تبليغاتX
کربلایی110/علی اکبر محمدزاده مازندرانی

خاصیّت انسانیّت

 

خاصیّت انسانیّت

[تصویر: f15qr.gif]

اين‌ را داشته‌ باش‌ كه‌ انسان‌ ، انسانيّتش‌ بصورت‌ نيست‌ ؛ چرا كه‌ صورت‌ در دَرِحمّام‌ هم‌ می ‌كشند . و به‌ جسمانيّت‌ هم‌ نيست‌ ؛ چرا كه‌ حيوانات‌ خبيثه‌ هم‌ جسم‌ دارند . و با شَرَه‌ِ طعام‌ و جماع‌ هم‌ نيست‌ ؛ چرا كه‌ خرس‌ و خنزير هم‌ شَرَهشان‌ بيشتر از تو است‌ . و با غضب‌ و قوّه‌ انتقام‌ هم‌ نيست‌ ؛ چرا كه‌ سگ‌ و گرگ‌ هم‌ قوّه‌ غضبيّه‌ شان‌ خيلی‌  است .

بلكه‌ خاصّه‌ انسانيّت‌ كه‌ ترا انسان‌ كند و در شركاء ديگر يافت‌ نشود ، علم‌ است‌ و معرفت‌ و اخلاق‌ حسنه‌ . علم‌ و معرفت‌ حاصل‌ نشود مگر به‌ تحسين‌ اخلاق‌ ، چنانچه‌ مي‌فرمايد: لَيْسَ الْعِلْمُ فِي‌ السَّمَآءِ لِيَنْزِلَ إلَيْكُمْ ، وَ لاَ فِي‌ الاْرْضِ لِيَصْعَدَ لَكُمْ ؛ بَلْ مَجْبُولٌ فِي‌ قُلُوبِكُمْ . تَخَلَّقُوا بِأَخْلاَقِ الرُّوحانِيِّينَ حَتَّي‌ يَظْهَرَ لَكُمْ ! (منسوب به امیرالمؤمنین علیه السلام)

[‌ علم‌ در آسمان‌ نيست تا به‌ سوی‌ شما فرود آيد ، و در زمين‌ نيست ‌تا برای‌ شما بالا آيد ؛ بلكه‌ علم‌ در دلهای‌ خودتان‌ سرشته‌ و خمير شده‌ است‌ . به‌ اخلاق‌ صاحبان‌ روح‌ و معنی‌ متخلّق‌ گرديد تا برای‌ شما آشكار شود!]

[تصویر: f15qr.gif]

جملاتی از عارف الهی وفقیه ربّانی :آیة الله ملکی تبریزی (قدس سرّه)

کتاب لقاءالله ص21


 

نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1388/06/30 ساعت 13:8 موضوع در محضر عرفا: | لينک ثابت


صفات پرهيزگاران

صفات پرهيزگاران

[تصویر: f15qr.gif]

الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالأَسْحَارِ  : 

(پرهيزگاران) كسانى‏اند كه مى‏گويند: پروردگارا! براستى كه ما ايمان آورده‏ايم، پس گناهان ما را ببخش و ما را از عذاب آتش حفظ فرما. (پرهيزگاران، همان) صابران و راستگويان و فرمان برداران فروتن و انفاق كنندگان و استغفار كنندگان در سحرها هستند.

[تصویر: f15qr.gif]

نكته ها :

افراد با تقوى داراى ويژگى‏هاى ذيل هستند:

۱- صبر در برابر مشكلات، صبر بر ترك گناهان و صبر بر انجام واجبات.

۲- صداقت در گفتار و رفتار.

۳- خضوع وفروتنى در انجام دستورات، بدون غرور و خود برتربينى.

۴- انفاق از هر چه خداوند به آنان روزى كرده است.

۵ - مناجات‏هاى سحرى و آمرزش‏خواهى از خداوند. آرى! سحر مناسب‏ترين زمان براى دعاست.

در برخى روايات آمده است: اگر كسى يكسال به طور مداوم، در قنوت نماز شب هفتاد مرتبه استغفار كند، مشمول اين آيه مى‏شود.

پيام ها :

1- هم رسيدگى به خلق، هم عبادت خالق. «والمنفقين و المستغفرين بالاسحار»

2- تقوا به معناى انزوا، بى‏خبرى و گوشه‏گيرى نيست، متقّى بايد جامع كمالات باشد. «الصابرين والصادقين‏و...»

 [تصویر: f15qr.gif]


 

نوشته شده توسط كربلايي در جمعه 1388/06/27 ساعت 14:47 موضوع معارف اسلامی: | لينک ثابت


بالاترين كيميا

بالاترين كيميا

 [تصویر: f15qr.gif]

كسانى كه از مقدارى معنويّات برخوردار بودند،دنبال كشف وكرامت نمى رفتند،مى گفتند:كيميارامى دانيم ولى به كسى يادنمیدهيم؛ما میدانيم كه چه چيز را به ديگران ياد دهيم!كسى كه از معنويّات ومعرفت خدا بهره مند است ، چه حاجت به كيميادارد ؟! چه كيميايى بالاتر از خدا شناسى ؟!همه واجبات،براى تحصيل معرفت ومقدّمه آن است ؛ و تنها معرفةالله،واجب نفسى وذاتى واعظم واجبات است .

  [تصویر: f15qr.gif]


 

نوشته شده توسط كربلايي در جمعه 1388/06/27 ساعت 14:36 موضوع مباحث اخلاص: | لينک ثابت


اخلاص5

 

               ((اخلاص قسمت پنجم))

 

اخلاص در نیت، به این معنى است كه صاحبش در نظام هستى جز

به خداوند دل نبسته است و جز براى او تلاش نمى كند. امام صادق

علیه السلام مى فرمایند: «صاحب نیت راست، قلب سالم دارد زیرا

سالم بودن قلب از وسوسه هاى ممنوعه شیطانى به خالص بودن

نیت در تمام امور براى خداست ».

 

   

 

خداوند فرمود: «روزى كه مال و فرزندان هیچ سودى نمى رساند،

جز آن كه خدا را با قلب سالم یابد». پیامبر فرمود: «نیت مؤمن بهتر

از عمل اوست » و نیز فرمود: «اعمال، بستگى به نیت دارد. براى

هر كسى آن چیزى است كه قصد كرده است »، و هر بنده اى باید

در تمام حركت و سكون خود نیت خالص داشته باشد زیرا اگر چنین

نباشد، در غفلت است.

خداوند غافلان را چنین وصف كرده است: «آنها نیستند، جز همانند

چهارپایان، بلكه گمراه تر از آنها هستند» و فرمود: «آنها غافلان

هستند» (مصباح الشریعه، باب 5).


 

نوشته شده توسط كربلايي در شنبه 1387/04/29 ساعت 2:9 موضوع مباحث اخلاص: | لينک ثابت


اخلاص4

   

            ((اخلاص قسمت چهارم))

 

اخلاص در نیت به معناى خالص نمودن قصد و انگیزه براى خداست.

نیت، زمانى براى خداوند خالص مى گردد كه انسان براى عبادت یا

كار و تلاش خود، هیچ انگیزه اى جز خداوند نداشته باشد و هیچ

عاملى جز تقرب و رضاى خداوند او را به انجام عبادت و عمل وادار

نكرده باشد.

 

    

 

با توجه به این كه هواهاى نفسانى، به شكل بسیار

وسیع و قوى، انسان را در محاصره قرار داده اند، داشتن نیت

خالص در عمل و عبادت و حضور چهره الهى آن در ذهن، كارى بسیار

دشوار و مشكل است. اخلاص در نیت، با آگاهى و توجه کامل به

خداوند تحقق مى یابد. در هر كجا توجه به خداوند نباشد، غفلت

است. هر جا كه غفلت باشد، شرك و ریا تحقق یافته است. كسى

كه توجه به مقصد ندارد، غافل است و كسى كه از هدف غفلت

دارد، از حركت باز ایستاده است.


 

نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1387/04/26 ساعت 14:22 موضوع مباحث اخلاص: | لينک ثابت


اخلاص3

           

           ((اخلاص قسمت سوم))

 

 

از قرآن مجید در مورد " اخلاص " نکته جالبی استفاده

 

می شود و آن اینکه مخلص بودن (به کسر لام) غیر از

 

مخلص بودن (به فتح لام) است.


           

 

مخلص بودن (به کسر لام) یعنی در عمل اخلاص ورزیدن،

 

عمل را پاک و خالص برای خدا انجام دادن. اما مخلص

 

بودن (به فتح لام) یعنی پاک و خالص شده برای خدا.

 

بدیهی است که پاک و خالص کردن عمل، چیزی است و

 

پاک و خالص بودن به تمام وجود، چیز دیگر است.


 

نوشته شده توسط كربلايي در جمعه 1387/04/14 ساعت 6:1 موضوع مباحث اخلاص: | لينک ثابت


اخلاص2

              

                 ((اخلاص قسمت دوم))

 

در حدیثی به این شکل روایت شده است «انما الاعمال بالنیة، و انما لامرء ما

نوی، فمن کانت هجرته الی الله و رسوله فهجرته الی الله و رسوله ، و من

کانت هجرته لدنیا یصیبها او امرأش یتزوجها فهجرته الی ما هاجر الیه؛ همانا

اعمال، وابسته به نیت است، برای انسان همان است که قصد کرده و هدف

قرار داده است. هر کس به خاطر خدا و رسول هجرت کرده است، هجرتش به

سوی خدا و رسول است، و هر کس به خاطر زنی که با او ازدواج کند و یا به

خاطر ثروتی که به چنگ آورد هجرت کرده است هجرتش به سوی همان

خواهد بود».

 

                       

امام صادق ( ع ) فرمود : کارتان را برای خدا قرار دهید نه برای مردم، زیرا هر

چه برای خدا است برای خدا ( بسوی خدا) است و هر چه برای مردم است

بسوی خدا بالا نمی رود. نیت، جان عمل است و همانطوری که تن آدمی

شریف است به جان آدمیت، شرافت عمل آدمی نیز بستگی به جان آن دارد.

جان عمل چیست؟ جان عمل، اخلاص است. قرآن کریم می فرماید: «و ما

امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین؛ و آنها دستور نداشتند جز این که خدای

یگانه را بپرستند و دین را ویژه ی او کنند» ( بینة / 5 ).


 

نوشته شده توسط كربلايي در پنجشنبه 1387/04/13 ساعت 8:5 موضوع مباحث اخلاص: | لينک ثابت


اخلاص1

 

 

                  (( اخلاص قسمت اول))

 

شرط قبولی اعمال انسان وابسته به نیت و اخلاص آن می باشد. برای خدا

فرق نمی کند ولی برای خود آن شخص فرق می کند. او اگر خدا را نشناسد

و با او آشنا نباشد یک نوع سلوک روحی می کند و اگر آشنا باشد نوعی دیگر.

اگر آشنا نباشد عمل یک بعدی انجام می دهد، عملش تنها حسن فعلی و

حسن تاریخی می یابد، ولی اگر آشنا باشد عمل دو بعدی انجام می دهد و

عملش حسن فاعلی و حسن ملکوتی نیز پیدا می کند و دو بعدی می گردد،

اگر آشنا باشد خودش و عملش به سوی خدا بالا می رود و اگر آشنا نباشد

بالا نمی رود.

 

               

به عبارت دیگر برای خدا فرق نمی کند اما برای عمل فرق می کند. در یک

صورت، عمل، عملی می شود زنده و صعود کننده به بالا، و در صورت دیگر

عملی می شود مرده و هبوط کننده به پایین. اگر به فرض ( البته فرض

محال ) کسی خدا را نشناسد و با عمل خود به سوی خدا بالا رود خدا او را باز

نمی گرداند، اما حقیقت این است که کسی که خدا را نمی شناسد حجابی

را پاره نمی کند، طوری از اطوار نفس را طی نمی نماید و به سوی ملکوت

خدا بالا نمی رود تا عملش آنجهانی گردد و جنبه ملکوتی بیابد و صورتی پیدا

کند که در آن جهان مایه بهجت و لذت و سرور و سعادت او گردد. مقبولیت

عمل نزد پروردگار جز این نیست که عمل اینچنین باشد.


 

نوشته شده توسط كربلايي در سه شنبه 1387/04/11 ساعت 4:36 موضوع مباحث اخلاص: | لينک ثابت