
محتوای سئوالات روز قیامت از نظر روایات
در «عدَّة الدّاعی» روایت است که: «إنَّ اللَهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی یَجْمَعُ الْخَلْقَ یَوْمَ الْقِیَمَةِ وَ لِبَعْضِهِم عَلَی بَعْضٍ حُقُوق، وَ لَهُ تَعَالَی قِبَلَهُمْ تَبِعَات . فَیَقُولُ: عِبَادِی! مَا کَانَ لِی قِبَلَکُمْ، فَقَدْ وَهَبْتُهُ لَکُمْ؛ فَهَبُوا بَعْضُکُمْ تَبعَاتِ بَعْضٍ وَادْخُلُوا الْجَنَّةَ جَمِیعًا بِرَحْمَتِی !؛ خداوند سبحانه تمام مخلوقات را در روز قیامت جمع میکند، در حالیکه بعضی از آنها حقوقی بر عهده ی بعضی دیگر دارند، و نیز برای خداوند حقوقی است بر عهده ی همه ی آنها که از آن بر نیامده اند. خداوند خطاب میکند: ای بندگان من! آنچه من برای خود از حقوقی که انجام نداده اید دارم همه را به شما بخشیدم! شما نیز حقوق یکدیگر را ببخشید و همگی به رحمت من در بهشت وارد شوید!» (عدة الداعی ص 107 ).
بقیه در ادامه مطلب
نوشته شده توسط كربلايي در شنبه 1388/07/25 ساعت 11:19 موضوع قیامت وحقائق مربوط به آن: | لينک ثابت

دمیده شدن در صور و مرده و زنده شدن موجودات
آیه ای در سوره سوره زمر داریم : وَ نُفِخَ فِی الصورِ فَصَعِقَ مَن فِی السمَـوَ تِ وَ
مَن فِی الاْ رْضِ إِلا مَن شَآءَ اللَهُ ثُم نُفِخَ فِیهِ أُخْرَی فَإِذَا هُمْ قِیَامٌ یَنظُرُونَ * وَ
أَشْرَقَتِ الاْ رْضُ بِنُورِ رَبهَا وَ وُضِعَ الْکِتَـبُ وَ جِای ´ءَ بِالنبِیـــنَ وَ الشهَدَآءِ وَ قُضِیَ
بَیْنَهُم بِالْحَق وَ هُمْ لاَ یُظْلَمُونَ.
«و در صور دمیده میشود و تمام کسانیکه در آسمانها و در زمین هستند هلاک
میشوند مگر افرادی را که خداوند بخواهد. پس بار دیگر در صور دمیده میشود، در این
هنگام تمام موجوداتِ هلاک شده زنده میشوند و به حال قیام و وقوف در آمده ، در
انتظار امر پروردگار هستند.
در آن وقت زمین به نور پروردگار خود روشن میشود، و کتاب و نامة عمل حاضر و قرار
داده میشود، و پیغمبران و گواهان را برای أدای شهادت می آورند، و در میان آنها به
حق قضاوت و داوری خواهد شد، و ایشان مورد ظلم و ستم واقع نمی شوند.»
این آیة مبارکه به آیة نفخِ صَعْق معروف است . صورِ صعق یعنی در بوقی دمیده میشود
که بدان جهت همه هلاک میگردند، چون صعق به معنای هلاکت است .
ولی از این آیة اخیره استفاده میشود که دو صور داریم ، یعنی به دو گونه نفخ ، در آن
دمیده میشود:
یک نفخی که تمام زندگان آسمانها و زمین بواسطة آن نفخ و دمیدن می میرند. دوم
نفخی که تمام مردگان آسمانها و زمین بواسطة آن پس از مردن زنده میشوند.
چون میفرماید:ثُم نُفِخَ فِیهِ أُخْرَی،پس از نفخ اول نفخ دیگری درصوربه وجودمی آید.
اما صعق و فزع ظاهراً هر دو یک معنی دارد و هر دو برای ارائة یک حالت خاص آمده
اند. فزع آن خوف و خشیتی را گویند که غالباً منتهی به مرگ است ، و صعق هم
بمعنای هلاکت است که از ترس و دهشتی خاص ناگهان بر انسان وارد گردد.
پس مفاد صدر دو آیه : آیة وارده در سورة نمل و آیة وارده در سورة زمر، همان دمیدن
در صور است که بواسطة آن همة زندگان در خوف و هراس افتاده و هلاک میشوند.
و مفاد ذیل آیة دوم : آیة وارده در سورة زمر، زنده شدن مردگان است بعد از هلاک
شدن و فانی شدن .
شیخ طبرسی در «مجمع البیان » گوید: و گفته شده است که إسرافیل در صور سه
مرتبه میدمد: نفخة اُولی نفخة فزع است ، و نفخة ثانیه نفخة صعق است که بواسطة
آن تمام افراد آسمانها و زمین هلاک میشوند، و نفخة ثالثه نفخة قیام و حضور در
پیشگاه رب العالمین است و در این حال همة مردم از قبور خود بر می خیزند.
کتاب معادشناسی، جلد 4،
نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1387/06/18 ساعت 6:53 موضوع قیامت وحقائق مربوط به آن: | لينک ثابت

مخلصین از حضور در صحنه قیامت معافند
خداوند در هنگام قیامت با نفخ صور بر آنچه در زمین و آسمان است را می میراند اما
عذابی را استثنا می کند: وَ نُفِخَ فِی الصورِ فَصَعِقَ مَن فِی السمَـوَتِ وَ مَن فِی
الاْ رْضِ إِلا مَن شَآءَ اللَهُ ثُم نُفِخَ فِیهِ أُخْرَی فَإِذَا هُمْ قِیَامٌ یَنظُرُونَ؛ و در صور
دمیده شود، پس هر که در آسمان ها و هر که در زمین است بی جان افتد، مگر
کسی که خدا بخواهد، سپس بار دیگر در آن دمیده شود و به ناگاه آنها به پا خیزند و
(با نگرانی) نگاه کنند. (زمر/68)
باید دید که مراد از مَن شَآءَ اللَهُ در این آیه چیست ؟ و افرادی را که خداوند نمی
خواهد صعق و هلاکت آنها را فرا گیرد کدامند؟
میدانیم که ظاهر این آیه دلالت دارد بر آنکه افرادی که صعقه آنها را میگیرد و هلاک
میشوند همان کسانی هستند که بعداً زنده میشوند و در محضر خداوند تبارک و
تعالی قیام می نمایند. و همان کسانی هستند که به مفاد: إِن کَانَتْ إِلا صَیْحَةً
وَحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِیعٌ لَدَیْنَا مُحْضَرُونَ؛ آن جز یک صیحه نخواهد بود که ناگهان
همگی نزد ما احضار خواهند شد. (آیه 53 سوره یس)
در پیشگاه پروردگار احضار شده و حضور پیدا می کنند. و چون از طرفی از احضار
شدگان به مفاد: فَإِنهُمْ لَمُحْضَرُونَ * إِلا عِبَادَ اللَهِ الْمُخْلَصِینَ؛ قطعا آنان از
احضارشدگانند، مگر بندگان خالص شده خدا. (آیه 127 سوره صافات).
بندگان مُخلَص خدا استثناء شده و از حضور معاف هستند، بنابراین مراد از مَن شَآءَ
اللَهُ که در آیه صَعق استثناء شده اند بندگان مُخلَص خدا هستند.
و از طرف دیگر خداوند بندگان مُخلَص خود را در کتاب عزیزش چنین توصیف نموده
است که از دستبرد إبلیس ـ در هنگامیکه رانده و دور شد ـ محفوظ میباشند.
قَالَ فَبِعِزتِکَ لاَ غْوِیَنهُمْ أَجْمَعِینَ * إِلا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ (آیه 82 سوره ص)؛
«إبلیس به پروردگار چنین گفت : به عزت تو سوگند که همة افراد بشر را إغوا میکنم ،
مگر بندگان مُخلَصین تو را.»
و نیز خداوند در قرآن مجید بیان کرده است که اغوای شیطان بواسطه وعده های
دروغ میباشد که به آنها میدهد و آنان می پذیرند، و به مقتضای شرک به خداوند
عزوجل و شقاوت ذاتی خود که عین ظلم و عدوان است رهسپار جهنم شده و به
عذاب سخت و دردناک مبتلا می گردند. قرآن در سوره ابراهیم آیه 22 می فرماید:
«چون حکم پروردگار برای به جهنم رفتن متمردین و مستکبرین و تابعین آنها در روز
قیامت جاری شود، در این حال شیطان به جهنمیان میگوید: خداوند به شما وعدة
حق نمود، و من نیز به شما وعده هائی دادم لیکن مخالفت آنها را نمودم ؛ و من در
دنیا علیه شما هیچگونه إعمال قدرت و سلطنتی نداشتم مگر آنکه فقط شما را به
گناه خواندم و شما از من پیروی نمودید، بنابراین شما مرا سرزنش و ملامت نکنید
بلکه خود را سرزنش و ملامت نمائید!
من امروز فریادرس شما نیستم ؛ و شما نیز فریادرس من نیستید! در آن زمان که شما
در دنیا به من میل می نمودید و مرا برای خدای خود شریک قرار میدادید، من به این
طرز عمل شما کافر بودم ؛ بدرستیکه ظالمان و ستمکاران در عذابی دردناک واقع
میشوند.»
از این آیة مبارکه استفاده میشود که سرزنش و ملامت راجع به خود آنها بوده نه به
شیطان ؛ و آن گناه و معصیتی که انجام داده اند بازگشتش به شرک بوده ، و آنان به
مقتضای شقاوت ذاتی خود شرک آورده و راه معصیت و گناه پیمودند.
و اما بندگان مُخلَصین خدا افرادی هستند که از شرک به تمام اقسام آن به ذات خود
پاک و خالص شده ، و برای غیر پروردگار در هیچیک از عوالم اثری نمی بینند، و
وجودی استقلالی قائل نمی شوند. و برای غیر خدا احساس اسم و رسمی نمی
کنند، و برای خود هیچ نفعی و ضرری و مرگی و حیاتی و رجوع و بازگشتی را به
عنوان تملک نمی بینند، یعنی مالک هیچ قدرت و حیات و علم و عین و اثری نیستند؛
و اینست معنای ولایت .
و بالجمله أولیاء الله که در دو آیة فزع و صعق استثناء شده اند و موت و هلاکت ندارند،
کسانی هستند که در دنیا طریق خلوص را پیموده و تمام افعال خود را برای حضرت
معبود جل اسمُه قرار داده ، و فعلاً و صِفةً و ذاتاً از شرک بیرون جسته و در عالم
خلوص وارد شده اند، و از تمام درجات مُخلِصین (به کسر لام ) گذشته و عین خلوص
شده اند.
برای آنها در این حال وجودی باقی نمانده است که نیاز به قبض روح داشته باشند.
وجودشان و سرشان و حقیقتشان مندک و فانی در ذات خدا شده ، در درجات محبت
پیوسته با نوافل و بجای آوردن آنچه مورد محبت و رضای محبوب است ، مورد محبت
خدا قرار گرفته و محبوب حضرت حق جل و عز واقع میگردند. گوششان گوش خدا،
چشمشان چشم خدا، و دستشان دست خدا میشود؛ رَزَقَنا اللَهُ وَ کُل مَنْ أحَب،
بِمُحَمدٍ وَ ءَالِهِ الطاهِرینَ.
کتاب معادشناسی، جلد 4، صفحه 180 تا 183
نوشته شده توسط كربلايي در یکشنبه 1387/06/17 ساعت 5:52 موضوع قیامت وحقائق مربوط به آن: | لينک ثابت

پاسخ قرآن به سؤال از زمان قیامت
کفار از پیامبر می پرسیدند چه وقت روز قیامت خواهد بود؟
تاریخش را به من بگو، مثلا چندهزار سال دیگر یا چند میلیون سال
دیگر و چند ماه و چند روز و چند ساعت دیگر خواهد بود؟
مثل اینکه بخواهند پیامبر اکرم را عاجز کنند،
کسی بگوید که بیا تاریخ دقیقش را به من بگو.
واضح است که این حرف جواب ندارد. چرا جواب ندارد؟
اولا پیغمبر همیشه فرموده است که وقت قیامت را
جز خدا کسی نمی داند. حال فرض کنیم خدا بخواهد به پیغمبر بگوید.

مثلا اگر گفتند در یک میلیون و صد و پنجاه هزار سال
و چند صد و چند سال و چند روز و چند ساعت
و چند دقیقه و چند ثانیه بعد واقع خواهد شد؛ به
چه دلیل تو می توانی قبول کنی یا می توانی رد کنی؟
یک چیزی را باید سؤال کرد که تو خودت بتوانی آن را بفهمی.
بلاتشبیه، که اگر راست باشد بفهمی اگر هم دروغ باشد بفهمی.
بلاتشبیه، همان مثل معروف ملانصرالدین است:
از ملانصرالدین پرسیدند که وسط دنیا کجاست؟
گفت همین جا که من ایستاده ام. اگر می گویید نه،
بروید قدم کنید (و اندازه بگیرید،) ببینید چنین هست یا نیست.
کیست که بگوید نه؟! پس اگر کسی این جور سؤالها را جواب بدهد
ملانصرالدین است. می گویید روز قیامت کی است؟
حال ببینید قرآن چگونه جواب می دهد.
پاسخ قرآن به سؤال از زمان قیامت
«فاذا برق البصر» آن وقتی که این چشمها برق می زند
یعنی خیره می شود (دیگر به زمان قیامت کار ندارد)،
آن وقتی که این چشمها خیره می ماند، وضعی می بیند
که وقتی این چشمها را نگاه کنی اضطراب و خیره
شدن را در آنها می بینی. آن وقتی است که ماه از نور خواهد افتاد،
چهره ماه دیگر بی نور خواهد شد. آن وقتی که ماه و خورشید
که این همه با هم فاصله دارند و در مدارهای مختلف
حرکت می کنند در یک جا گرد آورده خواهند شد و
تمام این نظامها بهم خواهد خورد.
آن روزی که انسان فریاد بکشد فرارگاه کجاست؟

«فاذا برق البصر» آنگاه که چشم خیره و مضطرب گردد
«و خسف القمر» و ماه منخسف و بی نور شود
«و جمع الشمس والقمر» و ماه و خورشید در کنار یکدیگر
قرار بگیرند (یعنی این نظامها در هم بریزد) آن وقت است که انسان
(یعنی همین انسان، این گونه انسان که چنین سخنی بر زبان می آورد) می گوید فرارگاه
کجاست؟ «کلا لا وزر» بس کن، پناهگاهی
نیست جز یک چیز: «الی ربک یومئذ المستقر» قرارگاه همه بارگاه
پروردگار و قضای حتم پروردگار است.
قیامت چه وقت است؟
این وقت:«فاذا برق البصر* و خسف القمر* و
جمع الشمس والقمر* یقول الانسان یومئذ این المفر* کلا لاوزر*
الی ربک یومئذ المستقر» (قیامت/ 7 تا 12).
بارگاه پروردگارت قرارگاه همه است.
همه بازگشت به ذات او می کنند.
«یقول الانسان یومئذ این المفر»
انسان در آن روز می گوید فرارگاه کجاست؟
«کلا لا وزر» پناهگاهی نیست. «الی ربک یومئذ المستقر»
قرارگاه به سوی پروردگارت است، وعده گاه آنجاست؛
یعنی سخن از پناهگاه نگویید، سخن از وعده گاه و قرارگاه بگویید.
قرارگاه، بارگاه پروردگار است.
آشنایی با قرآن 10، صفحه 196-195
نوشته شده توسط كربلايي در شنبه 1387/06/16 ساعت 1:27 موضوع قیامت وحقائق مربوط به آن: | لينک ثابت

انقراض دنیا و بازگشت انسان به خداوند در روز قیامت

قرآن درباره برچیده شدن نظام دنیوی و بازگشت انسان به خداوند می فرماید: «إِن کُل مَن فِی السمَـوَ تِ وَ الاْ رْضِ إِلا آ ءَاتِی الرحْمَـنِ عَبْدًا * لَقَدْ أَحْصَیـهُمْ وَ عَدهُمْ عَدا * وَ کُلهُمْ ءَاتِیهِ یَوْمَ الْقِیَـمَةِ فَرْدًا؛ هیچیک از صاحبان نفوسی که در آسمان و زمین هستند چاره ای ندارند مگر آنکه با حال عبودیت به خداوند رحمن وارد شوند. خداوند تعداد یکایک آنها را میداند و شمارش صحیح و دقیق نموده است، و تمام آنها باید در روز قیامت منفرداً بدون هیچ تعین و واسطه بر خدا وارد شوند» (آیه ۹3تا 95 سوره مریم).
برای مردم دنیا صیحه زده میشود: «وَ مَا یَنظُرُ هَـؤُلاَءِ إِلا صَیْحَةً وَحِدَةً مَا لَهَا مِن فَوَاقٍ» (آیه 15 سوره ص)، این مردم متمرد و متجاوز و مشرک بهیچوجه تسلیم حق نمی شوند و در انتظار و ترقب چیزی نیستند، مگر یک صیحه که بگوش آنها بخورد و آنانرا از اینجا ببرد؛ و برای حرکت آنان، به اندازه فاصله زمان دوشیدن شتر تا دوشیدن بار دیگر آن، مهلت داده نمی شود.
«یَوْمَ یَکُونُ الناسُ کَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ * وَ تَکُونُ الْجِبَالُ کَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ؛ آن روز، روزی است که مردم مانند
نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1387/06/06 ساعت 3:57 موضوع قیامت وحقائق مربوط به آن: | لينک ثابت
آخرين نوشته ها
وبلاگ کربلایی۱۱۰ به زبان انگلیسی و عربی
مراقب باش
معنای اپوزیسیون چیست ؟
خدا به حرمت شهیدان منو ببخش
عجیب ترینهای دنیا را بخوانید و ببینید+تصاویر
اعمال و فضیلت روز دحوالارض
مدرنیته و پست مدرنیسم چیست؟
5 ماده غذايي براي مقابله با آنفلوآنزاي A
دانلود صحیفه را دوباره بخوانیم-دکترحسن رحیم پور ازغدی
مقصود از تسامح و تساهل در دین چیست ؟
درباره وبلاگ

قربون لطف وصفاتون شهدا
دل ماتنگ براتون شهدا
قربون عهدووفاتون شهدا
سروجون ما فداتون شهدا
چقدر شلمچتون صفا داره
بوي عطر خاك كربلا داره
هردلي كه عشق كربلا داره
آرزوي ديدن شما داره
-------------------------------------------------
حب الحسين رشته تحصيلي شماست
دانش سراي عشق و جنون شهر كربلاست
در مبحث حسين شناسي موفقيد
موضوع بحث سينه زدن پاي روضه هاست
تا روز محشر مدركتان را نميدهند
برگ قبولي همه در پوشه خداست
پايين كارنامه هر شخص نوشته اند
اين مهر سرخ مهر شهنشاه كربلاست
محشر كنار درب جنان داد ميزنيد
مردم نديده ايد كه آقاي ما كجاست؟
تنها به عشق اوست كه به اينجا رسيده ايم
جنت بدون حضرت ارباب بي صفاست
ناگاه جبرئيل امين ناله ميزند
آقايتان حسين همان مرد سر جداست
محشر دوباره از غم او سينه ميزنيد
آنجا خدا به خير كند محشري به پاست
-------------------------------------------
باز امشب يادياران است و من
خاطرات اين شهيدان است و من
من كيم ،جامانده از يك كاروان
من كيم، شمشير تهمت را نشان
من كيم، افتاده درد فراق
دردمــــندم،دردمـــند اشتياق
من كيم، مولود آهي بوده ام
غرق دنياي گناهي بوده ام
نيك ميدانم،كدامم كيستم
اندرين دريا نمي هم نيستم!
ايدل غافل خموشي تا به كي؟
درد دل را پرده پوشي تا به كي؟
گرچه من از قافله جامانده ام
مانده ام تنها ،ز هرجا رانده ام
ليك عمري با شهيدان مانده ام
اندكي اين راه را پيموده ام
آري آري بـا تــمام لاله ها
آشــــــنايم، آشــــنايم،آشنا
--------------------------------
آيا وصيت شهدا را شنيده ايد
آواز عاشقان خدا را شنيده ايد
گلپاره هاي سوخته بر دوشتان نبود
تنهاي زخم خورده در آغوشتان نبود
حق با شماست اينکه زمين سر به سر رياست
حق با من است اينکه زمين خاک کربلاست
----------------------------------------------------
شقایق و شفاعت زلال بارانش
شقایق ورایحه خوش بهاران در بهارانش
شقایق وشرافت چه بیکرانش
شقایق طلایه داری روی شهیدانش
شقایق و مائده سماواتی گلگونش
شقایق و هزارهزارطنازی جانانش
مرا افسون میدارد مرا مبهوت میدارد
مراشیدای سبزوعاشقی بیدارمیدارد
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
هر شهید کربلایی دارد که خاک آن کربلا تشنه خون اوست ، و زمان انتظار می کشد تا پای آن شهید بدان کربلا رسد و آنگاه خون شهید جاذبه ی خاک را خواهد شکست و ظلمت را خواهد درید و معبری از نور خواهد گشود و روحش را از آن ، به سفری خواهد برد که برای پیمودن آن هیچ راهی جز شهادت وجود ندارد...
فهرست اصلي
نويسندگان
آرشيو موضوعي
ورزشی
ازدواج و زنان واجتماع:
با شهدا:
معارف اسلامی:
احادیث نور:
از سیاست چه خبر؟:
عارفانه های کربلایی 110:
با جانبازان معرکه عشق:
واگویه های اجتماعی:
پاسخ به سوالات شرعی:
شعر وشاعری:
عاشقانه ها:
مناجات باخدا ونافله نمازها:
زندگی نامه بزرگان علم وسیاست:
مرگ از دیدگاه اسلام:
هشت سال دفاع مقدس:
خاطرات زیبا از کربلای ایران:
مطالب جالب+آیا میدانیدکه؟:
واقعی ولی دردناک:
بفرمایید با هم عکس ببینیم:
چهارده معصوم علیهم السلام:
گزارشات تصویری:
مداحی مداحی :
بوی حسین فاطمی میاید:
عید بر عاشقان مبارک باد:
داستانهای زیبای مذهبی:
در محضر عرفا:
حضرت معصومه س:
پیرامون احکام:
مولایم امام حسن مجتبی ((ع)):
قیامت وحقائق مربوط به آن:
بهشت وبهشتیان :
جهنم وجهنمیان :
ادعیه:
اللهم عجل لولیک الفرج:
مباحث اخلاص:
کربلای حسینی:
دوستان
پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
ساير امکانات

POWERED BY
