجابی سبب بیماریهای روانی
قسمت اول
نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرتهای بی بندوبار، هیجان ها و التهاب های جنسی را فزون میبخشد و تقاضای سکس را به صورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی در میآورد. غریزه جنسی، غریزهای نیرومند، عمیق و " دریا صفت " است، هر چه بیشتر اطاعت شود سرکش تر میگردد، همچون آتش که هر چه به آن بیشتر خوراک بدهند، شعله ورتر میشود. اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه کامل کرده است. روایات زیادی درباره خطرناک بودن غریزهای که مرد و زن را به یکدیگر پیوند میدهد وارد شده است. روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است. اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیری روح بشر محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام میگیرد. همانطور که بشر - اعم از مرد و زن - در ناحیه ثروت و مقام از تصاحب ثروت و از تملک جاه و مقام سیر نمیشود و اشباع نمیگردد، در ناحیه جنسی نیز چنین است.
در سیستم آزادی کامیابی، همسر قانونی از لحاظ روانی یک نفر رقیب و مزاحم و زندانبان به شمار میرود و در نتیجه کانون خانوادگی براساس دشمنی و نفرت پایهگذاری میشود. برهنگى زنان که طبعاً پیامدهائى همچون آرایش و عشوه گرى و امثال آن به همراه دارد مردان مخصوصاً جوانان را در یک حال تحریک دائم قرار مى دهد تحریکى که سبب کوبیدن اعصاب آنها و ایجاد هیجانهاى بیمارگونه عصبى و گاه سرچشمه امراض روانى مى گردد، مگر اعصاب انسان چقدر مى تواند بار هیجان را بر خود حمل کند؟ مگر همه پزشکان روانى نمى گویند هیجان مستمر عامل بیمارى است؟ مخصوصاً توجه به این نکته که غریزه جنسى نیرومندترین و ریشه دارترین غریزه آدمى است و در طول تاریخ سرچشمه حوادث مرگبار و جنایات هولناکى شده، تا آنجا که گفته اند هیچ حادثه مهمى را پیدا نمى کنید مگر اینکه پاى زنى در میان است! آیا دامن زدن مستمر از طریق برهنگى به این غریزه و شعله ور ساختن آن بازى با آتش نیست؟ آیا این کار عاقلانه اى است؟ اسلام مى خواهد مردان و زنان مسلمان روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاک داشته باشند. |
|





![[تصویر: f15qr.gif]](http://i25.tinypic.com/f15qr.gif)






























