ميلاد امام زمان (عج)كريمى ـ ميرداماد 

ميلاد امام زمان (عج)كريمى ـ ميرداماد 

ميلاد امام زمان (عج)كريمى ـ ميرداماد 

ميلاد امام حسين و امام سجادكريمى ـ نيكبختيان 

ميلاد امام حسين و امام سجاد كريمى ـ نيكبختيان 

ميلاد امام حسين و امام سجاد كريمى ـ نيكبختيان 

ميلاد حضرت ابوالفضل (ع) كريمى ـ مير داماد 

|
ميلاد حضرت ابوالفضل (ع) كريمى ـ مير داماد ميلاد حضرت ابوالفضل (ع)كريمى ـ مير داماد
| |||
|
نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1388/04/31 ساعت 18:7 موضوع مداحی مداحی : | لينک ثابت
القاب سيدالشهداء (ع)![]()

السلام عليک يا اباعبدالله الحسين![]()

عطشان![]()
از القاب سيد الشهدا كه تشنه از كربلا به شهادت رسيد. اين تعبير در روايات، تواريخ و زيارتنامهها درباره آن امام آمده است.
مظلوم![]()
ستمديده؛ از لقبهاي سيد الشهد است كه اغلب با نام او همراه است .(يا حسين مظلوم). در زيارتنامه ها و احاديث، تكيه بر روي اين لقب، ظالم بودن حكومت اموي و سپاهي كه در كربلا آن حضرت را به شهادت رساند.
قتيل العبرات![]()
كشتهي اشك ها؛شهيدي كه هم نامش گريه آور است و هم اشك ريختن در سوگ او ثواب داردو موجب احياي عاشورا است.
سيّد الشهدا ![]()
به معني سرور و سالار شهيدان . حماسه و ايثار ابا عبدلله چنان بود كه او را بر همهي شهيدان برتري و سروري داد و شهداي كربلا را نيز بر ديگرشهيدان فضيلت بخشيد و اين سيادت و برتري در عرصهيقيامت هم مشهود خواهد بود .
ثارالله![]()
يعني خون خدا . شدت همبستگي و پيوند سيد الشهدا با خدا به نحوي است كه شهادتش همچون ريخته شدن خوني از قبيلهي خدا مي ماند كه جز با انتقام گيريو خونخواهي اولياء خدا تقاص نخواهد شد.
قتيل الله![]()
كشته شده اي از قبيلهي خداوند كه جز با انتقام گيري و خونخواهي اولياء خدا تقاص نخواهد شد.
وترالله![]()
داراي معني ثارالله و قتيل الله است.
خامس اصحاب كسا![]()
پنجمين نفر از اصحاب كسا . رسول خدا بنا به دستور خداوند ،فاطمه ،علي،حسن و حسين را جمع كرد و همه را در زير عبايي قرار داد و آن ها را اهل بيت خود خواند.
وارث![]()
وارث برنده ؛ وراثت حسين بن علي(ع) از انبياو اوصيا براي آن است كه خط جهاد در راه و مبارزه با باطل و ستم و طاغوت ،سرلوحهي دعوت همهي انبيا بوده استو كربلا تجلي اين خط ممتد درگيري حق و باطل است.
موضع سرّالله![]()
يكي ديگر از لقب ها ي سيد الشهدا (ع) كه اشاره به اين دارد كه ايشان محل نگهداري راز هاي خداوند است.
لدليل عليالله ![]()
حسين (ع) دلالت كننده بر وجود خداوند است .
مجاهد![]()
يكي از لقب هاي سيد الشهدا است كه اشاره به كارزار كردن امام با كافران براي آزادي دارد.
شهيد![]()
شاهد، شهادت دهند، همچنين به معني كشته شدن در راه خدا و دين است كه يكي از لقب هاي سيدالشهداست.

رشيد![]()
خوش قد و قامت،رستگار ، دلير و شجاع. يكي ديگر از لقب ها سيد الشهدا است .
غريب الغرباء![]()
تنها و بي ياور؛ چون امام حسين (ع) در كربلا بي يار و ياور بود و لشكر يزيد او را بسيار آزار و اذيت كردند، ايشان به غريب الغربا ، يعني غريب ترين غريبان ملقب شده اند .
شاهد![]()
گواه ، حاضر، مرد خداي تعالي؛ اثريست كه مشاهده در قلب ايجاد مي كند و آن مطابق است با حقيقت آنچه در صورت مشهود بر قلب ظاهر مي شود. يكي ديگر از لقب ها سيد الشهدا است.
حجت الله![]()
حجت به معناي دليل و برهان است و امام حسين (ع) برهان خداوند بر روي زمين است .
خازن الكتاب المسطور![]()
خزانه دار قرآن، يكي ديگراز لقب ها سيد الشهدا است.
سفير الله ![]()
فرستادهي خداوند . يكي ديگر از لقب ها سيد الشهدا ست.
عابد![]()
عبادت كننده و يكي ديگر از لقب ها سيد الشهدا . از نمونه هاي بارز اهميت ايشان به عبادت ،مي توان به برپا داشتن نماز ظهر عاشورا توسط ايشان اشاره كرد.
سيد شباب اهل جنه![]()
سرور جوانان بهشت. امام حسين (ع) به همراه برادرشان ، اين لقب را از حضرت محمد (ص) دريافت كردند .
سفينه النجات![]()
امام حسين (ع) به عنوان كشتي نجات آدميان معرفي شده است كه هر كس به آن پناه بياورد در امان است.
امام![]()
به معني پيشوا، شيعيان اثني عشري به دوازده امام اعتقاد دارند كه امام حسين (ع) سومين آن هاست.
مقتول![]()
كشته شده؛ يكي ديگر از لقب ها سيد الشهداست.
زكي![]()
پاكيزه،پارسا، يكي دیگر از لقب های سیدالشهدا است.
عبدالله![]()
بنده خاص خدا را گويند، شهيدي كه عبد خداوند و مطيع اوامر الهي بود.
وصي الله![]()
قضاء ، مقامي است كه در آن نمينشيند، مگر وحي، يعني امام يا كسي كه امام او را معين كرده باشد، وحيالله به معني تعيين شده از طرف خداوند است.
قتيل الكفره ![]()
شهيد به دست كفر، در زماني كه كفر بر حق و عدل حكومت ميكند و امام حسين (ع) خود را ملزم برقيام بر عليه كفر ميداند.
ولي الله ![]()
است ولي به معني قرار گرفتن چيزي در كنار چيز ديگر است، به نحوي كه فاصلهاي در كار نباشد؛ بعني اگر دو چيز آن چنان به هم متصل باشند كه هيچ چيز ديگر در ميان آنها نباشد، ماده ولي استعمال ميشد، اين كه در مورد قرب و نزديكي به كار رفته است، وليالله، به معني قرب و نزديكي معنوي به خداوند.
سبط پيامبر ![]()
سبط به معني نواده است . از لقب هاي امام حسين (ع) ، سبط محمد النبي و سبط النبي است . امام حسين (ع ) سبط اصغر پيامبر و امام مجتبي (ع) سبط اكبر ناميده ميشوند.
آل الله ![]()
مقصود از آل الله و خاندان خدا، اهل بيت پيامبر (ص)اند. امام حسين (ع) خود و دودمان پيامبر را آل الله دانسته است، آن جا كه مي فرمايد «نحنُ آل الله و وَرثَه رسوله»
ابوالشهداء![]()
پدر شهيدان، كنيهاي كه بر شهيدان اطلاق ميشود. از آن جا كه امام حسين (ع) الهام بخش شهيدان راه حق بود و كربلا يش دانشگاه شهادت محسوب ميشد.و ميشود، به آن حضرت اين عنوان را دادهاند.
ابوالاحرار![]()
حسين (ع) هم چنين لقب ابوالمجاهدين را دارد از آن جا كه حسين (ع) الهام بخش احرار و آزادگان است و كربلايش محل رجوع آزادگان و شيفتگان طريق هدايت است.
ابوالمجاهدين![]()
حسين (ع) هم چنين لقب ابوالمجاهدين را دارد از آن جا كه حسين (ع) الهام بخش مجاهدين و شهدا است و كربلايش محل رجوع مجاهدين و شيفتگان طريق هدايت است.
خامس آل عبا ![]()
از لقبهاي سيد الشهدا است كه پنجمين نفر از «اصحاب كسا» است.
خون خدا ![]()
لقب سيد الشهدا (ع) است و به معني ثارالله مي باشد.
سلطان كربلا ![]()
از القاب سيد الشهدا است به معني بزرگ شهيد كربلا
وترالموتور![]()
يكي از القاب سيدالشهداء (ع) تنهايي اوست .
سريع العبره![]()
يكي از القاب امام حسين (ع) به معني اين است كه يادش به سرعت اشكها را جاري ميسازد.
قتيل اشقياء ![]()
يكي از القاب حسين بن (ع) است. او كه از خاندان خداوندي برابر دست شقي ترين مردمان به شهادت رسيد و اين لقب را گرفته است.
التماس دعا![]()
موفق وکربلایی باشید![]()
نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1388/04/31 ساعت 17:41 موضوع چهارده معصوم علیهم السلام: | لينک ثابت
منابع نا موثق ما ! از مواضع شخصیتهای سیاسی کشور مواردی را مطلع شده اند
که به صورت تیتر وار خدمت مخاطبان عزیز ارایه می کنیم.

محمد خاتمی: به خاطر بانو سوسانو هم که شده باید تحریم جولبون شکسته شود.
هاشمی رفسنجانی: مصلحت نیست . جومونگ را به ایران راه ندهید.
ابطحی: حاضرم در سفرهای دریایی بانو سوسانو را همراهی کنم.
میرحسین موسوی: جومونگ در مقابل موج چیز تسو نمی تواند مقاومت کند. جومونگ یک دروغگوست.
محسن رضایی: جومونگ گیرو را به پرتگاه می برد. شاخص فلاکت در گیرو خیلی بالاست.
کروبی: ننجون جومونگ هم بخواهد حمایت نمی کنیم.
محمد رضا خاتمی: به خاطر کشته شدگان "بویو" شمع روشن می کنیم.
لاریجانی: باید به مخالفین جومونگ هم حق داد.
قالیباف: سیاست خارجی جومونگ ماجراجویانه است.
احمدی نژاد: حاضریم تجارب خود را در اختیار جومونگ قرار دهیم.
حجاریان: باید امپراطوری های "هان" و " بویو" در جریان جزئیات سفرجومونگ قرار گیرند.
حسین شریعتمداری: اسناد جنایات بویو و هان را منتشر خواهیم کرد. جومونگ باید حمایت شود.
شجریان: جومونگ حق ندارد صدای مرا پخش کند!
ح٬ م : ملاقات با جومونگ حرام است!.
نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1388/04/31 ساعت 5:7 موضوع از سیاست چه خبر؟: | لينک ثابت
حجتالاسلام سیدمهدی طباطبایی بااشاره به استفاده احمدینژاد از شال سبز گفت: متاسفانه رئیس جمهور روز بعد از انتخابات در مقابل طرفدارانشان، معترضین و مخالفین خودش و مقام سیادت را مسخره کرد و اگر این استهزا نبود بسیاری از فتنهها به راه نمیافتاد.
تصویر زیر هم صحنه استهزای شال سبز و سیادت ! توسط احمدی نژاد است

با کمال تاسف محبوریم چند عکس از طرفداران آقای موسوی و به بازیچه گرفتن حقیقی سیادت را نشان بدهیم قبل از انتشار آنان از تمامی خوانندگان عذر خواهی میکنیم:
عکسها همه از خبر گزاری های معتبرمیباشد



البته شاید این انتقاد صحیح باشد اما اگر قبل از انتخابات هم همین انتقاد را نسبت به آقای موسوی داشتند شاید شبهه ای ایجاد نمیشد!
نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1388/04/31 ساعت 3:53 موضوع از سیاست چه خبر؟: | لينک ثابت
احترام به مسلمانان ، لازمۀ ایمان
الامـامُ الـصَّادق (علیه السلام) :
لا يُعظِّم حُرمة المُسلمين الا من عظَّم اللّه حُرمتَه على المسلمين . و مَن كان ابلغَ حرمةً للّهِ ورسولِه كان اشدَّ حرمة للمُسلِمين .
امـام صادق (عليه السلام) فرمودند :
حُرمت مسلمانان را ارج نمى نهد مگر آن كسى كه خداوند حُرمتش را در ميان مسلمانان زياد كرده است و هر كه خدا و پيامبر را بيشتر حُرمت نهد ، به مسلمانان بيشتر احترام گذارد .
میزان الحکمه ج1ص86
نوشته شده توسط كربلايي در سه شنبه 1388/04/30 ساعت 11:3 موضوع احادیث نور: | لينک ثابت
آقای هاشمی بهترین و مهمترین بخش از خطبه هایتان این بخش بود که گفتید:

"همه ما نظام، حكومت، دولت، مجلس، نيروهاي امنيتي، نظامي و انتظامي و مردم يعني به اصطلاح معترضان همه بايد در چارچوب قانون حركت كنيم. اگر از قانون تجاوز كنيم ديگر هيچ مرزي نداريم. بايد با قانون مسائلمان را حل كنيم و همه به اين قانع باشيم"
شاید در این بخش از خطبه ها مردم همراهیتان کردند اما خیلی بیش از اینها از شما انتظار می رفت
مردم از شما انتظار داشتند که قاطعانه خط خود را از آنان که امروز قانون شکنی و ساختار شکنی می کنند جدا کنید
- آقای هاشمی در حالی که مقام معظم رهبری در خطبه های تاریخی خود از شما دفاع كردند و شما را به دامان انقلاب برگرداند و شما در نامه آشوب برانگیز خود، خود را یار و همسنگر دیروز و امروز و فردای رهبری نامیدید چرا در خطبه های خود نامی از رهبری نبردید و یادآوری نکردید که سخنان رهبری فصل الخطاب است؟
- آقای هاشمی چرا به دوستانتان در خصوص بی حرمتی ها به رهبری گوشزد نکردید؟
- آقای هاشمی از آزادی زندانیان سیاسی سخن گفتید ایکاش کسی از شما می پرسید منظورتان از زندانیان سیاسی کدام زندانیانند؟ آیا آنان که با قانون شکنی و با به آتش کشاندن مسجد و شکستن و تخریب کردن اموال مردم و اموال عمومی علیه نظام قیام کردند را باید آزاد نمود؟

- آقای هاشمی شاید پاسخ این سئوالم را باید در بخش اول سخنانتان بجویم که گفتید تابع قانون باشیم آیا همان قانونی که از آن دم زدید نمی تواندتشخیص دهد که چه کسی مجرم است و چه کسی بی گناه؟

- آقای هاشمی دیروز شما از آشوبهای خیابانی و اغتشاشات سخن نگفتید چرا به صراحت آشوبگران و عوامل پشتیبان آشوب و آنان که به قتل و جرح مردم و غارت اموال آنان پرداختن را محکوم نکردید؟

- آقای هاشمی دیروز شما از مرحوم طالقانی نام بردید اما آیا این جرات را داشتید همچون طالقانی که می خواستند او را در مقابل امام قرار دهند اما او اینطور عمل نکرد شما هم در مقابل آنان که اینروزها شما را در مقابل رهبری علم کرده اند همچون مرحوم طالقانی حرکت کنید؟

- آقای هاشمی گفتید که شورای نگهبان از فرصت که رهبری دادند خوب استفاده نکرد آیا فراموش کرده اید در این فرصت 5 روزه شورای نگهبان از همه نامزدها و نمایندگان آنان برای بازشماری آرا دعوت کرد اما دو تن از آنان با بی اعتنایی به این نهاد قانونی، آن را فاقد صلاحیت اعلام نمودند؟

- آقای هاشمی از تردید صحبت کردید می خواهم بپرسم چه کسی آتش تردید را روشن کرد نامه ای که شما به رهبری نوشتید و در آن گفتید "آتش فتنه را دور سازيد " آيا اين آغاز ایجاد تردید نبود؟
نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1388/04/29 ساعت 8:56 موضوع از سیاست چه خبر؟: | لينک ثابت
ما آقای مشایی را نمی شناسیم
ما در آزمون انتصاب و ابقاي آقای مشايي، به دولت نهم نمره منفي ميدهيم.

آقاي رئيس جمهور
توقعي كه مردم و حاميان مردمي حضرتعالي دارند، مشورتپذيري واقعي و اثربخشي به تذكرات بجاي آنهاست. انتصاب دوباره و حتي بدتر از آن ارتقاي اين آقايان و امثالهم -بدون كوچكترين توضيح و اقناعي-، در وهله اول دهنكجي به مردم و حاميان مردمي دولت است. فراموش نكنيد كه اگر حاميان شما كساني بودند كه تحت تأثير جو يا فشار رسانهها و عدهاي نخبگان قرار گرفته بودند، اساساً نبايد به شما راي ميدادند يا دست كم نبايد براي انتخاب مجدد شما از دل و جان مايه ميگذاشتند و هزار تهمت و لقب نصيب خود ميكردند. البته منتي بر شما نيست، چون اين كار را در جهت آرمانهاي انقلابشان ميدانستند، و آنانكه دل در گرو آرمانها دارند و نه افراد، كوركورانه پشت سر كسي به راه نميافتند، و اگر ببينند او به چاه ميرود او را همراهي نميكنند (آنچه كه متأسفانه در شرايط امروز كشور از عدهاي سر ميزند)، بلكه درصورت لزوم تنها به تذكر لساني اكتفا نخواهند كرد و به خاطر اصولشان دست به اقدام عملي خواهند زد.

جناب آقاي دكتر احمدينژاد
فراموش نكنيد كه شما نماينده منتخب خط حقيقي امام شدهايد. آسيب اشتباه شما، تنها به شخص شما يا دولت نخواهد رسيد، بلكه هر اشتباه اين دولت -چه در انتصابات و چه در عملكردها- چندين برابر به كند شدن بالندگي اين جريان و نااميدي مستضعفان و مردم حامياش خواهد انجاميد. بدانيد كه فرزندان امام و رهبري به خاطر اصولشان قاطعانه با هر انحرافي كه از اين خط سر بزند، برخورد خواهند كرد و از آنجا كه در اين شرايط خطير كشور -كه دشمنان داخلي و خارجي خط امام در كمين نشستهاند-، هر خطاي دوستان، هزينههاي جبرانناپذيري را وارد خواهد نمود، در صورت عدم اثرگذاري تذكر زباني و قانع نشدن، بدون اغماض و مسامحه دست به اقدام عملي براي اصلاح خواهند زد.
جناب آقای مشایی بارفتنت هزینه دولت خدمتگذار را کم کن

نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1388/04/29 ساعت 8:29 موضوع از سیاست چه خبر؟: | لينک ثابت
در فضيلت واعمال ماه شعبان است :
بدانكه شعبان ماه بسيار شريفى است و منسوب است به حضرت سيد انبياء صَ وآن حضرت اين ماه را روزه مى داشت و وصل مى كرد به ماه رمضان ، و مى فرمود: شعبان ، ماه من است ؛ هر كه يك روز از ماه مرا روزه بدارد ، بهشت او را واجب شود . و از حضرت صادق ع روايت است كه : چون ماه شعبان داخل مى شد حضرت امام زين العابدين ع اصحاب خود را جمع مى نمود و مى فرمود : اى گروه اصحاب من ! مى دانيد اين چه ماهى است ؟ اين ماه شعبان است ؛ و حضرت رسول صَ مى فرمود: شعبان ماه من است پس روزه بداريد در اين ماه براى محبّت پيغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود ! به حقّ آن خدايى كه جان علىّ بن الحسين به دست قدرت اوست سوگند ياد مى كنم كه از پدرم حسين بن على عَ شنيدم كه فرمود: شنيدم از اميرالمؤ منين ع كه: هر كه روزه دارد شعبان را براى محبّت پيغمبر خدا و تقرّب بسوى خدا ، دوست دارد خدا او را و نزديك گرداند او را به كرامت خود در روز قيامت و بهشت را براى او واجب گرداند
مفاتیح الجنان/ اعمال ماه شعبان
نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1388/04/29 ساعت 6:35 موضوع معارف اسلامی: | لينک ثابت
بعضی از اعمال ماه شعبان
1- هر روز هفتاد مرتبه : اَسْتَغْفِرُاللّهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ
2- هر روزهفتاد مرتبه : اَسْتَغْفِرُاللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ الْحَىُّ الْقَيّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ و در بعضى روايات الْحَىُّ الْقَيُّومُ پيش از الرَّحْمنُ الرَّحيمُ است و عمل به هر دو خوبست .
و از روايات استفاده مى شود كه بهترين دعاها و ذكرها در اين ماه ، استغفار است ؛ وهفتاد مرتبه استغفار در این ماه ، به اندازۀ هفتاد هزار بار در ماههای دیگر ارزش دارد .
3- صدقه دادن به مقدار توانائی که ثواب بسیاری دارد .
4- روزه گفتن به مقدار توانائی که بسیار فضیلت دارد . در خبر نبوى است كه : هر كه روز دوشنبه و پنجشنبۀ شعبان را روزه دارد ، حقّتعالى بيست حاجت ازحوائج دنيا وبيست حاجت ازحاجتهاى آخرت او را برآورد .
5- در تمام اين ماه هزار مرتبه بگويد: لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَلانَعْبُدُ اِلاّ اِيّاهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدّينَ وَ لَوُ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ كه ثواب بسيار دارد از جمله آنكه عبادت هزار ساله در نامۀ عملش بنويسند.
6- در هر پنجشنبه اين ماه دو ركعت نماز كند در هر ركعت بعد از حمد صد مرتبه توحيد و بعد از سلام صد بار صلوات بفرستد تا حق تعالى برآورد هر حاجتى كه دارد از امر دين و دنياى خود .
7- زیاد صلوات فرستادن در این ماه شریف .
برگرفته از کتاب شریف : مفاتیح الجنان
نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1388/04/29 ساعت 6:29 موضوع معارف اسلامی: | لينک ثابت
قرآن بهار دلهاست
براي شنيدن کلام الهي لطفا بر روي آن کليک بفرمائيد:


صدق الله العلي العظيم
http://yadepakiha.parsiblog.com/
نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1388/04/29 ساعت 6:13 موضوع معارف اسلامی: | لينک ثابت

دختر خانم: اشهدان موسوی و هاشمی اماما!
آقا پسر: خدا یا همون که ایشون می گن!

دختر خانم:الحمدلله هذا المانتو عریض و ماسکاً سبز

اخوی جان هاشمی هم آمد
محمد هاشمی به بغل دستیش:مشتری های داداش را حال می کنی؟!

رفسنجانی: اوناهاش بگیریدش مح مح محمودٍ
محافظ: إإإ این که الان خوب بود؟!


نماز زور می خونم با کفش قربه الی الموسوی؛الله اکبر!

دختر خانم: ربنا اعطنا حال می کنی حجابنا؟!







این خانم معلومه از اون کسایی که یه رکعت ازنمازش قضا نمی شه











نوشته شده توسط كربلايي در یکشنبه 1388/04/28 ساعت 13:9 موضوع از سیاست چه خبر؟: | لينک ثابت

شاید هنگامی که هاشمی رفسنجانی در خطبههای نمازجمعه هفتهی گذشتهی تهران گفت از پیش از نهضت امام(ره) تا امروز با انقلاب همراه بوده و بنابراین، اوست که میداند اهداف امام(ره) و انقلاب چه بود، و سپس به تقویت جریان کودتا پرداخت، اصولگرایان منتظر ماندند تا صبح شنبه یکی از یاران قدیمی امام(ره) که پس از انقلاب نیز هم از امام(ره) و هم از حضرت آیتالله خامنهای حکم و تأییدیه داشته است، به این اظهارات پاسخ بگوید.

این انتظار البته محقق شد و آیتالله محمد یزدی رييس شوراي عالي جامعه مدرسين حوزه علميه قم یعنی عالیترین تشکل روحانیت، در جمع خبرنگاران، انتقادات شدیدی را علیه هاشمی رفسنجانی مطرح کرد.
آيتالله يزدي با انتقاد از اظهارات روز گذشته هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه، تصريح كرد كه در حكومت اسلامي مشروعيت و مقبوليت با يكديگر متفاوت است و همراهي مردم، براي حكومت مشروعيت ايجاد نميكند.
اين عضو فقهاي شوراي نگهبان در جمع خبرنگاران درباره خطبههاي روز گذشته نماز جمعهي تهران اظهار كرد: آقاي هاشمي رفسنجاني در خطبهي اول و دوم خود زيربناي ديگري را مطرح كرده است كه ميخواهم بگويم حتما ايشان اشتباه كرده و اشتباه ميكنند. به آنچه مورد اتفاق فقهاي اسلامي و شيعهي اثني عشري است توجه نشده است و آن مسئلهي حق حاكميت در نظام جمهوري اسلامي ايران است كه ناشي از مردم و خداوند متعال است.
رييس دبيرخانهي مجلس خبرگان رهبري با بيان اينكه مشروعيت با مقبوليت تفاوت دارد، تاكيد كرد: مشروعيت حاكميت در اسلام از طرف خداوند است و مقبوليت حاكميت با همراهي مردم است.
وي توضيح داد: درست است كه بدون همراهي مردم هيچ حاكم اسلامي نميتواند كاري انجام دهد اما همراهي مردم، مشروعيت حكومت را ايجاد نميكند حتي در مورد پيامبر اسلام (ص) هم اينگونه بود.
اين عضو فقهاي شوراي نگهبان در ادامه به بخش ديگري از سخنان رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در خطبههاي روز گذشته نماز جمعه تهران اشاره كرد و گفت: تاريخي كه ايشان ذكر كردند و البته بخشي از آن را اشاره كرده و بخشي را اشاره نكردهاند در واقع اين است كه پيامبر خدا به غير از مقام پيامبري، رهبر و امام هستند. به حكم آيات شريفهي معين كه از جمله در هشت آيهي قرآن از كلمهي اطيعوا الله و اطيعوا الرسول نام برده شده است تماما مويد اين مطلب است كه براي پيامبر اكرم (ص) در كنار وظايف پيامبري، كارهاي نظارتي و كارهايي كه توسط حاكم جامعه انجام ميشود در نظر گرفته شده بود.
يزدي ادامه داد: اما آيات ديگري هست كه ولايت رسول را قرار داده است. در طول جنگ مصادرهي اموال و خراب كردن مسجد منافقين تماما دستورات حكومتي بوده است.
وي خاطرنشان كرد: پيامبر همهجا رافت و مهرباني و رحمت نميكرده است. در جايي كه لازم بوده جنگ كرده و دستور تخريب مسجد ضرار را داده است و اين امر لازم بوده است.
رييس شوراي عالي جامعه مدرسين حوزه علميه قم ادامه داد: اصل مهمي كه زيربناي حكومت اسلامي است، مورد توجه آقاي هاشمي قرار نگرفت اينكه اگر مردم باشند حكومت هست و اگر نباشند نيست، اين غلط است. شك نداريم كه علي(ع) خليفهي پيامبر (ص) است اما زماني كه پيامبر (ص) رحلت نمودند مردم با ايشان همراهي نكردند. آيا اين مسئله به اين معنا بود كه حضرت علي (ع) خليفه نبود، اين گونه نيست. حضرت علي(ع) كنار نرفتند و در حد توان حتي مردم را ارشاد و راهنمايي كردند. يعني اميرالمومنين در 25 سال خليفهي مسلمين بودند به عبارت ديگر ايشان مشروعيت را داشتند اما مقبوليت نبود. بعد از مرگ عثمان ميبينيم كه مردم همراهي كردند و علي (ع) خليفه شد.
آيتالله يزدي تاكيد كرد: اين مسئله كه مشروعيت با مقبوليت متفاوت است زيربناي اسلامي است كه از زمان پيامبر اكرم (ص)،ائمه معصومين،غيبت كبري و در زمان ما اين گونه است كه ولي فقيه با دستور الهي، ولي امر است و حضور مردم امكان عمل و استيفاي حق را ميرساند.
وي در ادامهي سخنان خود مثالي از رهبري امام راحل در زمان طاغوت ارائه كرد و گفت: هنوز طاغوت حكومت ميكرد كه امام دستورات حكومتي صادر ميكردند كه اين دستورات با اتكاء به مشروعيت از طرف خداوند و به خاطر اينكه ايشان نائب امام زمان (عج) بودند، صادر ميشد.
رييس شوراي عالي جامعه مدرسين حوزه علميه قم خاطرنشان كرد: آقاي هاشمي رفسنجاني به اين مسئله مهم اسلامي بيتوجهي كردند و هم خطبهي اول و هم در خطبهي دوم به گونهاي بحث كردند كه فقط حكومت مردمي است.
يزدي با بيان اينكه مسئله نصب الهي مطرح است و اينكه ولي فقيه در زمان غيبت ولي امر از جانب امام زمان(عج) است، خاطرنشان كرد: فتواي بيشتر فقها اين است كه او بايد اعلام حضور كند و مردم بايد با او همراهي كنند.
وي در ادامه به بخش ديگري از سخنان آيت الله هاشمي رفسنجاني مبني بر اينكه بذر ترديد در اين انتخابات افشانده شد اشاره كرد و گفت: هاشمي از مردم تجليل كرد و اين واقعيت درستي است كه همه ميدانند اما ايشان گفتند بذر ترديد در اين انتخابات افشانده شد و اين يكي از ويژگيهاي انتخابات اين دوره بود.

وي در پاسخ به اين جمله خطاب به هاشمي رفسنجاني اين سوال را مطرح كرد كه چه كسي بود كه اولين بذر ترديد را افشاند. قبل از انتخابات چه كسي به مقام معظم رهبري نامه نوشت و گفت كه در خيابانها آتش فتنه ايجاد شده و دود آن به چشم اين و آن ميرود. چه كسي جز خود ايشان( رفسنجاني) بذر ترديد را افشاند.
عضو فقهاي شوراي نگهبان در ادامه تشكيل كميته صيانت از آراي مردم را امري غيرقانوني دانست و اضافه كرد: قانون، نظارت بر انتخابات را بر عهده شوراي نگهبان نهاده است حال چه كسي كميته غيرقانوني صيانت آرا را تشكيل داد؟ رييس آن چه كسي بود؟ به چه مناسبت تاسيس شد؟ چرا به نظارت شوراي نگهبان تكيه نشد؟
يزدي در دفاع از عملكرد وزارت كشور و شوراي نگهبان گفت: اين وزارت كشور همان وزارت كشوري است كه رياست جمهوري هاشمي را اداره كرد.رياست جمهوري خاتمي را اداره كرد. اين شوراي نگهبان همان شوراي نگهباني است كه انتخابات رياست جمهوري ايشان و آقاي خاتمي را نظارت كردند. چطور آن زمان اين بحثها و حرفها پيش نيامد اما قبل از انتخابات اين دوره اين مسئله و اين بحث پيش آمد.
وي خطاب به هاشمي رفسنجاني گفت: مسئله خيانت و تقلب در انتخابات را چه كسي مطرح كرد و كجا مطرح شد؟ در زماني كه هنوز انتخابات اعلام نشده بود! اين چه معنا دارد؟ بذر ترديد را چه كسي افشاند؟ بايد با آنها برخورد شود. چه گروههايي كمك كردند تا اين بذر آبياري شود و اين همه فساد و فتنه در خيابانها ايجاد شده و امنيت كشور را زير سوال بردند.
وي در ادامه به ديگر سخنان هاشمي رفسنجاني در خطبههاي نماز جمعه ديروز تهران اشاره كرد و گفت: ايشان در نماز رسما پيشنهاد آزادي بازداشت شدگان را ميكنند. مگر ايشان رييس مجمع تشخيص مصلحت نيستند. ايشان به خوبي ميدانند كه اين كار مربوط به دستگاه قضايي كشور است. ايشان مسئله پايبندي به قانون را مطرح ميكنند در حالي كه اين گفته ايشان با ديگر سخنان و رفتارهاي او تناقض دارد.
رييس دبيرخانه مجلس خبرگان رهبري خاطرنشان كرد: اگر شما قانون مدار هستيد، نبايد پيشنهاد آزادي بازداشت شدگان را بدهيد اما ميتوانيد توصيه كنيد كه با دقت به جرايم آنها رسيدگي كنند.
وي در خصوص علت بازداشت كساني كه در بازداشت هستند؟ گفت: كساني كه در بازداشت هستند پولهايي گرفتهاند، كارهايي كردهاند و در متن تحريك مردم گرفته شدهاند لذا نبايد آزاد شوند. اگر كشور قانون دارد و لازم است قانون حاكم باشد اگر از من پرسيده شود من ميگويم نبايد آزاد شوند.
وي خطاب به رفسنجاني گفت: شما چه كاره هستيد كه ميگوييد بايد بازداشت شدگان آزاد شوند؟ اگر شما خيرخواه مردم هستيد كه مطمئنا همين طور است بايد بگوييد به مسئله آنها دقيقا رسيدگي شود. در اين فتنه آدمها كشته شدهاند چه كسي بايد جواب آنها را بدهد.

يزدي ادامه داد: بعد از انتخابات و فتنهها و سخنراني رهبري سكوت معنادار آقاي هاشمي يعني چه؟ آيا اين تنها فقط يك سكوت است؟ اين سكوت نوعي حمايت و طرفداري از جبهه مخالف و تاييد صحنههاي خياباني است.
اين عضو فقهاي شوراي نگهبان ادامه داد: من ميپرسم رييس مجلس خبرگان چرا سكوت كرديد و نگفتيد نبايد خيابان بياييد و شيشهها را بشكنيد؟ در حالي كه شما در سطح بالايي هستيد.
وي از عملكرد شوراي نگهبان در بحث انتخابات دفاع كرد و گفت: ايشان (هاشمي) گفت كه شوراي نگهبان به وظيفه خود عمل نكرد، من در شوراي نگهبان بودم ودر پيشگاه خداوند شهادت ميدهم كه آنچه انجام گرفت با دقت و صحت بود.
وي ادامه داد: اين همان شورايي است كه خبرگان هم از آن عبور كردهاند. چطور ايشان ميگويد شوراي نگهبان عمل نكرد و در مقابل پيشنهاد ميكند براي اعتمادسازي كاري كنيد.
وي خاطرنشان كرد: شوراي نگهبان بيش از هر دوره در اين دوره با كانديداها همراهي كرد كه بتوانند حرف و شكايتشان را بگويند. اين پنج روز مهلت را ما از رهبري درخواست كرديم اما كانديداها نيامدند و بازشماري صندوقها با پيشنهاد خود شوراي نگهبان بود.
رييس شوراي عالي جامعه مدرسين حوزه علميه قم در ادامه اظهار كرد: طي فردا يا پس فردا گزارش تفصيلي شوراي نگهبان در 50 تا 60 صفحه براي مردم منتشر خواهد شد كه ريز قضايا در آن مطرح شده است.
وي خطاب به آقاي هاشمي گفت: اينكه ميگوييد فضا را طوري آماده كنيد كه هر كس حرفش را بزند يعني چه؟ يعني موسوي بگويد بايد انتخابات باطل شود؟ چون در مناظره در مورد آقاي هاشمي صحبت شده است؟ در واقع نميدانم منظور ايشان چه بوده است؟
وي گفت: آقاي هاشمي با آن همه سوابقي كه داريد و موقعيت كنوني آيا مصلحت كشور اين طور ايجاب ميكند؟
يزدي به جلسه روز پنج شنبه با هاشمي رفسنجاني و توصيههاي حوزه خبرگان و شورا به ايشان اشاره كرد و گفت: همه توصيه كردند اين نماز بايد ايجاد وحدت كند اما شما آمديد ايجاد اختلاف كرديد و آن حرفها و حديثها را برگردانديد. اين جريانات روشن كرد كه جريان چيز ديگري بود كه از قبل از انتخابات طرح آن ريخته شده بود. جرياني كه با حمايت انگليس بود و به دنبال ساقط كردن رهبري، واژگون كردن نظام و انقلابي به قول برخي مخملي بود.
وي در ادامه به مصوبه مجمع تشخيص مصلحت نظام در خصوص بيرون آمدن چند نفر دو شغله دولتي اشاره كرد و گفت: حالا مصلحت كشور ايجاب ميكند شما چند نفر دو شغله را بگوييد بروند كنار. خوب رفتند. آقاي الهام از جمله اين دو شغلهها بود كه طبق مصوبه شما خارج شد. آيا مصلحت كشور تامين شد؟
وي در ادامه به حاشيههاي نماز جمعه ديروز اشاره كرد و گفت: اكثريت قريب به اتفاق كشور اسلام را ميخواهند اما يك عدهاي كه جوان هستند و تحت تاثير برنامه ماهوارهاي هستند بيايند شعار دهند كه چه؟ با آن وضعيت پارچه سبز به دست بسته و يا لباس سبز پوشيده؟ آيا ما بايد اينها را تقويت كنيم يا اكثريت را و نظام را تقويت كنيم؟
وي موكدا به جلسه روز پنج شنبه با هاشمي رفسنجاني اشاره كرد و گفت: ما با ايشان صحبت كرديم و گفتيم كه در نماز دنبال چيزهايي كه برخي مسايل را زنده ميكند نباشيد. رهبري خطر را رفع كردند. شما مجددا در صدد بوديد كه خطر را برگردانيد اما اين خطر دامن شما را ميگيرد.
وي خاطرنشان كرد: من توقع نداشتم شما از رهبري تجليل كنيد. تجليل نكرديد آن نامهاي كه نه سلام و نه عليك در آن بود يك طرف اين هم سخنراني شما از طرف ديگر. كشور در سايه رهبري امنيت دارد. مردم دنبال رهبري هستند مثل روز براي شما روشن است كه اگر رهبري حمايت نكند شما نميتوانيد كشور را اداره كنيد.
وي از عدم تشكر هاشمي از رهبري به شدت انتقاد كرد و گفت: حداقل به اندازه حمايت رهبري از شما، شما از رهبر حمايت ميكرديد متاسفانه اين روشها و برخوردها از شما خلاف انتظار بود.
وي در پايان سخنان اوليه خود گفت: ايشان در مقابل اين صحبتها، صحبتهاي مثبتي كردند كه از جمله آن بحث پايبندي به قانون بود. ايشان بايد خودشان ابتدا به قانون عمل كنند و احترام رهبري را حفظ نمايند.
در ادامه اين جلسه يكي از خبرنگاران در مورد شكايت موسوي از خبرگزاري فارس سوال كرد كه آيت الله يزدي در پاسخ گفت: بايد جواب اين سوال را از خود ايشان بپرسيد. آقاي موسوي كه خود در جريان طبيعي كارشان و قبل از نتيجه اعلام شده خودشان پيروز اعلام كردند و تا الان هم دنبال ابطال هستند اما ابطال دليل ميخواهد. توجه به فاصله مهم است. انتخابات مجلس كه منطقهاي است اگر كسي اعتراض كند و بگويد فلان صندوق اشكال دارد و آن صندوق تخلفش ثابت شود و ابطال شود مجددا همان صندوق انتخابات دوباره اجرا ميشود اما انتخابات رياست جمهوري انتخابات كشوري است و شهر خاصي نميتواند ملاك باشد.
وي گفت: اگر من آن زمان (4 سال آينده) در شوراي نگهبان بودم هرگز صلاحيت ميرحسين موسوي را تاييد نميكنم چرا كه وي تا الان تن به هيچ قانون و حرف منطقي نداده است حتي در بازنگري از ده درصد صندوقها يا نمايندگان او حاضر نشدهاند و يا وقتي آمدند به وي گفتند كه نتيجه تغييري نكرده است.
وي درخصوص سوال ديگري در مورد انتصاب رحيم مشايي به سمت معاونت اول رييس جمهور گفت: رييس جمهور با عدهاي كار ميكند. همكاران وي دو دسته هستند يك دسته به اختيار ايشانند و يك دسته بايد به تاييد مجلس برسند. ايشان آمدهاند عدهاي را انتخاب كردهاند كه مورد نظرشان بوده است و كساني از دوستان هم با آمدن آنها مخالف بودند و حتي به ايشان توصيه كردند كه با او همكاري نكند. ايشان تنها امر و نهي را از رهبري ميداند و امر و نهي را از شخص ديگري قبول ندارد.
يزدي ادامه داد: من به طور مستقيم با ايشان اين مسئله را در مورد مشايي مطرح كردم كه همكاراني كه حساسيت روي ايشان است نبايد به همكاري به اين نزديكي قبول كرد. به ايشان در قالب نصيحت و موعظه اين صحبتها و اين تذكرات داده شده است و داده خواهد شد.
وي در پاسخ به سوال خبرنگار ديگري در مورد قسمتي از سخنان آقاي هاشمي كه عنوان كردند نامهاي را در خصوص انتخابات در مجلس خبرگان مطرح كرده است؟ گفت: تمام سخنان آقاي هاشمي ظاهرا بيسند بوده است و تنها ادعاست.
وي در پاسخ به سوالي در مورد ادعاي مشاور رييس جمهور در امور روحانيت كه روحانيت براي تجمع و راهنمايي نياز به اجازه از هيچ مركزي ندارند، گفت: مشاور رييس جمهور نبايد در مورد حوزه صحبت كند. حركات حوزه بايد با موافقت مراجع باشد. آن چه تحت عنوان حوزه است و برخي از حركات كه رنگ سياسي دارد بايد با موافقت شوراي عالي حوزه صورت گيرد اما آنچه انجام گرفته است دنبال كرديم، روشن شد كه آنها هم اجازه داشتهاند هم اجازه نداشتهاند.
وي در پاسخ به سوال خبرنگار ديگري كه هاشمي رفسنجاني از اعضاي مجلس خبرگان امضا گرفته است كه بحث حكميت رهبري را مطرح كند؟ گفت: تا آنجايي كه من اطلاع دارم و در دبيرخانه مجلس خبرگان رهبري هستم چنين مسئلهاي مطرح نشده است.
نوشته شده توسط كربلايي در یکشنبه 1388/04/28 ساعت 12:25 موضوع از سیاست چه خبر؟: | لينک ثابت
"" معبر آماده است ... ""

با شنیدن نام « معبر» اولین چیزی که به ذهن می آید « شب عملیات » است .
« والفجر مقدماتی» و میادین مین فکه
عملیات « رمضان» و بشکه های فوگاز
عملیات « بيت المقدس» و نخلهاي سوخته
« والفجر 8 » و موانع خورشيدي
« کربلای ۴ »و غواصان خط شکن...

« کربلای ۵ » و موانع هلالی شکل و سنگر های مثلثی
« والفجر 10 » و مينهاي پراكنده در قلب شيارها و تپه ها
« بيت المقدس 7 » و معبري به درون آب
« مرصـاد» و عملياتي بدون بازگشت براي منافقين كوردل
و ........... هزاران مانع و ميدان مين ديگر

و آنگاه است که چهره معصوم تخریبچی جواني را به یاد می آوری که مشغول باز کردن « معبر» است . او خطرها را به جان می خرد تا برای عبور همرزمان خــــود« معبری» بگشاید .
صداي مهيب انفجاري كه همزمان با فرياد درد آلود يا حسين(ع) بود ، او را به خود آورد .
بيش از يكساعت بود كه همرزمان وي به ترتيب براي معبر زدن وارد ميدان مين شده بودند و پس از دقايقي پيكر غرق خون آنان را به پشت خاكريز منتقل كرده بودند.
هنوز چند دقيقهاي نگذشته بود كه انفجار مين فسفري اورا مجروح كرد.
معبر به نيمه نرسيده بود كه پيكر غرق خون همرزم ديگرش را هم به عقب منتقل كردند.
چپ و راست پر از مین های دشمن است ، انواع مین ها و تله ها ! و موانع !
چه کسی می تواند از این همه موانع بگذرد ...
دقايق به كندي ميگذشت و شليك منور و صداي گلوله لحظهاي قطع نميشد.
تخريبچي ديگري كه انگار از حال و احوال او متوجه شده بود، بدون هيچ حرفي خود را به معبر رساند و ادامة معبر زدن و خنثي سازي مينها را بر عهده گرفت.
ظاهراً معبر به نيمه رسيده بود، ولي باز هم انفجاري ديگر و صداي يا ابوالفضل(ع)
در صحرا طنينانداز شد.

ديگر او سر صف بود و بايد راه همرزمانش را ادامه ميداد.
تمام اندام او ميلرزيد و با اين لرزش، دستان او نميتوانست حتي مينهاي ضد تانك را خنثي كند ، چه رسد به مينهاي حساس ضد نفر!
فرمانده بالاي سر او بود ، ولي او توان بلند شدن از روي خاك را نداشت .
فرمانده وقتي حال او را اين چنين ديد ، زير بغلش را گرفت و نيم خيز او را به سمت معبر كشاند و به آرامي در
گوشش گفت :
مهم نيست! من هم بار اول مثل تو تمام وجودم ميلرزيد . تا اينجا هم كه آمدهاي لطف خدا بوده . گذشتن از خود براي خدا مراحل مختلفي دارد كه اولين گام را تا اينجا درست برداشتهاي .
این جمله معروف سردار شهید « علی چیت سازیان » است .
« تنها کسی می تواند از سیم خاردارهای دشمن بگذرد که در سیم خاردار نفس گیر نکرده باشد»
آری : باید خط سفید « معبر» " بله همون طناب معبر" را گرفت تا از خط
سیاه مین گذشت ...
دنیای ما هم « معبری» است در میان مین ها و موانع دشمن ...
... و باز هم ماهستيم و « تکلیف» تکلیفی که یارانمان دیروز سهم خود را اداء کردند نگو که راه پس و پیش نمانده ! دستی برآر ! آستینی بالا بزن و بگشای راه عبور خویش را و همسفران جا مانده از کاروان را اینک زمـــانه ، زمــــانه توست باز هم
« معبری » بزن ! معبري به درون خود !
از هر « معبر» بوی هزاران شهید می آید ...
« خط شکنان » معبر زدند تا آینده بماند
« معبری » بزنیم تا « گذشته » بماند.
"هميشه به ياد شهدا باشيم" ![]()
خدایا قلبهای ما را جز با شهادت از کار میانداز![]()
الهی آمین![]()
نوشته شده توسط كربلايي در یکشنبه 1388/04/28 ساعت 2:26 موضوع با شهدا: | لينک ثابت
انتصاب مشايي اقدامي عجولانه و عجيب

جناب آقاي دكتر احمدي نژاد، سلام
هنوز از دو حماسه سترگ 22 خرداد ماه و نماز جمعه تاريخي 29 خرداد كه مهمترين پيام آنها راي دوباره مردم به جمهوري اسلامي، استقامت بر گفتمان امام روح الله (قدس سره) و تجديد بيعت با مقام عظماي ولايت بود، چند هفته بيشتر نمي گذرد.
هنوز پيكر مجروح و صدمه ديده نظام مقدس جمهوري اسلامي كه در اين چند هفته مورد هجمه جدي ظالمان و منافقين داخلي و خارجي قرار گرفته بود فرصت التيام نيافته است.
هنوز ديكتاتورمآبان و قانون گريزان داخلي، مفسدان و مكندگان خون مردم و مسرفان به ناحق بيت المال، با نهايت بي شرمي براي اين ملت مظلوم چنگ و دندان نشان ميدهند.
هنوز 70 ميليون ايراني كورسوي اميدي كه در 22 خرداد ماه به او راي دادند را باور دارند، هنوز اين مردم درد دلهاي مقام معظم رهبري(مد ظله) با مولايمان حضرت صاحب الامر (عج) را در گوش دارند و داغ آن را در سينه با خود حمل ميكنند.
اما آقاي دكتر احمدينژاد
شما چه كرديد؟! نقش شما در اين ميان چه بود؟! آيا غير از اين بود كه در اقدامي عجيب و عجولانه معاون اولي خود را به فردي سپرديد كه بارها و بارها گافهاي سياسي و اعتقادي وي مايه تالم خاطر بسياري از مردمان اين مرز و بوم و ملتهاي آزاديخواه گرديد كه اميدي جز به مقاومت تحت لواي نظام مقدس جمهوري اسلامي نداشتند.
متاسفانه رسانههاي معاند كه هميشه تيشه به ريشه اين مردم و اين انقلاب ميزدند گوش عالم و آدم را كر كردند كه مردم جهان بدانيد محمود احمدينژاد، اسفنديار را به عنوان معاون اول خود بر گماشت و پوزخند ميزنند بر هيمنه آن عدهاي كه با تكيه بر باورهاي خود به شما راي دادند و سكانداري خدمتگزاري جهت تحقق پيشرفت كشورشان را براي 4 سال ديگر به احمدينژاد سپردند.
شايد عدهاي بگويند اشتباه را بايد ابتدا در پس گوش فرد گفت اما وقتي كه ديگر دشمنان ما و شما از فرط خوشحالي گريبان چاك ميدهند و فغان و فرياد سر دادهاند و از عمق جان نعره ميزنند آيا اين نجواهاي در گوشي هم شنيده ميشود؟

آقاي دكتر احمدينژاد
بدانيد اگر نقدي هم باشد جريان دانشجويي كشور هيچ وقت خود را به مصلحت سنجيهاي خيالي و كاذب اسير نميداند و در اين ايام تكليف و رسالت خود را به نحو احسن و صادقانه انجام خواهد داد و اجازه پايمال شدن ذرهاي از حقوق اين ملت خون و جان داده را نميدهد.
بدانيد كه باز هم همين جريان دانشجويي مسلمان است كه ضمن حمايت از رفتارهاي انقلابي شما و سيليزدن هاي مكرر بر گوش دشمنان شما و اين انقلاب، عرصه را براي خدمتگزاري جنابعالي به اين ملت فراهم مي آورد. اما آقاي دكتر احمدينژاد شما هم قدري فراتر از خود نظارهگر اطرافيانتان باشيد و بيشتر از اين، عامل صدمه ديدن فرزندان نسل سومي امام روح الله(قدس سره) نباشيد.
ما هنوز شما را به عنوان همسنگر خود براي ريشه كن كردن مافياي قدرت و ثروت قبول داريم و نظارهگر و همرزم شما در زمين زدن آنان هستيم.
راستي دكتر، شنيدهايم علي كردان هم در پشت درب اتاق معاونت اجرايي رياست جمهوري به انتظار نشسته است و رحيمي مآبان و ... هم دندان طمع تيز كردهاند. مگر عبدالله جعفرعليجاسبي را از ياد بردهايد؟

ما كه باور نداريم، چرا كه در ميان خط امام و رهبري بودن شما و ديگر داعيهداران اين آرمان فاصله زمين تا آسمان را ميبينيم و در آخر اعلام مينماييم كه اگر اين اتفاق بيفتد يك صدا فرياد بر ميآوريم "هيهات من الذله " و به رسالت جريان دانشجويي مسلمان عمل خواهيم نمود.
والسلام علي من اتبع الهدي
شوراي مركزي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاههاي سراسر كشور
نوشته شده توسط كربلايي در شنبه 1388/04/27 ساعت 11:58 موضوع از سیاست چه خبر؟: | لينک ثابت
اهداف اساسی از بعثت پیامبران

همه پیامبران الهی که از طرف خدای متعال در میان بشر مبعوث شدهاند ، برای دو هدف اساسی بوده است . یکی از این دو هدف ، بر قراری ارتباط صحیح میان بنده و خالق خودش ، میان بنده و خدا است ، و به تعبیر دیگر منع بشر از پرستش هر موجودی غیر از خالق خودش که در کلمه طیبه " لا اله الا الله " خلاصه میشود . هدف دومی که برای بعثت پیامبران عظام از طرف خداوند متعال هست ، بر قراری روابط حسنه و صالحه میان افراد بشر ، بعضی با بعضی دیگر ، بر اساس عدالت و صلح و صفا و تعاون و احسان و عاطفه و خدمت به یکدیگر است . قرآن کریم ، این دو مطلب را به عنوان دو هدف برای انبیاء ، در کمال صراحت ذکر کرده است. راجع به هدف اول ، درباره خاتم الانبیاء میفرماید: « یا ایها النبی انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا ، و داعیا الی الله باذنه و سراجا منیرا » و درباره هدف دوم میفرماید : « لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط » . ببینید قرآن با چه صراحتی عنایت انبیاء و بلکه مأموریت و رسالت انبیاء برای برقراری عدل در میان بشر را بیان میکند . در این آیه میفرماید ما فرستادگان خودمان را با دلائل روشن فرستادیم و همراه آنها کتاب و دستور و نوشته فرستادیم با میزان ، یعنی قوانین و مقررات عادلانه ، برای چه ؟ « لیقوم الناس بالقسط ». برای اینکه همه افراد بشر به عدالت رفتار کنند و اصل عدالت در میان افراد بشر بر قرار گردد . بنابراین ، مسئله بر قراری عدالت ، آن هم با مقیاس بشریت ، هدف اصلی و عمومی همه انبیاء بوده است ، یعنی انبیاء که آمدهاند ، یک کار ، یک وظیفه ، یک مأموریت و یک رسالتی که داشتهاند ، به نص قرآن مجید عدالت بوده است .
بنابراین ، از قرآن مجید این مطلب استفاده می شود که هدف اساسی انبیاء دو چیز است : توحید و بر قراری عدالت . اولی مربوط است به ارتباط انسان با خدا ، و دومی مربوط است به ارتباط انسانها با یکدیگر .
کتاب سیری در سیره ائمه اطهار ،صفحه 221-220و222
نوشته شده توسط كربلايي در شنبه 1388/04/27 ساعت 11:21 موضوع معارف اسلامی: | لينک ثابت
ده نمکی و احمدی نژاد
مجله آمریکایی نیوزویک در بخشی مختصر از مقاله ای پیرامون اخراجی ها 2 و ده نمکی در بیان شباهت های بین احمدی نژاد و ده نمکی در جملاتی ژورنالیستی و تحلیلی بر خاسته از ذهنیت مادی انسان غربی به مؤلفه های ظاهری « زندگی در محله کارگر نشین نارمک » ، « حضور هر دو در جبهه در سنین جوانی » و گرایش این دو مرد به آنچه که این نشریه « تمایلات پوپولیستی » می نامد ، اشاره می کند.در این نوشتار بر آنم تا با نگاهی عمیقتر شباهات \"این دو مرد \" را در کردار و گفتار و حتی منتقدان آنان بیان دارم.
* هنگامی که پور حسین ، مجری مناظره تلویزیونی احمدی نژاد و موسوی از میر حسین علت حضورش در انتخابات را پرسید ، مهندس 68 ساله به مسأله « احساس خطر » اشاره کرد ، خطر انحراف از خط امام ، خطر قانون گریزی ، خطر رواج دروغ و بی اخلاقی و ... .
احمدی نژاد اما اختیار از کف نداد و تنها چند « چیز » را به یاد « داماد لرستان » آورد ؛ تورم 49 درصدی ، تحریم آمریکا علیه جمهوری اسلامی ، کنفرانس برلین ، تحصن مجلس ششم ، فتنه 18 تیر، نشریات زنجیره ای و در نهایت مدرک مسأله دار خانمی که « در تمام سخنرانی ها همراه میر حسین بود و در مقابل مدرک دکترایش تنها چند جای خالی وجود دارد » ، از جمله مواردی بودند که رقیب احمدی نژاد از آنها احساس خطر نکرده بود اما امروز که جریان عدالت خواهی کمر همت به بسط عدالت و قبض رذالت بسته است « فرزند آذربایجان » احساس خطر کرده است .
حکایت ده نمکی و مدعیانش مسأله ای پر شباهت با داستان میر حسین و احمدی نژاد است . منتقدان ده نمکی به کرات عنوان کرده اندکه فیلم او « بی اخلاقی » ، « بی بند و باری » ، « لودگی » ، « عوام زدگی » را رواج می دهد ، فرهنگ جبهه را پایمال کرده است ، رزمندگان و آزادگان را هجو کرده است ، خطوط قرمز را در هم شکسته است و حتی برخی پا را فراتر نهاده و اخراجی های ده نمکی را « فیلمفارسی جنگی » نامیدند.
گویی این دسته از منتقدان اخراجی ها ، خیل عظیم فیلم های تولید شده در سینمای ایران از سال 73 و خصوصاً 76 به بعد را ندیده اند ! بی بند و باری اخلاقی ، عشق های خیابانی ، هرزگی ، سکس پنهان ، توهین بی پرده به مقدسات و رزمندگان ، زن بارگی و حتی استفاده از جذبه جنسی بازیگران برای جلب مخاطب ، عمده ی مفاهیم اکثر فیلم های آن دوران و حتی همین سال ها ـ البته با شدت کمتر ـ بوده است.
باید پرسید این آقایان چند بار علیه فیلم « شارلاتان » که شارلاتانیزم را به اوج رساند قلم زدند ، چند بار بی اخلاقی ها و لودگی های شگفت انگیز فیلم های آدم برفی٬کلاغ پر ، دختر شیرینی فروش ، آتش بس ، میهمان ، شام عروسی ، عروس فراری ، عروس فرنگی ، شاخه گلی برای عروس ، و هر « عروسک بازی » دیگری را مورد نکوهش قرار داده اند .
باید پرسید که آیا فیلم های « نان ، عشق ، موتور هزار » ، « تیک » ، « به نام پدر » ، « پیک نیک در میدان جنگ » ، « کما » ، « آواز قو » « پر پرواز » ، « دنیا » خطوط قرمز را شکستند یا اخراجی ها ؟ فیلم « نان ، عشق ، موتور هزار » که اتفاقاً سه تن از بازیگران مشهور اخراجی ها در آن بازی می کردند علناً ، حزب اللهی ها را به صورت افرادی کوته نظر ، کج اندیش و نادان به تصویر کشید.
باید پرسید که چند نفر از آقایانی که « واویلا لیلی » خواندن جواد رضویان را ابتذال قلمداد کرده اند ، علیه فیلم ـ کنسرت ها و مجالس رقص و ساز و آواز مختلط در فیلم های بی ارزش آن سال ها ـ که متأسفانه تا به امروز هم ادامه دارد ـ موضع گیری انتقادی کرده اند.
گویی همان گونه که میر حسین یک پنجم قرن را در سکوت به سر برده بود ، دل سوزان ارزش ها سینما ! نیز 15 سال ، دچار فراموشی شده بودند.
* وجه دیگر شباهت « این دو مرد » درک و درد مشترک و مخاطب و مردم شناسی آنان است . در ماه های اولیه انتخاب احمدی نژاد یا ریاست جمهوری و قبل از ساخت اخراجی ها توسط ده نمکی ، او ( ده نمکی ) طی مصاحبه ای با کریستین امان پور به این خصلت احمدی نژاد اشاره کرد و ضمن در نظر داشتن عدالت و مبارزه با فساد به عنوان محرک خود در ساختن مستند « فقر و فحشا » احمدی نژاد را به دلیل دعوت مردم به سوی آرمان های انقلاب و صحبت از « عدالت و مبارزه با فساد » پیروز انتخابات دانست.
دشمنان احمدی نژاد او را به ارتجاع ، بی برنامه گی و پوپولیسم متهم می کنند ، همان گونه که مخالفان ، ده نمکی و اخراجی هایش را به لودگی ، بی اساسی ، بی محتوایی و پوپولیسم محکوم می نمایند.
مخالفان احمدی نژاد بدون آنکه به عمق دستاورد های سفر های استانی توجه کنند ، آنرا « وقت گیر و بی فایده » خواندند ، همان گونه که برخی مخالفان اخراجی ها ، شوخی های بایرام ، بزغاله و امیر دودو در مقابل حاجی گرینوف ( به عنوان نماد مسؤلین عافیت طلب ، ریاکار و ظاهر بین ) ، تیز زبانی های مجید سوزوکی ، بابا میرزا و داش مُصی ( با بازی اوسیوند ) در مقابل برخی از فرماند هان و سخنان عباس پسر میرزا و جواد رضویان را لودگی ، بی مفهوم و نا به جا می دانند .
* بسیار کوشیدند برنامه های عدالت محورانه احمدی نژاد را تحت الشعاء مسایل حاشیه ای همچون « هاله نور ، عدم پاسخ گویی به نامه های وی ، اغتشاش در جلسه سخنرانی ایشان در نیویورک و ژنو و دانشگاه امیرکبیر ، بشقاب غذا و جای خالی برای امام زمان ! قرار می دهند ، همان گونه که بسیار سعی نمودند اخراجی ها را تحت الشعاء مسایلی همچون استفاده از رانت دولتی ، اعتراض ده نمکی در جشنواره فیلم فجر ، تعداد بازیگران مطرح در فیلم ، سابقه ی سیاسی ده نمکی و اخیراً نامه ی جعلی و توهین آمیز منتصب به او ، نمایند.
اما گویی وجدان آگاه مردم و سخنان صادقانه « این دو مرد » بر دل های حقیقت جوی مردم اثر کرده است.
* گرچه اقدامات احمدی نژاد در عرصه عمل علیه « مافیای ثروت و قدرت » به مراتب سخت تر از هجمه ی ده نمکی به « ریاکاران ، تنگ نظران ، عافیت طلبان و منافقان » است اما یقیناً همان گونه که ده نمکی می گوید : « با دلی پر از خون هجوتان می کنم ... شما نباید چشم هایتان را بر حقیقت ببندید » ، احمدی نژاد نیز با دلی پر از خون به قطع دستِ دست اندازان بر بیت المال اقدام می کند. اگر احمدی نژاد از کسانی که خود را خط امامی می دانند اما چشم بر روی بی عدالتی ها می بندند شکوه سر می دهد ، ده نمکی نیز « از کسانی که مردم را به جبهه می فرستند و خودشان عافیت طلبی پیشه می کنند » فغان دارد .
اگر احمدی نژاد گوش مدیرانی که به کاخ نشینی و عدم درک شرایط محرومان عادت کرده اند را می پیچاند ، ده نمکی در فیلم خود همین کردار را از زبان « بایرام باقالی » به « حاجی گرینوف » در هنگام عبور از تونل وحشت عراقی ها می گوید که « حالا اگه قیمه پولو می دادن خودت اول می رفتی اما حالا که کتکه من باید اول برم .»
اگر احمدی نژاد به اتحاد با دشمنان آمریکا می پردازد و « حیاط خلوت » آمریکا را به « حیاط وحشت » آنان مبدل می کند ده نمکی نیز آرمان اتحاد همه ی مستضعفان ضد امپریالیسم را در سر می پروراند و آن را در قالب دیالوگی از اکبر عبدی پس از بازی فوتبال بیان می دارد که : « فوتبالتون قبول باشه ، ان شاء خدا قسمت کنه بریم جام جهانی با مارادونا یکی بشیم به آمریکا گل بزنیم . »
اگر احمدی نژاد در مناظره های تلویزیونی خود خطاب به یکی از مدعیان خط امام می گوید : « برگردید به مواضع امام ... برگردید به مواضع امام ... واقعاً من تعجب می کنم ... از شما بعیده آقای ...» ده نمکی نیز سعی می کند مخاطب خود را از رفتار « حاج صالح » به تعجب وادارد .
اگر احمدی نژاد در مقابل جهانیان با شجاعت اعلام می کند که « غرب هیچ کاری در مقابل ایران نمی تواند بکند » و « آنقدر قطع نامه صادر بکنید تا قطع نامه دانتان پاره شود . » ده نمکی نیز از زبان اسیر در بند عراقی ها ( حاج کریم ) در میان خبرنگاران با شجاعت می گوید « اگه یه دزد بیاد خونتون شما چه کار می کنید . ها ... ».
اگر طرفداران احمدی نژاد پس از مناظره تلویزیونی شعار « مناظره به پا شد ، مافیا بر ملا شد » سر می دهند ، در فیلم ده نمکی نیز اسرا به حمایت از اقدام « رسول » به سیلی زدن به « اسی پلنگ » ( جاسوس اردوگاه ) شعار « آدم فروش حیا کن ، اردوگاه رو رها کن » سر می دهند .
ودر آخر آنکه اگر برخی پیروزی احمدی نژاد را به تقلب در انتخابات و سرقت آرا متهم می کنند هم مسلکان همانان موفقیت اخراجی ها را نیز به « اجبار مدارس برای حضور دانش آموزان برای دیدن فیلم ده نمکی » و رانت دولتی و مسایلی از این قبیل نسبت می دهند .
گویی ده نمکی در سینما و احمدی نژاد در سیاست به منطقه ممنوعه پا نهاده اند . حال سوال این است که اشکال از ده نمکی و احمدی نژاد است که پا بر دم آنان می گذارند یا دم درازی مدعیان ؟
پایگاه خبری تحلیلی نهال نیوز
نوشته شده توسط كربلايي در جمعه 1388/04/26 ساعت 14:5 موضوع از سیاست چه خبر؟: | لينک ثابت
انتخاب 3 معاون جدید در دولت دهم
رييس جمهور در آخرين جلسه هيات دولت كه در مشهد مقدس برگزار شدتعدادي از معاونان جديد خود را معرفي و اعلام كرد .
|
|
در آخرين جلسه هيأت دولت «مجتبي ثمره هاشمي»به سمت دستيار ارشد رييس جمهور ، «اسفنديار رحيم مشايي»به سمت معاون اول رييس جمهور ، «پرويز داودي»به سمت مشاور رييس جمهور، «علي اكبر صالحي» به سمت معاون رييس جمهور و رييس سازمان انرژي اتمي،«مسعود زريبافان»به سمت معاون رييس جمهور و رييس بنياد شهيد و امور ايثارگران و «حميدبقايي»به سمت معاون رييس جمهور و رييس سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري منصوب شد
نوشته شده توسط كربلايي در جمعه 1388/04/26 ساعت 8:15 موضوع از سیاست چه خبر؟: | لينک ثابت
|
اصلىترين شرط اجابت دعا
از وعدههاي خداوند متعال اجابت دعاى نيايشگران است، ليكن تحقق اين وعده منوط به تحقق حقيقت دعا از سوى داعى است و حقيقت دعا عبارت است از اين كه «انسان خود را در برابر خداوند متعال نيازمند مطلق ببيند و با پرستش او درصدد جلب عنايت و رحمت او برآيد».
|
|
پاورقي |
نوشته شده توسط كربلايي در جمعه 1388/04/26 ساعت 7:15 موضوع احادیث نور: | لينک ثابت
نوشته شده توسط كربلايي در پنجشنبه 1388/04/25 ساعت 6:15 موضوع از سیاست چه خبر؟: | لينک ثابت
۲۴ تیرماه سالروز تولد مقام معظم رهبری (حفظه الله)
مبارک باد


سید مصطفی خامنه ای فرزند ارشد آقا

سید میثم و سید مسعود خامنهای در کنار پدر در سفر امسال به کردستان

حجتالاسلام سید میثم خامنهای در کنار پدر همسرش آقای لولاچیان

حجتالاسلام سید مسعود خامنهای در کنار پدر همسرش آیتا... خرازی
نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1388/04/24 ساعت 16:27 موضوع از سیاست چه خبر؟: | لينک ثابت
شجریان:
« در شرایطی که مردم ما در بهت و حیرت فرو رفته اند و در شرایطی که این خس و خاشاک با طوفانی که آقای احمدی نژاد به پا کرده به حرکت در آمده است، صدای من جایی در تلوزیون و رادیوی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ندارد و این را موکداً خواستم که دیگه صدای من را پخش نکنند و باعث ناراحتی من نشوند و تجاوز به حق و حقوق من نکنند. این صدا، صدای خس و خاشاکه و همیشه خس و خاشاک خواهد ماند.»

دکتر احمدی نژاد:
:« در انتخابات ایران 40 میلیون نفر خودشان بازیگر اصلی و تعیین کننده اصلی بودهاند. حالا چهار تا خس و خاشاک این گوشه ها کاری می کنند بدانید این رودخانه زلال ملت جایی برای خودنمایی آنان نخواهد گذاشت. 70 میلیون ملت ایران و 40 میلیون شرکت کننده در انتخابات همه عزیزند، همه ملت ایرانند و همه همدلند و دولت خادم همه آنان و در خدمت همه آنهاست. رقابت ها به پایان رسید و دوره دوستیها و ساختنها آغاز شد.»

آقای شجریان بر اساس این تعریف آقای احمدی نژاد که همه طرفداران نامزد ها جز سیل خروشان مردم هستند و اغتشاشگران خس و خاشاک. شما کدام طرفید؟
این کلیپ ها فقط در جهت آگاهی دوستان گذاشته می شود.
گفتگوی زنده با برنامه صدای آمریکا
آقای شجریان!!!!!!!
این کار شما ار دو حال خارج نیست:
یک)شما واقعا بی خبرید و دارید اشتباه می کنید.

دو)شما واقعا خس و خاشاک هستید و طرفدار اغتشاشگران. البته بر اساس تعریف آقای احمدی نژاد همه طرفداران نامزدها جز سیل خروشان مردم هستند و اغتشاشگران را به خس و خاشاک تعبیر کردند. ما صورت دوم را رد می کنیم ولی مطمئن هستیم که اگر خود شما میلی ندارید ولی اطرافیان شما، شما را به سویی اشتباه دارند سوق می دهند و می خواهند از شما و اسمتان سوء استفاده کنند.
شادی روح شهدا صلوات
مبارز(یک بچّه مسلمان)
نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1388/04/24 ساعت 2:45 موضوع از سیاست چه خبر؟: | لينک ثابت
((تخلف از موارد الزامى نشوز محسوب مى شود ))
اسلام همان گونه كه در واگذارى هر مسئولیتى، بر صلاحیت فكرى و اخلاقى فرد مسئول تأكید دارد، در مسأله سپردن ریاست خانواده هم به مرد تأكیدات، تمهیدات و حتى تهدیداتى دارد، كه او را بر صراط مستقیم و مرز عدالت قرار دهد. بنابراین اگر مى فرماید: «الرجال قوامون على النساء»؛ مردان سرپرست زنانند (نساء/34) و مردان را كارگزاران و قوام و كسانى كه كمر همت بر امور خانواده بسته اند معرفى مى نماید، در كنارش با دعوتهاى لطیفى چون «كونوا قوامین بالقسط»؛ اى كسانى كه ایمان آورده اید! برپا كنندگان عدل و داد باشید (نساء/135) و یا «عاشروهن بالمعروف»؛ و با آنها خوشرفتارى كنید (نساء/19) و یا «لا تضاروهن لتضیقوا علیهن»؛ در حد توان خود، آنان را (تا سر آمد عده شان ) در همان جا كه خود ساكنید سكونت دهید و به آنها آسیب و زیان نرسانید تا عرصه را بر آنان تنگ كنید (طلاق/6) و یا «وأتمروا بینكم بالمعروف»؛ و (درباره ى فرزند) به شایستگى میان خود به مشورت و توافق برسید (طلاق/6) و «قل امر ربى بالقسط»؛ بگو: پروردگارم به انصاف فرمان داده است (اعراف/29) آنان را به بسط عدالت و معاشرت احسن و بر حذر بودن از هر گونه اضرار و تعدى، فرا مى خواند، و بر سازش بر اساس معروف، و رفتار شایسته نسبت به بندگان خدا كه به سبب همسرى و فرزندى در كفالت او هستند، تأكید و سفارش فراوان مى نماید. از آنجا كه احكام، تابع مصالح و مفاسد است خداى حكیم بدون رعایت مصالح، امور خانواده را به مرد واگذار نمى كند، در تقسیم بندى وظایف پدر در كانون خانه و خانواده پیوسته در جایگاه نوعى قضاوت و شهادت است، بنابراین بیش از هر كس به رعایت عدالت و تقوى سزاوارتر مى باشد.
و از سویى چون ریشه هاى عدالت اجتماعى در خانواده شكل مى گیرد، والدین در ترسیم و تحكیم بناى عدالت بیشترین نقش را در نظام تربیتى دارند. و همچنین از مفاهیم بسیارى از آیات تأكید بر این دادگسترى ملموس است. به همین جهت مرد حق حاكمیت دارد ولى حق تحكم ندارد، و در حاكمیت نه تنها بایستى رعایت عدالت نماید بلكه باید رعایت اصل «عفو» را به سبب «و ان تعفوا اقرب للتقوى»؛ و گذشت شما به تقوا نزدیك تر است (بقره/237) و اصل «فضل» را در روابط خانواده به واسطه «لا تنسوا الفضل بینكم»؛ و بزرگوارى را در میان خودتان فراموش نكنید (بقره/237) پیوسته مورد توجه و نظر داشته باشد، كه این همان تأكید بر اخلاق و تلطیف در حقوق است.
چه زیبا و لطیف قرآن مى فرماید كه در نظام همسردارى لازم است رعایت «هن لباس لكم و انتم لباس لهن»؛ آنها براى شما لباسند و شما براى آنها لباسید (بقره/187) بر اساس حفظ احترام متقابل و توجه به كرامت انسانى از سوى زوجین بشود. و هر دو در جهت حفظ و حمایت از هم بكوشند، در این محدوده ریاست، از قبیل رابطه ى رئیس و مرئوس نیست بلكه هر چه هست گستره چتر مودت و رحمت و حفاظت و هدایت است، و همانگونه كه لباس پوششى است بر عیوب و اسرار، زن و مرد هم نسبت به یكدیگر، شایسته است كه اینگونه باشند.
شأن دیگر لباس محافظت از سرما و گرما است، این دو هم در فراز و نشیبهاى زندگى و در گرمى و سردى حوادث روزگار باید حامى یكدیگر بوده و از خودنگرى و منافع شخصى بپرهیزند، و همچون لباس و پوششى گرانقدر و ارزشمند موجب زینت یكدیگر باشند.
در مورد وظایف واجب مرد خداوند در آیاتش اشاره می کند که: «و على المولود له رزقهن و كسوتهن بالمعروف»؛ و خوراك و پوشاك آنها به طور شایسته بر عهده ى پدر فرزند است (بقره/233)، بر كسى كه فرزند از آن اوست تأمین خوراك و پوشاك مادر، به گونه اى معروف - مطابق با عرف معقول- واجب است.» و «و عاشروهن بالمعروف؛ با زنان معاشرت نیكو و معروف داشته باشید» (نساء/19)، و «و اسكنوهن من حیث سکنتم من وجدكم؛ بر حسب توانایى و غناى خود مسكن ایشان را فراهم آورید». (طلاق/6)
امیرالمؤمنین در نهج البلاغه در سفارش به فرزندشان می فرماید: «و لا تملك المراة من امرها ماجاوز نفسها فان المراة ریحانة و لیست بقهرمانة»؛ كارى را كه در توانمندى زن نیست، بر او تحمیل مگردان، زنان چون گل بهارى هستند، نه پهلوان سخت كوش و پرتوان. (نهج البلاغه، نامه 31)
به همین جهت اسلام كارهاى دشوار را از دوش زنان برداشته و در مقابل كارهاى كلیدى ترى را چون تربیت و تعلیم، تأمین سكونت و امنیت خانواده را به او واگذار كرده است، تا در رسالت مربى گرى، مادرى و همسرى به خوبى نقش خود را ایفا نماید. از سوى دیگر حسن معاشرت با همسر را در سایه اصل مودت و رحمت بر زوجین واجب نموده، تا خانه و خانواده كه محل نشو و نماى آدمى است، مهد صفا و آرامش باشد، به همین جهت تخلف از حسن معاشرت و رفتار غیرمعروف براى زن و مرد، نشوز و عصیان محسوب مى گردد.
به هر حال وظایف مرد را نسبت به همسر و خانواده اش می توان به صورت زیر بیان نمود:
وظایف الزامى
1- رعایت حسن معاشرت با زوجه، و حفظ روابط بر اساس معروف، و به دور از هر بیعدالتى و ظلم
2- تهیه مسكن همسر، با توجه به توانمندیهاى خود
3- تأمین خوراك و پوشاك زوجه، بر اساس معروف
4- پرهیز از ظلم به زن، و آزار او با بد زبانى و ضرب و شتم
5- رعایت و حفظ حق بیتوته و مضاجعت درباره زن (مثلا اگر یك زن دارد از هر چهار شب یك شب را در كنار او بگذراند.)
6- رعایت فاصله ى بین دو آمیزش با همسر كه بیش از چهار ماه نشود.
7- پرهیز از آمیزش با همسر با فكر زنى دیگر.
8- پرهیز از آمیزش در حضور كودك (كه دو مورد اخیر اگرچه جزء وظایف متقابل محسوب نشده ولیكن مورد تأكید بسیار قرار گرفته)
وظایف غیر الزامى
1- فراهم نمودن انواع خوردنى و میوه و پوشاك براى خانواده
2- شانه خالى نكردن از زیر بار هزینه زندگى
3- برخوردار نمودن همسر و فرزندان از رفاه لازم، و وسعت بخشیدن در زندگى آنان در صورت توسعه ى مالى
4- نیكى به همسر و خشنود ساختن او حتى با تدارك تحفه و هدیه اى
5- آراستن مرد و لباس خوب پوشیدن براى همسر
6- خوشبو نمودن خود براى همسر
7- بیتوته در منزل همسر به هنگام حضور در وطن (خارج از خانه شب را به سر نبرد)
8- آمیزش با همسر هنگام تمایل زوجه
9- خوددارى نكردن از بچه دار شدن زن مگر زنى كه داراى سوء اخلاق و یا كسى كه به فرزندش شیر نمى دهد.
10- بخشیدن همسر در صورت ارتكاب خطا و صبر و مدارا بر بدخلقى او
11- خوددارى از طلاق زن بدون دلیل
12- عدم واگذارى كار، خارج از توان زن (حتى نسبت به امور منزل)
13- آماده كردن زن قبل از آمیزش و خوددارى از برخورد خشن و غیر انسانى
14- رعایت نیكى در گفتار و یاور و همراه خوب بودن براى همسر.
15- ابراز عشق و محبت نسبت به همسر
ترسیم وظایف مردان در روایات:
به طور كلى روایاتى را كه در آن به وظایف مرد صریحا و یا اشارتا آمده است، مى توان در سه دسته آنها را تقسیم نمود:
«دسته اول روایات»
دسته اول روایاتى است كه مربوط به حسن معاشرت و چگونگى رفتار با همسر است، كه نوع رفتار در برخورد متقابل همسر و نیز تمكین او نسبت به وظایف محوله اش بسیار مؤثر و كارآ مى باشد. از جمله:
1- امام رضا ع در روایتى به نقل از رسول خدا ص : خداوند تبارك و تعالى بر جنس مؤنث و افراد آن رقیق تر و مهربانتر است تا نسبت به جنس مذكر، سپس فرمود: هیچ مردى زن محرم خود را خشنود نكند، مگر اینكه خداوند در قیامت او را خشنود سازد.
2- رسول خدا ص فرمود: بهترین شما، بهترین براى همسر و فرزندان خویش است و من بهترین شما براى زن و فرزندان خود هستم.
3- امیرالمؤمنین ع در وصیت خود به محمد حنفیه مى نویسد، با بانوى خود خوش صحبت باش، و براى او همراه خوبى باش، چه در گفتار و چه در كردار، تا عیش تو خالص گردد.
4- امام صادق ع فرمود: خداوند رحمت كند بنده اى را كه امور بین خود و بانویش را به نیكى بگذراند.
5- امام صادق ع به نقل از پیامبرص فرمود: جبرئیل در مورد زنان آنقدر به من وصیت كرد تا اینكه گمان كردم سزاوار نیست شوهر بانوى خود را طلاق دهد، مگر به واسطه عمل فحشاء و كار زشت آشكارى.
6- رسول خدا ص فرمود: هر بانویى كه شوهرش را آزار دهد، خداوند نماز و اعمال نیكش را پذیرا نیست تا اینكه شوهر را یارى و خشنود سازد.... و اول شخصى است كه وارد آتش مى شود. سپس فرمود: مرد هم همان قدر بیچارگى و عذاب دارد، اگر بانویش را آزار دهد و به او ظلم كند، و هر مردى كه بر بدخلقى بانوى خویش صبر كند، خداوند براى هر مرتبه اى از صبر و تحمل او پاداشى براى او قرار مى دهد مانند پاداشى كه براى سختى هاى ایوب به او داد.
7- از امام صادق ع است كه فرمود امیر مؤمنان ع در رساله اى به فرزندشان امام حسن ع فرمودند: مسؤولیتى بیش از توان بانو باو واگذار مكن، زیرا قرار نگرفتن او در تنگنا و سختى از براى حال او سودمندتر، و از جهت آسودگى او مفیدتر، و از نظر دوام زیبایى و طراوت او بهتر است.
8- اسحاق بن عمار به امام صادق ع عرض مى كند حق بانو بر شوهر چیست، كه اگر شوهر آن را انجام دهد نیكوكار شمرده مى شود؟ امام ع (پس از اشاره به حقوق مالى او) فرمودند: «ان جهلت غفر لها» اگر بانو از روى ندانستن و عدم توجه و خطا، كارى از او سر زد كه مطلوب او نبود، شوهر او را مورد بخشش قرار دهد. سپس امام ع به سیره پدرشان امام باقر ع در این زمینه اشاره مى فرمایند كه از براى ایشان بانویى بود كه پدرم را مورد اذیت قرار مى داد و ایشان (كریمانه) عفو مى نمودند.
9- رسول خدا ص فرمود: بانوان را مورد اكرام قرار نمى دهند مگر مردانى بلند طبع و كریم، و ایشان را مورد اهانت قرار نمى دهند مگر مردانى كه از طبعى حقیر برخوردار باشند.
10- امام صادق ع از رسول خدا ص فرمود: وقتى مرد به همسر خود مى گوید «من تو را دوست دارم» این سخن هرگز از قلب او بیرون نمى رود.
11- محمد بن ادریس در آخر كتاب سرائر روایتى را نقل مى كند كه به امام صادق ع ختم مى شود كه حضرتش فرمود: هر كس كه نسبت به ما (اهل بیت)عشق مى ورزد نسبت به همسران خویش زیاد محبت مى ورزد. (اشاره به اینكه از سیره ایشان این نحوه همسردارى است)
12- از ابن عباس است كه مى گوید از امام صادق ع شنیدم كه مى فرمود: بنده (خدا) زمانى كه نسبت به همسران خویش فزونى در محبت داشته باشد، (بدین سبب) فضیلتى را در ایمان خود زیاد نموده است.
از مجموعه روایات سیره عملى و نظرى رسول خدا ص و ائمه اطهار در این بخش، كه خود معرف اصل «وعاشروهن بالمعروف» و مبین گستره محبت و مودت در خانه و خانواده است، نكاتى ارزشمند حاصل مى گردد، از آن جمله اینكه:
الف: جامعیت احكام اسلامى و توجه خاصى كه اسلام نسبت به بانوان و جایگاه آنان دارد.
ب: احترام گذارى به همسر و توجه به كرامت، و رعایت شرایط و توازن بین توان و تكلیف.
ج: حسن معاشرت و رفتار شایسته مرد و رفق و مداراى او به عنوان قوام و ركن اساسى خانواده، عامل عمده در تدارك امنیت و آرامش خانواده است.
د: حاكمیت مرد بایستى بر اساس رعایت اصل «مودت و رحمت» و به دور از هر گونه زورمدارى و حكم باشد.
ه: حسن سلوك و رفتار شایسته مرد اساسى ترین عامل در ایجاد انقیاد و تمكین و تأثیر پذیرى همسر است و آنگاه كه سایه الفت قرین با حسن نیت از سوى مرد بر فضاى زندگى سایه افكند، تمامى اعضاى خانواده از او متأثر و منفعل مى شوند.
و: اگر مرد تمامى وظایف خویش را از خوراك و پوشاك و مسكن و ... انجام دهد، اما اعتدال در رفتار نداشته باشد، و الگوى مناسب و پسندیده اى در عمل نباشد ضمانتى براى رشد و امنیت و ثبات در خانواده نیست. به همین جهت در دستورات اسلامى حسن معاشرت و رفتار شایسته اصلى ترین وظیفه زن و مرد است.
دسته دوم روایات
در این بخش از روایات وظایف مرد نسبت به تأمین امور مالى و نیازهاى ظاهرى زندگى همسر مورد توجه قرار گرفته است، و شئون و ابعاد مختلف این مسئله مطرح گردیده است از جمله:
1- على ع و فاطمه ع رسول الله ص را براى خدمت، قاضى قرار دادند، پیامبر ص حكم فرمودند كه خدمت در درون منزل را فاطمه ع و در بیرون منزل را على ع انجام دهند.
2- اسحاق بن عمار از امام صادق ع درباره حق زن بر شوهر سؤال مى كند، حضرت فرمودند: اینكه از نظر غذا و خوراكى او را تأمین نماید، و سیر سازد، و از جهت پوشاك و لباس او را تأمین، و اگر خطائى نمود، او را ببخشد.
در این روایت امام صادق ع غیر از توصیه به خوراك و پوشاك مى فرمایند اینكه چهره اش را بر روى خانم در هم نكشد و صورتى قبیح در مقابل همسر به خود نگیرد، و سپس به مقدار متعارف خوراكى ها از روغن و گوشت و مایحتاج زن از قبیل رنگ مو و لباس تابستانى و زمستانى (هر یك دو دست) و تأكید بر خالى نبودن خانه از روغن سر و سركه و زیتون و تدارك قوت همسر اشاره مى نمایند و در خاتمه مى فرماید، نشود میوه اى عمومى باشد مگر اینكه عیال خود را از آن میوه اطعام كند.» ملاحظه مى شود كه در این كلام گستره نفقه را در ابعاد مختلف كه در برگیرنده همه نیازهاى عرفى زن است اشاره مى فرمایند.
3- امام موسى ع فرمود: سزاوار است مرد بر عیال خود توسعه مالى ایجاد كند تا زن آرزوى مرگ او را نكند.... و فرمودند وقتى براى مرد وسعت در نعمت ایجاد مى شود، سزاوار است او هم نسبت به خانواده كه نیاز به او دارند وسعت ایجاد نماید.
4- امام هفتم فرمودند: خانواده مرد (چون تأمین امور زندگیشان با اوست مثل) اسیران او هستند، هر كه خداوند به او نعمتى عنایت كرد، باید براى افرادى كه تحت كفالت او هستند توسعه ایجاد كند و اگر چنین نكند یقینا آن نعمت از بین مى رود.
5- پیامبر اكرم ص فرمود: هر كه وارد بازار شود و تحفه اى خریدارى كند و آن را براى خانواده خویش حمل كند (از جهت آثار عمل) مانند كسى است كه مالى را به جانب گروهى كه نیازمند آن هستند حمل مى كند.
6- پیامبر اكرم ص فرمود: بدترین مردان كسى است كه تهمت مى زند، بخیل است و بد زبان و به تنهایى مى خورد ... و عیالش را به دیگران وا مى گذارد.
7- از امام صادق ع از رسول خدا ص فرمودند: مورد لعن و نفرین است (دو بار تكرار فرمودند) كسى كه كارش را به دوش دیگران اندازد، و ملعون است ملعون كسى كه عائله و حق آنان را ضایع و تباه نماید.
در این دسته از روایات اداره امور اقتصادى زندگى در تمامى ابعاد و با توجه به نیازمندى اعضا بر عهده مرد نهاده شده، و تدارك امور همسر در این زمینه با شوهر است.
دسته سوم از روایات
قبل از پرداختن به روایات در این بخش لازم است دو نكته اساسى مورد توجه قرار گیرد:
الف: در تفكر اسلامى ازدواج فقط براى ارضاى تمایلات جنسى صرف نیست، بلكه عامل انتقال ارزشها از سلف به خلف و از گذشتگان به آیندگان است، اینجا است كه سلامت نفس و حفظ كرامت انسان و قوام و تداوم صفات برازنده نیازمند به یك سلسله بایدها و نبایدها و دستورات و قوانین است.
ب: نكاح و پیوند ازدواج یك نیاز ظاهرى محض نمى باشد، بلكه منشأ توسعه اصل «مودت و رحمت» بر زندگى بشر است و تعبیر زیباى «و جعل بینكم مودة و رحمة» یك جعل اعتبارى نیست بلكه واقعیتى است كه ریشه در عمق جان و سرشت و روان زن و مرد دارد، بخش اول آن كه مودت است از عشقى پاك و بى آلایش سرچشمه مى گیرد، و بخش دوم آن كه رحمت است برخاسته از حس ایثار و گذشت و فرانگرى و دیگراندیشى است، و به مفهوم مایه هاى زندگى را بر اساس عشقى راستین به دیگرى تقدیم داشتن، كه هر دو از خصایص فطرى بشر است. بر این اساس همه روابط زندگى زناشویى متأثر از این اصل است حتى استمتاع و توالد و تناسل.
و بخش سوم از روایات مربوط به وظایف مرد و زن و نسبت به نحوه ارتباط آنها مى شود. از جمله:
1- حسن بن جهم گفت: موسى بن جعفر را دیدم كه خضاب كرده، سر و ریش خود را رنگ كرده است، با تعجب از ایشان پرسیدم، فدایتان شوم شما خضاب كرده اید؟ در جواب فرمودند: به خود رسیدن و آماده شدن براى همسر از چیزهایى است كه موجب ازدیاد پاكدامنى بانوان مى شود، خیلى وقتها بانوان عفت را ترك مى كنند به دلیل اینكه شوهرانشان به خود نمى رسند. سپس فرمود: آیا خوشنود مى شوى بانویت را آنگونه ببینى كه خود آنگونه هستى در صورتى كه خودآرایى نكنى؟ گفتم خیر، فرمودند: این همان است. و سپس ادامه دادند: نظافت، خوشبویى، كوتاه كردن موهاى زاید و آمیزش فراوان از ویژگیهاى پیامبران است.
2- پیامبر اكرم ص فرمود: مروت خود را نابود مى كند مردى كه شب را در غیر منزل خود به سر برد در شهرى كه خانواده اش در آن شهر است.
3- از روایات باب اول از ابواب قسم و نشوز و شقاق استفاده مى شود كه مرد هر چهار شب یكبار لازم است با همسر خویش مضاجعت و هم بسترى داشته باشد.
4- صفوان بن یحیى از امام صادق ع سؤال مى كند: مردى زن جوانى دارد كه چند ماه و گاه یك سال به او نزدیك نمى شود، و قصد ضرر رسانیدن به او را ندارد - مصیبت زده است - آیا گناه مى كند؟ حضرت فرمود: اگر چهار ماه همسر را ترك كند بعد از آن گناه كرده است.
5- امام صادق ع فرمود: همچون پرندگان با بانوان خویش آمیزش نكنید، حتما باید مكث و درنگ كنید.
6- امام صادق ع مى فرماید: در صورتى كه كودكى در خانه باشد، مرد نباید با بانو و كنیزش آمیزش كند این از امورى است كه زنا در پى خواهد داشت.
7- در حدیث «اربع ماة» از امام على ع است كه هنگامى كه مردى با همسرش مى آمیزد نباید تعجیل نماید، زیرا از براى جنس مؤنث هم نسبت به امر زناشویى نیازى است كه باید مورد توجه مرد قرار گیرد.
8- دسته ای از روایات است كه مضمون آن این است كه هرگز نباید با شهوت زن دیگرى با همسر خود آمیزش داشت.
9- امام باقر ع از قول رسول خدا ص فرمود: سه چیز جفا محسوب مى شود و مورد سوم اینكه مرد بدون ملاعبه، مواقعه نماید.
10- از امام صادق ع سؤال مى شود درباره «لا تضار والدة بولدها ولا مولود له بولده» امام ع مى فرماید: گاه زنى بچه شیر مى دهد، و هنگامى كه شوهر اراده آمیزش مى كند، ولى زن از نگرانى حامله شدن شوهر را رد مى كند، و گاه زن ابراز تمایل به مرد مى كند، و مرد خوف حامله شدن همسر را دارد، و ابا و خوددارى مى نماید خداوند متعال نهى فرموده از اینكه مرد به زن ضرر وارد نماید، یا زن به مرد ضرر وارد كند از ترس بچه دار شدن.
نتیجه ى تتبع در آیات و روایات مربوط به بیان وظایف زوج - كه تخلف از موارد الزامى آن نشوز محسوب مى شود - آن است كه بعضى از این متون درصدد بیان موارد وجوب و الزام عملى زوج نسبت به همسر و یا خانواده است، و بعضى دلالت بر تأكید و توصیه به رعایت اصول ارزشى در خانواده و براى تثبیت و تحكیم روابط زوجین و گرمى كانون خانواده است.
تفسیر الميزان، ج 9، ص 160-159، جواهر الكلام، ج 31، ص 207، ج 31/208،
نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1388/04/22 ساعت 6:16 موضوع معارف اسلامی: | لينک ثابت
تو بخور، او مداوا میشود!

پاسبانی می گفت:
« همسر من مدتها کسالت داشت و سرانجام قریب شش ماه بود که به طور کلی بستری شده بود و قادر به حرکت نبود. بنا به توصیه دوستان خدمت مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی رفتم و از کسالت همسرم به ایشان شکوه کردم.
خرمایی مرحمت کردند و فرمودند: بخور. عرض کردم: عیالم مریض است. فرمودند: تو خرما را بخور او بهبود می یابد. در دلم گذشت که شاید از بهبود همسرم مأیوس هستند ولی نخواسته اند که مرا ناامید بازگردانند.
باری به منزل مراجعت و دقّ الباب کردم، با کمال تعجب، همسر بیمارم در حالیکه جارویی در دست داشت، در خانه را بر روی من گشود. پرسیدم: چه شد که از جای خود برخاستی؟
گفت: ساعتی پیش در بستر افتاده بودم، ناگهان دیدم مثل آنکه چیز سنگینی از روی من برداشته شد. احساس کردم شفا یافته ام، برخاستم و به نظافت منزل مشغول شدم.
پاسبان می گفت: درست در همان ساعت که من خرمای مرحمتی حاج شیخ را خوردم، همسرم شفا یافته بود. »
نوشته شده توسط كربلايي در شنبه 1388/04/20 ساعت 12:13 موضوع در محضر عرفا: | لينک ثابت
زندگی نامه حضرت علامه حسن زاده آملی روحي له الفدا
شيخ عارف، کامل مکمّل، واصل به مقام منيع قرب فريضه، حضرت راقی به قله های معارف الهی، و نائل به قلّه بلند و رفيع اجتهاد در علوم عقليه و نقليه، صاحب علم و عمل، و طود عظيم تحقيق و تفکير، حِبر فاخر و بحر زاخر و عَلَم علم، عارف مکاشف ربانّی، فقيه صمدانی عالم به رياضيات عاليه از هيئت و حساب و هندسه، عالم به علوم غريبه و متحقق به حقائق الهيه و اسرار سبحانيه، مفسِّر تفسير انفسی قرآن فرقان، استاد اکبر، معلم اخلاق، مراقب ادب مع الله و مکمل نفوس شيّقه الی الکمال، آيه الله العظمی حضرت علامه ذوالفنون جناب حسن بن عبدالله طبری آملی (حفظه الله تعالی) که به «حسن زاده» شهرت دارند، در اواخر سال 1307 هجری شمسی در روستای ايرای لاريجان آمل متولد و در حجر کفالت و تحت مراقبت پدر و مادری الهی، بزرگوار و اهل يقين، تربيت و از پستان پاک مادری عفيفه صديقه طاهره و پاک از ارجاس حين الولادهکه پستان معرفت و اخلاص و صداقت بود، شير نوشيدند و پرورش يافتند.
در حالی که شش ساله بودند، به مکتبخانه خدمت يک معلم روحانی شرفياب شدند و پيش او خواندن و نوشتن ياد گرفتند و تعدادی از جزوات متداول در مکتبخانه های آن زمان را خواندند، تا اينکه در خردسالی تمام قرآن را به خوبی ياد گرفتند.
پس از آن وارد دوره ابتدايي شدند. تاريخ ورود حضرت استاد (حفظه الله تعالی) به مدرسه روحانی (حوزه علميه) مهرماه سال 1323 هجری شمسی مطابق با شوال المکرم سال 1363 هجری قمری بود.
تحصيلات کتب ابتدائيه را که در ميان طلّاب علوم دينيّه معمول و متداول است از نصاب الصبيان و رساله عمليه فارسی آيه الله سيد ابوالحسن اصفهانی (چون ايشان مرجع علی الاطلاق در آن زمان بودند) و کليات سعدی، گلستان سعدی و جامع المقدمات و شرح الفيه سيوطی و حاشيه ملا عبدالله بر تهذيب منطق و شرح جامی بر کافيه نحو و شمسيه در منطق و شرح نظام در صرف، مطوّل در معانی و بيان و بديع و معالم در اصول، تبصره در فقه و قوانين در اصول تا مبحث عام و خاص را در آمل که همواره از قديم الدهر واجد رجال علم بوده، از محضر مبارک روحانيين آن شهر آيات عظام و حجج اسلام: محمد آقا غروی و آقا عزيزالله طبرسی و آقا شيخ احمد اعتمادی و آقا عبدالله اشراقی و آقا ابوالقاسم رجائی و غيرهم که همگی از اين نشأه رخت بربسته اند و به رياض قدس در جوار رحمت ربّ العالمين آرميده اند، فرا گرفتند و نيز از حضرت آيه الله عزيزالله طبرسی تعليم خط می گرفتند تا اينکه خود حضرتش در آمل چند کتاب مقدماتی را تدريس می کردند.
پس از آن در شهريور 1329 هجری شمسی به تهران آمدند و چند سالی در مدرسه مبارک حاج ابوالفتح (رحمه الله عليه) به سر بردند و باقی کتب شرح لمعه از عام و خاص قوانين تا آخر جلدين آنرا در محضر شريف مرحوم آيه الله آقا سيد احمد لواسانی (رضوان الله تعالی عليه) درس خواندند.
و بعد از آن چندين سال در مدرسه مبارک مروی به سر بردند. و به ارشاد جناب آيه الله حاج شيخ محمد تقی آملی (قدس سره) به محضر مبارک علامه حاج ميرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی (اعلی الله مقامه) رسيدند و آن بزرگوار چون پدری مهربان، ساليانی دراز در کنف عنايتش، همّ خويش را به تربيت و تعليم ايشان مصروف داشت – به مدت 13 سال – و از فنونی چند دری بروی ايشان گشود.
از منقول تمام مکاسب و رسائل شيخ انصاری (قدس سره) و جلدين کفايه آخوند خراسانی (قدس سره) و پس از آن کتاب طهارت و کتابهای صلوه و خمس و زکات و حج و ارث جواهر را به صورت درس فقه خارج استدلالی محققانه، تا اينکه مطمئن شد و باور نمود که بر استنباط فروع از اصول تواناست. آنگاه حضرتش را به تصديق مُنّه استنباط و قوه اجتهاد مشرف ساخت.
از معقول اکثر شرح خواجه طوسی (قدس سره) بر اشارات ابن سينا (قدس سره) و اکثر اسفار ملاصدرا (قدس سره) و کتاب نفس و حيوان و نبات و تشريح شفای شيخ الرئيس که از کتاب نفس تا آخر طبيعيات شفاء است. از تفسير تمام دوره تفسير مجمع البيان طبرسی از بدو تا ختم آن.
از کتب قرائت و تجويد:
شرح شاطبيه به نام «شراج المبتدی و تذکار المقری المنتهی» که شرح علامه شيخ علی بن قاصح عذری بر قصيده لاميه منظومه علامه شيخ قاسم بن فيره رعينی شاطبی در علم قرائات است. اين قصيده 1375 بيت دارد که قافيه همه ابيات فقط «لام» است. مطلع اين ابيات:
بَدَأتَ ببسم الله فی النّظم اوّلا
تبارک رحمانا رحيما و موئلاً
و مختوم اين ابيات:
و تبدی علی اصحابها نفحاتها
بغير تناهِ زربنا و قرنفلا
می باشد. شرح شاطبيه (در علم قرائات و معرفت قاريان) از کتابهای درسی بود که در مراکز علمی خوانده می شد و استاد علامه شعرانی (قدس سره) آنرا پيش پدرش خوانده بود.
از کتب رياضی و نجوم:
1. رساله فارسی ملاعلی قوشچی در علم هيئت
2. شرح قاضی زاده رومی بر «الملخّص الهيه» از مؤلفات محمّد بن محمود خوارزمی چغمينی معروف به «شرح چغمينی».
3. استدراک بر تشريح الافلاک شيخ بهايي تأليف علامه شعرانی
4. کتاب «الاصول» مشهور به اصول اقليدس صوری به تحرير خواجه طوسی که حاوی پانزده مقاله در حساب و هندسه است که همه مسائلش به براهين رياضی مبرهن است.
5. اُکَرمالاناوس به تحرير خواجه طوسی
6. اُکَر ثاوذوسيوس در مثلثات و اشکال کروی به تحريرخواجه طوسی
7. شرح علامه خفری بر «تذکره فی الهيه» محقق طوسی در علم هيئت که شرحی استدلالی است بر مسائل هيئت. بعد از تعلّم شرح خفری بر تذکره به زيج بهادری که اتمّ و ادقّ و اجدّ زيجات است، پرداختند.
8. تعليم کتاب کبيرمجسطی تأليف بطليموس قلوذی به تحرير طوسی در علم هيئت است و شريفترين مصنف در اين علم است و نيز مقصد اسنی و مطلب اعلی و نهايه النهايات در درس هيئت استدلالی می باشد، همانگونه که شرح خفری ياد شده و اُکَر ثاوذسيوس و اُکَر مالاناوؤس و کتاب «الکره المتحرکه» تأليف اوطوقوس به تحرير خواجه طوسی و رساله قسطابن لوقا در عمل به کره ذات الکرسی و نظاير اين کتاب از متوسطات و اصول اقليدس و کتابهای پايين تر از آن در حساب و هندسه و هيئت از بدايات در اين رشته طبق مراتب درجاتی که نزد اهل هيئت معمول است می باشند.
9. استخراج تقويم نجومی که چهار سال تعليم آن در محضر علامه شعرانی طول کشيد حضرت استاد علامه حسن زاده (مدّ ظله العالی) به غوص در مسايل آن تا آنجا متبحر شدند که بر استخراج آن متمهّر گشتند و آنرا به طور کامل شرح کردند که هنوز چاپ نگشته است. از اين زيج نه سال استخراج تقويم کردند که چاپ و منتشر شد.
در عمل به آلات رصدی:
اسطرلاب و ربع مجيّب به نحو کمال و معرفت آلاتی که در کتابهای ياد شده مذکور است.
از کتب طبّ:
1. قانونچه محمد بن محمود چغمينی
2. شرح الاسباب نفيس بن عوض بن حکيم طبيب
3. تشريح کليات قانون شيخ الرئيس
در علم درايه و رجال:
دوره کامل رساله استاد علامه شعرانی که تاکنون چاپ نگشته است و دوره کامل «جامع الرواه اردبيلی» عليه الرحمه
در حديث و روايت:
جامع وافی فيض کاشانی (رضوان الله تعالی عليه)
پس از خواندن جامع وافی به انخراط در سلک روات دين و انسلاک درسلسله حمله احاديث صادره از اهل بيت عصمت و وحی مشرف گشته است که دستخط شريف علامه شعرانی در کتاب «درآسمان معرفت» حضرت مولی آمده است.
در آن سنوات استاد آيه الله حاج ميرزا ابوالحسن رفيعی قزوينی (قدس سره) از قزوين به تهران تشريف فرما شدند و اقامت فرمودند که به هدايت جناب استاد شعرانی به حضور شريفش تشرّف يافتند و چند سالی (5 سال) در محضر مبارکش نيز به تحصيل علوم عقلی و نقلی و عرفانی از اسفار صدر اعظم فلاسفه و شرح علامه محمد بن حمزه مشهور به ابن فناری بر مصباح الانس صدر الدين قونوی و خارج فقه (طهارت و صلوه و اجاره از روی متن عروه الوثقی فقيه آقا سيد محمد کاظم يزدی) و خارج اصول (از متن کفايه الاصول آخوند خراسانی) مشتغل بودند و به «فاضل آملی» از زبان مبارک ايشان وصف می شدند.
در محضر درس آيه الله حکيم الهی قمشه ای (رضوان الله تعالی عليه):
تمام حکمت منظومه متأله سبزواری و مبحث نفس اسفار و حدود نصف شرح خواجه بر اشارات شيخ رئيس را تلمذ نمودند. و نيز در مجلس تفسير قرآن آن جناب خوشه چين بودند که همه درسها بيش از ده سال در بيت شريف حکيم متأله الهی قمشه ای (رضوان الله تعالی عليه) بعد از نماز مغرب و عشاء برگزار می شد.
و نيز مدتی مديد در تهران در درس خارج فروع فقهيه و اصول علامه جناب آيه الله آشيخ محمد تقی آملی شرکت فرمودند.
و همچنين از اعاظمی که در تهران به ادراک محضرشان بهره مند بودند، جناب حکيم الهی و عارف صمدانی استاد محمد حسين فاضل تونی (رحمه الله تعالی عليه) است که قسمتی از طبيعيات شفا و شرح علامه قيصری بر فصوص شيخ اکبر محی الدين عربی را نزد ايشان تلمذ نمودند.
و قسمتی از طبيعيات شفا را در محضر مبارک جناب آيه الله حاج ميرزا احمد آشتيانی (قدس سره) خوانده اند. و يکی از آن بزرگواران شيخ جليل مفضال و خدوم علم و کمال و بارع در علوم عقليه و نقليه حاج شيخ علی محمد جولستانی (رحمه الله تعالی عليه) بود که در فراگيری لئالی منتظمه در منطق تصنيف متأله سبزواری پيش ايشان شاگردی نمودند.
در مدت اقامت حضرتش در تهران در طی سيزده سال يا بيشتر همراه با اشتغال به تحصيل علوم از آن محاضر عاليه طبق روش معهود و سيره جاريه بين علمای روحانی به تعليم و تدريس در مدارس (حوزه علميه) روحانی نيز اشتغال داشتند و کتابهای ذيل را تدريس فرمودند:
1. معالم الاصول
2. مطوّل تفتازانی, « حضرت مولی شش دوره به تدريس مطوّل توفيق داشت » و معانی مطوّل از اول تا آخر و قسمت زيادی از بيان بديع آنرا تحشيه فرمودند که بسيار گرانقدر و شريف است.
3. کشف المراد فی شرح تجريد الاعتقاد در علم کلام که اينک با تصحيح و تعليقات حضرتش به طبع رسيد.
4. قوانين در اصول
5. شرح محقق طوسی بر اشارات شيخ رئيس در حکمت مشائيّه
6. شرح لمعه در فقه
7. ارث جواهر در فقه
8. لئالی منتظمه
9. جوهر نضيد
10. حاشيه ملاعبدالله
11. شرح شمسيه
اين چهار کتاب اخير در علم منطق است.
12. هيئت فارسی در قوشچی
13. شرح چغمينی
14. تشريح الافلاک شيخ بهايي
15. اصول اقليدس
16. زيج بهادری
اين پنج کتاب در رياضيات: هيئت و حساب و هندسه است و همچنين موفق به يادگيری زبان فرانسه گرديدند.
مهاجرت از دارالعلم تهران به شهر مقدّس قم
در دوشنبه 25 جمادی الاول/ سال 1383 هجری قمری برابر با 22 مهر 1342 هجری شمسی به قصد اقامت در قم، تهران را ترک گفته اند.
بعد از ورود به قم، تدريس معارف حقّه الهی و تعليم فنون رياضی را شروع کردند.
برخی از دروسی که حضرت استاد (حفظه الله تعالی) تدريس فرمودند، از شرح دفتر دل باب يازدهم جلد 2 شارح حضرت استاد صمدی آملی (حفظه الله تعالی) به شرح ذيل می باشد:
1. تدريس چهار دوره اشارات با شرح خواجه که در هر دوره ای با تصحيح دقيق و تعليقات وشرحی محققانه همراه بوده است.(صفحه 253)
2. تدريس مصباح الانس به مدت هشت سال در حوزه علميه قم برای چندين نفر از عزيزان به خصوص جناب عارف واصل حضرت حجه الاسلام سمندری نجف آبادی و جناب عارف واصل حضرت آقای دکتر امامی نجف آبادی و دوره دوم تدريس آن نيز در تاريخ 24/7/1370 برابر هفتم ربيع الثانی 1412 قمری آغاز شد که تا صفحه 49 اين کتاب به طبع انتشارات فجر در طی 184 جلسه ادامه يافت و در تاريخ 26/11/71 با کسالت حضرت مولی تعطيل شد. (صفحه 255)
3. تدريس شرح فصوص الحکم قيصری چهار دوره که برای شاگردان املاء می فرمود و آنان مينوشتند. (صفحه 255)
4. تدريس يک دوره کامل شفا شيخ رئيس که در ضمن تدريس از روی چندين نسخه تصحيح شده و تعليقات و حواشی نمودند. (صفحه 254)
5. تدريس چهار دوره تمهيد القواعد در حوزه علميه قم که هر دوره اش حدود چهار سال به طول انجاميد. (صفحه 254)
6. تدريس « اُکَر مانالاؤس » که مدت سه سال در حوزه علميه قم بطول انجاميد. (صفحه 256)
7. تدريس دو کتاب « اُکَر ثاوذوسيوس و مساکن » به تحرير خوجه طوسی. (صفحه 257)
8. تدريس اصول اقليدس. (صفحه 257)
9. تدريس دروس هيئت و ديگر رشته های رياضی. (صفحه 263)
و ..............
ادراک محضر علامه طباطبائی (رحمه الله عليه)
حضرت استاد علامه، يگانه عصر به مدت 17 سال از محضر قدسی علامه طباطبائی (ره) بهره بردند. در خدمت ايشان کتابهای زير را خواندند:
1. کتاب «تمهيد القواعد» صائن الدين علی بن ترکه، که شرحی است شريف بر « قواعد التوحيد » ابن حامد ترکه و تدرّس آن شب جمعه 12 شعبان المعظم سنه 1383 هجری قمری به اتمام رسيد.
2. کتاب برهان منطق شفاء شيخ رئيس. تاريخ شروع آن شعبان المعظم 1386 هجری قمری مطابق با آذر ماه 1347 هجری شمسی بوده است.
3. جلد نهم اسفار صدرالمتألهين به چاپ جديد که از اول باب هشتم کتاب نفس تا آخر آن می باشد و درس آن در روز يکشنبه 23 شعبان المعظم مطابق با پنجم آذر ماه 1346 هجری شمسی بطور کامل پايان پذيرفت.
4. کتاب توحيد بحار مجلسی. تاريخ شروع آن: شب پنجشنبه 14 شوال المکرم 1394 هجری قمری بوده است.
5. جلد سوم بحار که در مورد معاد و مطالب ديگر آن است و آنرا به تمامی خواندند.
از جمله چيزهايي که از محضر قدسی او استفاده کردند، تحقيق در مورد شعب علم، بحث از واجب تعالی و صفات او، تفسير آيات قرآنی و تنقيب در عقايد حقّه جعفری بوده است.
حضرتش سوگند ياد کرده و می فرمايند: « به جانم سوگند مهمترين چيزی که در محضر شريف او جوهر عاقل را مبتهج می کرد، اصول علميّه و امهّات عقليه ای بود که القاء می فرمود و هر يک از آنها دری بود که درهای ديگری از آن گشوده می شد. به خداوند سوگند از محضر روحانی او علم و عمل فيضان می کرد؛ حتی سکوتش نطقی بود که هيمانی ملکوتی را حکايت می کرد. »
در محضر علامه محمد حسن الهی طباطبائی (ره)
از جمله کسانی که در عتبه عليای او اعتکاف داشتند، زبده علمای عامل و عمده عرفای شامخ، عروج کرده به مطالع يقين، حکيم متفقه، فقيه متأله، استاد علامه مکاشف و بحر معارف مولای حضرتش حاج سيد محمد حسن الهی طباطبائی تبريزی – برادر علامه استاد حاج سيد محمد حسين طباطبائی تبريزی – بود که در فنون علوم غريبه اوفاق، جفر، رمل علم حروف، علم عدد و زُبُر و بيّنات و ديگر شعب ارثماطيقی از محضرشان بهره مند گرديدند.
در محضر حاج سيد مهدی قاضی تبريزی (ره)
حضرت آقا به مدت چهار سال يا بيشتر جهت تعلم علوم ارثماطيقی در محضر گرانقدر عالم وفیّ زکیّ تقیّ، صاحب خط ممتاز، دوحه شجره قرآن و عرفان و برهان، فرزند صاحب کمالات و خوارق عادات، عالم کامل، مکمّل مکاشف، حضرت آيه الله العظمی حاج سيد علی قاضی تبريزی مصداق « اَلوَلَدُ سِرُّ اَبيه» اعنی الحجه سيد مهدی قاضی مشرف بوده اند. به فرمايش حضرت آقا: «ايشان در تعليم من بذل جهد فرمود و او را بر من حقی است عظيم.»
به خداوند سوگند قلم و زبان به ادای شکر محشار نيکی هايي که اين مشايخ عظام در حقّ ما نموده اند وافی نيست؛ اگر چه عله العلل و مفيض علی الاطلاق، الله ربّ العالمين است
و الحمد لله ربّ العالمين.
نوشته شده توسط كربلايي در پنجشنبه 1388/04/18 ساعت 2:55 موضوع در محضر عرفا: | لينک ثابت
تصاویر علامه حسن زاده آملی حفظه الله

نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1388/04/17 ساعت 5:37 موضوع در محضر عرفا: | لينک ثابت
پیشگویی های امام علی (ع) درباره ملاحم و فتن آخر الزمان در جای جای سخنان آن بزرگوار در نهج البلاغه مشهود است. آن چه می خوانید، شمه ای از این سخنان گهربار است که می توان راهگشای زندگی امروز و فردای شیعیان و موالیان آن حضرت باشد.
«و خلَّف فينا رايةَ الحقِّ ، مَن تَقدَّمها مَرق ، و مَن تَخلَّف عَنها زَهق ، و مَن لَزِمها لَحَق ، دليلُها مَكيثُ الكَـلام ، بَطـِىءُ القِيام ، سَريعٌ إذا قَام ، فإذا أنتُم أَلَنتم لَه رِقابَكم، و أَشَرتم إليه بِـأَصابِعِكم جاءَهُ المَوتُ فذَهَب بِه فَلَبِثتُم بَعدَه ماشاءَ اللهُ ، حتَّى يُطلِعَ اللهُ لَكم مَن يَجمَعُكم ، و يَضُـمُّ نَشرَكم ، فلاتَطمَعوا فِى غَيرِ مُقبِل ، و لاتَيأَسُوا. مِن مُدْبِر ، فإنَّ المُدْبرَ عَسى أن تَزِلَّ بِهِ إِحدَى قائِمَتَـيْهِ ، و تَثبُتَ الأُخرَى ، فَتَرجِعَا حتَّى تَثْبُـتا جَمِيعاً.» (خطبه 100 نهج البلاغه)
او (پيامبر) پرچم حق را برافراشت و در ميان ما به يادگار گذارد; آن كس كه از زير سايه اين پرچم پاى پيش نهد از شريعت اسلام خارج گردد; و آن كس كه از پيرويش سر باز زند به هلاكت رسد و سرانجام كسيكه زير سايه اين پرچم به پيش رود راه سعادت پيموده و به آن دست يابد.
پرچمدار اين پرچم با شكيبائى و آرامش سخن گويد; و با كندى و تأنى در اجراى كارها بپا خيزد; امّا چون بپا خواست بسى شتاب كند تا به پيروزى نهائى رسد; پس آنگاه كه سر در گرو فرمانش نهاديد و با سرانگشت به سويش اشاره كرديد ، دوران او سپرى شده و مرگش فرارسد.
از آن پس ناگزير مدتى كه مشيت الهى اقتضا كند در انتظار به سر بريد. آن گاه خداوند شخصيتى را برانگيزد تا شما را (كه به اختـلاف و جـدائى گرایيده ايد) جمع كند و پراكندگى شما را سر و سامان بخشد. پس به كسي كه (چيزي كه) رو نكرده دل مبنديد و از آن كه رو گردانده نااميد مشويد.
آگاه باشيد كه آل محمّد صلَّى الله عليه و آله همانند ستارگان اين گنبد مينا باشند. آن هنگام كه يكى از آنها غروب كند ديگرى بدرخشد.
گویى چنان است كه در پرتو آل محمد(ص) نعمتهاى الهى را بر شما فراوان و تمام شده مى بينم; و آنچه را كه آرزويش را در دل مى پرورانديد بدان دست يافتيد.
«...يا قومِ هذَا إِبانُ وُرودِ كُلِّ مَوعُود ، و دُنُوٍّ مِن طَلعةِ مَا لاَ تَعرفُون. أَلا و إِنَّ مَن أَدركَها مِنَّا يَسرِى فِيهَا بِسِراج مُنِير و يَحذُو فِيهَا عَلَى مِثالِ الصَّـالِحِين ، لِيَـحُلَّ فِيهَا رِبقاً ، و يُعتِقَ فِيهَا رِقَّاً ، و يَصدَعَ شَعْباً ، و يَشعَبَ صَدعاً، فِى سِترِة عَنِ النَّاس، لاَ يُـبصِرُ القَائِفُ أَثَرَهُ ، وَ لَو تَابَعَ نَظَرَهُ ... .» (خطبه 150، نهج البلاغه)
اى مردم اكنون هنگام فرا رسيدن فتنه هائى است كه به شما وعده داده شده و نزديك است برخورد با رويدادهائى كه حقيقت آن بر شما ناشناخته و مبهم خواهد بود.
دانسته باشيد آن كس كه از طريق ما (مهدى موعود منتظر) به راز اين فتنه ها پى برد و آن روزگار را دريابد، با مشعل فروزان هدايت ره بسپرد و به سيره و روش پاكان و نيكان (پيامبر و امامان معصوم) رفتار نمايد تا در آن گير و دار گره ها را بگشايد و بردگانِ در بند ظلم و خودخواهى و ملّت هاى اسير استعمار را از بردگى و اسارت برهاند و توده هاى گمراهى و ستمگرى را متلاشى و پراكنده سازد و حق طلبان را گردهم آورد و به ديگر عبارت تشكيلات كفر و ستم را بر هم زند و جدایى و تفرقه اسلام و مسلمانان را تبديل به يكپارچگى نموده و سامان بخشد.
اين رهبر (مدتها بلكه قرن ها) در پنهانى از مردم به سر برد و هر چند ديگران كوشش كنند تا اثرش را بيابند ، نشانى از رد پايش نيابند.
در اين هنگام گروهى از مؤمنان براى درهم كوبيدن فتنه ها آماده شوند، همچون آماده شدن شمشير كه در دست آهنگر صيقل داده شده.
همينان چشمانشان به نور و فروغ قرآن روشن گردد. موج با شكوه تفسير قرآن در گوش دلشان طنين انداز شود ، شامگاهان و صبحگاهان جانشان از چشمه حكمت و معارف الهى سيراب گردد.
ابن ابى الحديد پيرامون اين سخن مى گويد: جمله «و دُنُوٍّ مِن طَلعةِ مَا لاَ تَعرفُون» كنايه از پيش آمدهاى مهم و رويدادهاى بى سابقه از قبيل دابة الارض، دجال، فتنه ها و كارهاى خارق العاده و وهم انگيز او، ظهور سفيانى و كشتار بيش از حد مردم است.
آنگاه مى نويسد: امام با ايراد جمله «أَلا و إِنَّ مَن أَدركَها» به ذكر مهدى آل محمد(ص) پرداخته كه از كتاب و سنّت پيروى مى كند. جمله «فِى سِترة عَنِ النَّاس» بيانگر موضوع پنهانى و غيبت اين شخصيت والا مقام مورد اشاره است.
سپس مى گويد: اين موضوع اماميه را در عقيده مذهبى (ولادت حضرت مهدى) سودى نبخشد. هرچند پنداشته اند سخن امام تصريح به گفته آنها درباره غيبت مهدى است، زيرا جايز است كه خداوند اين چنين امامى را در آخر الزمان بيافريند و مدتى در پنهانى بسر برد ، و داراى مبلغين و نمايندگانى باشد كه دستورات او را به اجرا در آورند ، و از آن پس ظهور نمايد و زمام كشورها را بدست گيرد و حكومتها را زير سلطه خود درآورد و جهان را مسخر فرمايد.
اكنون توجه خوانندگان رابدين نكته جلب مى نمايد كه ابن ابى الحديد از يكسو انطباق كلام اميرالمؤمنين(ع) را بر عقيده شيعه درباره حضرت مهدى حجت بن الحسن العسكرى(ع) و ولادت و زنده بودن آن بزرگوار باور نكرده و رد مى كند و از سوى ديگر جايز و ممكن مى داند كه حضرت مهدى(ع) پس از به دنيا آمدن، مدتى را در حال غيبت و پنهانى به سر برد و نمايندگان و مبلغين از طرف حضرتش به وظایف محوله دينى پردازند. آن گاه ظهور كند و رسماً مشغول به كار گردد.
بدون شكّ اين نظريه جز تعصّب ولقمه دور سر گردانيدن، توجيه ديگرى نمى تواند داشته باشد.
اگر ممكن باشد كه آن حضرت بعد از به دنيا آمدن غايب گردد، پس همان نظريه اى را ارائه داده است كه شيعه مى گويد. منتها با يك اختلاف غير اساسى و آن اينكه شيعه معتقد به ولادت امام زمان در سال 256 هجرى است و اين اعتقاد مبتنى بر ده ها حديث از ناحيه امامان معصوم (ع) و اعترافات بيش از يكصد نفر از مورخان و دانشمندان اهل تسنن است كه در مقدمه بدان ها اشاره شد.
نيز علامه قندوزى در باب 74 «ينابيع المودّة» اين فراز از كلام امام را بعنوان مهدى موعود اسلام و مورد نظر شيعه ايراد نموده است.
منبع: مرکز نشر اعتقادات
نوشته شده توسط كربلايي در سه شنبه 1388/04/16 ساعت 10:26 موضوع معارف اسلامی: | لينک ثابت
نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1388/04/15 ساعت 4:38 موضوع معارف اسلامی: | لينک ثابت
گفتاري از آيت الله بهجت درباره زيارت ائمه معصومين
بخصوص ويژگي هاي امام رضا (ع) را بخوانيد.

بسم الله الرحمن الرحيم
زيارت شما قلبي باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهيد، اگر حال داشتيد به حرم برويد. هنگامي که از حضرت رضا عليه السلام اذن دخول مي طلبيد و مي گوييد: « أأدخل يا حجة الله: اي حجت خدا، آيا وارد شوم؟»
به قلب تان مراجعه کنيد و ببينيد آيا تحولي در آن به وجود آمده و تغيير يافته است يا نه؟ اگر تغيير حال در شما بود، حضرت عليه السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سيدالشهداء عليه السلام گريه است، اگر اشک آمد امام حسين عليه السلام اذن دخول داده اند و وارد شويد.
اگر حال داشتيد، به حرم وارد شويد. اگر هيچ تغييري در دل شما بوجود نيامد و ديديد حالتان مساعد نيست، بهتر است به کار مستحبي ديگري بپردازيد. 3 روز، روزه بگيريد و غسل کنيد و بعد به حرم برويد و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهيد.
زيارت امام رضا عليه السلام از زيارت امام حسين عليه السلام بالاتر است، چرا که بسياري از مسلمانان به زيارت امام حسين عليه السلام مي روند. ولي فقط شيعيان اثني عشري به زيارت حضرت امام رضا عليه السلام مي آيند.
بسياري از حضرت رضا عليه السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنيدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس، کسي مادرش را به کول مي گرفت و به حرم مي برد. چيزهاي عجيبي را مي ديد.
ملتفت باشيد! معتقد باشيد! شفا دادن الي ما شاءالله! به تحقق پيوسته. يکي از معاودين عراقي غدهاي داشت و ميبايستي مورد عمل جراحي قرار مي گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا(ع) خواست او را شفا بدهد، شب حضرت معصومه عليها السلام را در خواب ديد که به وي فرمود: «غده خوب مي شود. احتياج به عمل ندارد»! ارتباط خواهر و برادر را ببينيد که از برادر خواسته، خواهر جوابش را داده است.
همه زيارتنامهها مورد تأييد هستند. زيارت جامعه کبيره را بخوانيد. زيارت امين الله مهم است. قلب شما بخواند. با زبان قلب خود بخوانيد. لازم نيست حوائج خود را در محضر امام عليه السلام بشمريد. حضرت عليه السلام ميدانند! مبالغه در دعاها نکنيد! زيارت قلبي باشد. امام رضا عليه السلام به کسي فرمودند: « از بعضي گريهها ناراحت هستم! »
کسي وارد حرم حضرت رضا عليه السلام شد، متوجه شد سيدي نوراني در جلوي او مشغول خواندن زيارتنامه ميباشد، نزديک او شد و متوجه شد که ايشان اسامي معصومين -سلام الله عليهم- را يک يک با سلام ذکر ميفرمايند. هنگامي که به نام مبارک امام زمان -عجل الله تعالي فرجه الشريف رسيدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سيد بزرگوار خود مولايمان امام زمان-سلام الله عليه و ارواحنا له الفداء- مي باشد.

درهمين حرم حضرت رضا عليه السلام چه کراماتي مشاهده شده است. کسي در رؤيا ديد که به حرم حضرت رضا عليه السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عيسي و حضرت مريم عليهما السلام از آنجا وارد حرم شدند. تختي گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا عليه السلام را زيارت کردند.
روز بعد آن کس در بيداري به حرم مشرف گرديد. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت مي باشد! حضرت عيسي و حضرت مريم عليهما السلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختي نشستند و حضرت رضا عليه السلام را زيارت کردند. زيارت نامه مي خواندند. همين زيارت نامه معمولي را مي خواندند! پس از خواندن زيارتنامه از همان بالاي گنبد برگشتند. دوباره وضع عادي شد و قيل و قال شروع گرديد.
حرف آخر اينکه: « عمل کنيم به هر چه مي دانيم. احتياط کنيم در آنچه خوب نمي دانيم. با عصاي احتياط حرکت کنيم.»
نوشته شده توسط كربلايي در شنبه 1388/04/13 ساعت 2:2 موضوع معارف اسلامی: | لينک ثابت
http://honarhayekhoda.blogfa.com/
سربندهایتان
امروز نقشهای رنگین دنیای کنونی اند؟؟!!
هیهات
سربندهایتان
تصویری از خداست
تصویری از مناجات و نغمه های اسمانی
امروز اوای مناجاتتان
گرچه از دور بر گوش میرسد
اما
اما
صوت دل انگیز اسمانیان است
وفرشتگان سمائ
هر شب تا به صبح
با نوای یا زهرای شما
بر زمین وزمینیان فخر میکنند
واینجا زمین
پایگاه کلک
پایگاه نان به نرخ روز خوردن
پایگاه نه حق فهمیدن
ونه حق دیدن
اینجا چند صباحیست
مردگان زمینی عیش میکنند
خوراکشان تسلسل
مرامشان توهم
وشراب غرورشان سرمست تضادشان کرده است
گاه میبینی
منتخب میکنند ارزوهایشان
نه پیمانشان
نه عهدی بر یادشان
نه وفایی بر مرامشان
اینجا زمین است
شهیدانش
گرچه نام اورند وطهور
اما نه نه
من وتو وما نتوانیم فراموش کنیم نور را
جاذبه از بالاست
انان فراموششان شد مارا
که اینچنین
زهر را انگبین پنداشتیم وبس
همانانی با نام شهیدان
حال را بر مرام ادمیت ترجیح دادند
که نان شبشان چلو های زعفرانیشان بود
لاله ها هر روز از یادشان رفت
نه لاله ایی
نه عطر مناجات فراق ...
چفیه هایشان هم بر باد..
چفیه های الاله ها امروز سربند
کودکان در گهواره است
آخر
این جماعت دین ستیز
نماز هم بر مدار پول میخوانند
چه رسد به اطاعت از ولایت
http://honarhayekhoda.blogfa.com/
از طرف مدیر محترم وبلاگ رقص گلها آقا پیروز
نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1388/04/10 ساعت 5:28 موضوع هشت سال دفاع مقدس: | لينک ثابت
چفيه هاتان را به دست فراموشي سپرديم و وصيت نامه هايتان را نخوانده رها كرديم .

پلاكهايتان را كه تا ديروز نشاني از شما بود امروز گمنام مانده است .
كسي ديگر به سراغ سربندهايتان نمي رود
ديگر كسي نيست كه در وصف گلهاي لاله و شقایق شاعرانه ترين احساسش را بسرايد و بگويد :
چرا آلاله آنقدر سرخ است
چرا كسي نپرسيد مزار حاج حسین بصیر كجاست
و چرا شهيد محمدرضا در قبر خنديد
چرا وقتي كه گفتيم :
يك گردان كه همگي سربند يا حسين (ع ) بسته بودند شهيد شدند كسي تعجب نكرد

چرا وقتي گفتند :
تني معبر عبور ديگران از ميدان مين شد شانه اي نلرزيد
چرا هيچ كس نپرسيد : به كدامين گناه هفتاد پاسدار را در شهر پاوه سربريدند
وقتي كه گفتيم بعد از پانزده سال پيكر شهيدي را سالم از زير خاك بيرون آوردند كسي تعجب نكرد
چرا كسي از حقوق آن كودكي كه در حلبچه شيميائي شد دفاع نكرد
ولي با نام حقوق بشر حق را پايمال كردند.
چرا نمي دانيم شيميائي چيست و زخم شيميايي چقدر دردناك است

شايد ما نيز از تاولهاي بدنشان مي ترسيم كه روزي بتركد و ما نيز شيميائي شويم .
شايد اگر رنج آنها را مي ديديم درك مي كرديم كه چطور ميشود يك عمر با درد زيست
نميدانم كه چرا كسي نپرسيد چگونه خدا خرمشهر را آزاد كرد !!
اي شهيدان ما بعد از شما هيچ نكرديم .

آن نداي يا حسين (ع ) كه ما را به كربلا نزديك و نزديكتر مي كرد ديگر بگوش نمي رسد.
يادتان هست كه به دختران این کشور گفتيد سرخي خونمان را به سياهي چادرتان به امانت مي دهيم .
آیا دختران ما امانت دار خوبي بودند و خونتان را فرش راه رهگذران نکردند .
يادتان هست هنگامي كه گفتيد :
رفتيم تا آسماني شويم و شما بمانيد و بگوئيد كه بر ياران خميني (ره ) چه گذشت .
رفتيد ولي يادمان رفت كه حتي يادمانتان را در يك هفته برگزار كنيم .

جايتان خالي اينجا عده اي فرهنگ شهادت را خشونت طلبي مي نامند و شهيد را خشونت طلب
وقتي حكايت شما را گفتيم فقط پچ پچي سر دادند و رفتند تا صلح را در كتاب جنگ و صلح تولستوي جستجو كنند.
رفتند تا با نام شهيد كيسه بدوزند ولي نفهميدند كه چطور بسيجيان همپاي امامشان جام زهر را نوشيدند و چقدر سخت بود.
ديگر كسي نيست تا قلب رهبر امت را شاد كند.
عده اي مصلحت ديدند كه مقابل توهين به اسلام و شهيد سكوت كنند ولي ما مصلحت خويش را در خون رقم زديم .
راست گفته اند :
كه بهشت را به بها ميدهند نه به بهانه و ما عمري است كه بهانه بهشت را ميگيريم .
آري بسيجيان !! ميدانم كه از آن روزي كه تمام شهيدان را بدرقه كرديد و برگشتيد دلهايتان را در سنگرها جا گذاشتيد , ميدانم كه هنوز هم دلهايتان هواي خاكريزهاي جنوب را مي كند و مي دانم كه ديگر كسي از بسيج نمي گويد , ولي بدانيد كه تا شما هستيد ما مي توانيم از همت بشنويم و از خاطرات حسين خرازي لذت ببريم و پای صحبت مادر سه شهید محمدزاده بنشینیم , تا شما هستيد ميدانم كه رهبر تنها نيست و تا شما هستيد تنها عشق , تنها ميداندار اين عرصه است .
امروز كساني از شهيدان سخن مي گويند كه از ديدن فشنگ نيز واهمه دارند.
كساني دم از شهادت مي زنند كه با شنيدن صداي آژير تا كفشهايشان زرد مي شود
ولي در ميدان عمل جز سكوت چيزي از آنها نمي بيني .

ما مانديم تا امروز از آنان بگوييم و فرياد برآوريم « ما از اين گردنه آسان نگذشتيم اي قوم »
ما مانديم كه نه يك هفته بلكه سالهاي سال از آنان بگوييم . چرا كه خون آنان است كه مي تپد.
و يادمان نرود كه اگر امروز در آسايش زندگي مي كنيم مديون آنانيم .
مديون حماسه هايي كه آنان آفريدند.
يادمان نرود كه ما هنوز بايد جواب بدهيم كه « بعد از شهدا چه كرديم »
.jpg)
نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1388/04/10 ساعت 4:55 موضوع با شهدا: | لينک ثابت
فقط خدا
گفتم: خستهام
گفت: لاتقنطوا من رحمة الله
(از رحمت خدا نا امید نشوید(زمر/53))
گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای!
گفت: فاذکرونی اذکرکم
(من را یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) )
گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفت: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
(تو چه میدانی! شاید موعدش نزدیک باشد (احزاب/63))
گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دور است! تا آن موقع چه کنم؟
گفت: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
(کارهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/109))
گفتم: تو خدایی و صبور! و من بندهات و ظرف صبرم کوچک است.
گفت: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
(شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشد (بقره/216) )
گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟
گفت: ان الله بالناس لرئوف رحیم
(خدا نسبت به همهی مردم ، نسبت به همه ، مهربان است (بقره/143) )
گفتم: دلم گرفته
گفت: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
(باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند (یونس/58) )
گفتم: توکلت علی الله
گفت: ان الله یحب المتوکلین
(خدا آنهایی را که توکل میکنند دوست دارد (آل عمران/159))
گفتم: شکر تو گویم!
گفت: و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
(بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت میکنند. اگه خیری به آنها برسد، امن و آرامش پیدا میکنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند. خودشان تو دنیا و آخرت ضرر میکنند (حج/11))
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم ؛
گفت: فانی قریب
(من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) )
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش میشد به تو نزدیک شوم
گفت: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
(هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵))
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفت: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
(دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! (نور/۲۲) )
گفتم: معلومه که دوست دارم مرا ببخشی
گفت: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
(پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید (هود/۹۰) )
گفتم: با این همه گناه... آخر چه کاری میتوانم بکنم؟
گفت: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
(مگر نمیدانید خداست که توبه را از بندههایش قبول میکند؟! (توبه/۱۰۴) )
گفتم: دیگر روی توبه ندارم
گفت: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
(ولی- خدا عزیزو دانا است، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳))
گفتم: با این همه گناه، برای کدام گناهم توبه کنم؟
گفت: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
(خدا همهی گناهها را میبخشد (زمر/۵۳))
گفتم: یعنی اگر بازهم بیابم؟ بازهم مرا میبخشی؟
گفت: و من یغفر الذنوب الا الله
(به جز خدا کیه که گناهان را ببخشد؟ (آل عمران/۱۳۵))
گفتم: نمیدانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتشم میزند؛ ذوبم میکند؛ عاشق میشوم! ... توبه میکنم
گفت: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
(خدا هم توبهکنندهها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد (بقره/۲۲۲))
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفت: الیس الله بکاف عبده
(خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/۳۶))
گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کار میتوانم بکنم؟
گفت:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
(ای مؤمنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشتههایش بر شما درود و رحمت میفرستند تا شما را از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیاورند. خدا نسبت به مؤمنین مهربان است. (احزاب/۴۱-۴۳) )
گفتم: هیچ کسی نمیداند تو دلم چه میگذرد
گفت: ان الله یحول بین المرء و قلبه
(خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) )
گفتم: غیر از تو کسی را ندارم
گفت : نحن اقرب الیه من حبل الورید
(ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق/16))
خدا فقط تورا می پرستم
نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1388/04/08 ساعت 17:19 موضوع معارف اسلامی: | لينک ثابت
پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است.
اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند. در این شب ملائك بر زمین نزول می كنند. برای این شب عملی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ذكر شده است كه فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است:
روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن - روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به یك سلام ختم می شود و در هر ركعت یك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذكر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوحٌ قدوسٌ رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد.
پیامبر اكرم( صلی الله علیه و آله) در فضیلت این نماز می فرماید: كسی كه این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد. پس او به آن فرد میگوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختی نجات یافتی. میّت میپرسد تو كیستی؟ به خدا سوگند كه من صورتی زیباتر از تو ندیدهام و كلامی شیرین تر از كلام تو نشنیدهام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیدهام. آن زیباروی پاسخ میدهد: من ثواب آن نمازی هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد او آمدهام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افكند.
نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1388/04/03 ساعت 16:19 موضوع معارف اسلامی: | لينک ثابت
1- در تمام ایام ماه رجب دعای ذیل را که روایت شده امام زین العابدین(علیه السلام) در حجر در غره خواندند، خوانده شود:
"یَا مَنْ یَمْلِكُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ وَ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِیدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِیدُكَ الصَّادِقَةُ وَ أَیَادِیكَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُكَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ قَدِیرٌ ."
2- دعایی را كه از امام صادق(علیه السلام) روایت شده، خوانده شود:
«خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِكَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَكَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِكَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ وَ خَیْرُكَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِینَ وَ فَضْلُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ وَ نَیْلُكَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِینَ وَ رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِینَ وَ سَبِیلُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِینَ وَ ارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِینَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِینَ الْمُبْعَدِینَ وَ اغْفِرْ لِى یَوْمَ الدِّینِ .»
3- از امام صادق (علیه السلام) روایت شده كه در ماه رجب این خوانده شود:
«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِینَ لَكَ وَ عَمَلَ الْخَائِفِینَ مِنْكَ وَ یَقِینَ الْعَابِدِینَ لَكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْعَلِىُّ الْعَظِیمُ وَ أَنَا عَبْدُكَ الْبَائِسُ الْفَقِیرُ أَنْتَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِیلُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنُنْ بِغِنَاكَ عَلَى فَقْرِى وَ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِى وَ بِقُوَّتِكَ عَلَى ضَعْفِى یَا قَوِىُّ یَا عَزِیزُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ وَ اكْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.»
قابل توجه است که ادعیه دیگری نیز برای این ماه عزیز ذکر شده است که میتوانید به مفاتیح الجنان مبحث اعمال ماه رجب رجوع نمایید .
4- از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: هر كس در ماه رجب صد مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لا شَرِیكَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و آن را به صدقه ختم فرماید حق تعالى براى او به رحمت و مغفرت و كسى كه چهار صد مرتبه بگوید بنویسد براى او اجر صد شهید عطا فرماید.
5- از نبی مکرم اسلام روایت است: كسى كه در ماه رجب هزار مرتبه "لا إِلَهَ إِلا اللهُ" بگوید خداوند عز و جل براى او صد هزار حسنه عطا کند و براى او صد شهر در بهشت بنا فرماید .
6- روایت است كسى كه در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نیز هفتاد مرتبه بگوید: "أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ" و پس از اتمام ذکر، دستها را بلند كند و بگوید: "اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ تُبْ عَلَىَّ" اگر در ماه رجب بمیرد خدا از او راضى باشد و به بركت ماه رجب، آتش او را مس نكند .
7- در کل این ماه هزار مرتبه ذکر: أَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ مِنْ جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ " گفته شود؛ تا خداوند رحمان او را بیامرزد .
8- سید بن طاووس در اقبال از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فضیلت بسیاری براى خواندن سوره قل هو الله أحد نقل کرده است که ده هزار مرتبه یا هزار مرتبه یا صد مرتبه در این ماه تلاوت شود. و نیز روایت كرده كه هر كس در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه سوره قل هو الله أحد را بخواند براى او در قیامت نورى شود كه او را به بهشت بكشاند.
9- سید بن طاووس از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت كرده كه: هر كس در روز جمعه ماه رجب، مابین نماز ظهر و عصر، چهار ركعت نماز بگزارد و در هر ركعت حمد یك مرتبه و آیة الكرسى هفت مرتبه و قل هو الله أحد پنج مرتبه بخواند، و سپس ده مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» حق تعالى براى او از روزى كه این نماز را گزارده تا روزى كه بمیرد هر روز هزار حسنه به او عطا فرماید، و او را به هر آیهای كه خوانده شهرى در بهشت از یاقوت سرخ و به هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفید دهد و تزویج فرماید او را حورالعین و از او راضى شود .
10- سه روز از این ماه را كه پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه گرفته شود. زیرا كه روایت شده هر كس در یكى از ماههاى حرام، این سه روز را روزه بدارد حق تعالى براى او ثواب نهصد سال عبادت بنویسد.
11- از حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده است كه: هر كس در یك شب از شبهاى ماه رجب ده ركعت نماز به این نحو که در هر ركعت حمد و قل یا ایها الكافرون یك مرتبه و توحید سه مرتبه بخواند، خداوند گناهان او را میآمرزد.
نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1388/04/03 ساعت 16:2 موضوع معارف اسلامی: | لينک ثابت
انا لله و انا الیه راجعون

چهل روز از غروب آفتاب فقاهت ، اُسوه عارفان ، عالم ربانی ، فقیه صمدانی و مرجع تقلید شیعیان جهان حضرت آيت الله العظمی محمد تقی بهجت «ره» گذشت ؛ مجلس اربعين آن مرجع فقيد در روز پنج شنبه ، بعداز نمازمغرب و عشاء در مسجد اعظم قم ازطرف بيت معظم له برگزار مي شود .
نوشته شده توسط كربلايي در سه شنبه 1388/04/02 ساعت 4:50 موضوع در محضر عرفا: | لينک ثابت
هیهات منا الذله
جناب موسوی
هیهات منا الذله
هیهات از تو واز افکار مستبدانه تو
گویی فراموش کرده ای اینجا پایگاه توحید است
گویی فراموش کرده ایی خونی که در رگهای ماست اغشته به شهادت وظلم ستیزی است
میبینم که اتش بیار معرکه ایی شده ایی که حمایتش از صهیونیسم است
تعجبی ندارداین اعمال ازتو؟؟!!
چرا؟؟
چون ان روز هم امام خمینی خبر استعفای تو را
در ان بحبوحه خون وجهاد از رادیو شنیدندبی انکه او را در جریان بگذاری
خوب تو را میشناسیم
وخوشحالتر آنکه خوب شناسانده شدی بر انانکه تو را نمیشناختنند
جناب موسوی!!
انچنان شال سبز بر سر انداختی که گویی هیچکس بغیر تو سید نیست
یادت مانده انشالله که رهبرمان سید است امیدوارم یادت باشد
که سیدی به عمل است نه به اسم ورسم
کجای عملکرد تو بوی اسلام میدهد
آیا بهتر نبودکه دست بر سینه اطاعت ان ولی خدایی را میکردی
که اطاعتش در دوران غیبت بر همگان واجب است؟؟!!
موسوی!!
با توام یادت نرفته که اینجا مملکت امام زمان است نه سرزمین آمال واندیشه های خام تو
من تو را فردی قانون گرا میدانستم نه قانون گریز ومصبب اغتشاش
خدا کند که برگردی وتوبه کنی وگرنه یادت باشد
ما راهیان نور گوش به امر رهبریم وبس
تاریخ مانند تو وامثال تو بسیار به خود دیده است
غره مشووووووووووووووووووووووووووووووووووو
خبری نیست!!
توسط آقا پیروز از رقص گلها
http://honarhayekhoda.blogfa.com/
نوشته شده توسط كربلايي در سه شنبه 1388/04/02 ساعت 2:22 موضوع از سیاست چه خبر؟: | لينک ثابت
آخرين نوشته ها
وبلاگ کربلایی۱۱۰ به زبان انگلیسی و عربی
مراقب باش
معنای اپوزیسیون چیست ؟
خدا به حرمت شهیدان منو ببخش
عجیب ترینهای دنیا را بخوانید و ببینید+تصاویر
اعمال و فضیلت روز دحوالارض
مدرنیته و پست مدرنیسم چیست؟
5 ماده غذايي براي مقابله با آنفلوآنزاي A
دانلود صحیفه را دوباره بخوانیم-دکترحسن رحیم پور ازغدی
مقصود از تسامح و تساهل در دین چیست ؟
درباره وبلاگ

قربون لطف وصفاتون شهدا
دل ماتنگ براتون شهدا
قربون عهدووفاتون شهدا
سروجون ما فداتون شهدا
چقدر شلمچتون صفا داره
بوي عطر خاك كربلا داره
هردلي كه عشق كربلا داره
آرزوي ديدن شما داره
-------------------------------------------------
حب الحسين رشته تحصيلي شماست
دانش سراي عشق و جنون شهر كربلاست
در مبحث حسين شناسي موفقيد
موضوع بحث سينه زدن پاي روضه هاست
تا روز محشر مدركتان را نميدهند
برگ قبولي همه در پوشه خداست
پايين كارنامه هر شخص نوشته اند
اين مهر سرخ مهر شهنشاه كربلاست
محشر كنار درب جنان داد ميزنيد
مردم نديده ايد كه آقاي ما كجاست؟
تنها به عشق اوست كه به اينجا رسيده ايم
جنت بدون حضرت ارباب بي صفاست
ناگاه جبرئيل امين ناله ميزند
آقايتان حسين همان مرد سر جداست
محشر دوباره از غم او سينه ميزنيد
آنجا خدا به خير كند محشري به پاست
-------------------------------------------
باز امشب يادياران است و من
خاطرات اين شهيدان است و من
من كيم ،جامانده از يك كاروان
من كيم، شمشير تهمت را نشان
من كيم، افتاده درد فراق
دردمــــندم،دردمـــند اشتياق
من كيم، مولود آهي بوده ام
غرق دنياي گناهي بوده ام
نيك ميدانم،كدامم كيستم
اندرين دريا نمي هم نيستم!
ايدل غافل خموشي تا به كي؟
درد دل را پرده پوشي تا به كي؟
گرچه من از قافله جامانده ام
مانده ام تنها ،ز هرجا رانده ام
ليك عمري با شهيدان مانده ام
اندكي اين راه را پيموده ام
آري آري بـا تــمام لاله ها
آشــــــنايم، آشــــنايم،آشنا
--------------------------------
آيا وصيت شهدا را شنيده ايد
آواز عاشقان خدا را شنيده ايد
گلپاره هاي سوخته بر دوشتان نبود
تنهاي زخم خورده در آغوشتان نبود
حق با شماست اينکه زمين سر به سر رياست
حق با من است اينکه زمين خاک کربلاست
----------------------------------------------------
شقایق و شفاعت زلال بارانش
شقایق ورایحه خوش بهاران در بهارانش
شقایق وشرافت چه بیکرانش
شقایق طلایه داری روی شهیدانش
شقایق و مائده سماواتی گلگونش
شقایق و هزارهزارطنازی جانانش
مرا افسون میدارد مرا مبهوت میدارد
مراشیدای سبزوعاشقی بیدارمیدارد
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
هر شهید کربلایی دارد که خاک آن کربلا تشنه خون اوست ، و زمان انتظار می کشد تا پای آن شهید بدان کربلا رسد و آنگاه خون شهید جاذبه ی خاک را خواهد شکست و ظلمت را خواهد درید و معبری از نور خواهد گشود و روحش را از آن ، به سفری خواهد برد که برای پیمودن آن هیچ راهی جز شهادت وجود ندارد...
فهرست اصلي
نويسندگان
آرشيو موضوعي
ورزشی
ازدواج و زنان واجتماع:
با شهدا:
معارف اسلامی:
احادیث نور:
از سیاست چه خبر؟:
عارفانه های کربلایی 110:
با جانبازان معرکه عشق:
واگویه های اجتماعی:
پاسخ به سوالات شرعی:
شعر وشاعری:
عاشقانه ها:
مناجات باخدا ونافله نمازها:
زندگی نامه بزرگان علم وسیاست:
مرگ از دیدگاه اسلام:
هشت سال دفاع مقدس:
خاطرات زیبا از کربلای ایران:
مطالب جالب+آیا میدانیدکه؟:
واقعی ولی دردناک:
بفرمایید با هم عکس ببینیم:
چهارده معصوم علیهم السلام:
گزارشات تصویری:
مداحی مداحی :
بوی حسین فاطمی میاید:
عید بر عاشقان مبارک باد:
داستانهای زیبای مذهبی:
در محضر عرفا:
حضرت معصومه س:
پیرامون احکام:
مولایم امام حسن مجتبی ((ع)):
قیامت وحقائق مربوط به آن:
بهشت وبهشتیان :
جهنم وجهنمیان :
ادعیه:
اللهم عجل لولیک الفرج:
مباحث اخلاص:
کربلای حسینی:
دوستان
پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
ساير امکانات

POWERED BY
