تبليغاتX
کربلایی110/علی اکبر محمدزاده مازندرانی

حيات طيبه

ما واماندگان در كوى دنياگرايى

اگر واژه انسان از ماده انس باشد - چنانچه پاره اى لغت شناسان بر اين باورند… هر فقدانى براى او گران است و در عين حال تذكارى بدين نكته كه در پس هر انسى، فراقى است و در نهايت در پس همزيستى با جهان روى بر گرفتن از آن. ليك پاره اى از جدايى ها آنچنان تلخ و ابعاد آن تا حدى گسترده اند كه خامه در ترسيم ابعاد آن ناتوان است .

بى ترديد پس از  انتشار خبر رحلت حضرت آيت الله العظمى بهجت فومنى (قدس الله نفسه الزكيه) هيچ قلمى را ياراى آن نخواهد بود كه به توصيف هر آنچه از حيات طيبه آن يگانه فاتح مراتب عرفانى و مهذب نفوس بپردازد، 

http://yaseen.ir/wp-content/image633666332843262495.jpg

هماره از دو ساعت پيش از اقامه نماز مغرب و عشا، مسجد فاطميه محل حضور مؤمنان مشتاقى بود كه از ساعت ها قبل مى آمدند تا بتوانند در نماز جماعت جايى داشته باشند. چرا كه نماز او به ويژه تضرعى كه در جاى جاى آن با بغض و گريه هاى سوزناك از خشيت الهى همراه بود، روح را صيقل مى داد و زنگارهاى آن را مى زدود. استخاره هاى حقيقت نماى آيت الله بهجت نيز - كه از يك سو از باطن پرخلوص او نشان داشت و از سوى ديگر جلوه اى از دستگيرى مردان خدا از بندگان او بود- از اشتغالات دائمى ايشان بود، چيزى كه تا پايان حيات طيبه خود آن را ترك نگفت و ديگر صالحان را نيز بدان تشويق مى نمود.

 يكى از مراجع عظام كنونى حوزه كه ادر مقطعى درصدد ترك گفتن استخاره براى مردمان بود  آيت الله بهجت با نهى موكد به او فرموده بود يكى از كارهايى كه اميد مى بريم مورد قبول حضرت حق قرار گرفته باشد همين استخاره  هاست كه گره گشاى مشكلات مردمان تواند بود. گذشته از اين، آن يار سفر كرده به تمامى، معلم «دعا» در تمامى ابعاد و جوانب آن به شمار مى رفت.

http://alvahab.persiangig.ir/video/071.jpg

براى هر طلبه نوجوان و تازه وارد در حوزه، آوازه ديرپاى مكتب و مكانت عرفانى آيت الله العظمى بهجت كه سابقه اى به درازاى نيم قرن داشت، جذاب و محمل كنجكاوى بود. پس از آن يافتن مسجد فاطميه قم محل اقامه نمازهاى جماعت آن حضرت … كه در محله گذر خان و نزديكى حرم حضرت معصومه (س) واقع شده است، براى هر جوينده مشتاقى هدف دوم بود كه به سهولت انجام مى گرفت.

چه بسيار مردمانى كه با ارائه طريق او، دعا را با تمام بايسته هاى آن مى آموختند و به سرعت به سرمنزل مقصود مى رسيدند و چه بسيار بزرگانى كه در دعا براى تحقق حاجات خويش بدو پناه مى جستند.

او از حاميان شاخص اما بى هياهوى نظام و رهبرى در حوزه بود و در موارد فراوانى حمايت خويش را از نظام به همراه نصايح و تذكرات به گوش مسؤولان مى رساند. او به نيكى دريافته بود كه عامل توفيق انقلاب در عبور از بسيارى از گذرگاه ها، حفظ خلوص و تقواى مسؤولان است و آن گاه زنگ خسران و شكست به صدا درمى آيد كه دنياطلبى فضا را بر دين مدارى متوليان امور ضيق نمايد، چيزى كه به صراحت پس از رويداد «كنفرانس برلين» در جمع پاره اى از طلاب و معترضين بيان فرمود.

 او به رغم مكانت والاى معنوى و عرفانى، هماره از شائبه شهرت طلبى و دكاندارى به دور بود. در ساليان اخير كه وصف سلوك ناب او زبانزد همگان گشته بود، عده  اى برخى رهنمودهاى عرفانى ايشان را به ضميمه خاطرات خويش منتشر ساختند كه به گفته فرزند ارجمندش، به شدت موجب آزردگى خاطر او شدند.

http://i37.tinypic.com/70ezdj.jpg

و كلام آخر اينكه اگر رحيل نادره مردانى چون آيت الله العظمى بهجت، ما واماندگان در كوى دنياگرايى را به خويشتن آورد و پاره اى از فضيلت هاى فراموش شده را ناخودآگاه تداعى بخشد، خود رويدادى مغتنم و جلوه اى ديگر از حيات طيبه مردانى است كه هرازگاه و با فاصله فراوان در اين دنياى پرآشوب ظاهر مى شوند.

با اينكه اطرافيان تا سر حد امكان سعى داشتند اين گونه كتب را از معرض ديد او پنهان دارند، اما ايشان از نشر آن مطلع و زبان به سرزنش نويسندگان و ناشران آن گشوده بود. آن بزرگ در تصدى مرجعيت نيز چنين رفتارى از خود نشان داد. با اينكه در مقطعى به عنوان مرجع مطرح گشت كه اقران او دستكم دو دهه قبل از آن، مطرح مى شدند، تا مدت ها از نشر رساله خويش امتناع ورزيد و پس از اصرار فراوان آن را بدون هرگونه لقبى انتشار داد، چيزى كه نمونه آن در ذهن كمتر كسى يافت مى شود.


 

نوشته شده توسط كربلايي در سه شنبه 1388/02/29 ساعت 7:7 موضوع در محضر عرفا: | لينک ثابت


دستورات عبادی

((اگر شجره طیبه انسانیت غیر از چهارده معصوم میوه سالم داده باشد که حتما" داده است یکی از آن میوه های سالم وجود مقدس آیت الله العظمی بهجت است))


برای سلامتی چشم، بعد از نماز آیة الکرسی خوانده شود و پس از خواندن آن، دستها بر روی چشمها گذاشته و بگوید: (أَللهُمَّ الحفَظ حَدَقَتَیَّ بِحَقِّ حَدَقَتی عَلِیِّ بنِ أَبیطالِبٍ أَمیرِالمُؤمِنینَ (علیه السلام) : خدایا! به حق دو حدقۀ چشم حضرت علی بن ابی طالب امیرمؤمنان (علیه السلام)، دو حدقۀ چشم مرا حفظ کن!) [در محضر بهجت:2/252]


برای شفای مریض، آب زمزم و تربت حضرت سیدالشهداء به مرّات عدیده، صدقه به مرّات عدیده به افراد زیاد – اگر چه مبلغش زیاد هم نباشد – داده شود؛ سورۀ حمد هم از یک مرتبه تا صد مرتبه افراد متعدد بخوانند، خیلی تأثیر دارد. علاوه بر این به رفقا هم بگویید دعا کنند. [فیضی از ورای سکوت:227]

برای محفوظ ماندن هر صبح و غروب سه بار بگوید: (أَللهُمَّ اجعَلِنی فِی دِرعِکَ الحَصینَةِ الّتی تَجعَلُ فیها مَن تُرید: خداوندا، مرا در زره نگهدارنده و قوی خود – که هر کس را بخواهی در آن قرار می دهی – قرار بده!)[گوهرهای حکیمانه:14]

برای یافتن هر چه که گم شده یا دزدیده شده باشد (گرچه انسان باشد) این ذکر را بسیار بخوانید... (أَصبَحتُ فی أَمانِ الله، أَمسیتُ فی جِوارِ الله: در پناه خدا صبح کردم؛ در پناه خدا وارد شب شدم.)[گوهرهای حکیمانه:14]

کسی که می خواهد روزی اش فراوان شود، این ذکر را بسیار بگوید و در آغاز و پایان آن هم، یک صلوات بفرستد... (أَغنِنی بِحَلالِِکَ عَنِ حَرامِکَ، وَ بِفَضلِکَ عَمَّن سِواک: خدایا! مرا به وسیلۀ حلالت از حرام خویش بی نیاز کن، و با فضل و بخشش خودت، از هر چه غیر خودت بی نیاز ساز!)[گوهرهای حکیمانه:14]


سؤال: برای دوری از ریاء چه باید کرد؟
جواب: با عقیدۀ کامل، اِکثار حوقله (یعنی زیاد بگوید: لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله).[به سوی محبوب:70]

سؤال: برای درمان عصبانیّت چه کنیم؟
جواب: با عقیدۀ کامل، زیاد صلوات فرستادن: (أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد).[به سوی محبوب:70]

سؤال: جهت علاج غرور، چه راهی را توصیه می فرمایید؟
جواب: بسمه تعالی، اِکثار حوقله (زیاد گفتن: لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله العَلیِّ العَظیم). [به سوی محبوب:71]

سؤال: اینجانب به وسواس مبتلا هستم؛ لطفاً جهت برطرف شدن آن مرا راهنمایی فرمایید!
جواب: اِکثار تهلیل (زیاد گفتن: لا إله إلاّ الله)، علاج وساوس است. [به سوی محبوب:71]


در شداید و گرفتاریها، بهترین ذکر این است که از پیامبر (ص ) به ما رسیده: (لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله العَلیِّ العَظیم لاَمَلجَأ وَ لا مَنجأ مِنَ اللهِ إلاّ إلَیه). [نکته های ناب:72]

برای دفع بلا و شرّ، این دعا نیز نافع است: (أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِِهِ وَ أَمسِک عَنَّا السُّوءَ: خداوندا! بر محمد و آل او درود فرست، و بدی را از ما باز دار!)[در محضر بهجت:1/343]


سؤال: چه کنیم تمرکز فکر پیدا کنیم؟
جواب: اذکاری که برای جمع کردن فکر مؤثر است، مثل: (لا إله إلاّ الله) را زیاد بگویید.[فیضی از ورای سکوت:228]

سؤال: زن و شوهری که بینشان خیلی اختلاف است، چه باید بکنند؟
جواب: هر کدامشان که می خواهد رفع اختلاف شود یا فرد دیگر، صدقۀ متعدّد، به افراد متعدّد، به دفعات زیاد بدهند و برای اصلاح ذات البین زیاد هم دعا بکنند. [فیضی از ورای سکوت:229]


 

نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1388/02/28 ساعت 18:28 موضوع در محضر عرفا: | لينک ثابت


ياد خدا و طاعت او

http://rajanews.com/image/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D8%B9%20%D9%88%20%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7/bahjat.jpg

بايد بدانيم که هدف اين باشد که تمام عمر،

صرف در ياد خدا و طاعت او و عبادت، بايد باشد،

تا به آخرين درجه قرب مستعد خودمان برسيم،

و گرنه بعد از آنکه ديديم بعضي،

به مقامات عاليه رسيدند و ما بي جهت، عقب مانديم،پشيمان خواهيم شد.

وقفنا الله لترک الاشتغال بغير رضاه بمحمد و آله صلوات الله عليهم اجمعين.

الأقل محمد تقي بهجة


 

نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1388/02/28 ساعت 6:33 موضوع در محضر عرفا: | لينک ثابت


موت اختیاری


« رحلت ثروتمند ترین مرد جهان ( از جهت معنوی ) تسليت. »

 موت اختیاری

http://yaseen.ir/wp-content/23377139236133331232545927912409142601.jpg

مردی که امام عظیم الشان که خود در مدارج عرفانی از قلّه نشینان بود در مورد او به فرزند شهیدشان حاج آقا مصطفی(ره) فرموده بودند:"ایشان دارای موت اختیاری هستند.یعنی قدرت این را دارند که هر وقت بخواهند روح را از بدن جدا کنند و به اصطلاح خلع کنند وباز مراجعت کنند." و تازه این شهادت ها بر کرامات و مدارج عرفانی او در سنین جوانی و میانسالی او بیان گردیده است و خدا میداند که این مرد کم نظیر در سنین کهولت و بعد از عمری تلاش بی وقفه و حرکت شتابان به سمت قله های عرفان اصیل اسلامی وزهد و پارسایی به چه مقاماتی دست یافته بود.او که حتّی لحظه ای از عمر شریفش را نه به بطالت که حتی به تفریح هم نگذراند.یکی از بستگان ایشان نقل می کنند که یکی از ارادتمندان ایشان بارها از آقا خواهش می کردند که به باغ ایشان سری بزنند.بالاخره بعد از مدتها معظم له پذیرفتند.بمحض ورود به باغ ایشان نگاهی به آسمان کردند.خدمت ایشان گفتیم دنبال چه می گردید؟فرمودند:دنبال جایی هستم که سایه باشد.زیر درختی عبای خود را انداختند و مشغول مطالعه و خواندن زیارت عاشورا و... شدند و تا آخر هرچه صاحب باغ میوه های مختلف خدمت ایشان آوردند لب نزدند و فرمودند اینها را بدهید به اهلش.حتی یک دانه انگور هم نخوردند!


http://i41.tinypic.com/2sab7ds.jpg

قبرمطهر حضرت آيت الله العظمي بهجت
فقط خدا میداند که در لحظات باشکوه عروج روح ملکوتی این مرد الهی چه ولوله ای در عالم خلقت پدید آمده است و چه بزرگانی به پیشواز روح قدسی او از ملکوت خدا رهسپار ناسوت شده اند .


 

نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1388/02/28 ساعت 6:15 موضوع در محضر عرفا: | لينک ثابت


قطره ای از دریای بی نهایت

قطره ای از دریای بی نهایت

http://www.yasinmedia.com/fa/images/stories/a_bahjat_yasin.jpg

شاید امروز که او در بین مریدان بی شمارش نیست قفل زبان هایی که او مَُهر کرده بود بشکند و قطره ای از دریای بی نهایت کرامات باهره او برای اهل دل نمایان شود.مرحوم بهجت تا در قید حیات بودند نزدیکان و شاگردان خاص و کسانی که از این مرد ربّانی کرامت ها دیده بودند از بیان آنها بشدت منع شده بودند و خود حضرت ایشان هم که بسیار کتوم بودند و چنان رفتار می کردند که جز کسانی که خبر از کرامات او داشتند یا خود از او معجزهای بی پرده دیده بودند کسی از نوع گفتار و رفتار او نمی توانست به دنیای پررمزوراز درون پرشور او راهی بیابد یا حتّی گمانی کند.معدودی از شاگردان خاص ایشان بصورت مختصر نکاتی را از این مرد الهی بر زبان آورده اند .آیت الله حاج شیخ عباس هاتف قوچانی می فرمایند:"آیت الله بهجت بسیار به مسجد می رفتند و شبها تا به صبح به تنهایی بیتوته می کردند.یک شب که بسیار تاریک بودو چراغی هم در مسجد روشن نبود ایشان در میانه شب احتیاج به تجدید وضو پیدا می کنند.به ناچار باید از مسجد بیرون میرفتند ودر محل وضوخانه که بیرون مسجد ودر سمت شرقی آن واقع است وضو می گرفتند.ناگهان در اثر عبور این مسافت در شب و تنهایی ،مختصر احساس ترسی در ایشان پیدا میشود،به مجرّد این خوف، یک مرتبه نوری همچون چراغ در پیشاپیش ایشان پدیدار می شود و همراه ایشان حرکت میکند و ایشان با آن نورخارج شده ووضو می گیرند و سپس به جای خود بر میگردند و در همه این احوال آن نور دربرابرشان حرکت می کرده تا اینکه به محل خود میرسند و آن نور از بین میرود."


 

نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1388/02/28 ساعت 6:8 موضوع در محضر عرفا: | لينک ثابت


یگانه دوران

« اگر شجره طیبه انسانیت غیر از چهارده معصوم میوه سالم داده باشد که حتما" داده است یکی از آن میوه های سالم وجود مقدس آیت الله العظمی بهجت است. »

یگانه دوران
http://www.tebyan-hamedan.ir/photo/mashahir/albahj5.jpg

در این مجال که دل همه عاشقان و ارادتمندان آن یگانه دوران، داغدیده و غمبار است نمی توان جز ناله و آه، ندایی سردادو از مردی که بعد از رفتن او شاید بخشی از برکات وجودی او بر همگان آشکار شود و بسا شرّها که از نوع بشر به برکت وجود این دردانه های هستی از اهل زمین دفع شده وبلاها از برکت آنها از این آب و خاک گردانده شده است به تفصیل چیزی نوشت. حکایتی از کرامات این شیخ پارسا را ذکر میکنم.شخصی از برخی شبهات اعتقادی در رنج بوده،از شهرش به سوی قم حرکت می نماید و در آنجا مأوی می گیرد.شبی آیت الله بهجت را در خواب میبیند و ایشان پاسخ شبهات ایشان را می دهند.آن شخص از خواب برمیخیزد و در صادقه بودن رؤیا،خلجانی در قلبش پدید می آید.لذا روز جمعه برای مطرح کردن آن شبهات به محضر پرفیض آیت الله بهجت می روند.ایشان نقل می کنند که بمحض اینکه آمدم موضوع را مطرح کنم ایشان فرمودند:"جواب همانهایی بود که در خواب به تو گفتم، تردید مکن !" خدایا به روح قدسی این مرجع عالیقدر و عارف عامل رشحه ای از آنچه به او به برکت یک عمر اخلاص و مراقبت نفس عطا فرمودی به ما اگرچه لیاقتش رانداریم اما به کرمت عنایت فرما و روح بلند و فردوسی او را به پاس همه سختی هایی که به نفس خود در دنیا چشاند بر سفره آرامش و رحمت بی انتهایت میهمان کن.آمین یا ربّ العالمین


 

نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1388/02/28 ساعت 6:2 موضوع در محضر عرفا: | لينک ثابت


علت فوت آيت الله بهجت

علت فوت آيت الله بهجت اعلام شدhttp://i20.tinypic.com/316uolu.jpg

علت فوت آيت الله محمد تقي بهجت ايست قلبي اعلام شد كه در ساعت 14 و 30 دقيقه امروز در بيمارستان ولي عصر قم به وقوع پيوست.

نامدار، مدير روابط عمومي دانشگاه علوم پزشكي قم در گفت‌و‌گو با فارس، با اعلام اين مطلب افزود: عصر امروز پس از تماس خانواده آيت الله بهجت با اورژانس 115 قم، مأموران اورژانس بر بالين وي حاضر شدند و متوجه شدند كه وي به علت سكته قلبي هيچ علايم حياتي ندارد.

به گفته وي مأموران اورژانس تمام تلاش خود را براي بازگردان علايم حياتي وي انجام دادند و اقدامات احيا انجام شد اما نتيجه‌اي نداد، بلافاصله وي را به بيمارستان ولي عصر(عج) منتقل كردند كه در آن جا اقدامات احيا نتيجه نداد و در ساعت 14 و 30 دقيقه آيت الله العظمي بهجت به لقاء الله پيوست.


 

نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1388/02/28 ساعت 5:37 موضوع در محضر عرفا: | لينک ثابت


آیت الله بهجت دارفانی را وداع گفت

آیت الله بهجت دارفانی را وداع گفت

http://www.tebyan-hamedan.ir/photo/mashahir/albahj1.jpg

آیت الله العظمی بهجت از مراجع تقلید دارفانی را وداع گفت .

حضرت آیت الله العظمی بهجت ساعت 44/14دقیقه عصر امروز به علت ایست قلبی

به بیمارستان حضرت ولی عصر قم

منتقل شد که تلاش پزشکان برای احیای ایشان موثر واقع نشد .

http://rajanews.com/image/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D8%B9%20%D9%88%20%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7/bahjat.jpg

شربتی از لب لعلش نچشیدیم وبرفت

روی مه پیکر او سیر ندیدیم وبرفت

كربلايي110این مصیبت بزرگ را به علاقمندان علم و معنویت تسلیت عرض می کند


 

نوشته شده توسط كربلايي در یکشنبه 1388/02/27 ساعت 18:29 موضوع در محضر عرفا: | لينک ثابت


عبادت عاشقانه علی ع

نمونه ای از اظهار عبادت عاشقانه علی ع در دعای کمیل

اگر به مضامین دعای کمیل این دعای عالیه المضامین توجه کنیم،
مضامین این دعا از اول آن:
الّلهُمَّ اِنّی أسألُکَ یَرحمَتِکَ الَّتی وَسِعَت کُلَّ شَیءٍ تا آخر:
وَسَلَّمَ تَسلیماً کثیراً دارای معانی بسیار بلندی است.
ببینید علی ع  چه می گوید و معنی پرستش عاشقانه
و سپاسگزارانه و معنی از خود خارج شدن چیست.
با توجه به اینکه در منطق علی ع  کوچکترین اغراق و مبالغه نیست
خصوصاً آن جا که با خدای خودش سخن می گوید،
به جمله هایی می رسیم که برای ما اصلاً قابل تصور نیست.
 راجع به آتش جهنم می گوید:
وَ هذا ما لا تَقُوم لَهُ السَّمواتُ وَالأَرض؛
آتش جهنم از نوع آتشهای دنیا نیست،

آتشی است که تمام آسمان ها و زمین در مقابل آن مقاومت ندارند.
 در عین حال در همانجا می گوید:
هَسبنی صَبَرتُ عَلی عَذابِکَ فَکیفُ أصبِرُ عَلی فِراقِکَ
و هَبنی صَبَرتُ عَلی حَرَّ نارِکَ
فَکیفَ أصبِرُ عَنِ النَظَرِ إلی کَرامتِک؛
بار الها گو اگر صبر کنم بر عذابت پس چگونه بر جدایی از تو شکیبا باشم
و گو اگر صبر کنم بر سوز آتش جهنمت پس چگونه صبر کنم
بر چشم پوشی از نگاه بر کرامتت.
فرضاً طاقت صبر بر چنین عذابی را داشته باشم،
صبر بر جدایی از تو را ندارم

 (عبادت عاشقانه یعنی این) فرضاً صبر مقاومت در مقابل آن حرارت ها را
داشته باشم چگونه می توانم در مقابل اینکه کرامتت از من گرفته شده
و لطفت از من باز داشته شده است صبر نمایم؟!
صبر این را هرگز علی  ع ندارد. عبادت پرستشانه این است.
مقام انسان خیلی بالاتر از این است. منحصر به علی علیه السلام نیست.
در دنیا زیاد هستند انسانهایی که واقعاً می رسند به حدی که حافظ می گوید:
در ضمیر ما نمی گنجد به غیر از دوست کس *** هر دو عالم را به دشمن ده که ما را دوست بس


 

نوشته شده توسط كربلايي در یکشنبه 1388/02/27 ساعت 6:33 موضوع معارف اسلامی: | لينک ثابت


اینجا ایران قرن 21 است

 

قرن 21

اینجا   ایرانِ قرن 21 است!!!

اینجا صدای آهنگهای پاپ لس آنجلسی و غرب زده آن قدر بلند است که فریادهای «حاج مهدی باکری» به گوش نمی رسد!!!

http://i42.tinypic.com/2e2i821.jpg


http://i8.tinypic.com/25jcis6.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   همه «حاج ابراهیم همت» را با اتوبان همت می شناسند!!!

http://www.sabokbalan.com/4images/data/media/3/haj-ebrahim-hemmat.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   بر دیوارهای شهر روی عکس شهید ، پوستر تبلیغاتی می چسبانند!!!

http://www.rasekhoon.net/uploads/shohada14/shohada1411.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   نام شهید را برای اینکه بچه ها خشونت طلب و جنگ طلب بار نیایند از کوچه ها برداشته و نام نگین و جاوید می گذارند!!!

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا ستارگان درخشان هالیوود آنقدر زیاد شده اند که دیگر کسی ستارگان پرفروغ کربلای ایران را نمی بیند!!!

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   دیگر شهدا زنده نیستند و در پیچ و خم های عصر ارتباطات، به خاک سپرده شده اند!!!

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   دیگر کسی نمی خواهد گمنام بماند، همه به دنبال کسب نام هستند!!!

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   جانبازان موجی را از اجتماع دور نگه می دارند تا آسیبی به افکار عمومی نرسانند!!!

http://i36.tinypic.com/35lumus.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   خرمشهر دیگر خونین شهر نیست، خرمشهر دیگر 36 میلیون جمعیت ندارد!!!

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   کسی نمی داند، مهدی باکری در وصیت نامه خود از خدا خواسته بود جسدش برنگردد و تکه ای از زمین را اشغال نکند!!!

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   دشمن در خانه های ماست، دیگر کسی حاضر به نبرد با دشمن نیست!!!

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   کسی نمی خواهد با صدای الله اکبر، لرزه بر تن دشمن بیاندازد!!!

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   در پناه میز هستیم، دیگر کسی پشت خاکریز پناه نمی گیرد!!!

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1387/6/28/16861_774.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   جانباز شیمیایی، به خاطر نداشتن پول، در بیمارستان پذیرش نمی شود و شهد شهادت می نوشد!!!

http://mouhajer.files.wordpress.com/2008/05/gw318h239.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   کسی نمی داند، شب عملیات خیبر حاج مهدی باکری، برادرش حمید باکری را جاگذاشت و رفت!!!

http://tinypic.com/hs6d1d.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   کسی نمی داند، مهدی زین الدین، رتبه چهار کنکور سراسری را داشت!!!

http://www.navideshahed.com/attachment/1387/05/122630.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   کسی نمی داند، تکه های پیکر شهيدي را درون گونی برای خانواده اش فرستاده بودند!!!

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   روسری ها هر روز کوچتر می شود و مانتو ها هر روز کوتاهتر و تنگتر!!!


http://i3.tinypic.com/wwfabm.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   دخترها پسر شده اند، پسرها دختر شده اند، مردان بی غیرت شده اند، زنان بی حجاب شده اند!!!

http://tinypic.com/m77xc3.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   دیگر کسی، احترامی برای چفیه شهدا قایل نیست!!!

http://farm4.static.flickr.com/3080/2843829866_ebe2134ba6.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   دعای عهد را فراموش کرده ایم، زمان ندبه و سمات را گم کرده ایم!!!

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   برای زیبا سازی شهرها، میلیونها هزینه می شود

http://www.dorcd.com/s1191577542.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   در هر کجای این سرزمین خونین اسلامی، حقیقت به مسلخ مصلحت می رود!!!

http://i40.tinypic.com/2h4vng4.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   ایران قرن 21 است!!! 


 

نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1388/02/23 ساعت 20:54 موضوع با شهدا: | لينک ثابت


نماز شب

راه رسيدن به نماز شب

خواندن نماز شب و يا انجام دادن فريضه‌هاي ديگر ديني، در بعضي از ما انسانهاي سُست ايمان بَسا سنگين و مشكل است. اما طبق رواياتي كه غالباً توصيه به انجام فرايض ديني مستحبي و يا واجبات شده است، بهتر است كه اينگونه امور به صورت تدريجى و زمان بندي شده دقيق انجام شود. تا بدن عادت به اينگونه فرايض كند. بسيارى از عزيزان مؤمني هستند كه دوست دارند نماز شب بخوانند، ولى موفق نمى‌شوند از خواب دِل چسب شبانگاه خود برخيزند.
برنامه‌اي كه مي‌توان براي خواندن نماز شب به صورت تدريجي به شما پيشنهاد داد اين است:
بدين ترتيب كه انسان از همان ابتدا بنا را بر اين نگذارد كه يازده ركعت را با سيصد بار «العفو» گفتن و دعا كردن براى چهل مؤمن و اذكار و دعاهاى مفصلِ تشهد و قنوت و سجده را كه وارد شده بخواند.

http://i36.tinypic.com/fvldkz.jpg

چنين نمازِ با آداب و تفصيلى براى روزهاى نخست سنگين است و زمان و فرصت زيادى مى‌خواهد تا آمادگى حاصل شود. بهتر است در ابتداى كار، شب‌ها كه به خواب مى‌رود تصميمش بر اين باشد كه نيمه شب برخيزد و وضو بگيرد و فقط دو ركعت نماز بدون سوره (فقط با حمد) بخواند. شايان توجه است كه سوره در نماز شب شرط صحّت نيست. قنوت را با ذكرى مختصر به جاى آورد؛ مثلاً بگويد: «اللّهم اغفرلى» يا فقط يك صلوات بفرستد و حتى مى‌تواند آن را ترك كند. چنين نماز مختصرى براى روزهاى اول بسيار مناسبتر است.
در مراحل بعدى اگر ديد حال بيشترى دارد اين دو ركعت را به چهار ركعت افزايش مى‌دهد و مدتى اين گونه نماز شب بخواند تا به سحرخيزى و شب زنده‌دارى عادت كند. اين شيوه نماز شب خواندن از نظر تمرينى اشكالى ندارد و مسأله آن در جواهر الكلام نيز آمده است.

http://shia.webphoto.ir/photos/resized-sh396343.jpg

افرادى كه به شب خيزى عادت ندارند و تازه مى‌خواهند به آن روى آورند اگر اين شيوه را به كار گيرند، موفقيّتشان به مراتب بيشتر خواهد بود. در حقيقت با اين تمهيد به جاى آن كه شيطان انسان را اغوا كند و از فضيلت راز و نياز شبانه با خدا باز دارد، ما او را فريب داده‌ايم و او را از عملى كردن مقصودش باز داشته‌ايم.
چنين تدبيرى زمينه را براى استفاده از خاصيت «عادت پذيرى» در امور خير فراهم مى‌كند. ديگر امور نيك مانند درس خواندن، درس دادن، مطالعه، كتاب نوشتن و نيز كارهاى بد عادت بردار است و اگر انسان خاصيت عادت پذيرى را در جهت صحيح به كار برد، ميزان موفقيتش به مراتب بيشتر خواهد شد.


 

نوشته شده توسط كربلايي در سه شنبه 1388/02/22 ساعت 1:39 موضوع معارف اسلامی: | لينک ثابت


ديروز و امروز

ديروز و امروز

http://www.iran-newspaper.com/1380/800525/html/022794.jpg
یاد باد ، آن روزگاران ، یاد باد

ديروز الو!الو!يا حسين.آنجا جبهه است؟

امروز شماره مورد نظر در دسترس نمي باشد.عشق بي پاسخ the mobile set is off

ديروز خدا همراهمان بود

امروز تلفن همراه...

ديروز پلاک ها آدرسي از بهشت...

امروز همه آدرس ها گم

ديروز زنده باد بسيجي،بي حجاب محتاج نگاه ديگران است

امروز،نگاه زاده علاقه است،حجاب کيلو چند؟؟

ديروز،آهنگران/شجريان،صداي خاطره ها

امروز ،جنيفر لوپز،انريکو،شکيلا ،

ديروز آب و آينه و قرآن خدانگهدار

امروز،گود نايت ،باي باي

ديروز جبهه جنگ کربلا

امروز،بزن به سيم اخر،ديوونه شو مثل ما

             http://www.aviny.com/News/85/06/06/218417_orig.jpg            

ديروز،کربلاي 1،کربلاي 2،كربلاي3وكربلاي4

امروز؛50 ميليارد باد هوا ،خيالي نيست

ديروز ماشين اداره،بيت المال

امروز ،ماشين اداره ،مال البيت

http://www.ido.ir/myhtml/article/1387/m01/13870125035.jpg

ديروز ،پاي مصنوعي دستان نامرئي

امروز،اعتياد،هپاتيت آچ آي وي

ديروز ،نه شرقي نه غربي...

امروز،تئوري قرصهاي اکستازي

ديروز،سلام بر چشم هاي شيشه اي

امروز يک ميليون جراحي بيني ،لنز هاي رنگي

ديروز آژير قرمز،اضطراب هاي زرد،انتظار هاي سپيد

امروز،عشق هايي کز پي رنگي بود...

ديروز ،سفر به چزابه،از کرخه تا راين،بوي پيراهن يوسف

امروز،:توکيو بدون توقف:

ديروز ،انبوه جانبازان شيميايي

http://www.diareranj.ir/isar/546.jpg

امروز راديو فردا،موج بي بي سي

ديروز،غروب جمعه انتظار...

امروز،غروب شد باز خيالت به سرم زد

ديروز ،وضعيت زرد ،آژير قرمز ،خطر

امروز ،کمربند هاي لاغري بي خطر

ديروز ،عشق ايثار فداکاري

امروز، بي خيال بابا بيا پارتي

ديروز ، نخل هاي افسرده،زيتون هاي کال

امروز،سي دي جشن جديد استقلال

و امروزهنوزنسيم لبخند هاي بسيجي ما را به فردا اميد وار کرده است

http://rozeyeab.parsaspace.com/Shohada--(www.Rozeyeab.blogfa.ir).jpg


 

نوشته شده توسط كربلايي در شنبه 1388/02/19 ساعت 6:33 موضوع با شهدا: | لينک ثابت


حضرت زهرا در آستانه‏ شهادت

حضرت زهرا در آستانه شهادت

        پرستاران و عيادت‏كنندگان حضرت زهرا

1

 

  حالات جانسوز حضرت زهرا به روايت فضه خادمه

2

 

  خواب ديدن حضرت زهرا قبل از شهادت

3

 

  دستور ساختن تابوت

4

 

  آرزوى حضرت زهرا در ترك دنيا

5

 

  اندوه فراوان حضرت زهرا در لحظات ترك دنيا

6

 

  فرمايش حضرت زهرا درباره امت پيامبر در لحظه شهادت

7

 

  وصاياى حضرت زهرا

8

 

  علل بيمارى و شهادت حضرت زهرا

9

 

  كيفيت وفات حضرت زهرا

10

 
 برگرفته از سايت مركز جهاني اهلبيت


 

نوشته شده توسط كربلايي در جمعه 1388/02/18 ساعت 2:55 موضوع معارف اسلامی: | لينک ثابت


آقاي مهندس موسوي-قسمت آخر

 

قسمت ششم وآخر

http://www.rfi.fr/actufa/images/109/khatamimirhosseinkaroubi432.gif

آقاي مهندس موسوی آيا جاذبه و دافعه علي(ع) همان مبحث خودي و غير خودي نيست؟آيا بر اساس اعتقاد هايتان مي توانيد همه را خودي بدانيد؟ آيا تجديد نظر طلبان در ارزش هاي انقلاب و آرمان هاي امام(ره) براي شما خودي به حسابمي آيند؟ آيا كساني كه فرياد استيضاح امام زمان(عج) را سر دادند براي شما خودي هستند؟آيا كساني كه پيشنهاد نوشيدن جام زهر را به رهبر انقلاب دادند براي شما خودي مي باشند؟

موضع خود را با نهضت آزادي روشن كنيد.

آيا كساني كه عليه حكم خدا ترويج راهپيمايي مي كنند براي شما خودي هستند؟آيا احزابي كه افتخارشان عدم التزام به ولايت فقيه مي باشد در ديدگاه شما خودي محسوب مي شوند؟ گفته بوديد اصل براي شما منافع ملي است.

آقاي مهندس موسوی جواب خون قربانيان هواپيماي ايرباس را با منافع ملي مي توان داد؟ كودتاي طبس را با كدام منفعت ملي مي توان بخشيد؟ آقاي مهندس هشت سال تجاوز و جنايت عليه ملتي كه تنها جرمش اسلام خواهي بود را با كدام منفعت ملي مي توان عوض كرد؟

شما فرموديد كه پناهندگان شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت به آمريكا، خائن به ملتند و كسي طرفدار افرادي كه با اجانب همكاري مي كنند نيست.آقاي مهندس مي دانيد كه آنها با انديشه امام چه كردند؟ امروز گفتيد خط قرمز شما حذف انديشه امام(ره) است و تحريف انديشه هاي امام(ره)، گفتيد خط قرمز شما عدم التزام به قانون اساسي و ولايت فقيه است.

جناب آقاي موسوي :

خطوط قرمزتان را پررنگ تر كنيد تا آنها بدانند كه مير حسين موسوي از آنها نمي باشد.

جناب آقاي مهندس موسوي ما شما را فرزند انقلاب مي دانيم و انتظار داريم شعارتان و حرفتان ترويج ارزشهاي انقلاب باشد، مراقب باشيد كه ديگران از شما پله اي براي اميال شخصي خود و هواهاي نفسانيشان نسازند. حرف انقلاب را بزنيد و به آن افتخار كنيد و تريبون حزب و گروه و افراد نشويد و اين انتظاري است كه به حق از فرزند انقلاب مي رود.

ابراهیم یزدی: ما معتقد به جدایی نهاد دین از نهاد دولت هستیم!

جناب آقاي موسوي نسبت شما با بازي بازيگردان پنهان چيست؟آيا شما نيز در پازل او بازي مي كنيد؟بازيگرداني كه حركت رو به رشد ارزشها و آرمانهاي انقلاب را بر نمي تابد، بازيگرداني كه متولي اصلي ثروتهاي بي بازگشت است.

آقاي مهندس موسوي اين بازي ديري است كه آغاز شده و پرده هايي از آن به اجرا در آمده است.اميد داريم فرزند انقلاب مانع از قرارگرفتن خويش در اين بازي گردد، چرا كه دست خداوندي كه حماسه هاي بزرگي را در طول عمر انقلاب رقم زد بسيار توانمند تر و قادرتر از تمام بازيگردان هايي است كه خود بهتر مي دانند

 و مكروا و مكر ا... و لله خير الماكرين.

والسلام علي من التبع الهدي


 

نوشته شده توسط كربلايي در سه شنبه 1388/02/15 ساعت 13:7 موضوع از سیاست چه خبر؟: | لينک ثابت


آقاي مهندس موسوي5

 

قسمت پنجم

آيا مي دانيد در آن دوران كسي سراغ پيش كسوتان جهاد و شهادت نمي رفت؟

مي خواستند آن ها را نيز همچون افكار امامشان به موزه تاريخ بسپارند تا بتوانند

 "دين را افيون توده ها بخوانند".

آقاي مهندس اقتصاد آن دوره را به ياد داريد؟

در اولين سال دولت اصلاحات روشن فكري از سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي

در مشهد مي گفت: "نان نه، آب نه، مسكن نه فقط آزادي

مي دانيد فرودگاه حضرت امام(ره) را چگونه افتتاح كردند؟

 حادثه نيشابور را برايتان بازگو كرده اند؟

 

آقاي مهندس موسوي چرخ اقتصاد سرمايه داري و ليبراليستي هشت سال ديگر چرخيد

و خصوصي سازي شد شعار سال هاي آخر.

كارخانه ها را به يك سوم قيمت فروختند.

موسسات فرهنگي را به نام خود ثبت كردند و جزء آمار خصوصي سازي ارائه نمودند

و در انتها برنامه چهارم را نوشتند با مباني منطبق بر اسلام ناب آمريكايي!

آقاي مهندس هر چه انديشيديم نتوانستيم بيابيم كه شما به چه افتخار مي كرديد؟

آقاي مهندس مشاوره هاي شما به رييس دولت وقت چه بود؟

و اين كه آقاي مهندس چرا شما با اين اعتقادات باز هم سكوت كرديد؟

آقاي مهندس امروز فرموديد كه شما به طور قطع حد و مرز داريد

و طرفدار اسلام ناب هستيد كه كشور را نجات داد،

اسلامي كه مدافع آزادي و مستضعفان و ضد تحجرات است

و فرموديد كه گفتمان شما پايمردي بر خون شهداست.

پس چه شد كه اين سال ها سكوت را برگزيديد؟

آيا آن زمان هم رسانه ملي سراغ شما نمي رفت؟

سوال اساسي تر اين است كه:::

اكنون چه ديده ايد كه اين گونه نگران شده ايد و قفل سكوت را شكسته ايد؟

آيا شعار شما جز تبيين ارزش ها و شعار هاي انقلاب است؟

مگر ذي شما طلبگي نيست و بر محور ساده زيستي حركت نمي كنيد؟

http://www.etemaad.ir/Released/87-10-24/1-2.jpg

مگر كلامتان سخنان امام(ره) نمي باشد؟

مگر شما نمي خواهيد كه مسوولان بين مردم باشند و پاي درد دلشان بنشينند؟

آيا شما نمي خواهيد كه شكاف بين فقرا و اغنيا از بين برود و رفع تبعيض از توده مردم گردد؟

آيا روش شما رسيدگي به محرومان و مستضعفان نمي باشد؟

آيا شما مبارزه را جز در مقابله با اسلام آمريكايي و زياده خواهان

 و سرمايه داران داخلي و خارجي مي دانيد؟

آيا شما سياست عزت و حكمت و مصلحت و شجاعت در برابر بيگانگان را

در ديپلماسي خارجي بر تعليق كامل همه فعاليت هاي هسته اي

و دست بوسي و كرنش در برابر مستكبران جهان مقدم نمي شماريد؟

و هزاران سوال ديگر . . .

پس چگونه است كه اين زمان سكوت را شكسته و دم از قانون گريزي مي زنيد؟

 از چه احساس نگراني مي كنيد؟!!!

لطفا منتظر قسمت ششم باشيد


 

نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1388/02/14 ساعت 2:20 موضوع از سیاست چه خبر؟: | لينک ثابت


ميرحسين موسوي4

 

قسمت چهارم

آقاي مهندس مير حسين موسوي؟!!
دولت سازندگي اقتصاد سرمايه داري را در دستور كار خود قرار داد
و سياست بازار آزاد نسخه نجات ملي گرديد.
بانك جهاني توسعه دستور داد  كه عده اي زير چرخ توسعه له شوند و تورم به 49.5 درصد رسيد.
سياست تعديل اقتصادي شروع شد و واردات در دستور كار قرار گرفت
تا آنجا كه چشم انداز همه وزارتخانه ها شد.
وزارت ارشاد مسوول واردات فرهنگ شد و صدا و سيما مسوول ترويج مصرف گرايي،
وزارت اقتصاد از توسعه مي گفت و بانك مركزي از علم اقتصاد مبتني بر سرمايه داري.

آقاي مهندس مي دانيد در آن دوره چه شد؟
مي دانيد شدت تورم بر سر ملت چه آورد؟

و اين در حالي بود كه نخست وزير دوران دفاع مقدس سكوت كرده بود.
 سكوت شما از چه باب بود؟

راستي آقاي مهندس يادتان هست كه در سال آخر دولت سازندگي :
تصميم بر اين گرفتند كه قانون را براي يك فرد تغيير دهند.
به نظر شما اين قانون شكني و قانون گريزي نبود؟

بگذاريد از زماني بگوييم كه شما به اين كه يك شهروند درآن دوره بوديد افتخار مي كرديد
 و لذت مي برديد.
 
آقاي مهندس حلقه كيان و حلقه سلام را مي شناسيد؟
اين جمله را مي دانيد چه كسي گفته كه: "اگر دين در مقابل آزادي بايستد در هم مي شكند
و يا اين كه "اگر عدالت هم در مقابل آزادي بايستد در هم خواهد شكست" ؟
مي دانيد كه گفتند مردم نبايد به خاطر مشكلات اقتصادي از حقوق سياسي محروم باشند؟
مي دانيد كه معلوم شد آمريكايي ها هم شهيد داده اند؟
اين ها جملات رييس جمهور دوران افتخار و لذت شما از ايراني بودنتان است.
 
http://doroud.files.wordpress.com/2009/03/khatami-moosavi.jpg

آقاي مهندس در آن دوره ي افتخار شما قرار شد عليه خدا راهپيمايي كنند !!!
و امام زمان(عج) را به استيضاح بكشانند.

 امام حسين(ع) خشونت طلب شد و اكبر گنجي افكار امام(ره) را به موزه تاريخ سپرد.

آقاي مهندس قرار بر اين شد تجديد نظر كنند بر همه آنچه هويت ما بود
و بنا را بر اين گذاشتند كه افكار امام(ره) را در غالب هرمنوتيك مدرن به بررسي بپردازند.

يادتان هست رهبري جنگ رواني 18 تير را چگونه انجام دادند؟
يادتان هست آن واقعه را چگونه برنامه ريزي كردند ؟
ديديد كه چگونه وزير علوم وقت شجاعانه استعفا داد تا پازل طراحي شده را كامل كند؟
آقاي مهندس اين جمله را حتماً به ياد داريد كه امام راحل(ره) مي فرمود:
"نگذاريد پيش كسوتان جهاد و شهادت در پيچ و خم زندگي روزمره خود به فراموشي سپرده شوند"
http://hadyhonar.jeeran.com/shahadat%20logo1.jpg
لطفا منتظر قسمت پنجم باشيد


 

نوشته شده توسط كربلايي در شنبه 1388/02/12 ساعت 2:25 موضوع با شهدا: | لينک ثابت


آقاي مهندس موسوي3

 

قسمت سوم 

آقاي مهندس موسوي امروز فرموديد:

 كه ولايت فقيه بزرگترين نقش را در پيروزي انقلاب داشته است

و در اين سي سال بدون اين اصل هر لحظه ممكن بود به فضاي قبل از انقلاب برگرديم.

 گفتيد ولايت فقيه ما را در مقابل كودتا و خودمختاري ها حفظ كرده است

 و به حق سخن درستي فرموديد و از شما نيزهمين انتظار را داشتيم

 اما آقاي مهندس عملكرد شما در سال هاي پاياني جنگ خلاف اين اعتقاد را نشان مي دهد

 به ماجوانان عاشق امام(ره) و رهبري بگوييد:!

چرا سه روز از امام قهر نموده و خود را در منزل محبوس كرديد؟

 چرا علي رغم پيام هاي امام(ره) توسط مرحوم حاج احمدآقا خميني

حاضر به ملاقات با حضرت امام نشديد؟

چرا آن زماني كه حضرت امام(ره) شما را تهديد كرد

 كه اگر نياييد نامه اي را خطاب به مردم خواهند نوشت

كه براي دنيا و آخرت شما خوب نيست آنگاه خود را به جماران رسانديد؟

راستي آقاي مهندس چه شد كه استعفا داديد؟

آن هم بدون اطلاع امام(ره) و رئيس جمهور؟

اين جمله را حتماً يادتان هست كه فرمودند

"در زماني كه مردم حزب ا... براي ياري اسلام فرزندان خود را به قربانگاه مي برند

چه وقت گله و استعفا است؟!"

آقاي مهندس موسوي!!

http://www.alborznews.net/files/fa/news/1387/12/27/4309_440.jpg

امروز فرموديد كه حيف مي دانيد كه وقت خود را در رابطه با نقاط قوت دولت نهم صرف كنيد .

 خشنود شديم كه با اين پاسخ پذيرفتيد كه اين دولت داراي نقاط قوت بسياري است

كه به زعم شما رسانه ملي در حال بيان نمودن آن است

و گله كرديد كه چرا رسانه ها در تمام اين دوران هيچ مصاحبه اي با شما نداشتند

و اكنون مي خواهيد در اين پنجاه روز تنها ديدگاه هاي خود را بيان كنيد.

 اما آقاي مهندس موسوي مي خواهيم برايتان از نوزده سال پيش بگوييم.

آن زماني كه به استراحت از سختي دوران نخست وزيري جنگ مي پرداختيد

و يادمان شهداي هفتم تير را طراحي مي كرديد.

لطفامنتظر قسمت چهارم باشيد


 

نوشته شده توسط كربلايي در پنجشنبه 1388/02/10 ساعت 10:0 موضوع از سیاست چه خبر؟: | لينک ثابت


ميرحسين موسوي 2

 

قسمت دوم

جناب آقاي مهندس موسوي امروز ميزبان شما در جوار بارگاه ولي نعمت ملت ايران
حضرت امام علي بن موسي الرضا (عليه آلاف تحية و الثنا ) هستيم
و رسم ميزباني است كه خوش آمد گوييم و بپرسيم آقاي مهندس چه خبر؟
پيشتر منتظر حضور شما بوديم چرا كه شما را از نسل جوانان پنجاه و هفت مي شناختيم
و كلامتان را همراه با كلام امام(ره) مي ديديم.
از دوران انقلاب بگوئيد، امروز فرموديد كه ما انقلاب كرديم تا آزاد باشيم ا
ما انقلاب ما از جنس انقلاب حسيني بود
و آزادي را براي اجراي دينمان براي آنكه آزادانه به جمهوري اسلامي راي دهيم
و براي آنكه آزادانه فرياد نه شرقي و نه غربي سر دهيم.

راستي آقاي مهندس از سالهاي شصت تا شصت و هشت بگوئيد،
چرا كه مرور بر خاطرات ما را دوباره زنده مي كند
و بياد مي آوريم كه دوره اي را توفيق هم نفسي با امام(ره) و شهدا داشته ايم،
سالهاي جنگ و جهاد و سالهاي حاكم بودن ارزش ها،
سالهاي زيباي مقاومت كه پير جماران مي ديد كه ملت الهي شده اند.


http://www.alborznews.net/files/fa/news/1387/12/27/4309_440.jpg
آقاي مهندس يادتان هست كه خدا چگونه خرمشهر را آزاد كرد؟
 به ياد مي آوريد كه اروند در مقابل اراده جوانان عاشورايي سر تعظيم فرود آورد
و فاو را پيش كش اخلاص و فداكاري آنها نمود؟

مي دانم كه مي دانيد چگونه حصر آبادان شكست و دل حضرت امام(ره) شاد شد .
حرف دل جوانان بسيجي را به ياد مي آوريد كه مي گفتند سلام مارا به امام(ره) برسانيد
و بگوييد حلالمان كند.

آقاي مهندس قصدمان تبيين واقعيات است و الا چه وقت گله و استيضاح !
هر چند كه شما هم گله كرديد و هم استعفا!؟

لطفا منتظر قسمت سوم باشيد


 

نوشته شده توسط كربلايي در سه شنبه 1388/02/08 ساعت 1:59 موضوع از سیاست چه خبر؟: | لينک ثابت


ميرحسين موسوي 1

باسمه تعالي

قسمت اول


اين روزها در كشور ما حال هواي ديگري است
فرزندان امام راحل(ره) زمينه را براي گسترش و بسط گفتمان امام(ره)
انقلاب و رهبري مساعد مي بينند و احساس تكليف مي كنند
كه بار ديگر ارزش هاي انقلاب را بر سر دست بگيرند
و آرمان هاي امام راحل(ره) را سر لوحه دهه پيشرفت و عدالت قرار دهند.
گرد هم آمده اند تا يكديگر را ياري رسانند براي ساختن ايران فردا
براي احياي هر چه بهتر ارزش ها ي متعالي انقلاب اسلامي
كه حاصل خون هزاران جوان برومند است كه تربيتشان فتح الفتوح پير جماران بود
آناني كه جنگشان جنگ بين فقر و غنا بود و خطشان خط سرخ عاشورا
و حزبشان حزب ا... بود و شعارشان يا شهادت يا زيارت و همان ها تا آخر ايستادند
چرا كه درد فقر و محروميت و استضعاف را چشيده بودند.
آموختند از پيرشان كه بحث مبارزه و رفاه و بحث قيام و راحت طلبي
و بحث دنيا خواهي و آخرت جويي دو مقوله اي است كه هرگز با هم جمع نمي شوند.
موسم حضور ديگري مي آيد كه نشان از اراده عظيم در عموم ملت است
كه اين حضور و اين عظم حكايت از روح انقلابي ملت قهرمان ايران دارد
كه انتظارشان اين است فرزندان انقلابي شان كه پا در عرصه انتخاب گذاشته اند
متعهد به انقلاب و ارزش هاي آن باشند و در حفظ و پاسداري آن، هيچ چيز را مقدم بر آن نشمارند
چرا كه شايد جنگ خاتمه يافته باشد اما مبارزه هرگز پايان نخواهد يافت .

لطفامنتظر قسمت دوم باشيد


 

نوشته شده توسط كربلايي در سه شنبه 1388/02/08 ساعت 1:53 موضوع از سیاست چه خبر؟: | لينک ثابت


ای خدای مهربان گناه من چیست؟

ای خدای مهربان گناه من چیست؟

من،مي‌شناسمت. باور کن!

بهانه نيست. حرف، حرف دل است. شايد از دلي غافل.

 مي‌گويند:

 شجاعت، شرمنده شمايل شما بوده.

 مروت، درمانده مردانگي‌هاتان

و «خوبيها» وامدار خوبيهاتان.

کجا رفته‌ايد؟! خوبان خدادوست کجا رفته‌ايد؟! غريبان شهر!

مي‌گويند:

 زمزمه دعايتان با نغمه قرآن و توسل آميخته بود

 و سنگرهاتان پر بود از بوي باران، بوي سبزه.

 تاکنون به لاله‌زار لاله‌هاي عاشق رفته اید؟

تاکنون شهر حماسه و ايثار را دیده اید؟

مي‌گويند:

رنگ خاکش چون دشت شقايق‌هاست.

 جبهه را دیده اید؟ ، سرزمين‌هاي هجران کشيده را میشناسید؟

سالهاست در جستجوي شما هستم و شما را نيافته‌ام.

زنجير بند هواي نفس و اسير ديدني‌هاي دنيا شده‌ام

و ديگر شما را نمي‌شناسم.

 آنقدر غرق در دنيايم که يادم مي‌رود،

 ياد شما حماسه‌سازان حماسه سرخ جبهه‌ها را.

ای خدای مهربان گناه من چیست؟

دیگر کسي از روزهاي خوب شما نمي‌گويد.

 از سکوت شب سنگرها، از درد دلهاي شبانه.

دیگر کسي قصه‌هاي عاشقانه و صادقانه‌تان را نمي‌گويد.

 دیگر کسی از نگاه پرعاطفه و حرف‌هاي عاشقانه شما نمي‌گويند

دیگر لحظه‌هاي سبز شما را برايمان روايت نمي‌کنند.

دیگر زمزمه حديث سفرهاي غريبانه را نمي‌شنوم.

 آري! من آشناي غزلهاي خاطرات شمايم.

 گاهي در دلم سوگواره برپا مي‌شود.

 گاهي دلم براي صداي خمپاره‌ها مي‌تپد.

 دلم براي نخلهاي سوخته مي‌سوزد

 و آهسته و بي‌صدا ساقه زرد غم و اندوه در دلم ريشه مي‌کند

 و به ياد شما آواي غريبي سر مي‌دهم

و در اين روزگار غريب به غربت و تنهايي خود مي‌گريم

 و به ياد شما، دوباره جان مي گيرم.

من، از شما جدا مانده‌ام.

ای خدای مهربان گناه من چیست؟

 من، قصه مرغان مهاجر را بارها شنيده‌ام.

 من، لحظه عروج را در دشت شقايق‌ها بسیار دیده ام.

من ماندم و غربت شما را از زمان و زمانه ديده‌ام.

 من ماندم و، حديث حادثه‌ها را شنيده‌ام.

روزگار، نه.

زمانه، نه.

زمان، زمان غريبي است.

ای خدای مهربان گناه من چیست؟

غربت ياد شهيد غيرت‌هاي رفته به باد را زنده نمي‌کند.

 غربت ياد شهيد حديث عشق و جنون را رها نمي‌کند.

 غربت ياد شهيد صحبت سرخ لاله‌ها را هويدا نمي‌کند.

 غربت ياد شهيد ابرهاي تيره دل را سپيد نمي‌کند

وغربت ياد شهيد غيرت ما را شعله‌ور نمي‌کند.

 آري، زمان زمان غريبي است.

قرارهاي امروزي آواي بي قراران را از يادها برده است،

ترانه‌هاي امروزي ترانه‌ي دلنواز باران جبهه‌ها را از بين برده است.

 آري! آواي باران به گوشمان نمي‌رسد.

عطر سرخ ايثار بويش را از دست داده است.

 آري! آسمان سينه‌هامان از آواي غربت ياران، بغض ابر گرفته است. 

کجائيد؟! اي لبهاي خاموش،

 تا با صداي آشناي خود برايم بگوئيد رازهاي در زنگار نهفته را،

 قصه شوق پرواز را.

باور کنيد! من اسير دنياي دردآلود و نازيبا شده‌ام

و از زيباييهاي شما فاصله گرفته‌ام.

من، اسير مردابهاي تباهيم.

 طوفان حوادث، در اين زمانه غربت از شما جدايم کرده است.

 من شهر نخلهاي سوخته را ديده‌ام.

 خاک گلگونش را مي‌شناسم.

من چشم‌اندازهاي تماشايي‌اش را ديده‌ام.

 نخلهاي ثابت و نخلهاي بي سر را ديده‌ام.

 آري! من سوگ گلها را ديده‌ام.

ای خدای مهربان گناه من چیست؟

 حکايت پرپر شدن لاله‌هاي خفته در بستر خون را شنيده‌ام.

حکايت شقايقهاي سوخته را،

حديث شجاعت و شهامت شما را شنيده‌ام.

آري! من گريه‌ي کودکان پدر از دست داده را دیده‌ام.

آري! من ناله مادران فرزند از دست داده را شنیده ام.

با چشمان مضطرب و گريانم به دنبال يادگاري از آن روزها مي‌گردم.

 آري! از روي يک نياز و براي فهميدن يک راز بيشتر،

 دنبال سرداران رشيد صحنه‌هاي درد مي‌گردم.

 دنبال آنان که هنوز دلهاشان براي عطر پوکه‌ها و ترانه‌ي سنگرها مي‌تپد.

 مي‌خواهم دلي عاشق برايم از دلهاي شکسته و پريشان بگويد.

چشمانم به دنبال چشمهاي باراني شما مي‌گردد

و دل آواره‌ام دنبال دلهاي آسمانی‌ مي‌گردد و من،

در اين تنهايي به دنبال يک روح دريايي که برايم

 طلوع سرخ خنده‌هاتان را تفسير کند،

ای خدای مهربان گناه من چیست؟

گوش‌هايم به دنبال صدايي از غزل، ترانه‌تر مي‌گردد

 و نگاهم، به دنبال نگاهي ماندني‌تر از سپيده.

 آري! نگاهم از نگاه‌هاي آلوده بسياري بيزار است و از صداي غرقه در لجن.

من صداي هلهله، همهمه و گريه‌هاي رفتن کاروان شقايق‌ها را شنيده‌ام.

من، غم آواز مردان مرگ آفرين و فرياد شعله‌ور آنان را شنيده‌ام.

من، به دنبال نشان سرخ شهیدانم.

من غمي بزرگ را در دل تسلي مي‌دهم.

 غم نبودن با شما، دوري از شما و غربت شما.

زمانه مي‌خواهد که، من بي غم و درد باشم.

روزگار مي‌خواهد مرا به عشرت و شهوت دعوت کند.

 آري! زمانه مي‌خواهد که راحت تن فراهم کنم و روح سرگشته را رها سازم

 اما من نمي‌توانم لب فرو بندم.

 آري! من روزگاری همنفس و همسنگرتان بودم .

 خدا کند، شور جانبازي‌هاي شما،

 نگذارد زمزمه‌هاي ناپاک نامردان را نظاره کنم.

ای خدای مهربان گناه من چیست؟

نگاه‌هاي ناپاک، چشم‌هاي بسياري را فريفته خود مي‌کنند و فريب مي‌دهند

 و به خواب غفلت مي‌برند. گويي آغاز خوابهاي خوش فرا رسيده است.

 خدا کند که روح بلندتان هميشه مرا مدد کند.

 بگذار حرفهايم، در دل بماند و عقده‌هاي غريبانه خود را در سينه، نگه دارم

و زخم‌نامه غربت و تنهايي را برايت شرح ندهم.

 آري! بگذارید هر از گاهي شميم نام پاکتان را بشنوم

 و يادتان را در دل زنده نگه دارم

و تصويرتان را در خاطره ايام جاري و باقي نگه دارم.

بگو  دل با غم ماندن چه سازد ؟

که  این ماتم  دلم را می گدازد .

ای خدای مهربان گناه من چیست؟


 

نوشته شده توسط كربلايي در دوشنبه 1388/02/07 ساعت 1:10 موضوع با شهدا: | لينک ثابت


عشق از نظر عرفا

عرفا مدعی هستند که همه عشقها حقیقی است:
عشق حقیقی است مجازی مگیر *** این دم شیر است به بازی مگیر

اینها فلاسفه را که عشق را دو نوع می دانند رد می کنند، مدعی هستند که در معشوقهای مجازی هم، عاشق در عین حال که خودش نمی داند، معشوق را به اعتبار این که پرتوی از او هست دوست دارد. به عقیده آنها اصلا محال است که انسان غیر خدا را دوست داشته باشد.
محی الدین (ابن عربی) می گوید: ما احب احد غیر خالقه (به خاطر همین حرفهاست که عده ای از فقها به او حمله کرده اند). می گوید: احدی تا کنون غیر از خالق خودش را دوست نداشته لکن احتجب عنه تعالی تحت زینب و سعاد و هند و... او در زیر نامهای معشوقهای مجازی پنهان است، معشوق حقیقی خود اوست.
http://th01.deviantart.com/fs4/300W/i/2005/141/b/9/Poppy_by_kirabraid.jpg

در این زمینه، مولوی شعرهایی دارد، می گوید:
جرعه ای بر ریختی زان خفیه جام *** بر زمین خاک من کأس الکرام
در مقام تمثیل ذکر می کند. می خواهد بگوید که جرعه ای از عشق الهی بر روی خاک ریخته، و اگر انسان، موجود خاکی را دوست می دارد به اعتبار آن جرعه ای است که روی خاک ریخته شده است.
گشت بر زلف و رخ از جرعه نشان *** خاک را شاهان همی لیسند از آن
این عارف می گوید اگر همه، خاک را آنچنان در آغوش می گیرند و می لیسند به اعتبار این است که از آن جرعه چیزی در آن هست. بعد می گوید:
جرعه خاک آمیز چون مجنون کند *** مر شما را صاف او تا چون کند
می گوید این معشوق مجازی به اعتبار اینکه یک ذره از آن جرعه در آن ریخته شده، شما را اینجور کرده، این اگر صاف بشود - یعنی اگر به خود آن حقیقت برسی - دیگر چه خواهی شد؟! بنابراین منافاتی نیست که به ظاهر یعنی در خیال خود انسان معشوق، یک انسان باشد، ولی در حقیقت، معشوق حقیقی، آن انسان نباشد بلکه آن ظاهری باشد که در این مظهر به شکلی خودش را ظاهر کرده است.


 

نوشته شده توسط كربلايي در شنبه 1388/02/05 ساعت 3:19 موضوع عاشقانه ها: | لينک ثابت


شهيد شيميايي

http://salimehyasari.googlepages.com/Khansar_Sping_19.jpg


مريض تخت سيزده

3

امروز دوباره تب کرد

3

بيچاره سرفه مي‌کرد

3

با گريه روز و شب ‌کرد

3

لُپاش گل انداخته بود

3

به زور نفس مي‌کشيد

3

انگار مرگ و بازم

3

جلوي چشماش مي‌ديد

3

قرص و سرنگ و کپسول

3

غذاي هر روزش بود

3

هواي سرد اتاق

3

از آه و از سوزش بود

3

سرفه کن و پس بده

3

تموم غصه‌هاتو

3

به من بگو بسيجي

3

تموم قصه‌هاتو

3

توي اتاق روي تخت

3

روزا کارش دعا بود

3

ذکر لباي خستش

3

فقط خدا خدا بود

                  http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2005/12/162644_orig.jpg

3

يه روز مي‌رفت آي سي يو

3

يه روز مي‌رفت آزمايش

3

ديگه حتي تو هفته

3

يه روز نداشت آسايش

3

مي‌گفت نيار هي اينجا

3

سوزن و سوپ و آمپول

3

بسه ديگه خواهشاً

3

سرم، سرنگ و کپسول

3

بسته ديگه پرستار

3

من که يه روز مي‌ميرم

3

يه روز توي اين اتاق

3

مرگ و بغل مي‌گيرم

3

به من مي‌گفت دعا کن

3

تا خوب بشم يا شهيد

3

آخرشم بي‌خبر

3

از تو اتاق پر کشيد

                 http://www.dananews.ir/images/news/2009_01_25__17_51_51_news.jpg

3

رفت و تازه فهميدم

3

کي بود، چي شد، کجا رفت

3

چه قدر براش سخت گذشت

3

يه شب پيش خدا رفت

3

غروب جمعه بود که

3

رفتم بهشت‌زهرا (س)

3

از يه نفر پرسيدم

3

گفتم: سلام هي آقا

3

اسم و نشون و دادم

3

به پيرمرد خسته

3

گفتش کنار اون بید

3

که شاخه‌هاش شکسته

3

پاهام جلوتر از من

3

مي‌رفت به سمت يک قبر

3

انگار که پر مي‌زد

3

اصلاً نداشت کمي صبر

3

نوشته بود روي قبر

3

علي کيميايي

3

دو، ده، شصت و هشت

3

شهيد شيميايي

3

http://www.picfa.ir/images/43lrzpu7wibh8xizi0um.jpg


  بهزاد پودات 


 

نوشته شده توسط كربلايي در چهارشنبه 1388/02/02 ساعت 8:33 موضوع با شهدا: | لينک ثابت