تبليغاتX
کربلایی110/علی اکبر محمدزاده مازندرانی

دارا وسارا!!!!!!!!!!!!!

 

دارا وسارا

هنگام جنگ داديم صدها هزار دارا
شد کوچه هاي ايران مشکين ز اشک سارا

سارا لباس پوشيد ، با جبهه ها عجين شد
در فکه و شلمچه ، دارا به روي مين شد




چندين هزار دارا ، بسته به سر ، سربند
يا تکه تکه گشتند يا که اسير و در بند

ساراي ديگري در ، مهران شده شهيده
دارا کجاست؟ او در ، اروند آرميده

دوخته هزار سارا چشمي به حلقه ي در
از يک طرف و ديگر چشمي به خون دل ، تر

سارا سؤال مي کرد ، دارا کجاست اکنون ؟
ديدند شعله ها را در سنگرش به مجنون

خون گلوي دارا آب حيات دين است
روحش به عرش و جسمش ، مفقود در زمين است

در آن زمانه رفتند ، صدها هزار دارا
در اين زمانه گشتند ده ها هزار « دارا »

هنگام جنگ دارا گشته اسير و دربند
داراي اين زمان با بنزش رود به دربند




داراي آن زمانه بي سر درون کرخه
ساراي اين زمانه در کوچه با دوچرخه


در آن زمانه سارا با جبهه ها عجين شد
در اين زمانه ناگه ،‌ چادر « لباس جين » شد


با چفيه اي که گلگون از خون صد چو دارا ست
سارا خود ،‌ از براي ، ‌جلب نظر بياراست

 

دارا و گوشواره ،‌ حقا که شرم دارد
در دست هايش امروز ، او بند چرم دارد




با خون و چنگ و دندان ، دشمن ز خانه رانديم
اما به ماهواره تا خانه اش کشانديم

جاي شهيد اسم خواننده روي ديوار
آن ها به جبهه رفتند ، اينها شدند طلبکار!!!



شاعر: مرحوم ابوالفضل سپهر

/


 

نوشته شده توسط كربلايي در سه شنبه 1388/08/05 ساعت 0:35 موضوع با شهدا: | لينک ثابت


عاشقــم و دل شکسته ام

تا حــــــــــــــــــــــرم عشق


آقـا سلام ، عاشقــم و دل شکسته ام

از شاعــران نسل پریشـان ِ خسـته ام

زخمی ترین مسـافـر درد آشــنای تو

با یک سبد ستاره ی غم دسته دسته ام

هر وقــت آمــدم زره دور...تــا حــرم

جز کولـه بار گریـه برایت نبســته ام

قابـل نبوده ام که نخـواندی دوبـاره ام

چندی است در هوای زیـارت نشســته ام

بر گنبد طــلائی تو بــا طــواف دل

عاشق ترین.. کبوتراین خــیل بسـته ام

چندی است با تمام غـم و درد بــی کسی

من نیز چون نمـاز مسافر شکســته ام

ای آشنای ضـــامن آهـــو نــگاه کن

من هم اسیر و زخمی و هم دلشکسته ام

آقا بحق مـــادر پهــــلو شکســـته ات

من نیز در خیــال شفـــاعت نشســته ام

شعر هاشمی زا ده

http://sheredashti.blogfa.com/


 

نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1388/08/04 ساعت 17:7 موضوع شعر وشاعری: | لينک ثابت


شهيد شيميايي

http://salimehyasari.googlepages.com/Khansar_Sping_19.jpg


مريض تخت سيزده

3

امروز دوباره تب کرد

3

بيچاره سرفه مي‌کرد

3

با گريه روز و شب ‌کرد

3

لُپاش گل انداخته بود

3

به زور نفس مي‌کشيد

3

انگار مرگ و بازم

3

جلوي چشماش مي‌ديد

3

قرص و سرنگ و کپسول

3

غذاي هر روزش بود

3

هواي سرد اتاق

3

از آه و از سوزش بود

3

سرفه کن و پس بده

3

تموم غصه‌هاتو

3

به من بگو بسيجي

3

تموم قصه‌هاتو

3

توي اتاق روي تخت

3

روزا کارش دعا بود

3

ذکر لباي خستش

3

فقط خدا خدا بود

                  http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2005/12/162644_orig.jpg

3

يه روز مي‌رفت آي سي يو

3

يه روز مي‌رفت آزمايش

3

ديگه حتي تو هفته

3

يه روز نداشت آسايش

3

مي‌گفت نيار هي اينجا

3

سوزن و سوپ و آمپول

3

بسه ديگه خواهشاً

3

سرم، سرنگ و کپسول

3

بسته ديگه پرستار

3

من که يه روز مي‌ميرم

3

يه روز توي اين اتاق

3

مرگ و بغل مي‌گيرم

3

به من مي‌گفت دعا کن

3

تا خوب بشم يا شهيد

3

آخرشم بي‌خبر

3

از تو اتاق پر کشيد

                 http://www.dananews.ir/images/news/2009_01_25__17_51_51_news.jpg

3

رفت و تازه فهميدم

3

کي بود، چي شد، کجا رفت

3

چه قدر براش سخت گذشت

3

يه شب پيش خدا رفت

3

غروب جمعه بود که

3

رفتم بهشت‌زهرا (س)

3

از يه نفر پرسيدم

3

گفتم: سلام هي آقا

3

اسم و نشون و دادم

3

به پيرمرد خسته

3

گفتش کنار اون بید

3

که شاخه‌هاش شکسته

3

پاهام جلوتر از من

3

مي‌رفت به سمت يک قبر

3

انگار که پر مي‌زد

3

اصلاً نداشت کمي صبر

3

نوشته بود روي قبر

3

علي کيميايي

3

دو، ده، شصت و هشت

3

شهيد شيميايي

3

http://www.picfa.ir/images/43lrzpu7wibh8xizi0um.jpg


  بهزاد پودات 


 

نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1388/02/02 ساعت 8:33 موضوع با شهدا: | لينک ثابت


پرزيدنتي كه سوسك شد

 
  «پرزيدنتي كه سوسك شد
 
 
 
كفشي به او نخورد

ولي مُرد

و پيش از آن كه بميرد

در نطق بچگانه خود گفت

كه نمره‌ات 10 بود

اما تو 20 گرفتي المنتظر!

حالا باران كفش مي‌بارد در واشنگتن و بغداد

المپيك كفش راه افتاده است در خيابان‌هاي دنيا

و در منا

شيطان عقبي را

هر ساله بعد از اين

با كفش هاي سنگي

خواهند زد

كوتاه نيا المنتظر!

سياست‌مداران تنها مي‌توانند جا خالي بدهند

و كفش‌هاي گران و برّاق بپوشند

و حرف مفت بزنند

كوتاه نيا در برابر كوتوله‌ها

كه كفش تو فصيح‌تر است و

يك لنگه كفش تو

از قيمت تمام كفش‌هاي ديكتاتورها

بالاتر است

مزايده كفش!

حراج فراگ‌هاي كابوي!

سقوط قيمت گاوميش!

سرگيجه فراكسيون دلار!

محاصره غزه!

موشك در برابر غذا

كفش در برابر دلار

دلار مي‌شكند

و كفش‌هاي منتظر

پيروز مي‌شود

و بعد از اين

در قصّه‌هاي شب يلدا

مادربزرگ‌ها حكايت مي‌كنند:

يكي نبود و يكي بود

كفشي بود و

پرزيدنتي كه سوسك شد!
 
 «عليرضا قزوه»


 

نوشته شده توسط كربلايي در شنبه 1387/09/30 ساعت 11:18 موضوع شعر وشاعری: | لينک ثابت


كاش مي ماندم كنار سنگر اشك شما

كاش مي ماندم كنار سنگر اشك شما    

كاش از اخلاصتان يك جرعه بر مي داشتم              بي رياتر رنگي از جنس سحر مي داشتم

كاش مانند شما اي رهگذاران غريب                 از درون خويشتن بهتر خبر مي داشتم

كاش مانند شما در عرصه ي خون و خطر           عافيت نه عاقبت را در نظر مي داشتم

كاش مي ماندم كنار سنگر اشك شما                  وز براي آبرو چشمان تر مي داشتم

كاش در سوز و گداز جبهه ي ايمان و عشق        سينه اي از آتش دل شعله ور مي داشتم  

کاش مي شد مي گشودم معبري سمت افق           از شما يك تن در اين ره همسفر مي داشتم


كاش در كانال ها آن سوي خط ـ آن سوي دل      در عبور از خويشتن شوق خطر مي داشتم


كاش مي شد انتهاي خاكريز عاشقي                   سايه ي لطف شهيدان را به سر مي داشتم


بال و پر يعني شهادت ـ آه ـ ماندم بي نصيب          مي رسيدم تا خدا ـ گر بال و پر مي داشتم


 

نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1387/08/13 ساعت 0:44 موضوع شعر وشاعری: | لينک ثابت


سروده اي از مقام معظم رهبري

 

 سروده اي از مقام معظم رهبري كه در جمع شعرا قرائت گرديده

متن اين سروده به شرح ذيل است:
سرخوش زسبوي غم پنهاني خويشم
چون زلف تو سرگرم پريشاني خويشم
در بزم وصال تو نگويم زكم و بيش
چون آينه خو كرده به حيراني خويشم
لب باز نكردم به خروشي و فغاني
من محرم راز دل طوفاني خويشم
يك چند پشيمان شدم از رندي و مستي
عمريست پشيمان زپشيماني خويشم
از شوق شكرخند لبش جان نسپردم
شرمنده جانان زگران جاني خويشم
بشكسته‌تر ازخويش نديدم به همه عمر
افسرده دل از خويشم و زنداني خويشم
هر چند امين، بسته دنيا نيم اما
دلبسته ياران خراساني خويشم
 


 

نوشته شده توسط كربلايي در سه شنبه 1386/08/29 ساعت 3:54 موضوع شعر وشاعری: | لينک ثابت


تصاوير وداع باشکوه با قيصر شعر ايران

برگرفته از تابناگ
تصاوير وداع باشکوه با قيصر شعر ايران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


 

نوشته شده توسط كربلايي در پنجشنبه 1386/08/10 ساعت 12:11 موضوع شعر وشاعری: | لينک ثابت


رهبر انقلاب: امين‌پور از نخستين رويش‌هاي انقلاب در شعر بود

رهبر انقلاب: امين‌پور از نخستين رويش‌هاي انقلاب در شعر بود

رهبر انقلاب اسلامي در پي درگذشت قيصر امين‌پور با صدور پيام تسليتي گفتند: امين‌پور و دوستانش از نخستين رويش‌هاي زيبا و مبارك انقلاب در عرصه شعر بودند.

به گزارش سايت دفتر رهبري در پي در گذشت شاعر برجسته و خلاق انقلاب قيصر امين‌پور، آيت‌الله خامنه‌اي پيام تسليتي صادر كردند.

متن پيام به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
با اندوه و دريغ، خبر تلخ درگذشت شاعر فرزانه انقلاب دكتر قيصر امين‌پور را دريافت كردم.
از دست دادن او براي اينجانب و براي همه اصحاب شعر و ادب، خسارت بار است. او شاعري خلاق و برجسته بود و همچنان به سمت قله‌هاي اين هنر بزرگ پيش مي‌رفت.
درگذشت او آرزوهايي را خاك كرد ولي راه فتح قله‌ها را اميد است دوستان و ياران نزديك و شاگردان اين عزيز ادامه دهند. او و دوستانش نخستن رويش‌هاي زيبا و مبارك انقلاب در عرصه‌هاي شعر بودند و بخش مهمي از طراوت و جلوه‌ اين بوستان، مرهون ظهور و رشد آن عزيز و ديگر دوستان همراه اوست. خدا پاداش خوبي‌هاي او را امروز كه بيش از گذشته به آن نيازمند است، با كرم و فضل به او برگرداند و او را در آغوش رحمت و مغفرت خويش بگيرد. به خاندان و بازماندگان و دوستان و شاگردان آن عزيز صميمانه تسليت مي‌گويم.


 

نوشته شده توسط كربلايي در پنجشنبه 1386/08/10 ساعت 11:56 موضوع شعر وشاعری: | لينک ثابت


دکتر قيصر امين پور درگذشت

  دکتر قيصر امين پور درگذشت
سوگ جبهه شعر انقلاب

 ((دريافت ازرجانيوز))

اين جزر و مد چيست كه تا ماه مي رود؟
درياي درد كيست كه در چاه مي رود؟


اين سان كه چرخ مي گذرد بر مدار شوم
بيم خسوف و تيرگي ماه مي رود


گويي كه چرخ بوي خطر را شنيده است
يك لحظه مكث كرده، به اكراه مي رود


آبستن عزاي عظيمي است، كاين چنين
آسيمه سر نسيم سحرگاه مي رود


امشب فرو فتاده مگر ماه از آسمان
يا آفتاب روي زمين راه مي رود؟


در كوچه هاي كوفه صداي عبور كيست؟
گويا دلي به مقصد دلخواه مي رود


دارد سر شكافتن فرق آفتاب
آن سايه اي كه در دل شب راه مي رود )قيصر امين پور(

 

دکتر قيصر امين پور شاعر متعهد انقلاب اسلامي شب گذشته در بيمارستان دي تهران دار فاني را وداع گفت.

 

به گزارش رجانيوز وي که داراي دکتراي زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه تهران بود ازسال 1358 در حوزه انديشه و هنر اسلامي فعاليت هاي هنري خود را آغاز کرد.

 

امين پور در سال 1367 سردبیر مجله سروش نوجوان شد و از همین سال به تدريس در دانشگاه الزهرا و دانشگاه تهران مشغول شد. وي همچنين در سال 1382 به عنوان عضو فرهنگستان ادب و زبان فارسی برگزيده شد.

 
امين پور اولين مجموعه شعرش را با عنوان "تنفس صبح" در سال 63 منتشر کرد و در همین سال دومین مجموعه شعرش "در کوچه آفتاب" را نيز به بازار فرستاد.

 

اين شاعر متعهد در سال 1365 "منظومه ظهر روز دهم" را روانه بازار کرد که در آن ظهر عاشورا، غوغاى کربلا و تنهایى عشق را به تصوير کشيد.

 

 سال 69 برگزیده دو دفتر تنفس صبح و در کوچه آفتاب با عنوان »گزیده دو دفتر شعر«  از وى منتشر شد و در "آینه ‏هاى ناگهان" به عنوان شاعرى تأثیرگذار در طیف هنرمندان پیشرو انقلاب تفکر و انديشه خود را در ساختاري نو به معرض نمايش گذاشت.

 

در اواسط دهه هفتاد دومین دفتر از اشعار امین‏پور با عنوان "آینه ‏هاى ناگهان 2"منتشر شد که حاوى اشعارى است که بعدها در کتاب‏هاى درسى به عنوان نمونه ‏هایى از شعرهاى موفق نسل انقلاب مى‏آید.

  

  اگرچه دامنه اي از اشعار امین پور به حوزه اشعار کودک و نوجوان اختصاص دارد اما اشعار عمومي وي نيز به خاطر وي‍ژگي هاي منحصر به فردي چون زبان ساده و در عين حال زيبا و بهره مندي از انديشه هاي نو، مخاطب شناسي مطلوب،تنوع موضوعي اشعار در محافل ادبي مورد توجه خاص قرار گرفت

 

پايان نامه دکتري وي نيز با عنوان «سنت و نو آورى در شعر معاصر» در شمارگان بالايى به چاپ رسيد. او خود درباره اين پايان نامه گفته بود : من  هم در مطبوعات هستم و هم در دانشگاه. دانشگاه از من توقعى داشت و لابد انتظار داشت از چشم انداز سنت، نو آورى را بررسى كنم و دوستان مطبوعات بر عكس. بين اين دو ديدگاه سرگردان بودن مشكل كار من بود و موقعى اين مسأله حل شد كه تصميم گرفتم يك چشم سوم برگزينم و به قول گادامر يك جور فاصله گرايى.

  

آثار اين شاعر متعهد همواره در جشنواره هاي ادبي مورد توجه بود چنانکه درسال دو كتابش با نام هاى «ظهر روز دهم» و «به قولى پرستو» در همان سالهاى نشريعنى در سال هاى 1365 و 1375 جايزه جشنواره كتاب كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوان را از آن خود كرد

 

شايد بتوان بي تفاوت نبودن نسبت به محيط اطراف را يکي از وي‍ژگي هاي مهم شخصيتي اين شاعر نسل دوم انقلاب دانست که وي را از شاعراني که تنها در انتزاع روشنفکري خود مشغول به سرودنند، ممتاز مي کند.

 

كربلايي 110نيز درگذشت اين شاعر متعهد و فقدان وي را به جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي تسليت مي گويد

 


 

نوشته شده توسط كربلايي در سه شنبه 1386/08/08 ساعت 13:52 موضوع شعر وشاعری: | لينک ثابت